نماز و نمازگزاران

آیت الله جوادی آملی , علامه محمد تقی جعفری

بخش سوم:

ذات اقدس الله در مقابل انبیاء و اولیاء و مومنین مسئله کافران و منافقان و افراد ضعیف الایمان که اهل تجزیه نمازند را نام می برد و آنها را نکوهش می کند. درباره کسانی که اصلا اهل نماز نبودند نماز را قبول نداشتند مثل کافران می فرماید: اینها باید طعمه دوزخ بشوند. اولین چیزی که یاد می کند این است فلا صدق ولا صلی ولکن کذب و تولی ثم ذهب الی اهله یتمطی اولی لک فاولی ثم اولی لک فاولی(35) بعد از این که فرمود فلا صدق اولین فرعی که از فروع دین نام می برد مسئله نماز است گرچه بعضی احتمال دادند که فلا صدق یعنی تصدق و صدقه نداد. اما به قرینه ولکن کذب و تولی نشانه آن است که تصدیق نکردند نه این که صدقه ندادند علی ایحال مهمترین فرعی که بعد از لا صدق ذکر می کند همان لا صلی است. چه این که مبتلایان به دوزخ وقتی وارد عذاب الیم جهنم شدند آنجا از آنها سوال می شود که ما سلککم فی سقر اولین جوابی که می دهند لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنانخون مع الخائصین و کنانکذب بیوم الدین(36) اولین جواب این است که ما اهل نماز نبودیم.
این درباره کافران اما درباره منافقان قرآن با نکوهش یاد می کند و می فرماید اینها کسانی هستند که اذا قاموا الی الصلاه قاموا کسالی(37) انسان برای این که ببیند که مومن است یا منافق اگر مومن است ایمان او قوی است یا ضعیف با این نشانه ها می تواند خود را ارزیابی کند. فرمود منافقان کسانی هستند که وقتی به نماز می ایستند کسلند یعنی حضور قلب ندارند، یا اعتقاد ندارند یعنی توجه قلبی ندارند گرچه ممکن است پیشانی آنها وصله ای بسته باشد. نظیر خوارج ولی چون واقعیتی در کار آنها نیست قرآن از آنها به کسالت یاد می کند. چه این که سخنی فرمود: ولا یاتون الصلوه الا و هم کسالی(38) اینها اصلا نماز را جز باکسالت نمی خوانند. چه در خلوت چه در جلوت چون اهل نماز نیستند.
در سخن دیگر درباره منافقان فرمود: لا یذکرون الله الا قلیلا(39) اینها کم به یاد خدایند با این که اینها منافقانند و به حسب کمیت خیلی بیش از بعضی افراد دیگر به یاد خدا بودند. اما قرآن فرمود:
اینها کم به یاد خدا هستند در ذیل این آیه روایتی از حضرت امیر المومنین سلام الله علیه رسیده است که فرمود: معنای قلیل این است که وقتی اینها در حضور دیگران باشند سعی می کنند به یاد خدا باشند، وقتی تنها شدند یاد خدا را فراموش می کنند چون در حضور دیگران برای دیگران است نه رضای خدا این چیز اندکی است این هم از غرر روایات است بنا به تعبیر سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبائی رضوان ا... تعالی که در ذیل آیه این روایت را نقل می کند و می فرماید که از غرر و از لطائف روایات است که معنای لطیفی را از آیه استفاده کردند که ناظر به کیفیت است نه کمیت گرچه لسان آیه لسان کمیت است ولی محتوای آیه کیفی است که لا یذکرون الله الا قلیلا این اندک است و سودی هم ندارد و منافقان اصولا کسانی هستند که لا یاتون الصلاه الا وهم کسالی قرآن کریم به همه کسانی که با نماز مانوس اند فرمود لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون(40) فرمود: شما هنگامی که نمی دانید چه می گوئید و مستید به نماز نزدیک نشوید تا این که بفهمید چه می گوئید گرچه مستانه به نماز وارد شدن با این آیه نهی شده است و اما آن تعلیل عام است فرمود: حتی تعلموا ما تقولون(41) یعنی انسان در هنگام نماز باید بداند که چه می گوید زیرا هنگام نماز خدا را می بیند. گرچه خدا در همه حالات او را می نگرد. در قرآن کریم راجع به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نمازگزاری او هم این آیه نازل شد که الذی یراک حین تقوم و تقلبک فی الساجدین(42) چه این که او مصلی علی العبد است که فرمود: هو الذی یصلی علیکم لیخرجکم من الظلمات الی النور(43) تا شما را از هر تاریکی و تیرگی برهاند و به نور برساند. اگر الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الضلمات الی النور(44) راه اعمال این ولایت تکوینی و صلوات فرستادنش به برکت صلوات خود انسان است انسانهائی که مردان با ایمان هستند و اهل نمازند مشعمول صلوات الهی هستند، غرض آن است که این صلوه و این صلوات برای مردان با ایمان این خصوصیت را دارد اما مردمان منافق اینچنین اند که اصلا لا یاتون الصلوه الا و هم کسالی و قرآن درباره افرادی که نمی فهمند چه می گویند فرمود: لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ماتقولون چون خدا شما را در این حال می بیند و بهترین حالی است که شما در محضر ذات اقدس الهی هستید.
افرادی که اصلاه نماز را بترک ضایع می کنند یا به بی التفاتی ضایع می کنند و یل بر آنان است و فرمود: ویل للمصلین الذینهم عن صلوتهم ساهون(45) درباره آنها که نمی فهمند چه می گویند، نمی فهمند چه می خوانند یا نمی خوانند یا باطل می خوانند فرمود: وای بر اینها، در مقابل آن مصلین که در سوره معارج آمده است که همه فضائل و ترک رذایل را به همراه دارند این مصلین که در سوره ماعون آمده که بسیاری از رذایل را همراه دارند اینها کسانی هستند که مشمول آیه می گردند که فرمود: اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات(46) اینها کسانی هستند که نماز را ضایع کردند و پیرو شهوات شدند چون ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر(47) اگر نماز نباشد قهرا پیروی شهوات و پیروی منکر بدنبال او خواهد آمد. اگر نماز باشد انسان هلوع و جزوع و منوع نیست ولی اگر نماز نباشد هلوع و جزوع و منوع است. پس اگر چنانچه برای کافران و منافقین و افراد ضعیف الایمان آثار سوئی ذکر می کند مهمترین منشاء اثر آن را همان ترک نماز یا تضییع نماز می داند که اضاعوا الصلوه متقابلا وظیفه مردان الهی را در حکومت اسلامی همین می داند که فرمود: الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه(48) در این بخش قرآن کریم سه مرحله دارد.
درباره تمکین و اقامه نماز فرمود: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین(49) این اصل کلی در همین راستاست که فرمود: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملو الصالحات لیستخلفنهم فی الارض و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا(50) بعد فرمود اگر ما به وعده خود وفا کردیم و اینها را متمکن در ارض کردیم و این مستضعفان را وارث زمین کردیم برنامه هایشان این است که مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه بعد در فصل سوم آن خصوصیت صغرای مشخص را بیان می کند که الیوم اکملت لکم دینکم(51)
پس در یک فصل وعده کل می دهد، در یک فصل برنامه ها را مشخص می کند و در یک فصل هم به وعده وفا می کند. الیوم اکملت وفای به وعده است آن وقتی که حضرت امیر (علیه السلام) متمکن در زمین شد ببینیم که چگونه نماز را احیاء و اقامه کرده است. حضرت امیر نماز را برای کارگزاران خود یک امر مقدس و لازمی شمرده است، در عهد نامه معروف مالک اشتر یک فراز جاذبی دارد. در آنجا فرمود به همه کارگزاران ابلاغ بکنید در بخش دیگری هم مشابه این است که هم کار مردم را برای رضای خدا انجام دهید هم عبادات شما فراموش نشود ولی بهترین وقت و سرزنده ترین وقت را برای عبادت خود انتخاب کنید، یعنی شما که باید نماز بخوانید در اول وقت با طراوت نماز خوانید نه در آخر وقت با کسالت زیرا اگر در اول وقت با طراوات نماز خواندید هم کار مردم را و هم خود را در راه خدا تصحیح کردید، آنچه که به شما اجازه خلاف نمی دهد همین نماز است در آن دستور العمل آمده است که بهترین و شاداب ترین وقت را برای عبادت خود قرار دهید. گرچه آنجا عنوان عبادت دارد اما بارزترین مصادیق عبادت همان نماز است به شهادت آیات فراوانی که وقتی می خواهد مومنین را معرفی کند اولین وضعی که بعد از اعتقاد ذکر می کند در بین فروع دین و اعمال جوارحی همان مسئله نماز است. حتی آنهائی را هم که سفارش به نماز جمعه می کند، دستور این است که طوری نماز جمعه را بخوانید که دیگران مزاحمتی احساس نکنند اضعف مامومین را مراعات کنید در همه موارد دستورات خاص خودشان را صادر می کند از این جهت مشکلی ما نداریم، لذا وقتی قرآن کریم می خواهد افراد با ایمان را معرفی کند، می فرماید شما در راستای همه موجودات دیگر حرکت کنید. پرنده ها همه شان اهل نمازند و تسبیح، همانطوری که برای موجودات گذشته از تسبیح عبادت دیگری است به نام نماز و این نماز را قرآن کریم به خصوص ذکر می کند. قد علم صلوته و تسبیحه(52) برای انسان هم عبادات فراوان است که یکی از بر جسته ترین آنها را نماز در کنار سایر عبادات و تسبیحات ذکر می کند. ان من شی الا یسبح بحمده(53) را به عنوان یک اصل کلی ذکر فرمود اما در سوره نور فرمود: کل قد علم صلوته و تسبیحه یا قد علم الله صلوته و تسبیحه(54) موجودات علم به علم دارند منتهی مائیم که از علم له علم آنها غافلیم و درک نمی کنیم از مسائل آنها
