نماز و نمازگزاران

آیت الله جوادی آملی , علامه محمد تقی جعفری

نماز عبادتی است که فلسفه و هدف خود را در بر دارد

اگر چه می توان گفت: همه عبادات فلسفه و هدف خود را در بر دارد، زیرا همانگونه که در توصیف نماز گفتیم: این عبادت عبارتست از بر قرار ساختن ارتباط ما بین یک موجود بی نهایت کوچک یا یک موجود بی نهایت بزرگ در حال معرفت و انجذاب، این معنی در همه انواع عبادات و با کمیتها و کیفیتهای گوناگون وجود دارد. و در حیات معنی دار انسانی هیچ هدفی بالاتر از این وجود ندارد. ولی این ارتباط در نماز همه جانبه تر و گویاتر از اغلب عبادات است، مانند روزه و حج و غیر ذلک.
توضیح این که فلسفه و هدف نماز در خود آن است و بطور مختصر بدینقرار است:
یک آغاز نماز با جمله مقدس الله اکبر صورت می گیرد، با گفتن این جمله نماز گزار از همه تعلقات و روابط مادی با جهان ماده و حتی تخیلات و اندیشه های غیر الهی منقطع می شود و وارد پیشگاه ربوبی می گردد، خدا را در فوق تصورات و بزرگتر از هر توصیف و با عظمت درباره خدا که پس از اشراف آدم نماز گزار بر همه عالم هستی ولو بطور اجمالی دست می دهد، به تنهایی نم تواند هدف از عبادت تلقی شود؟ آری انسان در چنین حالتی است که از خود طبیعی وابسته به عالم طبیعت، از خود برتر می رود و به عالم ملکوت الهی می پیوندد.
این جمله مقدس (الله اکبر) در اول هر نماز یک مرتبه بطور واجب ادا می شود و در هر نماز چهار رکعتی 24 بار و در نماز دو رکعتی 14 بار و در نماز سه رکعتی 19 بار بطور مستحبی تکرار می شود که در مجموع نمازهای یومیه 105 بار این حالت دریافت فروغ ربانی و اشراف به عالم هستی می تواند نصیب انسان گردد.
دو مضامین آیات سوره حمد هر انسانی را که با توجه و حضور قلب آن را بخوانند، با حکمت وجودی او که بر مبنای دریافت خدا (مبدء) و معاد (قیامت و ابدیت) و حرکت در حیات معقول در جاذبه الهی استوار است، آشنا می سازد، لذا ما در بیان هدف نماز به ترجمه و توضیحی مختصر درباره سوره حمد قناعت می کنیم. ترجمه سوره حمد پس از نام خدا، چنین است:
سپاس مر خدا راست که پرورنده عالمیان است، بخشاینده و مهربان مالک روز جزا، (پروردگارا،) ترا عبادت می کنیم و از تو یاری می جوئیم. ما را به راه راست هدایت فرما. راه کسانی که به آنان انعام (احسان و عنایت) فرمودی
نه آنان که مورد غضب تو قرار گرفتند و نه گمراهان.
1 - الحمد لله رب العالمین (سپاس مرخداراست که پرورنده عالمیان است.) او است خداوندی که بقاء و استمرار هستی همانند به وجود آمدن مستند به دوام فیض او است.
2 - الرحمن الرحیم (بخشاینده و مهربان) این دو صفت رحمانیت و رحیمیت خداوندی در هر شبانه روز دو مرتبه نهال امید و نشاط و انبساط روحی را در باغ درون آدمی آبیاری می نماید و از تباه شدن در پوچی ها و نومیدیها جلوگیری می کند.

