پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

علی علیه السلام در نهج البلاغه سیره رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم چنین بیان می کنند:
فتاس بنبیک الاطیب الاطهر صلی الله علیه و آله و سلم ، فان فیه اسوه لمن تاسی و عزاء لمن تعزی و احب العباد الی الله المتاسی بنبیه و المقنص لاشره قضم الدنیا قضما و لم یعرها طرفا اهضم اهل الدنیا کشحا و اخمصهم من الدنیا بطنا عرضت علیه الدنیا فابی ان یقبلها.
و علم ان الله سبحانه ابعض شیئا فابغضه و حقر شیئا فحقره و صغر شیئا فصغره ولو لم یکن فینا الاحبنا ما ابغض الله و رسوله، و تعظیما و ما صغر الله و رسوله لکفی به شقاقا لله ئ مماده عن امر الله.
و لقد کان صلی الله علیه و آله و سلم یا کل علی الارض و یجلس جلسه العبد و یخصف بیده نعله و برقع بیده ثوبه و یرکب الحمار العاری و یردف خلفه.
و یکون الستر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول یا فلانه لاحدی ازواجه، غیبه عنی فانی اذا نظرت الیه ذکزت الدنیا و زخارفها.
فاعرض عن الدنیا بقبله و امات ذکرها من نفسه و احب ان تغیب زینتها عن عینه.
لکیلا یتخذ منها ریاشا و لا یعتقدها قرارا و لا یرجو فیها مقاما.
فاخرجها من النفس و اشخصها عن القلب و غیبها عن البصر و کذلک من ابغض شیئا ابغض ان ینظر الیه و ان یذکر عنده.
و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما یدلک علی مساوی الدنیا و عیوبها اذا جاع فیها مع خاصه و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته.
فلینظر ناظر بعقله: اکرم الله محمدا بذلک ام اهانه فان قال اهانه فقد کذب - و الله العظیم - بالافک العظیم.
و ان قال اکرمه، فلیعلم ان الله قد اهان غیره حیث بساط الدنیا و زواها عن اقرب الاس منه.
فتاسی متاس بنبیه و اقتص اثره و ولج مولجه و الا فالیامن من الهکله فان الله جعل محمدا صلی الله علیه و آله و سلم علما للساعه و مبشرا بالحجه و منذرا بالعقوبه، خرج من الدنیا خمیصا و ورد الاخره سلیما لم یضع حجرا علی حجرحتی مضی سبیله و اجاب داعی ربه فما اعظم منه الله عندنا حین انعم علینا به سلفا نتعبه و قائدا انطا عقبه و الله لقد رقعت مدرعتی هذه استحیت من راقعها(68).
پیروی کن از پیامبرت که پاک و پاکیزه تر از همه مخلوقات خدا بود.
برای هر کس که بخواهد پیروی از کمالات نماید در آن وجود مقدس است عالی ترین کمال برای تبعیت و بهترین نسبت برای هر کس که انتساب به او را بخواهد.
و محبوب ترین بندگان در نزد خدا کسی است که پیامبرش را تبعیت کند و دنبال کار او را بگیرد.
از دنیا برای خوردن به اندکی قناعت فرمود.
گوشه چشمی برای تمایل به دنیا نیفکند.
او لاغرترین مردم دنیا بود با تهی گاه خالی و گرسنه ترین مردم دنیا با شکمی کم غذا.
همه دنیا برای آن انسان کامل عرضه شد آن را نپذیرفت.
وقتی دانست که خداوند سبحان چیزی را دشمن داشته آن را دشمن داشت و چیزی را تحقیر نموده آن را پست شمرده و چیزی را ناچیز دانسته آن را ناچیز دانست.
اگر در ما جز این نبود که دوست بداریم آنچه که را خدا و رسولش آن را ناچیز می دانند، کفایت می کرد در ارائه مخالفت و جدایی از امر خداوند سبحان.
آن برگزیده خدا روی زمین می نشست و غذا می خورد، و مانند بندگان می نشست و با دست خود کفش خود را پینه می دوخت و لباسش را به دست خود وصله می زد و گاهی الاغ برهنه سوار می شد و کسی را پشت سر خود سوار می فرمود.
گاهی که می دید پرده ای صورتگر و نقاشی شده از در خانه اش آویخته است خطاب به یکی از زنانش می فرمود: آن پرده را از جلوی چشمم دور کن زیرا وقتی که بر آن می نگرم دنیا و زر و زیورهایش را به یاد می آورم.
او را از ته دل از دنیا اعراض نمود و یاد آن را نفسش می راند.
لذا دوست داشت که زینت دنیا را پایدار تلقی ننماید و به عنوان اقامتگاه به آن دل ببندد و امیدوار نگردد؛ لذا دنیا را از نفس خود بیرون راند و آن را از دل خویشتن برکنار فرمود و از دیدگاه خود ناپدید ساخت.
چنین است که هر کس چیزی را دشمن داشت نظر به آن و یادآوری آن را نیز دشمن می دارد.
در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای اثبات بدیها و عیوب دنیا برای تو دلیل وجود دارد زیرا او و نزدیک ترین اشخاصش در این دنیا سیر نشدند و همه زر و زیورهای دنیا را با وجود تقرب بزرگی که به خدا داشت از خود دور داشت.
آن کس که نظر می کند با عقل خود بنگرد ببیند که آیا خداوندی که توفیق اعراض از دنیا و زر و زیور آن را به پیامبرش عنایت فرمود مفهوم این امر اکرام آن حضرت بود یا اهانتی بر او واداشته بود؟ اگر آن شخص بگوید خدا به پیامبرش اهانت نموده بود، سوگند به خدای بزرگ، دروغ گفته و بهتان زده است.
اگر بگوید خداوند پیامبرش را با آن توفیق اعراض از دنیای اکرام فرموده است پس بداند که خداوند کسی را که دنیا را برای او گسترش داد اهانت نموده و اکرام کرد نزدیک ترین مردم به خودش پیامبر اکرم را که در دنیا و زر و زیور آن را از وی دور نموده است.
پس هر کس که بخواهد از کسی پیروی نماید، پس تبعیت نماید از پیامبران خداوند و به دنبال او حرکت کند و هر کجا او وارد شد قدم بگذارد، و اگر چنین نکند از هلاکت در امان نخواهد ماند.
زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم را نشانه ای را برای قیامت قرار داده و بشارت دهنده به بهشت و ترساننده از عذاب.
او از دنیا با شکمی تهی بیرون رفت و با شخصیتی سالم به سرای آخرت وارد شد.
سنگی روی سنگی نگذاشت تا راه خود را به ابدیت پیش گرفت، و دعوت خدایش را لبیک گفت.
چه با عظمت است منت خداوندی برای ما که پیشتازی برای ما احسان فرمود تا از او پیروی کنیم و حاکمی برای ما قرار داد که پای جای پای او گذاریم.
سوگند به خدا این لباس خود را چنان دادم وصله کنند که از وصله کننده اش خجلت کشیدم(69).

