پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

1. بی نیازی از دنیا استغنا

یکی از سیره های علمی رسول مکرم اسلام دوری از دنیا و استغنای تام نیست و امور دنیوی بوده است.
بی نیازی از دنیا به معنی دنیا ستیزی نیست بلکه به معنی دل نبستن به آن است.
امام می فرماید: رسول اکرم یک گوشه چشمی به دنیا داشت، اما چشمش به دنبال دنیا نبود.
مقصود از گوشه چشم داشتن این است که نه تاریک دنیا بود و نه دنیادار و دنیا دوست.
بلکه به مقداری نیازمندی طبیعی و ضرورت زندگی در حداقل آن از دنیا استفاده می کرد.
این در صورتی بود که دنیا به وی اقبال کرده و ولی او را از دنیا استقبال نکرد.
دوری از دنیا وقتی ارزشمند است که امکان دنیا داری برای آدمی میسر باشد.
امام علیه السلام در خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
عرضت علیه الدنیا فابی ان یقبلها.
دنیا به وی عرضه شد ولی او از قبول آن ابا کرد.
حضرت در جای دیگر این خطبه برای بر حذر داشتن مسلمانان از دنیازدگی می گوید: همین که خوبان خدا خصوصا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا محل نگذاشته و اهمیتی به آن نداده اند کافی است که تو بدانی دنیا ارزش دلبستگی ندارد.
زیرا پیامبران همه ارزشها را در خود جمع کرده بودند.
اگر دنیا حقیقتا ارزشی داشت پیامبران اشرف آنها باید دنیا دارترین افراد می شدند، در حالی که چنین نبوده است.
زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جهت پیروی برای تو کفایت می کند و با دقت در حیات آن برگزیده خداوندی دلیل برای نکوهش عیوب و زشتی و فراوانی رسواییها و بدیهای آن وجود دارد، که گستره پهناور زمین برای آن وجود مقدس در نوریده شده، و جوانب آن برای دیگران صاف و همواره گشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از شیر خواری از زمین بریده شد و از زر و زیورهای آن برکنار گشت(72).

2. کم خوری

پر خوری صفت افراد دنیادار و شکمباره است که به علت بی بهرگی از غذاهای معنوی به غذاهای جسمانی رو می آورند.
غذا روح وقتی کم شود، غذای جسم زیاد می گردد.
آنان که به هیکل جسمانی خود مدام چرل و شیرین می دهند، هیکل معنوی شان از چرب و شیرینهای روحانی محروم می ماند.

چرب و شیرین کم ده این مردار را - آن که تن پرورد رسوا می رود
چرب و شیرین ده ز حکمت روح را - روح از بالاست بالا می رود(73)

مولوی در مثنوی به تاثیر کم خوری در تعالی روح توجه کرده و می گوید:
روزه وسیله تعالی آدمی است.
هر قدر شکم را از خوردنیها خالی نگه داری جانت را از گوهرهای اجلالی پر می شود:

این دهان بستی دهانی باز شد - تا خورنده لقمه های راز شد
چند خوری چرب و شیرین از طعام - امتحان کن چند روزی در صیام
گر تو این انبان زنان خالی کنی - پر زگوهرهای اجلالی کنی(74)

بدین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در کلام امیرالمؤمنین گرسنه ترین فرد زمانه اش بود.
در حالی که اینم مکان برایش وجود داشت که بتواند لذیذترین غذاها را بخورد و گواراترین نوشیدنیها را بنوشد.
ولی همه اینها را از خود دور ساخت تا امتش با پیروی از وی به خدا نزدیک گردند:
اهضن اهل الدنیا کشحا و اخمصهم من الدنیا بطنا.
لاغرترین مردم دنیا بود، و شکم خالی ترین آنها.

3. خدامحوری

یکی از سیره های عملی آن حضرت، خدامحوری وی است.
حب و بغض او وابسته به حب خدا بوده است.
آنچه در نظر خدا ارزشمند بود در نظر وی نیز چنان، و هر چا از نظر الهی حقیر و بی ارزش بود، وی نیز حقیر می گشت.
و علم ان الله سبحانه ابعض شیئا فابغضه و حقر شیئا فحقره و صغر شیئا فصغره.
همین که دانست خداوند سبحان چیزی را مبغوض دارد او نیز مبغوض داشت و اگر چیزی را خدا تحقیر کرد او نیز تحقیر کرد و آنچه خدا کوچک شمرد او نیز کوچک شمرد.
پیرو واقعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کسی است که دوستی اش بر محور سیره رسول اکرم باشد.
در غیر این صورت رابطه مریدی و مرادی و پیامبری و پیروی از بین خواهد رفت.
بدین جهت یکی از راههای شناخت میزان علاقه و ارتباط مسلمانان با پیامبر اکرم تطبیق خواسته های مسلمان با خواسته های رسول الله است.
آنچه مورد لطف اوست باید مورد لطف ما باشد و آنچه مورد قهر و غضب اوست باید مورد قهر و غضب پیروانش گردد - که در این بیت مولوی بیان شده است:

لطف کنی لطف شوم، قهر کنی قهر شوم - با تو خوشم ای صنم لب شکر خوش ذقنم
بی تو اگر گل شکنم خار شود در کف من - ور همه خارم، ز تو من جمله گل و یاسمنم(75)

امیرالمؤمنین در این خصوص می فرماید:
ولو لم یکن فینا الا حبنا ما ابغض الله و رسوله و تغظیما ما صغر الله و رسوله لکفی به شقاقا لله و حماده عن امر لله.
و اگر در میان ما مسلمانان جز اینکه ما دوستدار چیزی هستیم که خدا و رسولش دوست نمی دارند و بزرگ می داریم آنچه خدا و رسولش کوچک داشته اند، همین قدر مخالفت ما با خدا و رسولش در شقاوت بر خدا و دوری ما از امر خدا کافی بود.
وقتی خدا در زندگی آدمی محور قرار گیرد به پیروی از خدا تابع پیامبر خدا نیز می گردد.
کسی که تابع رسول الله باشد مبغوض او را محبوب خود قرار نمی دهد.
افرادی که فعلشان قولشان را تکذیب می کند، کسانی هستند که در قول پیرو رسول خدایند ولی در عمل کاملا در جهت مخالف وی قرار می گیرند.
قرآن می گوید:
قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله(76).
بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد.