نماز و نمازگزاران

آیت الله جوادی آملی , علامه محمد تقی جعفری

بخش دوم

قرآن فوائد فراوانی برای نماز ذکر می کند. می فرماید: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر(21) نماز جلوی زشتی را می گیرد زیرا طهارت هست شرایط و عادات و آدابی دارد حلیت مکان می طلبد و حلیت لباس می طلبد. طهارت مکان می طلبد و طهارت لباس می طلبد.
بعضی شرطند، بعضی شطرند، بعضی و جوبی، بعضی ندبی، بعضی عنوان ادب و دستور و سنت. این مجموعه، نماز را می سازد. البته چون جهان طبیعت، جهان تاثیر و تاثر متقابل است. همانطور که ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر، ان الفحشاء هم تنهی عن الصلوه کسی که اهل فحشاء و منکر است توفیق خواندن نماز ندارد. اینها یک تضاد متقابل دارند ممکن نیست که نماز جلوی فحشاء را بگیرد ولی فحشاء اثر منفی در مورد نماز نگذارد. همانطوری که نماز گزار از فحشاء منزه است. انسان فحاش یا فاحش یا بدعمل هم توفیق انجام نماز را ندارد. این اولین فایده ای که قرآن کریم برای نماز ذکر می کند. و فایده اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، همه این منابع را در سوره مبارکه معراج می توانید بیابید. این سوره معارج در مکه نازل شده. سخن از زکوه فقهی نبوده، چون زکوه فقهی مصطلح در مدینه واجب شده، ولی در سوره مبارکه معارج که سوره مکی است فرمود:
ان الانسان خلق هلوعا اذامسه الشر جزوعا و اذامسه الخیر منوعا الا المصلین(22) این هلوع بودن، جزوع بودن، بی قرار بودن، مناع خیر بودن، خیر و برکات را برکات را برای خود خواستن، خیر را توسعه ندادن، شرح صدر نداشتن، جزع را تحمل نکردن و خیر را برای دیگران طلب نکردن. اینها جزء رذایل اخلاقی است که هر بخشی برای خود آثار سوء آن بخش را دارد. بخش مربوط به تورم و احتکار و گرانی تطفیف و کم فروشی و بخشی هم در مسائل سیاسی است که اگر حادثه تلخی آمد به گروههای دیگر وابسته می شود جزع می کند، بی صبری نشان می دهد. اگر همه اینها تحلیل شود تمام رذایل اخلاقی و اجتماعی مانند آن از آن استنباط می شود. فرمود: انسان طبیعتا این چنین است، گرچه فطرتا موحد است، فطرت انسان البته حق خواه و حق طلب است که فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله(23) اما طبیعت انسان که انی خالق بشرا من طین(24) مبتلا ته رذایل اخلاقی است این جنبه طین لاذب بدون حمامسنون بودن، سلسال بودن و امثال ذلک این رذایل طبیعت و ماده را به همراه دارد. بنابراین انسان طبعا هلوع است گرچه فطرتا موحد است و خیرخواه.
این رذایل اخلاقی که در جنبه طبیعی هر انسانی مشهود است تنها عامل تنزیه و تطهیر همان نماز است. فرمود: ان الانسان خلق هلوعا اذامسه الشر جزوعا و اذامسه الخیر منوعا الا المصلین(25) آنگاه او صافی برای مصلین ذکر می کند. البته مصلین گرچه وزنش وزن اسم فاعل است ولی در حقیقت صفت مشبهه باب تفعیل است نه اسم فاعل باب تفعیل یعنی کسانی که نمازگزار را ستینند، این وصف در آنها ملکه شده است نه تنها جنبه فاعلی دارد که معنای حدوث را فقط تضمین می کند. آنهائی که نمازگزارانند واقعا به تمام معنای کلمه اهل نمازند. آنها هلوع نیستند، جزوع نیستند، صبورند و منوع نیستند بلکه اهل ایثار و نثارند کسانی هستند که الذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم(26) این حق معلوم راجع به زکات و امثال زکات فقهی نیست. این درباره انفاق و ایثار واجب نیست، چون در مکه هنوز زکات فقهی نیامده بود. در آنجا وحی مسئله رسیدگی به پابرهنگان و محرومان و گرسنگان تثبیت شده است و مهمترین عامل برای این کار نماز است. نماز به انسان می گوید حقوق دیگران را نگیر، بلکه با خدا رابطه پیدا کن، و وقتی با خدا رابطه پیدا کردی رزق را از او می طلبی و این نعبد گفتن و متکلم مع الغیر آوردن و دعاها را بصورت متکلم مع الغیر ذکر کردن و خیر دیگران را خواستن و دیگران را در خیر خود سهیم دانستن ایجاب می کند که انسان در مسائل اقتصادی هم دیگران را فراموش نکند این دینی که دستور می دهد در سحرها برخیز و چهل مومن را لااقل دعا کن دستور روز هم این است که حداقل چهل مومن را دستگیری بکن، مشکلات چهل مومن را هم بر طرف بکن این دستور شبانه برای تهذیب روزانه است. باری بسیاری از فضائل اخلاقی را در سوره معارج به برکت نماز تبیین می کند و بسیاری از رذایل اخلاقی را به برکت نماز می زداید، فرمود اینها کسانی هستند که تن به تباهی نمی دهند و از زهد معنوی برخوردارند.
