پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

ج - برگزیدگی در اقدمیت

با اینکه وجود اقدس آن جناب بعد از وجود مقدس همه انبیا به دنیا آمده است ولی وجود معنوی وی قبل از همه بود و اقدام پیامبران بلکه همه مخلوقات بوده است که خود آن جناب در حدیثی بدان چنین اشاره می فرماید که:
اول ما خلق الله نوری(63).
اولین چیزی که خداوند آفرید، نور من بوده است.
در حئیث دیگر فرمود:
نحن الاخرون السابقون(64).
ما آخریهای اولی هستیم.
یعنی اگر چه ما از نظر وجود مادی آخر از همه برگزیدگان الهی به دنیا آمده ایم ولی از نظر وجود معنوی قبل از آنها بوده ایم و به این مقام برگزیده شده ایم.
مولوی این معنی را به شعر در آورده و گفته است:

بهر این فرموده است آن ذوفنون - رمز نحن الاخرون السابقون
گر به صورت من ز آدم زاده ام - من به معنی جد جد افتاده ام
پس زمن زایید در معنی پدر - پس زمیوه زاد در معنی شجر
از پی من بوده اش سجده ملک - وز پی من رفت تا هفتم فلک
اول فکر آخر آمد در عمل - خاصه فکری که بود وصف ازل(65)

حقیقت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

علی علیه السلام در بیان حقایق وجودی انبیا کلام بسیار شریف و عزیزی دارد که در شان عزت انبیا می باشد.
وی همه انبیا را از اصلاب پاک و شریف می داند که به امر الهی این حقایق نورانی نسل به نسل ادامه یافت تا اینکه نوبت به اشرف انبیا و خاتمشان رسید.
شاید کلام شیخ محمود شبستری ناظر به این فراز از خطبه 94 امیرالمؤمنین بوده است که در صفحه قبل بیان شد.
حضرت امیرالمؤمنین بعد از بیان حقیقت وجودی انبیای عظام در خصوص نبی اعظم صلی الله علیه و آله و سلم منی فرماید:
حتی افضت کرامه الله سبحانه و تعالی الی محمد صلی الله علیه و آله و سلم فاخرجه من افضل المعادن منبتا و اعز الارومات معرسا من الشجره التی صدع منها انبیاه و انتخب منها امناده.
عترته خیر العتر، و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجره، نبتت فی حرم و سبقت فی کرم، لها فروع طوان و ثمر لاینال فهو امام من اتقی و بصیره من اهتدی.
سراج لمع ضووه و شهاب سطح نوره و برق لمعه سیرته القصد و سنته الرشد و کلامه الفضل و حکمه العدل ارسله علی حین فتره من الرسل و هفوه عن العمل و غباوه من الاحم.
آنگاه که کرامت خداوندی - سبحانه و تعالی - به محمد منتهی گشت، آن وجود مقدس را از برترین معادن رویاننده و عزیزترین اصول و ریشه ها برای کاشتن بیرون آورد.
از آن درختی که خداوند آن را بشکافته و پیامبرانش را از آن بیرون آورده و امنای خود را از آن برگزیده است.
عترت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بهترین عترتهاست و دودمانش بهترین دودمانها و درختش بهترین درختها که در حرم روییده شده و به رشد رسیده است در کرامت و مجد و شرف بر همه سبقت گرفت.
برای آن درخت شاخه هایی است بلند و ثمری است غیر قابل وصول.
آن حضرت پیشوای کسی است که تقوا بورزد و وسیله بینایی است برای کسی که هدایت یافته باشد.
چراغی است که روشنایی اش درخشیده و ستاره ای است که نورش بارز و آشکار است و آتش زنه ای است که لمعان برق تولید نموده است.
سیرتش اعتدال و سنت اش رشد و کلام او جدا کننده حق از باطل و حکم او عدل محض است.
خداوند سبحان او را در فاصله ای از پیامبران و دوران لغزش جوامع از عمل و جهل و کودنی امت فرستاد(66).
مستقره خیر مستقره و منبته اشرف منبت فی معادن الکرامه و مماهد السلامه قد صرفت نحوه افئده الابرا و شنیت الیه ازمه الابصار.
قرارگاه او بهترین قرارگاه است و منشاء روییدن وجود آن حضرت بهترین منشاها.
در معادن کرامت و گهواره های پاک و سالم، دلهای نیکوکاران به سوی او گشته و مهارهای بصیرتهای مردم بینا به آنها منعطف شده است(67).
فصل سوم

سیره پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

علی علیه السلام در نهج البلاغه سیره رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم چنین بیان می کنند:
فتاس بنبیک الاطیب الاطهر صلی الله علیه و آله و سلم ، فان فیه اسوه لمن تاسی و عزاء لمن تعزی و احب العباد الی الله المتاسی بنبیه و المقنص لاشره قضم الدنیا قضما و لم یعرها طرفا اهضم اهل الدنیا کشحا و اخمصهم من الدنیا بطنا عرضت علیه الدنیا فابی ان یقبلها.
و علم ان الله سبحانه ابعض شیئا فابغضه و حقر شیئا فحقره و صغر شیئا فصغره ولو لم یکن فینا الاحبنا ما ابغض الله و رسوله، و تعظیما و ما صغر الله و رسوله لکفی به شقاقا لله ئ مماده عن امر الله.
و لقد کان صلی الله علیه و آله و سلم یا کل علی الارض و یجلس جلسه العبد و یخصف بیده نعله و برقع بیده ثوبه و یرکب الحمار العاری و یردف خلفه.
و یکون الستر علی باب بیته فتکون فیه التصاویر فیقول یا فلانه لاحدی ازواجه، غیبه عنی فانی اذا نظرت الیه ذکزت الدنیا و زخارفها.
فاعرض عن الدنیا بقبله و امات ذکرها من نفسه و احب ان تغیب زینتها عن عینه.
لکیلا یتخذ منها ریاشا و لا یعتقدها قرارا و لا یرجو فیها مقاما.
فاخرجها من النفس و اشخصها عن القلب و غیبها عن البصر و کذلک من ابغض شیئا ابغض ان ینظر الیه و ان یذکر عنده.
و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما یدلک علی مساوی الدنیا و عیوبها اذا جاع فیها مع خاصه و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته.
فلینظر ناظر بعقله: اکرم الله محمدا بذلک ام اهانه فان قال اهانه فقد کذب - و الله العظیم - بالافک العظیم.
و ان قال اکرمه، فلیعلم ان الله قد اهان غیره حیث بساط الدنیا و زواها عن اقرب الاس منه.
فتاسی متاس بنبیه و اقتص اثره و ولج مولجه و الا فالیامن من الهکله فان الله جعل محمدا صلی الله علیه و آله و سلم علما للساعه و مبشرا بالحجه و منذرا بالعقوبه، خرج من الدنیا خمیصا و ورد الاخره سلیما لم یضع حجرا علی حجرحتی مضی سبیله و اجاب داعی ربه فما اعظم منه الله عندنا حین انعم علینا به سلفا نتعبه و قائدا انطا عقبه و الله لقد رقعت مدرعتی هذه استحیت من راقعها(68).
پیروی کن از پیامبرت که پاک و پاکیزه تر از همه مخلوقات خدا بود.
برای هر کس که بخواهد پیروی از کمالات نماید در آن وجود مقدس است عالی ترین کمال برای تبعیت و بهترین نسبت برای هر کس که انتساب به او را بخواهد.
و محبوب ترین بندگان در نزد خدا کسی است که پیامبرش را تبعیت کند و دنبال کار او را بگیرد.
از دنیا برای خوردن به اندکی قناعت فرمود.
گوشه چشمی برای تمایل به دنیا نیفکند.
او لاغرترین مردم دنیا بود با تهی گاه خالی و گرسنه ترین مردم دنیا با شکمی کم غذا.
همه دنیا برای آن انسان کامل عرضه شد آن را نپذیرفت.
وقتی دانست که خداوند سبحان چیزی را دشمن داشته آن را دشمن داشت و چیزی را تحقیر نموده آن را پست شمرده و چیزی را ناچیز دانسته آن را ناچیز دانست.
اگر در ما جز این نبود که دوست بداریم آنچه که را خدا و رسولش آن را ناچیز می دانند، کفایت می کرد در ارائه مخالفت و جدایی از امر خداوند سبحان.
آن برگزیده خدا روی زمین می نشست و غذا می خورد، و مانند بندگان می نشست و با دست خود کفش خود را پینه می دوخت و لباسش را به دست خود وصله می زد و گاهی الاغ برهنه سوار می شد و کسی را پشت سر خود سوار می فرمود.
گاهی که می دید پرده ای صورتگر و نقاشی شده از در خانه اش آویخته است خطاب به یکی از زنانش می فرمود: آن پرده را از جلوی چشمم دور کن زیرا وقتی که بر آن می نگرم دنیا و زر و زیورهایش را به یاد می آورم.
او را از ته دل از دنیا اعراض نمود و یاد آن را نفسش می راند.
لذا دوست داشت که زینت دنیا را پایدار تلقی ننماید و به عنوان اقامتگاه به آن دل ببندد و امیدوار نگردد؛ لذا دنیا را از نفس خود بیرون راند و آن را از دل خویشتن برکنار فرمود و از دیدگاه خود ناپدید ساخت.
چنین است که هر کس چیزی را دشمن داشت نظر به آن و یادآوری آن را نیز دشمن می دارد.
در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای اثبات بدیها و عیوب دنیا برای تو دلیل وجود دارد زیرا او و نزدیک ترین اشخاصش در این دنیا سیر نشدند و همه زر و زیورهای دنیا را با وجود تقرب بزرگی که به خدا داشت از خود دور داشت.
آن کس که نظر می کند با عقل خود بنگرد ببیند که آیا خداوندی که توفیق اعراض از دنیا و زر و زیور آن را به پیامبرش عنایت فرمود مفهوم این امر اکرام آن حضرت بود یا اهانتی بر او واداشته بود؟ اگر آن شخص بگوید خدا به پیامبرش اهانت نموده بود، سوگند به خدای بزرگ، دروغ گفته و بهتان زده است.
اگر بگوید خداوند پیامبرش را با آن توفیق اعراض از دنیای اکرام فرموده است پس بداند که خداوند کسی را که دنیا را برای او گسترش داد اهانت نموده و اکرام کرد نزدیک ترین مردم به خودش پیامبر اکرم را که در دنیا و زر و زیور آن را از وی دور نموده است.
پس هر کس که بخواهد از کسی پیروی نماید، پس تبعیت نماید از پیامبران خداوند و به دنبال او حرکت کند و هر کجا او وارد شد قدم بگذارد، و اگر چنین نکند از هلاکت در امان نخواهد ماند.
زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم را نشانه ای را برای قیامت قرار داده و بشارت دهنده به بهشت و ترساننده از عذاب.
او از دنیا با شکمی تهی بیرون رفت و با شخصیتی سالم به سرای آخرت وارد شد.
سنگی روی سنگی نگذاشت تا راه خود را به ابدیت پیش گرفت، و دعوت خدایش را لبیک گفت.
چه با عظمت است منت خداوندی برای ما که پیشتازی برای ما احسان فرمود تا از او پیروی کنیم و حاکمی برای ما قرار داد که پای جای پای او گذاریم.
سوگند به خدا این لباس خود را چنان دادم وصله کنند که از وصله کننده اش خجلت کشیدم(69).