ای بلبل جان مست ز یاد تو مرا - وی مایه غم پست ز یاد تو مرا
لذات جهان را همه یکسو فکند - حالی که دهد دست ز یاد تو مرا

3 - مالک یوم الدین پایان سرنوشت و محاسبه عمری که در دنیا سپری شده است. تعیین سعادت یا شقاوت ابدی. همگی بدست آن خداوند پرورنده عالمیان و رحمان و رحیم است.
4 - ایاک نعبد و ایاک نستعین. وقتی که نمازگزار به این آیه مبارکه می رسد، در حقیقت نوید شایستگی خطاب و نیایش رویارویی با خدا به او رسیده است که می گوید: پروردگارا، تو را می پرستیم و از تو یاری می جوییم. در این رویارویی دو ارتباط که اساسی ترین ارتباطات چهارگانه (ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با جهان هستی و ارتباط انسان با همنوعان خود) می باشد. مورد دریافت عمیق نمازگزار می گردد:
1 - ارتباط با خدا (ایاک نعبد)
2 - ارتباط با انسانها که مجموع آنان در یک وحدت عالی تشکل یافته، توفیق حرکت در مسیر کمال اعلا را از پیشگاه ربوبی مسئلت می نمایند. و بدیهی است که بشر بدون دو ارتباط مزبور، هرگز از زندگی قابل تفسیر و توجیه (حیات معقول) برخوردار نخواهد گشت.
5 - اهدنا الصراط المستقیم عبور از خارستان شهوات و گذر از سنگلاخهای عالم طبیعت که جایگاه تلاقی ماده و روح است.
نجات پیدا کردن از اغواها و فریبکاریهای شیطان رجیم از یک طرف و رهایی از چنگال تحریکات غرایز حیوانی و خود خواهی های متنوع از طرف دیگر، بدون التجاء و پناهندگی دائمی به الطاف و عنایات ربانی امکان ناپذیر است: این که می گوئیم.

ای همیشه حاجت ما را پناه - بار دیگر ما غلط کردیم راه
دمبدم وابسته دام توئیم - هر یکی گر باز و سیمرغی شویم
صد هزاران دام و دانه است ای خدا - ما چو مرغان حریص و بینوا

این که می گوییم:

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا - ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
ذوق پردازی نمی کنیم، بلکه با نظر به تجدد و نوبه نو شدن حالات روانی و جوشش مستمری خود خواهی ها و لذت گرایی ها، حقیقت را می گوییم، و به همین جهت است که خداوند سبحان ما را به خواندن آیه مبارکه اهدنا الصراط المستقیم که جزئی از سوره حمد باضافه سایر آیات این سوره مبارکه در نمازهای واجب و مستحب مکلف فرموده است.
6 - صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین حرکت در صراط مستقیم که مستند به هدایت الهی است. از عمل به دستورات خداوند و رسول او ناشی می گردد. این انسانهای سالک در صراط مستقیم هستند که گروه پیامبران و صدیقین و شهداء و صالحان اولاد آدم بوده و مورد انعام و عنایات خداوندی می باشند فلهدیناهم صراطا مستقیما. و من یطع الله و الرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهدا و الصالحین و حسن اولئک رفیقا (النساء آیه 68 و 69)

مختصات نماز و نمازگزاران

نماز و نمازگزاران در قرآن

در قرآن مجید در بیش از 80 مورد کلمه صلوه بمعنای نماز آمده است. ما نخست مختصات نماز و نمازگزاران را از قرآن مجید استخراج می نماییم و سپس به مطالبی دیگر در این مبحث می پردازیم:
یک - استمداد و یاری جویی از نماز در برابر شدائد و سختی های زندگی که دامنگیر همه انسانها است. این حقیقت قابل تردید نیست که زندگی آدمی از سنگلاخ ناگواریها و حوادث غیر قابل تحمل و ظلماتی که گاهی هیچ روزانه امید بخش در آنها مشاهده نمی شود. مردم در برابر این سختی ها بر دو گروه اصلی تقسیم می گردند: یک گروه با انواعی از وسائل تخدیر و با کنار زدن خود از سیل گاه آن سختی ها و زیر پا قرار دادن اصول و قوانین لازم، خود را راحت تلقی می کنند. با اینحال خود آنان در اعماق درون خود می دانند که با سپری شدن ساعتهای تخدیر و خودفریبی مجبورند با همان سختیها مواجه شوند:

جمله عالم ز اختیار و هست خود - می گریزد در سر سرمست خود
می گریزند از خودی در بیخودی - یابه هستی یا به شغل ای مهتدی
تا دمی از هوشیاری وارهند - ننگ خمر و بنگ خود را می نهند

ولی این بی خودی تصنعی و ناهشیاری و تخدیر دوامی نداشته، دیر یا زود

نفس را زان نیستی وامی کشی - زانکه بی فرمان شد اندر بیهشی
نیستی باید که آن از حق بود - تا که بیند اندر آن حسن احد(59)
یعنی باید بار دیگر بر گردند بهمین سنگلاخ سختی ها و ناگواریها.
گروه دیگر نمازگزاران هستند، اینان که در هر شبانه روز چند بار توفیق حضور در پیشگاه الهی را بدست می آورند، حکمت هستی و هدف عالی حیات را بالاتر از آن می دانند که غم و شادیها و شیرینی ها و تلخی های روزگاران بتواند در حیات معقول آنان که بر مبنای حکمت ربانی و به هدف اعلی می رود، تاثیری بگذارد:

غم و شادی بهر چه تفاوت دارد - باده بده شادی آن کاین غم ازوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقیست - به ارادت بکشم درد که درمان هم از وست

به همین جهت بوده است که سالکان طریق عشق حقیقی و رشد یافتگان حیات ربانی با ابتلاء به مصائب و ناگواریهای بسیار سخت، هرگز چهره شکوفای خود را در هم و آشفته ننموده با دریافت عظمت لذت دیدار خداوندی همواره شادمان و بانشاط بودند.
دو - افزایش هشیاری و استناد آن به بیداری فوق بیداریهای طبیعی که گاهی سنگین تر از هر خواب سنگین می باشند. خداوند سبحان از ورود به نماز در حال ناهشیاری بطور عام نهی می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لا تقربوا الصلوه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون (النساء آیه 43)
(ای مردمی که ایمان آورده اید به نماز نزدیک نشوید در آن حال که مست هستید تا بدانید آنچه را که می گویید). با توجه به جمله تا بدانید که چه می گویید بخوبی روشن می شود که منظور اعم از مستی و انواع ناهشیاریها است. و این یک قضیه بدیهی است که برای دریافت مقام شامخ ربوبی و درک و فهم صفات کمالی خداوندی که مواردی از نماز باید بزبان آورد، هشیاری کامل مورد نیاز اسا. همچنین برای فهم و بیان این حقیقت که ما بندگان او را عبادت می کنیم و از او یاری می جوییم، بیداری و توجه دقیق لازم است. همچنین تسبیح گفتن واقعی به پروردگار عظیم در رکوع و پروردگار اعلی در سجده بدون نهایت هشیاری و انجذاب امکان پذیر نیست.
سه - واقم الصلوه ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر (العنکبوت آیه 45)
این مختصر باعظمت، سازندگی این عبادت بزرگ را که نماز نامیده می شود، بیان می کند. هر انسان عاقل حتی باکمترین توجه به این که از موقع گفتن الله اکبر به شرف و افتخار و کرامت ارتباط رویارویی با خدا نائل آمده و شخصیت او را از روی خاک برخاسته و فروغ ربانی در دل او تابیده است، هرگز چنین شخصیت و چنین دل را در لجنزار خود خواهی ها و کامکاری در فحشاء و زشتی ها تباه و نابود نمی سازد. در پیکار تضاد آشتی ناپذیر فروغ الهی و ظلمات فحشاء و زشتی ها، غلبه نهایی با فروغ جان پرور و روح افزای آن ارتباط است که الله اکبر آغاز آن است، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته که نغمه ابد آهنگ وحدت انسانهای مشترک در قافله سالکین جاذبیت ربوبی است، پایان آن می باشد.
براستی چه معنای بزرگی دارد آن ارتباط سازنده که نخست با دیدار رویاروی با فیض بخش هستی شروع می شود و در امتداد حرکت همه اعضای قافله ملکوت الهی را با آن نور حاصل پس از دیدار با فیض مطلق، در عبادت و یاری خواستن از خدا ایاک نعبد و ایاک نستعین مشترک و متحد تلقی نموده و با درود به پیامبر و به خویشتن و به عباد الله صالح و دیگر شایستگان به پایان می رساند.