فایده دیگری که ذات اقدس الله برای نماز ذکر میکند در سوره مبارکه حمد بیان شده است: این که بگوئید ایاک نعبد و ایاک نستعین اما راه استعانا را هم مشخص کرده است. فرمود: واستعینوا بالصبر و الصلاه(27) شما اگر بخواهید از مدد غیبی برخوردار باشید به وسیله نماز از خدا استعانت کنید. خدایی که خیر معین است و خیر معاون به اعانت شما توجه می کند، پس نماز بهترین رابط است بین خلق و خالق و عبد برسد از این جهت فرمود: واستعینوا بالصبر و الصلاه و انها لکبیره الا علی الخاشعین
یکی از فوائد نماز را می توان مسائل ولائی دانست مثلا وجود مبارک زکریا سلام الله علیه وارث ولایت تلقی کرد که عرض می کرد پروردگارا هب لی ولیا یرثنی ویرث من ال یعقوب واجعله رب رضیا(28) یک ولی ای از اولیاء خودت که مرضی تو باشد وارث من قرار بده که وارث صوری و ظاهری و وارث معنوی و غیبی من باشد وقتی که داستان مریم سلام الله علیها پیش آمد، علاقمند شد فرزندی صالح داشته باشد در عین حال که از جریان طبیعی ناامید بود گفت: رب انی وهن العظم منی و اشتعل الراس شیبا و لم اک بدعائک رب شقیا(29) دعا کرد که فرزند صالح به او اعطا شود اما بهترین حالت برای بشارت زکریا هنگام نماز بوده فنادته الملائکه و هو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بغلام اسمه یحیی(30) در حال نماز فرشتگان گفتند خدا بشارت می دهد که به یحیی داد. غلامی داد، جوانی داد که لم نجعل له من قبل سمیا(31) خداوند او را یحیی نامید. من قبلا کسی را به این نام یحیی ننهادم
اما یحیی که درباره او فرمود: یا یحیی خذالکتاب... و همان یحیی که شربت شهادت نوشید و به عنوان یحیای شهید در سلسله انبیاء علیهم السلام حضور یافت این در حال نماز بود که بشارت به زکریا سلام الله علیه رسیده است چه این که یکی از برجسته ترین مواقف نبوت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مسئله معراج پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و در معراج مهمترین پذیرائی خدا از عبد صالحش همان مسئله نماز بود. سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله(32) بار یافت از آنجا به دنی فتدلی عروج کرد. ضیافت حق را چشید. بهترین پذیرائی حق از بنده صالحش تعلیم صورت تفصیلی نماز بود گرچه نماز قبل از معراج بود اما به صورت دو رکعت بود اما نماز هفده رکعتی با نوافل که جمعا 51 رکعت خواهد شد اینها را عملا ذات مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مراسم ضیافت شب معراج فراگرفت. نماز را می خواند به وحی الهی، هم حکمی و هم تصعیدی که در آنجا به نماز پرداخت و صدای یا احمد یا احمد مایه دلگرمی پیامبر بود و رکوع می کرد، سجود می کرد، استغفار می کرد و همه اینها برای ایحاء الهی بود خود اینها اهمیت و عظمت نماز را نشان می دهد و انبیاء هم وقتی که پیروانشان خواستند دستور بدهند آنها را در مواقع حساس به مسئله نماز رهبری می کردند و این که ذات اقدس الله در قرآن کریم فرمود: وان لواستقاموا علی الطریقه لا سقینا هم ماء غدقا(33) این رابطه تنگاتنگ بین اعمال