پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

4. شهادت بر رشد جامعه بعد از رسالت

با این گواهی امام علیه السلام نقش پیامبر را در تعالی جامعه بیان می کند تا آیندگان گمان نکنند که پیامبری آمد و رفت و کار مهمی صورت نگرفت.
بلکه بعثت پیامبر موجب شکوفایی جامعه و تحقق عدالت و میانه روی و دور شدن مردم از جهل و غفلت و عناد و... گردید.
... و اشهد ان محمد عبده و رسوله، ارسله و اعلام الهدی دارسه و مناهج الدین طامسه فصدع بالحق و نصح للخلق و هدی الی الرشد و امر بالقصد.
شهادت می دهم به اینکه خدایی جز خداوند واجب الوجد یگانه نیست، شهادتی ناشی از ایمان و یقین و اخلاص و اعتقاد، شهادت می دهم به اینکه محمد بنده و فرستاده اوست؛ خداوند او را در موقعی فرستاد که نشانه های هدایت کهنه گشته و مسیرهای روشن دین محو شده بود.
او برای حق قیام و آن را آشکار ساخت و مردم را به رشد هدایت نمود و امر به اعتدال فرمود، درود خدا بر او و فرزندانش باد(44).

عبادت و رسالت

امیرالمؤمنین علیه السلام بارها در نهج البلاغه به رسالت حضرا ختمی مرتبت گواهی داده اند.
در همه این موارد قبل از شهادت به رسالت به عبادت وی شهادت داده اند.
در این گونه شهادت حکمتهای گوناگون نهفته است که بعضی از آنها عبارتند از:

1. تقدم عبادت بر رسالت

همه پیامبران افتخارشان قبل از هر چیز به عبادت و عبودیت خودشان بود.
هیچ چیز در نظر انبیا شریف تر از عبودیت نبوده و هیچ لذتی به مرتبه لذتی که از عبادت می بردند نمی رسیده است.
بندگی به قدری عظیم و شریف است که غیر پیامبران از عرفا و نیز حاضر بودند که همه چیز را بدهند و مدال بندگی دریافت کنند:

یارب ار یک بار گویی بنده ام - بگذرد از عرش اعلا خنده ام

جناب حافظی خواجگی همه دنیا را در پای بندگی قربانی کرده و عرضه می دارد:
به ولای تو اگر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم از این رو حضرت عیسی علیه السلام وقتی زبان به سخن گشود اولین جمله اش اقرار به بندگی خویش بود که:
قال انی عبدالله اتانی الکتاب و جعلنی نبیا(45).
گفت: من بنده خدا هستم.
خدا به من کتاب داده و مرا نبی خود قرار داده است.