تعریف سیره

سیره یعنی روش و نوع زندگی.
نحوه سیر و روش زندگی را سیره می نامند.
چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عصمت کلیه دارد، از این رو رفتار نیز همانند گفتارش معصوم و برای سایرین حجت است.
قرآن کریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را از جمیع جهات الگو و اسوه حسنه برای پیروانش معرفی کرده و می فرماید:
و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه(70).
و برای شما در رسول خدا اسوه ای نیکو وجود دارد.
علی علیه السلام اسوه قرار دادن سیره رسول اکرم را برای ما کافی دانسته و می فرماید:
و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم کاف لک فی الاسوه.
و یقینا برای تو کافی است که رسول الله را اسوه خود قرار دهی(71).
علی علیه السلام به پیروان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: از پیامبر پاک و پاکیزه ات پیروی کن که دوست داشتنی ترین بنده برای خدا، متاسی ترین آنها نسبت به رسول خداست.
ام علی علیه السلام سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را از ابعاد مختلف بیان کرده است که به وی بعضی از آنها اشاره می شود.

1. بی نیازی از دنیا استغنا

یکی از سیره های علمی رسول مکرم اسلام دوری از دنیا و استغنای تام نیست و امور دنیوی بوده است.
بی نیازی از دنیا به معنی دنیا ستیزی نیست بلکه به معنی دل نبستن به آن است.
امام می فرماید: رسول اکرم یک گوشه چشمی به دنیا داشت، اما چشمش به دنبال دنیا نبود.
مقصود از گوشه چشم داشتن این است که نه تاریک دنیا بود و نه دنیادار و دنیا دوست.
بلکه به مقداری نیازمندی طبیعی و ضرورت زندگی در حداقل آن از دنیا استفاده می کرد.
این در صورتی بود که دنیا به وی اقبال کرده و ولی او را از دنیا استقبال نکرد.
دوری از دنیا وقتی ارزشمند است که امکان دنیا داری برای آدمی میسر باشد.
امام علیه السلام در خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
عرضت علیه الدنیا فابی ان یقبلها.
دنیا به وی عرضه شد ولی او از قبول آن ابا کرد.
حضرت در جای دیگر این خطبه برای بر حذر داشتن مسلمانان از دنیازدگی می گوید: همین که خوبان خدا خصوصا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به دنیا محل نگذاشته و اهمیتی به آن نداده اند کافی است که تو بدانی دنیا ارزش دلبستگی ندارد.
زیرا پیامبران همه ارزشها را در خود جمع کرده بودند.
اگر دنیا حقیقتا ارزشی داشت پیامبران اشرف آنها باید دنیا دارترین افراد می شدند، در حالی که چنین نبوده است.
زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جهت پیروی برای تو کفایت می کند و با دقت در حیات آن برگزیده خداوندی دلیل برای نکوهش عیوب و زشتی و فراوانی رسواییها و بدیهای آن وجود دارد، که گستره پهناور زمین برای آن وجود مقدس در نوریده شده، و جوانب آن برای دیگران صاف و همواره گشت.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از شیر خواری از زمین بریده شد و از زر و زیورهای آن برکنار گشت(72).