پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

2. منزلت مخصوص

گذشته از مسائل مذکور، منزلتی که من نزد رسول الله داشتم کسی نداشت.
از این رو او هرگز مرا از خود جدا نکرد و مرا مانند فرزند خود، همیشه با خود داشت.
به گونه ای که مرا در اتاق خود برده و شبها در رختخواب خود خوابانده و به سینه خود می چسباند به طوری که من عرق بدن وی را استشمام می کردم.
او مانند مادران مهربان لقمه را جویده و در دهان من قرار می داد.
همه این امور بیانگر منزلتی است که علی علیه السلام نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داشته و هیچکس جز وی به چنین منزلتی نرسیده است.

3. تربیت مخصوص

علی علیه السلام از کودکی تحت تربیت مخصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار گرفته و هر روز قول و فعلی را از وی فرا می گرفت.
پیامبر ناظر اعمال علی علیه السلام بود.
تربیت علی را بر اساس تعالیم خود صورت می داد، از این رو هر آنچه یاد می داد به ثمر می رسید.
لذا امام می گوید: پیامبر از من هیچ خلاف قولی و فعلی مشاهده نکرد.
پیامبر خودش تحت تربیت ملک اعظم الهی قرار گرفت و بر اساس اداده خداوندی تربیت بافت.
علی نیز تحت تربیت رسول خدا بوده و بر اساس اراده رسول الله تربیت شد.
حضرت امیرالمؤمنین علاوه بر این خطبه علاوه بر این خطبه در حدیثی می فرماید:
ان رسول الله ادبه الله و هو ادبنی و انا اءدب المومنین(97).
همانا رسول الله را خداوند ادب فرمود، او مرا ادب نمود، من هم مومنین را ادب می کنم.
این گونه تربیت، تربیت مخصوص برای هدف اخص است.
اختصاص یک فرد برای جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ضرورتا باید توسط خود او پرورده شود تا بتواند بعد از وی عهده دار مقام وصایت و خلافت گردد.
از این رو پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم به محض جدا شدن علی بن ابیطالب از شیر خوارگی او را از پدر و مادرش تحویل گرفته و تحت سرپرستی خود در می آورد.
بعضی از مورخین مغرض با ساده نگر، رابطه پیامبر با علی را یک رابطه عادی و خویشاوندی محض معرفی کرده و برای آن نیز به یک حادثه سست و ضعیف تاریخی که به احتمال زیاد یک مسئله جعلی است تمسک جسته اند، و آن عبارت از این است که چون وضع مالی ابی طالب به هم خورده و فقیر گشته بود قدرت امرار معاش فرزندانش را نداشت لذا خویشاوندان وی آمدند و اولاد او را به خانه های خود بردند.
پیامبر علی را برد و فلان کس عقیل را و.... این مطلب علاوه بر اینکه سند درستی ندارد، خلاف عقل و مدیریت اجتماعی و روابط خویشاوندی است.
زیرا وقتی بزرگ یک قبیله ای ورشکست گردد افراد قبیله برای جبران ورشکستی او، اولاد وی را تقسیم نمی کنند، بلکه هر کس به قدر وسع خود به وی کمک مالی کرده و با قرض الحسنه یا وام دادن به وی او را کمک می نمایند.
ضمن اینکه ابوطالب همیشه رئیس قبیله بنی هاشم بوده و دیگران به او محتاج بوده اند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز بعد از مرگ عبدالمطلب تحت سرپرستی ابوطالب قرار گرفت و تا هنگام مرگ ابوطالب، پیامبر همیشه از حمایتهای وی بهره مند بود.
براساس بعضی از اسناد تاریخی و حدیثی، رابطه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با علی بن ابی طالب علیه السلام یک رابطه الهی بوده و او به الهام خداوند سبحان از میان فرزندان ابی طالب علی را انتخاب کرده و نزد خود نگهداری کرد.
و آنان نیز به الهام الهی توانستند از جگر گوشه خود در دوران طفولیت دل کنده و او را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بسپارند.
زیرا هر دو می دانستند که این کودک یک کودک عادی نبود کما اینکه تولدش نیز غیر عادی و به طور منحصر به فرد اتفاق افتاد.
تنها در این کودک بود که مادرش به کعبه پناه برد و از خدا درخواست نمود که حمل این کگودک را وی آسان نماید و در آن هنگام دیوار کعبه شکافت و او به درون کعبه رفت بعد از چند روز به همراه کودکی از همان جا که رفته بود به همان طریق خارج گشت.
مرحوم دکتر آیتی دراین خصوص مطلب ارزنده ای دارد.
وی در کتاب خود می نویسد:
کلینی از امام جعفر بن محمد - علیهما السلام - روایت کرده است که: فاطمه دختر اسد برای مژده میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نزد شوهرش ابوطالب آمد.
سپس ابوطالب گفت: سی سال دیگر صبر کن که تو را به فرزندی مانند وی جز در پیامبری مژده می دهم(98).
بنابراین مسئله علی علیه السلام با محمد صلی الله علیه و آله و سلم یک مسئله ازلی و ابدی بوده است و با این مسائل جعلی از قبیل فقر ابوطالب و خویشاوندی آنها با پیامبر خدشه دار نمی شود.
بهترین دلیل بر صدق این گفتار احادیثی است که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در رابطه با اتحاد نوری وی با علی در مرحله قبل از خلقت عنصری و علم ازلی الهی بر وصایت علی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و... رسیده است.
گذشته از احادیث نبوی، مطالبی که علی علیه السلام در نهج البلاغه در خصوص خود و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است کاملا بیانگر یک مشیت ازلی در تربیت وی به دست رسول اکرم می باشد.

4. مقام مخصوص

امیرالمؤمنین در اثر تربیت مخصوصی که داشت به مقام و منزلت مخصوصی نایل شد که احدی غیر از او بدان نرسید.
تنها وی بود که نزول ملائکه را می دید و صدای وحی را می شنید.
بدین جهت تنها او لیاقت جانشینی رسول الله را داشت، زیرا جانشین باید به صفات صاحب جا متصف باشد.
به فرموده رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، علی آنچه را پیامبر می دید، می دید و آنچه او می شنید علی نیز می شنید، ولی او پیامبر نبود بلکه و خلیفه پیامبر بود.