پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

2. کم خوری

پر خوری صفت افراد دنیادار و شکمباره است که به علت بی بهرگی از غذاهای معنوی به غذاهای جسمانی رو می آورند.
غذا روح وقتی کم شود، غذای جسم زیاد می گردد.
آنان که به هیکل جسمانی خود مدام چرل و شیرین می دهند، هیکل معنوی شان از چرب و شیرینهای روحانی محروم می ماند.

چرب و شیرین کم ده این مردار را - آن که تن پرورد رسوا می رود
چرب و شیرین ده ز حکمت روح را - روح از بالاست بالا می رود(73)

مولوی در مثنوی به تاثیر کم خوری در تعالی روح توجه کرده و می گوید:
روزه وسیله تعالی آدمی است.
هر قدر شکم را از خوردنیها خالی نگه داری جانت را از گوهرهای اجلالی پر می شود:

این دهان بستی دهانی باز شد - تا خورنده لقمه های راز شد
چند خوری چرب و شیرین از طعام - امتحان کن چند روزی در صیام
گر تو این انبان زنان خالی کنی - پر زگوهرهای اجلالی کنی(74)

بدین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در کلام امیرالمؤمنین گرسنه ترین فرد زمانه اش بود.
در حالی که اینم مکان برایش وجود داشت که بتواند لذیذترین غذاها را بخورد و گواراترین نوشیدنیها را بنوشد.
ولی همه اینها را از خود دور ساخت تا امتش با پیروی از وی به خدا نزدیک گردند:
اهضن اهل الدنیا کشحا و اخمصهم من الدنیا بطنا.
لاغرترین مردم دنیا بود، و شکم خالی ترین آنها.

3. خدامحوری

یکی از سیره های عملی آن حضرت، خدامحوری وی است.
حب و بغض او وابسته به حب خدا بوده است.
آنچه در نظر خدا ارزشمند بود در نظر وی نیز چنان، و هر چا از نظر الهی حقیر و بی ارزش بود، وی نیز حقیر می گشت.
و علم ان الله سبحانه ابعض شیئا فابغضه و حقر شیئا فحقره و صغر شیئا فصغره.
همین که دانست خداوند سبحان چیزی را مبغوض دارد او نیز مبغوض داشت و اگر چیزی را خدا تحقیر کرد او نیز تحقیر کرد و آنچه خدا کوچک شمرد او نیز کوچک شمرد.
پیرو واقعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی است که دوستی اش بر محور سیره رسول اکرم باشد.
در غیر این صورت رابطه مریدی و مرادی و پیامبری و پیروی از بین خواهد رفت.
بدین جهت یکی از راههای شناخت میزان علاقه و ارتباط مسلمانان با پیامبر اکرم تطبیق خواسته های مسلمان با خواسته های رسول الله است.
آنچه مورد لطف اوست باید مورد لطف ما باشد و آنچه مورد قهر و غضب اوست باید مورد قهر و غضب پیروانش گردد - که در این بیت مولوی بیان شده است:

لطف کنی لطف شوم، قهر کنی قهر شوم - با تو خوشم ای صنم لب شکر خوش ذقنم
بی تو اگر گل شکنم خار شود در کف من - ور همه خارم، ز تو من جمله گل و یاسمنم(75)

امیرالمؤمنین در این خصوص می فرماید:
ولو لم یکن فینا الا حبنا ما ابغض الله و رسوله و تغظیما ما صغر الله و رسوله لکفی به شقاقا لله و حماده عن امر لله.
و اگر در میان ما مسلمانان جز اینکه ما دوستدار چیزی هستیم که خدا و رسولش دوست نمی دارند و بزرگ می داریم آنچه خدا و رسولش کوچک داشته اند، همین قدر مخالفت ما با خدا و رسولش در شقاوت بر خدا و دوری ما از امر خدا کافی بود.
وقتی خدا در زندگی آدمی محور قرار گیرد به پیروی از خدا تابع پیامبر خدا نیز می گردد.
کسی که تابع رسول الله باشد مبغوض او را محبوب خود قرار نمی دهد.
افرادی که فعلشان قولشان را تکذیب می کند، کسانی هستند که در قول پیرو رسول خدایند ولی در عمل کاملا در جهت مخالف وی قرار می گیرند.
قرآن می گوید:
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله(76).
بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد.

4. زندگی عابدانه

همان طور قبلا گفته شد، عظمت پیامبران قبل از پیامبری به عبودیتشان بود.
بدین جهت هیچ چیز نزد آنان به قدر بندگی ارزش نداشت.
بزرگان اجتماع عموما وقتی به حکومت و رهبری جامعه نایل می شوند رفتار اولیه آنها با رفتار ثانویه آنها فرق می کند.
نوع زندگی، سخن گفتن حتی رفتار آنها با خویشاوندانشان تغییر می کند.
نخوت و تکبر سراسر زندگی آنها را احاطه می نماید.
خوبانشان وقتی به چنین حالتی می رسند برای تغییر زندگی خود توجیهی تراشیده و در قالب شخصیت و شانیت، رفتار متکبرانه خود را توجیه می نمایند.
ولی پیامبران الهی هر قدر مقامشان بالاتر می رفت بر تواضعشان می افزود.
بدین جهت مانند فقیران جامعه زندگی می کردند و این گونه زندگی را فخر خود دانسته و شعارشان این بود که الفقر فخری(77) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فقر خود من است.
به جای اینکه بر روی میزهای گرانقیمت غذا بخورند و بر روی فرشهای ابریشم با کفش راه بروند و چندین غلام و کنیز و خادم در اطرافشان پرسه بزنند، مانند غلامان زندگی کرده و بر روی زمین می نشستند و کفش خود را به دست خود پینه می زدند و... بدین جهت علی علیه السلام فرمود:
کان یا کل علی الارض و یجلس جلسه العبد و یخصف بیده نعله و یرفع بیده ثوبه و یرکب الحمار و یردف خلفه.
رسول خدا بر روی زمین می نشست و غذا می خورد.
همانند بندگان می نشست و کفشهای خود را به دست خود پنبه می دوخت و لباس خود را به دست خویش وصله می زد و گاهی الاغ برهنه سوار می شد و کسی را پشت سر خود سوار می کرد.
کجایند رهبران دنیا خصوصا رهبران جوامع اسلامی؟! آنان که ادعای پیروی از پیامبر را دارند ولی مانند ابوسفیان و معاویه و دشمنان پیامبر زندگی می کنند.
امروزه برای یک مدیر تا چه رسد به یک پادشاه و حکمران جامعه، همانند رسول الله زندگی تصورش غیر ممکن است تا چه رسد به تصدیقش.
لباس وصله دار پوشیدن برای افراد عادی عار محسوب می شود تا چه رسد به افراد سرشناس.
الاغ برهنه سوار شدن آن هم دو ترکه بودن، امروزه مانند سوار شدن به پشت پشت وانت بار یا موتور سیکلت یا دوچرخه است.
بی جهت نیست که هزاران پادشاه و حکمران از زمان پیامبر تاکنون آمده اند و رفته اند ولی اسمی از آنها در میان باقی نمانده است.
اما نام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روز به روز می درخشد و عاشقان جدید به سوی می کشاند.