اینها عصاره ای از سخنانی بود که درباره نماز آمد و ذات اقدس الله هم برای این که انسان گرفتار کفر و نفاق و ضعف ایمان نشود مستقیما به وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد قل لعبادی الذین آمنوا یقیموا الصلوه یا حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی(55) مواظب نمازهایتان باشد مخصوصا نماز وسطی که تطبیق شده بر نماز ظهر، این حافظوا علی الصلوات مشابه الذین هم فی صلوتهم دائمون اینها دائم الصلوه هستند مواظب وقت نمازند و بررسی می کنند. مرحوم شیخ مفید در کتاب شریف امالی از حضرت امیر (علیه السلام) نقل کرده که حضرت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه الا ضمنت له الراحه هیچ بنده ای نیست که اهتمام به وقت نماز بگذارد مگر این که من چند چیز را در حال احتضار و مانند آن برای او ضمانت می کنم، یکی حالت نشاط و طرب در حالت مرگ است، یکی انقطاع هموم و حزن و غم و امثال آن، بعد در ذیل این جمله اضافه کرد کنامره رعاه الابل یعنی ما در جاهلیت جزو راعیان و شترچرانان بودیم و سعی می کردیم ببینیم کی شتر حرکت می کند، غذا می خورد و یا بار می برد و مانند اینها، ولی به برکت اسلام الان شمس بانی کار ما شد کار ما از زمین به آسمان ترقی کرد، الان مواظبیم که کی شمس طلوع می کند که نماز صبح غذا نشود و کی غروب می کند که آستانه غروب باشد و زمینه برای نماز مغرب و کی دلوک شمس دارد از نصف النهار می گذرد که اقم الصلوه لدلوک الشمس(56) امتثال شود فرمود: ما باید خدا را شکر کنیم که در جاهلیت کناره رعاه الابل... و ان الیوم رعاه الشمس این شمس و قمر را اسلام محور قرار داد برای تشخیص مواقیت. مردمی که زمینی می اندیشیدند هم اکنون آسمانی فکر می کنند تا در سایه این تفکر آسمانی به خالق سموات و ارض برسند چون انسان وقتی در نماز گفت الله اکبر، استصغر من بین السموات العلی و الارض الی الثری وقتی گفت: الله اکبر تمام نظام کیهانی در پیشگاه او خاشع و خاضع اند و کوچک جلوه می کنند که این در اسرار الصلوه مرحوم شهید ثانی آمده است، البته اصلش در خطبه معروف همام آمده که عظم الخالق فی انفسهم فصغر مادونه اعینهم ذات اقدس الله در جان مردان خدا عظیم است که می گویند الله اکبر و ما سوای حق ضعیف است و اگر کسی خدای ناکرده بگوید الله اکبر و کل جهان پیش او کوچک نباشد و چشم طمع به کار خود یا دیگران داشته باشد این هم لا یاتون الصلوه الا و هم کسالی است و امثال ذلک چرا ؟ برای این که گفته الله اکبر یعنی من شهادت می دهم خدا بزرگترین چیزهاست یا اکبر من ان یقاس یا اکبر من ان یوصف اما در عین خال که می گوید من شهادت به کبریایی حق می دهم سر در آستان زید و عمرو دارد، این کسی است که منافقانه نماز می خواند چون منافقین آمدند به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردند قالوا نشهد انک لرسول الله(57) این صدق خبری است ولی کذب مخبری یعنی این خبر حق است ولی مخبر دروغ می گوید اگر کسی بگوید الله اکبر ولی خدانکرده چیز دیگری را بعنوان عظیم تلقی بکند این حرفش حرف راست است اگرچه خودش آدم دروغگویی است و انسان با وصف نفسانی محشور می شود نه با فعل اگر فعل حسن فعلی داشت و فاعل با قبح فاعلی همراه بود فاعل مهمان اوصاف نفسانی خودش هست.
فعل منافقین فعل حق بود و وصفشان وصف کف آمیز بود این حرفی که می گفتند انک لرسول الله حق است و خودشان به این حرف معتقد نبودند.
این عصاره سخن در سه فصل بود.
فصل اول: سیره انبیاء و اولیاء و مردان خدا درباره نماز
فصل دوم: فوائد نماز
فصل سوم: سیره کافران و منافقان و افراد ضعیف الایمان و عواقب سوء آنها
درباره بدنمازی یا بی نمازی
امیدوارم که ذات اقدس الله همان دعای سالار شهیدان حسین بن علی بن ابیطالب را که فرمود: جعلک من المصلین را درباره همه مه مستجاب بفرماید و ما را جزء نمازگزاران واقعی قرار بدهد غفر الله لنا ولکم و السلام علیکم

استاد محمد تقی جعفری

بسم الله الرحمن الرحیم

پیش از آن که به تعریف یا توصیف نماز و نمازگزاران بپردازیم، چند قضیه مربوط به یکدیگر را که برای شناخت معنای نماز ضرورت دارند، متذکر می شویم:
1 - اگر انسان بخواهد در این دنیا به آگاهی و آزادی شخصیت انسانی زندگی کند، نه مانند دندانه ماشین ناآگاه، قطعی است که باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی اعلا منظور بدارد. منکر این اصل اول خود را می فریبد، سپس ساده لوحان ناآگاه را.
2 - اساسی ترین کاری که برای تامین زندگی هدفدار ضرورت دارد، به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی به کمال است که با تسلیم به آن و سر به سجده نهاندن در برابر آن، زندگی در هر فعالیت و هر پدیده ای که قرار بگیرد، دارای حکمت و معنای قابل تفسیر و توجیه می گردد، زیرا بدیهی است که دانستن حکمت و هستی و هدف زندگی به تنهایی غوره جان آدمی را به مرحله انگور دارای شیره نیروبخش نمی رساند.
3 - بدانجهت که احساس لزوم کمال جویی، فراگیرترین و عمیق ترین احساس است که در اشکال مختلف و با طرق گوناگون، در درون بشر فعالیت می کند، لذا هر انسانی که این احساس را در قرار گرفتن در جاذبیت کمال حقیقی اشباع نکند، باید آن را در کمال خیالی و تصنعی به پوچی بکشاند. در نتیجه به آن درجه از زندگی قناعت کند که نام آن را برخی از مشاهیر انسانشناسی گوریل باهوش اصطلاح کرده اند!
4 - از قضایای فوق به این نتیجه می رسیم که انسان برای قرار دادن زندگی خود در جاذبیت کمال بایستی بر یک حقیقتی تسلیم شود و در برابرش بزانو بیفتد و پیشانی برای سجده به آن بر زمین بگذارد. این تسلیم و سجده نه تنها احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند، بلکه پاسخ عملی برای چهار سئوال اساسی حیات (من کیستم؟ از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجا می روم؟) را نیز با کمال وضوح در می یابد. و باید بیقین بدانیم که اگر ما انسانها در برابر ضد آن کامل مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم، باید به شماره خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود خدایانی بتراشیم. و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سر به سجده بگذاریم! مگر این که چنان تخدیر شویم که حتی توانایی پاسخ به این سئوال ساده را هم نداشته باشیم که ما زنده ایم یا مرده؟ هستیم یا نیستیم؟
این غلط بسیار مخرب، نظیر آن انحراف تباه کننده ای است که عده ای از سطح نگران از خود راضی به آن مرتکب شده اند. آنان بدون این که متوجه شوند با انکار یک خدای واقعی حقیقی، برای خود به عدد موجوداتی که در عرصه هستی حرکت و تحول دارند، خدای مصنوعی می تراشند و بجای یک اراده کلی، بینهایت اراده ها برای خود می سازند و دل خوش می دارند به این که دل به بشریت سوزانده قدمی برای بشریت برداشته اند، همانگونه که خفاشان با انکار خورشید قدمی برای همه جانداران بر می دارند!
خلاصه تا سر برای پیوستن به جاذبیت کمال به پیشگاه ربوبی بعنوان نماز بر زمین نهاده نشود، محال است سر از خودپرستی و لذت گرایی و پرستش خواسته های حیوانی و تخدیر پذیری بالاتر برده و هستی خود را دریابیم:

جز آستان جانان گر سر توان نهادن - گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد