پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

7. بهترین سیره برای پیروی

سیره زندگی بهترین کس می تواند بهترین سیره برای پیروی باشد.
زیرا انسان کامل از کامل ترین روشهای زندگی استفاده می کند.
تنها کسی که زندگه اش بدون عیب و نقص است، انسان کامل می باشد.
غیر انسان کامل، هر کسی به نوعی نواقص دارد.
از این رو علی علیه السلام تنها رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را برای پیروی الگو معرفی کرده و تنها راه سعادت را راه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می داند.
چون پیامبر پرچم هدایت است، هر کس زیر پرچم وی قرار گیرد هدایت شده و هر کس زیر پرچم غیر او رود گمراه می گردد.
می گوید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با شکمی خالی از دنیا خارج و با شخصیتی سالم به آخرت وارد شد.
در حالی که برای خود سنگی روی سنگی نگذاشت.
یعنی از دنیا چیزی برای خود اندوخته نکرد.
بنابراین دنیا دوستی با پیامبر دوستی سازگار نیست چون سیره پیامبر در بی نیازی از دنیا و علاقه مندی به آخت خلاصه شده است.

8. بهترین پیرو از سیره پیامبر

با توجه به مسائل مذکور، چنین حاصل می شود که بهترین پیرو از سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی است که نسبت به دنیا بی تفاوت و بی نیازی باشد و به مقداری دوری از دنیا و خدا و رسولش تقرب داشته باشد؛ هم زندگی ظاهری اش به زندگی پیامبر شبیه باشد، و هم خلق خوی اش.
به گواهی تاریخ و بزرگان تاریخ خصوصا پاکان و عارفان، علی علیه السلام اشبه الناس به رسول اکرم و اقربهم به وی بوده است.
به همین جهت خداوند در قرآن از مقام علی علیه السلام نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یا عبارت انفسنا جانمان تعبیر فرمود. امیر المومنین در این زمینه خود را چنین توصیف می کند:
و به خدا قسم، لباس خود را چندان وصله زدم که دیگر از وصله کننده لباس خجالت می کشیدم. تا اینکه شخصی به من گفت: آیا این لباست را دور نمی اندازی؟!
یعنی لباسی که وی می پوشیده است از نظر دیگران ارزش پوشیدن نداشته و باید دور انداخته می شد.
این حرف مال زمانی است که امام علی علیه السلام در مقام خلافت و حکمرانی جهان اسلام قرار دارد و همه ثروتهای کشورهای اسلامی در اختیار اوست. یعنی در اوج تمکن مالی و امکانات دنیایی، از لذایذ و رفاه دنیا به دور مانده و لباس پروصله می پوشد و چه نیکو گفته است مولوی که:

ان شیر دلاور که ز بهر طمع نفس - در خوان جهان پنجه نیالود علی بود
ان عارف سجاد که خاک درش از قدر - از کنگره عرش بر افزود علی بود

9 و 10 و 11. نصیحت، حکمت، موعظه

یکی از روشهای تبلیغی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، ناصح بودن وی بوده است. او مدام مردم را نصیحت می نمود و بسیاری از انها در اثر نصیحت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آگاه شدند و به هدایت گراییدند. نصیحت دو گانه است: نصیحت عامیانه، نصیحت حکیمانه.
در اولی نصحیت کننده از روی دلسوزی به طرف مقابل حرفهایی می زند ولی نمی داند که ایا این گفته اش صحیح است یا نه، ایا مفید واقع می شود یا نه. او به گمان خود کار درستی می کند، و بر همین گمان نیز به کارش ادامه می دهد. این قبیل نصیحتها معمولا اثر منفی دارد و مضراتش بیش از منافعش می باشد. نصیحت حکیمانه، بعد از تشخیص درد و درمان است. انسان ناصح در اینجا حکم یک طبیب را دارد که به مداوا می پردازد. بدین جهت معمولا مفید واقع می شود، چو بر اساس حکمت و اندیشه و دلسوزی انجام می پذیرد؛ برخلاف نصیحت عامیانه که فقط بر اساس دلسوزی بود نه حکمت و اندیشه.
سیره دیگر پیامبر موعظه حسنه است. موعظه بازداشتن به نرمی و لطافت است. اگر بازداشتن به تندی و سختی و شدت باشد انذار است ولی اگر به نرمی و آرامی باشد موعظه گفته می شود.
نصیحت، روشنگری در مورد کاری است که صلاح آدمی در اوست. از این رو هر دو مورد برای هدایت مردم لازم است، و پیامبر اکرم مدام به نصیحت و موعظه مشغول بودند.
نصیحت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موضعی و مقطعی نبود بلکه همیشه و در هر شرایطی به نصیحت می پرداخت؛ بدین جهت علی علیه السلام می گوید: پیامبر در نصیحت مبالغه می کرد؛ یعنی در حدل اعلی و نهایت درجه به نصیحت می پرداخت.
موعظه اش نیز بر اساس حکمت و به شیوه پسندیده بود. گاهی بعضی ها حکمت را به شیوه ناپسند ارائه می دهند. در این صورت کارایی حکمت بسیار اندک می گردد. اما اگر به شیوه حسنه پسندیده ارائه شود. کارایی اش چندین برابر می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم موعظه اش حکیمانه و حسنه بود لذا علی علیه السلام در خصوص سیره موعظه و نصیحت پیامبر می فرماید:
فبالغ صلی الله علیه و آله و سلم فی النصیحه و مضی علی الطریقه و دعا الی الحکمه و الموعظه الحسنه
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خیر خواهی و پند و اندرز را درباره انان به حد اعلا رساند. و به طریقه الهی حرکت فرمود و مردم را به حکمت و با موعظه حسنه دعوت فرمود(83).