نماز و نمازگزاران

نویسنده : آیت الله جوادی آملی و علامه محمد تقی جعفری

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث پیرامون عظمت نماز و فوائد نماز و همچنین اشاره به آثار سوء ترک نماز یا آثار سوء بد نمازی است و عصاره این بحث در سه فصل خلاصه می شود
فصل اول: آنچه که به انبیاء و اولیاء (علیه السلام) رسیده است و سیره آنها از طرف قرآن کریم تبیین شد.
فصل دوم: درباره منافع نماز و فوائد سودمند نماز و عظمتی که اسلام برای نماز و نماز گزار قائل است.
فصل سوم: عواقب و خیم تارکان نماز یا تضییع کنندگان نماز یا کسانی که نماز را به بی حرمتی می گیرند و برای آن ارجی قائل نیستند.

فصل اول:

انبیاء ابراهیمی (علیه السلام) با نماز مانوس بودند چه اینکه قبل از ابراهیم خلیل (علیه السلام) هم با نماز محشور بودند ولی آنچه فعلا در روی زمین حکومت می کند دین ابراهیمی است و پیرامون انبیاء ابراهیمی اند که موحدان زمین را که تشکیل می دهند، ذات اقدس الله درباره خلیل خود ابراهیم می فرماید: مهمترین خواسته خلیل حق این بود که خدایا مرا اقامه کننده نماز قرار بده و همچنین ذریه مرا به پادارندگان نماز بساز رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی(1) چه اینکه فرزند خود را وقتی در کنار کعبه به ودیعت الهی سپرد عرض کرد پروردگارا من اینها را دراین وادی غیرذی زرع نهادم.
ربنا لیقمو الصلوه و اجعل افئده الناس تهوی الیهم(2) برای اینکه از کنار خانه وحی، اقامه نماز آغاز بشود و این اقامه نماز با ذریه من انجام بگیرد من اینها را به ودیعت در کنار خانه توبه صاحب خانه سپردم تا هدف اینها که اقامه نماز است محقق بشود. همین دعا و دعوت خلیل حق در ذریه اش جلوه کرد.
یکی از ذراری بر جسته حضرت ابراهیم موسای کلیم است که آغاز وحی او با دستور نماز شروع می شود وقتی خدا به موسای کلیم وحی فرستاد و فرمود آنچه را که (بر تو تلاوت می شود استماع کن و بدان) انی اناالله لا اله الا انا آنگاه فرمود اقم الصلوه لذکری(3) نماز را برای احیاء یاد من اقامه کن
وقتی نوبت به عیسای مسیح (علیه السلام) می رسد معرفی قرآن درباره عیسای مسیح این است که عیسی فرمود: وا و صانی بالصلوه و الزکوه مادمت حیا(4) یعنی من تا زنده ام با نماز وقتی هم که رحلت کردم باز در نماز در آن عالم هستم.
یکی از انبیاء ابراهیمی اسماعیل صادق الوعد است که یک سیره خاص مخصوص بخود دارد قرآن کریم در تبیین سیره آن حضرت می فرماید: وکان یا مر اهله بالصلوه(5) یعنی نه تنها خود نماز را اقامه می کرد بلکه اهلش را به نماز امر می کرد.
نوبت به وجود مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که رسید خدا به او فرمود: وامرا هلک با لصلوه و اصطبر علیها(6) و آیه اقم الصلوه لدلوک الشمس الی غسق اللیل(7) که خطاب مستقیم به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و شامل امت اسلامی می شود نماز پنج وقت را از دلوک شمس الی غسق اللیل که چهار نماز است و قرآن الفرجرکان مشهودا(8) که پنجمین نماز است یعنی نماز صبح وقتی این فرایض پنجگانه را بجا آوردی نوبت به آن نافله می رسد که این نافله برای تو تنظیم شده است بعنوان وجوب گرچه برای دیگران نافله است فرمود: ومن اللیل فتهجدبه نافله لک(9) این تجهد امر است و امر لزومی نه اینکه برای تو مستحب است نافله یعنی زائد، یعنی یک واجب زائدی است بر تو گرچه برای دیگران امر نیست اما برای تو امر خاصی مقرر شده است باری درباره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم این چنین مسئله نماز را ترسیم کرده است.
بعد از انبیاء نوبت به اولیاء که می رسد این اولیاء هم شامل انبیاست و هم شامل ائمه معصومین آنجا که قرآن تعبیر به امامت می کند درباره امامت هم خود انبیاء مشمول این عنوانند، هم خلفای راستین فرمود: واوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلوه(10) این ایحای فعل یک ایحای تصعیدی است غیر از ایحای حکم است که ایحای تشریعی است. وحی تشریعی مخصوص انبیاست در اینجا به ائمه که اعم از انبیاء هستند تعبیر به وحی فعل می کند و می فرماید: ما فعل خیرات را که جنبه تشریعی پیدا کند یعنی در امامان و خلفاء و اولیاء، گرایش به نماز را قرار دادیم گرایش کار خیر را راه وحی تصعیدی به اینها ایحا کردیم
واوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوه(11) با اینکه فعل الخیرات مصدر مضاف است و مضاف الیه او جمع محلی به الف و لام است و جمع خیرات رازیر پوشش می گیرد اما از باب ذکر خاص بعد از عام محکوم می شود نکته ای در نماز است که آن را علیحده ذکر کرد و فرمود اقام الصلوه معلوم می شود اقامه نماز گذشته از دستور تشریعی یک وحی تصعیدی را هم درباره اولیاء به همراه دارد که مردان الهی شیفته نماز و دلبسته نمازند.
درباره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده است که در جلسات علمی یا غیر علمی می نشست و سخن می گفت و سوال می کرد و جواب سئوال می داد و خلاصه مسائل را به عرض حضرت می رساندند اما همین که موقع نماز فرامی رسید اذا حضرت الصلوه کانه لا یعرفهم و لا یعرفونهم(12) مثل اینکه حاضری را نمی شناخت و حاضران هم او را نمی شناختند، اهمیت نماز طوری در حضرت اثر می کرد که فورا جلسه رسمی را ترک می کرد و به نماز می پرداخت. بعدا ممکن بود آن جلسه را ادامه دهد. این بر اثر آن گرایش به نماز است که از راه وحی تصعیدی نصیب اینها می شود که اینها از یاد حق لذت می برند. پس انبیاء علیهم السلام آنچنانند و ائمه علیهم السلام این چنینند و پیروان اینها هم که مومنین راستینند اینها هم همین راه را طی می کنند.
وقتی مومنین را قرآن معرفی می کند می فرماید: قد افلح المومنون الذین هم فی صلوتهم خشعون(13) یا انما المومنون الذین آمنوا بالله ورسوله و اقامو الصلوه(14) اولین وظیفه عبادی که بعد از اعتقاد دینی ذکر می شود درباره مردان با ایمان همان نماز است بعد مسئله زکوه و سایر فروع دین گاهی مطرح می شود و این مومنین از آن جهت که جز پیروان راستین انبیاء و اولیاءاند گویا نماز بر اینها واجب شده یعنی قرآن تعبیری درباره نماز بر مومنین دارد که مشابه آن تعبیر را درباره نبوت برای مومنین یا هدایت قرآن برای متقین دارد توضیح مطلب این است که با اینکه قرآن نماز را بر همه واجب کرده است مسئله اقامه نماز بر هر مکلفی واجب است ولی درباره خصوص مومنین فرمود: ان الصلوه کانت علی المومنین کتابا موقوتا(15) نماز بر مردم با ایمان یک امر تثبیت شده است مقرر شد و تثبیت شد با اینکه نسبت به همه انسانها کتاب موقوت است. اما درباره خصوص مردان با ایمان فرمود، سرش آن است که مومنینند که از این مقررات الهی طرفی می بندند. مثل این که درباره نبوت هم آمده که ما ارسلناک الا کافه للناس(16) یا در آیه ای دیگر و ما ارسلناک الا رحمته للعالمین(17) ولی در مورد بهره مندان از رسالت و نبوت نام مردان با ایمان را یاد می کند که در سوره آل عمران فرماید: لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم(18) مشابه آن تعبیری است که در قرآن