...................) Anotates (.................
1) سوره ابراهیم آیه 40
2) سوره ابراهیم آیه 37
3) سوره طه آیه 14.
4) سوره مریم آیه 31.
5) سوره مریم آیه 55.
6) سوره طه آیه 132.
7) سوره اسرا آیه 78.
8) سوره اسرا آیه 78.
9) سوره اسرا آیه 79.
10) سوره انبیا آیه 73.
11) سوره انبیا آیه 73.
12) بحار جلد 84 ص 262.
13) سوره مومنون آیه 1.
14) سوره نور آیه 62.
15) سوره نساء آیه 103.
16) سوره سبا آیه 28.
17) سوره انبیاء آیه 107.
18) سوره آل عمران آیه 164.
19) سوره بقره آیه 185.
20) سوره بقره آیه 1.
21) سوره نساء آیه 103.
22) سوره عنکبوت آیه 45

23) سوره معراج آیه 19
24) سوره روم آیه 30
25) سوره ص آیه 71
26) سوره معراج آیه 19
27) سوره معارج آیه 25
28) سوره بقره آیه 45 و 153
29) سوره مریم آیه 6
30) سوره مریم آیه 4
31) سوره آل عمران آیه 39
32) سوره مریم آیه 7
33) سوره اسرا آیه 1
34) سوره جن آیه 16
35) سوره اعراف آیه 96
36) سوره قیامت آیه 31
37) سوره مدثر آیه 43
38) سوره نساء آیه 142
39) سوره نساء آیه 142
40) سوره نساء آیه 43
41) سوره نساء آیه 41
42) سوره شعراء آیه 219
43) سوره احزاب آیه 43
44) سوره بقره آیه 257
45) سوره ماعون آیه 4
46) سوره مریم آیه 59
47) سوره عنکبوت آیه 45
48) سوره حج آیه 41
49) سوره قصص آیه 5
50) سوره نور آیه 55
51) سوره مائده آیه 3
52) سوره نور آیه 41
53) سوره اسراء آیه 44
54) سوره نور آیه 41
55) سوره بقره آیه 238
56) سوره اسراء آیه 78
57) سوره منافقین آیه 1
58) منظور آن مرحوم از نماز گزاردن حضرت امام موسی بن جعفر علیهما السلام در زندان تاریک هارون الرشید عباسی است.
1 - آن بزرگوار در موقع نماز گزاردن خداوند قیوم را در حال قیام جلوه می داد همانند تجلی دادن خداوند بزرگ را در موقع گفتن تکبیره الاحرام.
2 - او در حال خواندن سوره حمد تجلی خداوند محمود را داشت، همانگونه که خداوند یکتا را در هنگام خواندن سوره توحید در دل در می یافت.
3 - خداوند با عظمت را در حال رکوع که در خضوع غوطه ور بود جلوه می داد.
4 - همچنان که در هنگام سجده که به مقام عالی قرب می رسید، علی اعلی در درون او تجلی می یافت.
5 - آن نماز گزار حقیقی خداوند مشهور را در تشهد می نمایاند - در آنهنگام که به غایت تجرد نائل آمده بود.

59) منظور مولوی از نیستی، گامی گذاشتن به عالم فوق محسوسات و سیر در عالم ملکوت الهی است که مانند عدم نشئه طبیعی است، عدم باین معنی در سخنان مولوی در موارد متعدد آمده است از آن جمله:

ای خدا جان را تو بنما آن مقام - کاندران با حرف می روید کلام
تا که سازد جان پاک از سر قدم - روی عرصه دور پهنای عدم
عرصه ای بس باگشاد و با فضا - کاین خیال و هست زو یابد نوا