صالح مردم و حوادث روزگار را تبیین می کند. اگر مردم مستقیم باشند ما باران مناسب و بجا برای آنها نازل می کنیم گرچه درباره اصل کلی فرمود: که اگر آنها اهل تقوی باشند و تورات و انجیل را درست اقامه کنند هم از جسم آسمانی و هم از جسم زمینی و به حسب باطن هم از علوم و معارفی که از بالا می آید و هم از علوم و معارفی که از راه رفتن در مدرسه ها و مکتب ها نصیبشان می شود همه و همه چه باران که از بالا می آید چه علوم غیب چه میوه ها که از زمین می روید و چه علومی که با راه رفتن ها نصیب انسان می شود همه و همه اینها را به طور اصل کلی بیان کرد و فرمود: ولو ان اهل القری و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء(34) همه اینها را بطور کلی بیان فرمود. یک رابطه مستقیم بین استقامت و نزول باران ذکر کرد که وان لو استقاموا علی الطریقه لا سقینا هم ماء غدقا نماز استسقاء مثال بارزی است برای استقامت بر طریقه حق اگر کسی اهل نماز بود و از خدا استمداد کرد و از ذات اقدس الله باران را می فرستد و این دعا را هم مستجاب می کند، بنابراین اینها گوشه ای از فوائد نماز است که در قرآن کریم برای نماز تبیین شد.

بخش سوم:

ذات اقدس الله در مقابل انبیاء و اولیاء و مومنین مسئله کافران و منافقان و افراد ضعیف الایمان که اهل تجزیه نمازند را نام می برد و آنها را نکوهش می کند. درباره کسانی که اصلا اهل نماز نبودند نماز را قبول نداشتند مثل کافران می فرماید: اینها باید طعمه دوزخ بشوند. اولین چیزی که یاد می کند این است فلا صدق ولا صلی ولکن کذب و تولی ثم ذهب الی اهله یتمطی اولی لک فاولی ثم اولی لک فاولی(35) بعد از این که فرمود فلا صدق اولین فرعی که از فروع دین نام می برد مسئله نماز است گرچه بعضی احتمال دادند که فلا صدق یعنی تصدق و صدقه نداد. اما به قرینه ولکن کذب و تولی نشانه آن است که تصدیق نکردند نه این که صدقه ندادند علی ایحال مهمترین فرعی که بعد از لا صدق ذکر می کند همان لا صلی است. چه این که مبتلایان به دوزخ وقتی وارد عذاب الیم جهنم شدند آنجا از آنها سوال می شود که ما سلککم فی سقر اولین جوابی که می دهند لم نک من المصلین و لم نک نطعم المسکین و کنانخون مع الخائصین و کنانکذب بیوم الدین(36) اولین جواب این است که ما اهل نماز نبودیم.
این درباره کافران اما درباره منافقان قرآن با نکوهش یاد می کند و می فرماید اینها کسانی هستند که اذا قاموا الی الصلاه قاموا کسالی(37) انسان برای این که ببیند که مومن است یا منافق اگر مومن است ایمان او قوی است یا ضعیف با این نشانه ها می تواند خود را ارزیابی کند. فرمود منافقان کسانی هستند که وقتی به نماز می ایستند کسلند یعنی حضور قلب ندارند، یا اعتقاد ندارند یعنی توجه قلبی ندارند گرچه ممکن است پیشانی آنها وصله ای بسته باشد. نظیر خوارج ولی چون واقعیتی در کار آنها نیست قرآن از آنها به کسالت یاد می کند. چه این که سخنی فرمود: ولا یاتون الصلوه الا و هم کسالی(38) اینها اصلا نماز را جز باکسالت نمی خوانند. چه در خلوت چه در جلوت چون اهل نماز نیستند.
در سخن دیگر درباره منافقان فرمود: لا یذکرون الله الا قلیلا(39) اینها کم به یاد خدایند با این که اینها منافقانند و به حسب کمیت خیلی بیش از بعضی افراد دیگر به یاد خدا بودند. اما قرآن فرمود:
اینها کم به یاد خدا هستند در ذیل این آیه روایتی از حضرت امیر المومنین سلام الله علیه رسیده است که فرمود: معنای قلیل این است که وقتی اینها در حضور دیگران باشند سعی می کنند به یاد خدا باشند، وقتی تنها شدند یاد خدا را فراموش می کنند چون در حضور دیگران برای دیگران است نه رضای خدا این چیز اندکی است این هم از غرر روایات است بنا به تعبیر سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبائی رضوان ا... تعالی که در ذیل آیه این روایت را نقل می کند و می فرماید که از غرر و از لطائف روایات است که معنای لطیفی را از آیه استفاده کردند که ناظر به کیفیت است نه کمیت گرچه لسان آیه لسان کمیت است ولی محتوای آیه کیفی است که لا یذکرون الله الا قلیلا این اندک است و سودی هم ندارد و منافقان اصولا کسانی هستند که لا یاتون الصلاه الا وهم کسالی قرآن کریم به همه کسانی که با نماز مانوس اند فرمود لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون(40) فرمود: شما هنگامی که نمی دانید چه می گوئید و مستید به نماز نزدیک نشوید تا این که بفهمید چه می گوئید گرچه مستانه به نماز وارد شدن با این آیه نهی شده است و اما آن تعلیل عام است فرمود: حتی تعلموا ما تقولون(41) یعنی انسان در هنگام نماز باید بداند که چه می گوید زیرا هنگام نماز خدا را می بیند. گرچه خدا در همه حالات او را می نگرد. در قرآن کریم راجع به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نمازگزاری او هم این آیه نازل شد که الذی یراک حین تقوم و تقلبک فی الساجدین(42) چه این که او مصلی علی العبد است که فرمود: هو الذی یصلی علیکم لیخرجکم من الظلمات الی النور(43) تا شما را از هر تاریکی و تیرگی برهاند و به نور برساند. اگر الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الضلمات الی النور(44) راه اعمال این ولایت تکوینی و صلوات فرستادنش به برکت صلوات خود انسان است انسانهائی که مردان با ایمان هستند و اهل نمازند مشعمول صلوات الهی هستند، غرض آن است که این صلوه و این صلوات برای مردان با ایمان این خصوصیت را دارد اما مردمان منافق اینچنین اند که اصلا لا یاتون الصلوه الا و هم کسالی و قرآن درباره افرادی که نمی فهمند چه می گویند فرمود: لا تقربوا الصلاه و انتم سکاری حتی تعلموا ماتقولون چون خدا شما را در این حال می بیند و بهترین حالی است که شما در محضر ذات اقدس الهی هستید.
افرادی که اصلاه نماز را بترک ضایع می کنند یا به بی التفاتی ضایع می کنند و یل بر آنان است و فرمود: ویل للمصلین الذینهم عن صلوتهم ساهون(45) درباره آنها که نمی فهمند چه می گویند، نمی فهمند چه می خوانند یا نمی خوانند یا باطل می خوانند فرمود: وای بر اینها، در مقابل آن مصلین که در سوره معارج آمده است که همه فضائل و ترک رذایل را به همراه دارند این مصلین که در سوره ماعون آمده که بسیاری از رذایل را همراه دارند اینها کسانی هستند که مشمول آیه می گردند که فرمود: اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات(46) اینها کسانی هستند که نماز را ضایع کردند و پیرو شهوات شدند چون ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر(47) اگر نماز نباشد قهرا پیروی شهوات و پیروی منکر بدنبال او خواهد آمد. اگر نماز باشد انسان هلوع و جزوع و منوع نیست ولی اگر نماز نباشد هلوع و جزوع و منوع است. پس اگر چنانچه برای کافران و منافقین و افراد ضعیف الایمان آثار سوئی ذکر می کند مهمترین منشاء اثر آن را همان ترک نماز یا تضییع نماز می داند که اضاعوا الصلوه متقابلا وظیفه مردان الهی را در حکومت اسلامی همین می داند که فرمود: الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه(48) در این بخش قرآن کریم سه مرحله دارد.
درباره تمکین و اقامه نماز فرمود: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین(49) این اصل کلی در همین راستاست که فرمود: وعد الله الذین آمنوا منکم و عملو الصالحات لیستخلفنهم فی الارض و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا(50) بعد فرمود اگر ما به وعده خود وفا کردیم و اینها را متمکن در ارض کردیم و این مستضعفان را وارث زمین کردیم برنامه هایشان این است که مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه بعد در فصل سوم آن خصوصیت صغرای مشخص را بیان می کند که الیوم اکملت لکم دینکم(51)
پس در یک فصل وعده کل می دهد، در یک فصل برنامه ها را مشخص می کند و در یک فصل هم به وعده وفا می کند. الیوم اکملت وفای به وعده است آن وقتی که حضرت امیر (علیه السلام) متمکن در زمین شد ببینیم که چگونه نماز را احیاء و اقامه کرده است. حضرت امیر نماز را برای کارگزاران خود یک امر مقدس و لازمی شمرده است، در عهد نامه معروف مالک اشتر یک فراز جاذبی دارد. در آنجا فرمود به همه کارگزاران ابلاغ بکنید در بخش دیگری هم مشابه این است که هم کار مردم را برای رضای خدا انجام دهید هم عبادات شما فراموش نشود ولی بهترین وقت و سرزنده ترین وقت را برای عبادت خود انتخاب کنید، یعنی شما که باید نماز بخوانید در اول وقت با طراوت نماز خوانید نه در آخر وقت با کسالت زیرا اگر در اول وقت با طراوات نماز خواندید هم کار مردم را و هم خود را در راه خدا تصحیح کردید، آنچه که به شما اجازه خلاف نمی دهد همین نماز است در آن دستور العمل آمده است که بهترین و شاداب ترین وقت را برای عبادت خود قرار دهید. گرچه آنجا عنوان عبادت دارد اما بارزترین مصادیق عبادت همان نماز است به شهادت آیات فراوانی که وقتی می خواهد مومنین را معرفی کند اولین وضعی که بعد از اعتقاد ذکر می کند در بین فروع دین و اعمال جوارحی همان مسئله نماز است. حتی آنهائی را هم که سفارش به نماز جمعه می کند، دستور این است که طوری نماز جمعه را بخوانید که دیگران مزاحمتی احساس نکنند اضعف مامومین را مراعات کنید در همه موارد دستورات خاص خودشان را صادر می کند از این جهت مشکلی ما نداریم، لذا وقتی قرآن کریم می خواهد افراد با ایمان را معرفی کند، می فرماید شما در راستای همه موجودات دیگر حرکت کنید. پرنده ها همه شان اهل نمازند و تسبیح، همانطوری که برای موجودات گذشته از تسبیح عبادت دیگری است به نام نماز و این نماز را قرآن کریم به خصوص ذکر می کند. قد علم صلوته و تسبیحه(52) برای انسان هم عبادات فراوان است که یکی از بر جسته ترین آنها را نماز در کنار سایر عبادات و تسبیحات ذکر می کند. ان من شی الا یسبح بحمده(53) را به عنوان یک اصل کلی ذکر فرمود اما در سوره نور فرمود: کل قد علم صلوته و تسبیحه یا قد علم الله صلوته و تسبیحه(54) موجودات علم به علم دارند منتهی مائیم که از علم له علم آنها غافلیم و درک نمی کنیم از مسائل آنها
اینها عصاره ای از سخنانی بود که درباره نماز آمد و ذات اقدس الله هم برای این که انسان گرفتار کفر و نفاق و ضعف ایمان نشود مستقیما به وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دستور داد قل لعبادی الذین آمنوا یقیموا الصلوه یا حافظوا علی الصلوات و الصلوه الوسطی(55) مواظب نمازهایتان باشد مخصوصا نماز وسطی که تطبیق شده بر نماز ظهر، این حافظوا علی الصلوات مشابه الذین هم فی صلوتهم دائمون اینها دائم الصلوه هستند مواظب وقت نمازند و بررسی