کریم درباره قرآن فرمود: شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی للناس(19) معذالک فرمود الم ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین(20) با این که همه مردم موظفند از قرآن بهره ببرند اما چون مردان پرهیزکار طرفی می بندند فرمود قرآن برای هدایت متقیان است. اینجا هم در مورد نماز گرچه هر مکلفی موظف است نماز اقامه کند و برای همه نماز کتاب موقوت است ولی چون مردان با ایمان بهره می برند فرمود: ان الصلوه کانت علی المومنین کتابا موقوتا پس انبیاء و ائمه علیهم السلام و مومنین راستین اینها را قرآن با نماز محشور می کند. با نماز مانوس می کند. با نماز معرفی می کند و سیره این بزرگان که نمونه های بشریتند با نماز و گرامیداشت نماز تشریح می شود که اگر یک فحص بیشتری بشود آیات بهتر و فراوان تری دلالت می کند بر اینکه سیره بزرگان مذهب در مورد نماز چیست ؟ و چگونه بوده است. این خلاصه سخن در بخش اول.

بخش دوم

قرآن فوائد فراوانی برای نماز ذکر می کند. می فرماید: ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر(21) نماز جلوی زشتی را می گیرد زیرا طهارت هست شرایط و عادات و آدابی دارد حلیت مکان می طلبد و حلیت لباس می طلبد. طهارت مکان می طلبد و طهارت لباس می طلبد.
بعضی شرطند، بعضی شطرند، بعضی و جوبی، بعضی ندبی، بعضی عنوان ادب و دستور و سنت. این مجموعه، نماز را می سازد. البته چون جهان طبیعت، جهان تاثیر و تاثر متقابل است. همانطور که ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر، ان الفحشاء هم تنهی عن الصلوه کسی که اهل فحشاء و منکر است توفیق خواندن نماز ندارد. اینها یک تضاد متقابل دارند ممکن نیست که نماز جلوی فحشاء را بگیرد ولی فحشاء اثر منفی در مورد نماز نگذارد. همانطوری که نماز گزار از فحشاء منزه است. انسان فحاش یا فاحش یا بدعمل هم توفیق انجام نماز را ندارد. این اولین فایده ای که قرآن کریم برای نماز ذکر می کند. و فایده اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، همه این منابع را در سوره مبارکه معراج می توانید بیابید. این سوره معارج در مکه نازل شده. سخن از زکوه فقهی نبوده، چون زکوه فقهی مصطلح در مدینه واجب شده، ولی در سوره مبارکه معارج که سوره مکی است فرمود:
ان الانسان خلق هلوعا اذامسه الشر جزوعا و اذامسه الخیر منوعا الا المصلین(22) این هلوع بودن، جزوع بودن، بی قرار بودن، مناع خیر بودن، خیر و برکات را برکات را برای خود خواستن، خیر را توسعه ندادن، شرح صدر نداشتن، جزع را تحمل نکردن و خیر را برای دیگران طلب نکردن. اینها جزء رذایل اخلاقی است که هر بخشی برای خود آثار سوء آن بخش را دارد. بخش مربوط به تورم و احتکار و گرانی تطفیف و کم فروشی و بخشی هم در مسائل سیاسی است که اگر حادثه تلخی آمد به گروههای دیگر وابسته می شود جزع می کند، بی صبری نشان می دهد. اگر همه اینها تحلیل شود تمام رذایل اخلاقی و اجتماعی مانند آن از آن استنباط می شود. فرمود: انسان طبیعتا این چنین است، گرچه فطرتا موحد است، فطرت انسان البته حق خواه و حق طلب است که فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله(23) اما طبیعت انسان که انی خالق بشرا من طین(24) مبتلا ته رذایل اخلاقی است این جنبه طین لاذب بدون حمامسنون بودن، سلسال بودن و امثال ذلک این رذایل طبیعت و ماده را به همراه دارد. بنابراین انسان طبعا هلوع است گرچه فطرتا موحد است و خیرخواه.
این رذایل اخلاقی که در جنبه طبیعی هر انسانی مشهود است تنها عامل تنزیه و تطهیر همان نماز است. فرمود: ان الانسان خلق هلوعا اذامسه الشر جزوعا و اذامسه الخیر منوعا الا المصلین(25) آنگاه او صافی برای مصلین ذکر می کند. البته مصلین گرچه وزنش وزن اسم فاعل است ولی در حقیقت صفت مشبهه باب تفعیل است نه اسم فاعل باب تفعیل یعنی کسانی که نمازگزار را ستینند، این وصف در آنها ملکه شده است نه تنها جنبه فاعلی دارد که معنای حدوث را فقط تضمین می کند. آنهائی که نمازگزارانند واقعا به تمام معنای کلمه اهل نمازند. آنها هلوع نیستند، جزوع نیستند، صبورند و منوع نیستند بلکه اهل ایثار و نثارند کسانی هستند که الذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم(26) این حق معلوم راجع به زکات و امثال زکات فقهی نیست. این درباره انفاق و ایثار واجب نیست، چون در مکه هنوز زکات فقهی نیامده بود. در آنجا وحی مسئله رسیدگی به پابرهنگان و محرومان و گرسنگان تثبیت شده است و مهمترین عامل برای این کار نماز است. نماز به انسان می گوید حقوق دیگران را نگیر، بلکه با خدا رابطه پیدا کن، و وقتی با خدا رابطه پیدا کردی رزق را از او می طلبی و این نعبد گفتن و متکلم مع الغیر آوردن و دعاها را بصورت متکلم مع الغیر ذکر کردن و خیر دیگران را خواستن و دیگران را در خیر خود سهیم دانستن ایجاب می کند که انسان در مسائل اقتصادی هم دیگران را فراموش نکند این دینی که دستور می دهد در سحرها برخیز و چهل مومن را لااقل دعا کن دستور روز هم این است که حداقل چهل مومن را دستگیری بکن، مشکلات چهل مومن را هم بر طرف بکن این دستور شبانه برای تهذیب روزانه است. باری بسیاری از فضائل اخلاقی را در سوره معارج به برکت نماز تبیین می کند و بسیاری از رذایل اخلاقی را به برکت نماز می زداید، فرمود اینها کسانی هستند که تن به تباهی نمی دهند و از زهد معنوی برخوردارند.
