فهرست کتاب


جلوه های عاشورا

بخش فرهنگی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مدظله العالی‏

جایگاه امام حسن (علیه السلام)و امام حسین (علیه السلام)

در روایات اهل سنت

1.امام حسن و امام حسین دو ریحانه خوشبوی .(10)
2.حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشت می باشند.(11)
3.این ها دو پسر و پسران دختر منند؛خدایا من آنها را دوست می دارم،پس تو (نیز)آنان را دوست بدار،هر کس هم که آنان را دوست دارد،دوست بدار.(12)
4.از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسیدند:چه کسانی از اهل بیت شما نزد شما محبوب ترند؟فرمود:حسن و حسین و همیشه به فاطمه زهرا (علیه السلام)می فرمود،پسرانم را صدا بزن (آنها را بیاور)سپس آنها را می بویید و در آغوش می گرفت(13)
5.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:هر کس حسن و حسین را دوست بدارد،همانا مرا دوست داشته است و هر کس آنان را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است.(14)
6.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به فاطمه،علی،حسن و حسین فرمود:من در جنگم با کسی که شما با او بجنگید و در سازشم با کسی که شما با او سازش دارید. (15)
7.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دست حسن و حسین را گرفت و فرمود:هرکس مرا دوست بدارد،این دو(حسن و حسین) و پدر و مادرشان را(علی و فاطمه) دوست بدارد در روز قیامت با من در یک درجه قرار خواهد گرفت.(16)
8. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:حسین از من است و من از حسینم،خدا دوست دارد هر کس را که حسین دوست بدارد.(17)
9.عایشه - همسر پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: صبحگاهان پیامبر صلی الله علیه و آله از منزل بیرون آمد، در حالی که عبایی از موی سیاه بر دوش داشت،آن گاه حضرت حسن وارد شدند،ایشان را در زیر آن عبا داخل کرد، سپس حضرت حسین آمد و به زیر عبای پیامبر رفت، پس از آن حضرت فاطمه وارد شد،ایشان هم زیر عبا رفت،در آخر حضرت علی وارد شد،ایشان راهم به زیر عبا گرفتند و آن گاه این آیه - آیه تطهیر،سوره احزاب،آیه 33 - را تلاوت فرمودند: ((همانا خداوند می خواهد پلیدی را از شما دور سازد و شما را پاکیزه گرداند؛پاکیزه کردنی))(18)
10.عایشه می گوید:روزی جبرییل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و بر ایشان وحی نمود،در حالی که حسین از شانه و پشت پیامبر بالا می رفت،جبرییل گفت:ای پیامبر!به زودی امت تو فتنه می کنند و این فرزند کوچکت را پس از تو خواهند کشت.آن گاه جبرییل دست برد و خاک سفید رنگی آورد و گفت:فرزندت در این سرزمین کشته می شود،نام آن((طف))است،سپس آن حضرت در حالی که خاک را در دست داشت و گریه می کرد بر گروهی از یارانش که ابوبکر،عمر،علی و...در جمع آنان حضور داشتند وارد شد و فرمود:جبرییل به من خبر داده است که فرزندم حسین در سرزمینی به نام طف کشته می شود و این خاک را به من نشان داده که محل شهادت و قبر او در این خاک خواهد بود.(19)

قیام امام حسین (علیه السلام)از دیدگاه اهل سنت

با نگاهی به سیره سیاسی اهل سنت می توان دریافت که آنان در مورد حکومت ها نیز دیدگاه شیعه دارند؛چرا که از دیدگاه آنان هر کسی که با رای مردم و حتی غلبه و زور - گفتمان تغلب - به حکومت رسید مشروعیت خواهد داشت،بنابراین آنان برای بسیاری از خلفای پس از پیامبر صلی الله علیه و آله نیز مشروعیت قانونی قایل و نافرمانی آنان را غیر قانونی می دانند.
از دیدگاه اهل سنت تا زمان معاویه که،خلافت مسیر طبیعی خویش را می پیمود مشکلی نبود،اما هنگامی که معاویه تصمیم گرفت جریان طبیعی خلافت را تغیر و آن را به پادشاهی و یا سلطنت تبدیل نماید،بسیاری از آگاهان اهل سنت در برابر این اقدام غیر قانونی معاویه بر نمی تابند.
سبط بن جوزی در کتاب تذکره الخواص از حسن بصری نقل می کند که وی گفته است: معاویه مرتکب چهار لغزش شد که اگر آن را تمام مردم روی زمین انجام می دادند بر ایشان کفایت می کرد؛یکی از این لغزش ها این بود که پسرش یزید را به ولیعهدی برگزید و او را به خلافت رساند.
خلافت یزید همان گونه که خود مورخان اهل سنت نقل کرده اند دارای دو اشکال راهبردی بود؛یکی این که به وسیله پول،زور،تطمیع و تهدید بنیان نهاده شد؛چنان که نقل شده معاویه ترتیبی داد تا مردم عراق به صورت گروهی به دمشق بروند و از ولیعهدی یزید حمایت کنند،حتی هنگامی که یکی از این کاروان های نمایشی به کاخ معاویه رسید،معاویه پیش تر به رئیس آنها آموزش داد که با حرکات نمایشی بیعت مردم با یزید را نشان دهد و وقتی جلسه برگزار شد معاویه در یک سمت نشسته بود و یزید در سمت دیگر، رئیس نگهبانان به مردم گفت:ای مردم!امیر المومنین و خلیفه شما این است - اشاره به معاویه - و بعد از او این - یزید را نشان داد،اگر خواستید چه بهتر و اگر نخواستید،شمشیرش را از غلاف بیرون و به رخ مردم کشید.
نحوه بیعت گرفتن از مردم این گونه بود و مردم با رغبت بیعت نکردند و این مسلم است. اشکال دوم نداشتن صلاحیت اخلاقی یزید است. دانشمندان اهل سنت نقل کرده اند که خلیفه دارای شرطهایی است که یکی از این شرطها برخورداری از عدالت است،چرا که خلیفه باید بتواند از دین و دنیای مردم حفاظت کند،در حالی که همگان بر فسق یزید اجتماع دارند.
با ذکر این مقدمه می توان گفت:بیشتر بزرگان اهل سنت در مورد امام حسین (علیه السلام) و نهضت آن حضرت به شدت از آن دفاع و ایشان به بزرگی یاد می کنند،به گونه ای که می توان ادعا نمود برخی از مطالبی که در مورد امام حسین (علیه السلام) نگاشته اند،بهتر از مطالب شیعه می باشد.آنها در مقابل نیز به شدت از یزید انتقاد می کنند و حتی تا مرحله اثبات کفر او نیز پیش رفته و ثابت کرده اند که یزید نه تنها فاسق بوده بلکه کافر نیز بوده و لعن بر او واجب است و باید از او تبری و بیزاری جست.
به این مناسبت دیدگاه برخی از دانشمندان اهل سنت را درباره یزید نقل می کنیم.
ابن عماد - فقیه حنبلی مذهب - در کتاب شذارت الذهب می گوید: ((احمد بن حنبل درباره لعن یزید دو گفته دارد که در یکی به جواز و ثواب لعن او اشاره و دیگری تصریح می کند و مالک و امام ابو حنیفه نیز تلویحا یزید را لعنت کرده اند و به راستی چرا این گونه نباشد و حال آن که یزید،قمار باز و دایم الخمر بود.(20)
ابن حجز نیز می نویسد:((قاضی ابویعلی کتابی دارد به نام((چه کسانی استحقاق لعن دارند))در آن کتاب یزید را جزو کسانی به شمار آورده که استحقاق لعن دارد،دلیلش روایتی است از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود:من أخاف أهل المدینه ظلما أخاف الله و علیه لعنه الله و الملائکه و الناس أجمعین؛آن کس که مردم مدینه را بترساند،خداوند او را خواهد ترساند و مورد لعن خدا و فرشتگان و تمام مردم قرار می گیرد.آن گاه می نویسد:شکی نیست که یزید با لشکر و نیروهای مسلح خویش به جنگ مردم مدینه رفت و اهل مدینه را با جنایاتی که انجام داد به شدت مضطرب و نگران کرد و در دل آنها ترس ایجاد نمود؛چرا که او مدینه را برای خود مباح کرد.نقل شده است که حدود 300 دختر مورد تجاوز او - یزید - قرار گرفته و گروهی از صحابه را به قتل رساند و نماز جماعت را در مسجد النبی صلی الله علیه و آله تعطیل کرد و پس از آن برای جنگ با عبدالله زبیر آماده شد و کعبه را با منجنیق مورد حمله قرار داد و آتش زد.(21)