می کنند. مرحوم شیخ مفید در کتاب شریف امالی از حضرت امیر (علیه السلام) نقل کرده که حضرت از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده که فرمود: ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه الا ضمنت له الراحه هیچ بنده ای نیست که اهتمام به وقت نماز بگذارد مگر این که من چند چیز را در حال احتضار و مانند آن برای او ضمانت می کنم، یکی حالت نشاط و طرب در حالت مرگ است، یکی انقطاع هموم و حزن و غم و امثال آن، بعد در ذیل این جمله اضافه کرد کنامره رعاه الابل یعنی ما در جاهلیت جزو راعیان و شترچرانان بودیم و سعی می کردیم ببینیم کی شتر حرکت می کند، غذا می خورد و یا بار می برد و مانند اینها، ولی به برکت اسلام الان شمس بانی کار ما شد کار ما از زمین به آسمان ترقی کرد، الان مواظبیم که کی شمس طلوع می کند که نماز صبح غذا نشود و کی غروب می کند که آستانه غروب باشد و زمینه برای نماز مغرب و کی دلوک شمس دارد از نصف النهار می گذرد که اقم الصلوه لدلوک الشمس(56) امتثال شود فرمود: ما باید خدا را شکر کنیم که در جاهلیت کناره رعاه الابل... و ان الیوم رعاه الشمس این شمس و قمر را اسلام محور قرار داد برای تشخیص مواقیت. مردمی که زمینی می اندیشیدند هم اکنون آسمانی فکر می کنند تا در سایه این تفکر آسمانی به خالق سموات و ارض برسند چون انسان وقتی در نماز گفت الله اکبر، استصغر من بین السموات العلی و الارض الی الثری وقتی گفت: الله اکبر تمام نظام کیهانی در پیشگاه او خاشع و خاضع اند و کوچک جلوه می کنند که این در اسرار الصلوه مرحوم شهید ثانی آمده است، البته اصلش در خطبه معروف همام آمده که عظم الخالق فی انفسهم فصغر مادونه اعینهم ذات اقدس الله در جان مردان خدا عظیم است که می گویند الله اکبر و ما سوای حق ضعیف است و اگر کسی خدای ناکرده بگوید الله اکبر و کل جهان پیش او کوچک نباشد و چشم طمع به کار خود یا دیگران داشته باشد این هم لا یاتون الصلوه الا و هم کسالی است و امثال ذلک چرا ؟ برای این که گفته الله اکبر یعنی من شهادت می دهم خدا بزرگترین چیزهاست یا اکبر من ان یقاس یا اکبر من ان یوصف اما در عین خال که می گوید من شهادت به کبریایی حق می دهم سر در آستان زید و عمرو دارد، این کسی است که منافقانه نماز می خواند چون منافقین آمدند به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردند قالوا نشهد انک لرسول الله(57) این صدق خبری است ولی کذب مخبری یعنی این خبر حق است ولی مخبر دروغ می گوید اگر کسی بگوید الله اکبر ولی خدانکرده چیز دیگری را بعنوان عظیم تلقی بکند این حرفش حرف راست است اگرچه خودش آدم دروغگویی است و انسان با وصف نفسانی محشور می شود نه با فعل اگر فعل حسن فعلی داشت و فاعل با قبح فاعلی همراه بود فاعل مهمان اوصاف نفسانی خودش هست.
فعل منافقین فعل حق بود و وصفشان وصف کف آمیز بود این حرفی که می گفتند انک لرسول الله حق است و خودشان به این حرف معتقد نبودند.
این عصاره سخن در سه فصل بود.
فصل اول: سیره انبیاء و اولیاء و مردان خدا درباره نماز
فصل دوم: فوائد نماز
فصل سوم: سیره کافران و منافقان و افراد ضعیف الایمان و عواقب سوء آنها
درباره بدنمازی یا بی نمازی
امیدوارم که ذات اقدس الله همان دعای سالار شهیدان حسین بن علی بن ابیطالب را که فرمود: جعلک من المصلین را درباره همه مه مستجاب بفرماید و ما را جزء نمازگزاران واقعی قرار بدهد غفر الله لنا ولکم و السلام علیکم

استاد محمد تقی جعفری