فایده دیگری که ذات اقدس الله برای نماز ذکر میکند در سوره مبارکه حمد بیان شده است: این که بگوئید ایاک نعبد و ایاک نستعین اما راه استعانا را هم مشخص کرده است. فرمود: واستعینوا بالصبر و الصلاه(27) شما اگر بخواهید از مدد غیبی برخوردار باشید به وسیله نماز از خدا استعانت کنید. خدایی که خیر معین است و خیر معاون به اعانت شما توجه می کند، پس نماز بهترین رابط است بین خلق و خالق و عبد برسد از این جهت فرمود: واستعینوا بالصبر و الصلاه و انها لکبیره الا علی الخاشعین
یکی از فوائد نماز را می توان مسائل ولائی دانست مثلا وجود مبارک زکریا سلام الله علیه وارث ولایت تلقی کرد که عرض می کرد پروردگارا هب لی ولیا یرثنی ویرث من ال یعقوب واجعله رب رضیا(28) یک ولی ای از اولیاء خودت که مرضی تو باشد وارث من قرار بده که وارث صوری و ظاهری و وارث معنوی و غیبی من باشد وقتی که داستان مریم سلام الله علیها پیش آمد، علاقمند شد فرزندی صالح داشته باشد در عین حال که از جریان طبیعی ناامید بود گفت: رب انی وهن العظم منی و اشتعل الراس شیبا و لم اک بدعائک رب شقیا(29) دعا کرد که فرزند صالح به او اعطا شود اما بهترین حالت برای بشارت زکریا هنگام نماز بوده فنادته الملائکه و هو قائم یصلی فی المحراب ان الله یبشرک بغلام اسمه یحیی(30) در حال نماز فرشتگان گفتند خدا بشارت می دهد که به یحیی داد. غلامی داد، جوانی داد که لم نجعل له من قبل سمیا(31) خداوند او را یحیی نامید. من قبلا کسی را به این نام یحیی ننهادم
اما یحیی که درباره او فرمود: یا یحیی خذالکتاب... و همان یحیی که شربت شهادت نوشید و به عنوان یحیای شهید در سلسله انبیاء علیهم السلام حضور یافت این در حال نماز بود که بشارت به زکریا سلام الله علیه رسیده است چه این که یکی از برجسته ترین مواقف نبوت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مسئله معراج پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و در معراج مهمترین پذیرائی خدا از عبد صالحش همان مسئله نماز بود. سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله(32) بار یافت از آنجا به دنی فتدلی عروج کرد. ضیافت حق را چشید. بهترین پذیرائی حق از بنده صالحش تعلیم صورت تفصیلی نماز بود گرچه نماز قبل از معراج بود اما به صورت دو رکعت بود اما نماز هفده رکعتی با نوافل که جمعا 51 رکعت خواهد شد اینها را عملا ذات مقدس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مراسم ضیافت شب معراج فراگرفت. نماز را می خواند به وحی الهی، هم حکمی و هم تصعیدی که در آنجا به نماز پرداخت و صدای یا احمد یا احمد مایه دلگرمی پیامبر بود و رکوع می کرد، سجود می کرد، استغفار می کرد و همه اینها برای ایحاء الهی بود خود اینها اهمیت و عظمت نماز را نشان می دهد و انبیاء هم وقتی که پیروانشان خواستند دستور بدهند آنها را در مواقع حساس به مسئله نماز رهبری می کردند و این که ذات اقدس الله در قرآن کریم فرمود: وان لواستقاموا علی الطریقه لا سقینا هم ماء غدقا(33) این رابطه تنگاتنگ بین اعمال صالح مردم و حوادث روزگار را تبیین می کند. اگر مردم مستقیم باشند ما باران مناسب و بجا برای آنها نازل می کنیم گرچه درباره اصل کلی فرمود: که اگر آنها اهل تقوی باشند و تورات و انجیل را درست اقامه کنند هم از جسم آسمانی و هم از جسم زمینی و به حسب باطن هم از علوم و معارفی که از بالا می آید و هم از علوم و معارفی که از راه رفتن در مدرسه ها و مکتب ها نصیبشان می شود همه و همه چه باران که از بالا می آید چه علوم غیب چه میوه ها که از زمین می روید و چه علومی که با راه رفتن ها نصیب انسان می شود همه و همه اینها را به طور اصل کلی بیان کرد و فرمود: ولو ان اهل القری و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء(34) همه اینها را بطور کلی بیان فرمود. یک رابطه مستقیم بین استقامت و نزول باران ذکر کرد که وان لو استقاموا علی الطریقه لا سقینا هم ماء غدقا نماز استسقاء مثال بارزی است برای استقامت بر طریقه حق اگر کسی اهل نماز بود و از خدا استمداد کرد و از ذات اقدس الله باران را می فرستد و این دعا را هم مستجاب می کند، بنابراین اینها گوشه ای از فوائد نماز است که در قرآن کریم برای نماز تبیین شد.