پیامبر اعظم در نهج البلاغه

قادر فاضلی‏

1. تقدم عبادت بر رسالت

همه پیامبران افتخارشان قبل از هر چیز به عبادت و عبودیت خودشان بود.
هیچ چیز در نظر انبیا شریف تر از عبودیت نبوده و هیچ لذتی به مرتبه لذتی که از عبادت می بردند نمی رسیده است.
بندگی به قدری عظیم و شریف است که غیر پیامبران از عرفا و نیز حاضر بودند که همه چیز را بدهند و مدال بندگی دریافت کنند:

یارب ار یک بار گویی بنده ام - بگذرد از عرش اعلا خنده ام

جناب حافظی خواجگی همه دنیا را در پای بندگی قربانی کرده و عرضه می دارد:
به ولای تو اگر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم از این رو حضرت عیسی علیه السلام وقتی زبان به سخن گشود اولین جمله اش اقرار به بندگی خویش بود که:
قال انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا(45).
گفت: من بنده خدا هستم.
خدا به من کتاب داده و مرا نبی خود قرار داده است.

2. عمومیت عبادت

عبادت عمومیت دارد و رسالت خاص است.
هر کس وظیفه ای دارد که بندگی کرده و عبودیت خویش را در مقابل ربوبیت الهی تعالی بخشد.
لازم نیست که هر کسی پیامبر شود، ولی لازم است که همه کس بنده باشند.
از این رو هیچ پیامبری بدون بندگی به پیامبری نرسیده و عظمت هر یک از آنان به اندازه عظمت و عمق بندگی آنها بوده است.
بدین سبب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
لی مع الله حالات لایسعنی فیها ملک مقرب و لا نبی مرسل(46).
مرا با خدا حالاتی است که هیچ پیامبر مرسلی و هیچ ملک مقربی تاب تحمل آن حالات را ندارد.
تحمل این حالات فوق رسالت و نبوت بوده و تنها به برکت بندگی قابل تحمل است.
چون اشرف عابدان بود اشرف رسولان گشت؛ چون خاتم در عبودیت بود، خاتم انبیا شد.

3. سد راه سوء برداشت

انسانهای عوام عموما سوء برداشت دارند، یا پیامبر را تصدیق نمی کنند یا بعد از تصدیق او را به مقام الوهیت می رسانند.
با اینکه همه پیامبران بارها به بندگی خود اقرار کرده اند باز عده ای قائل به فرزندی آنها نسبت به خدا و یا شریک بودن آنها در خدایی و یا قائل به الوهیت پیامبران شده اند.
مردم عوام گرفتاریهای عجیبی دارند، از این رو بزرگان خود را نیز به گرفتاریهای بزرگی می اندازند.
گاهی حیوانات و اشیاء را به خدایی می پذیرند، گاهی انسان وارسته ای را به پیامبری خدا نمی پذیرند.
شعر زیر از سنائی، این گون حالات را به نیکی بیان کرده است:

از پی رد و قبول خود را خر مساز - زآنکه کار عامه نبود جز خری یا خرخری
گاو را اندر خدایی می پرستند عامیان - نوح را منکر شوندی از پی پیغمبری

گاهی پیامبران را به پیامبری نمی پذیرند، گاهی نیز از پیامبری بالاتر برده و به خدایی می رسانند.
برای سد راه این گونه غلط فهمی ها، علی علیه السلام بارها به بندگی رسالت پناه صلی الله علیه و آله و سلم قبل از رسالتش اقرار کرده و گواهی داده است.
به عنوان نمونه در خطبه های زیر چنین می فرماید:
و اشهد ان محمدا عبده و رسوله، ابعثه و الناس یضربون فی غمره و یموجون فی حیره قد قادتهم ارمه الحین و استغلقت علی افئدتهم اقفال الرین
و شهادت می دهم به اینکه محمد بنده رسول اوست.
خداوند او را مبعوث به رسالت فرمود در حالی که مردم آن دوران غوطه ور در جهالت و گمراهی بودند و در اسارت فراز و نشیب امواج حیرت آنان در مهرت فرمان هلاکت به این سو و آن سو کشیده کی شدند و بر دلهای آنان قفلهای گناهان بسته بود(47).
و اشهد ان محمد اعبده و رسوله الصفی المصطفی و امینه الرضی ارسله ارسله بوجوب الحجج و ظهور الفلج و ایضاح النهج، فبلغ الرساله صادعا بها و حمل علی الحجه دالا علیها و اقام الاهتداء و منار الضیاء و جعل امراس الاسلام متینه و عری الایمان وثیقه.
و شهادت می دهم به اینکه محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و رسول برگزیده خدا و امین مورد رضایت اوست.
درود خداوند بر او و فرزندانش باد.
خداوند آن رسول گرامی را به جهت لزوم بیان جهت و دلیل بر مردم برای پذیرش دین و آغاز طلوع پیروزی و روشن ساختن مسیر فرستاد.
آن برگزیده خداوندی رسالت خود را با شکستن انبوه جمعیت کفار تبلیغ فرمود و مردم را به حرکت در راه است و واضح اداره نمود و پرچمهای هدایت کننده و منار روشن را برای ورود به مسیر دین خداوند بر پای داشت و طنابهای اسلام را محکم و دستاویزهای ایمان را قابل وثوق و اعتماد و استناد قرار داد(48).