پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

پیامبر در اجتماع

نقش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جامعه

فقداهم به من الضلاله و انقذهم بمکانه من الجهاله.
پس خدا آنها را به وسیله پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهی نجات بخشید و با موقعیت والایی که به او عنایت فرموده بود، آن گمشدگان را از سقوط به سیه چال جهالت رها ساخت(25).
در زمانی که توحید به شیوه های مختلف از بین رفته و علم جای خود را به جهل داده است، مردی ظهور کرده و ندای توحیدی و فطری و جاوید خود را چنین اعلام می کند:
قولوا اله الا الله تفلحوا.
بگویید خدایی جر خدای یگانه نیست تا رستگار شوید.
در زمانی که بی فرهنگی به جای فرهنگ نشسته و سنتهای غلط جاهلی همانند قوانین قطعی علمی پذیرفته شده، به گونه ای که احد جرئت ابراز مخالفت ندارد، تا جایی که به دختر کشی به عنوان سنت جاریه پذیرفته شده است، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امر الهی با شجاعت تمام می گوید:
لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقکم و ایاهم(26)
اولادتان را از ترس روزی رسانی نکشید، ما شما و آنها را روزی می دهیم.
در چنین شرایطی شدیدا مردم را از قتل منع کرده و می فرماید:
انه من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فی الارض فکماء نما قتل الناس جمیعا(27)
یقینا، کسی که بدون آلوده شدن کسی به آدمکشی یا فساد در زمین، کسی را بکشد، مانند این است که همه مردم را کشته است.
در زمانی که تکاثر در ثروت و اولاد پسر و اصحاب فراوان و موقعیتهای دنیایی هدف اصلی مردم شده است، و ارزش انسانی را درهم و دینار و شمشیر و اسب و... می شناسند، از علم و تعالی خبری یافت نمی شود؛ پیامبر ندا می دهد که:
هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون(28) هل یستوی الاعمی و البصیر هل تستوی الظلمات و النور(29).
آیا آنان که آگاهند با جاهلان یکی هستند؟! آیا بینا و نابینا برابرند؟ آیا نور و ظلمت مساوی است؟!.
اعلموا انما الحیاه الدنیا لعب و لهو و زینه(30)
بدانید که زندگی دنیایی بازیچه و بیهوده و زینت ظاهری است.
والاخره خیر و ابقی(31).
و آخرت خیر و باقیماندنی تر است.
بدین طریق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بذر کمالات را در زمین خشکیده و سنگلاخ جهالت و ظلم و جور پاشید و با باران رحمت آن را آبیاری کرد و محصولات پاکی و انسانیت را به عمل آورد.
او توانست با زحمات شبانه روزی خود همه زحمات انبیای گذشته را به ثمر رسانده و در میان امت خویش احیا نماید، و تا به این مرحله نرسید آرام نگرفت.
وقتی همه رسالتهای رسولان الهی را ابلاغ کرد و سیره آنها را احیا نمود به سوی خدا خود شتافت.
و خلف فیکم ما خلقا الانبیاء فی اممها اذا لم یترکوهم هملا بغیر طریق واضح و لا علم قائم
خاتم الانبیا همه آنچه را که پیامبران گذشته در میان امتهای خود می گذاشتند، در میان شما مسلمانان برنهاد.
رسولان الهی که از مجرای طبیعت رخت بربسته اند هرگز امت خویش را مهمل و بدون گستردن راه روشن پیش پای مردم و بدون علایم محکم و دائم در دیدگاهشان رها نساخته اند(32).
اگر بخواهید عظمت و وسعت عمل رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بررسی کنیم و کارنامه ای برای آن معرفی نماییم، هیچ کارنامه ای بهتر از قرآن کریم مبین عملکرد وی نخواهد بود.
حضرت استاد علامه جعفری رحمه الله علیه در این خصوص فرموده اند:
اگر بخواهیم رسالت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم را در آن محیط ضد حیات توضیح بدهیم، بایستی همه صفحات کتاب الهی را بخوانیم و بفهمیم که او چه گلهای جان نواز از خارستان عربستان و چه آب حیات از ریگزار آن شبه جزیره به انسانها تقدیم کرده است(33).
عظیم ترین کار پیامبر کاشتن نهال ولایت بود که برای ادامه رسالت و خلافت ت بنایی نها به نام ولایت که تضمین کننده ارزشهای دینی او بود.
مسئله تعیین جانشینی برای پیامبران یک مسئله حایتی بوده و همه آنها قبل از رحلت خود جانشین شان را معین می کردند.
پیامبر نیز که خلف بر حق سلف خویش بود به این امر مهم مبادرت کرد و در حجه الوداع با صدای رسا بهب گوش همگان رساند که:
من کنت مولاه فهذا علی مولاه(34).
هر کس را من مولای او هستم، پس علی ابن ابیطالب مولای اوست.

زین سبب پیغمبر با اجتهاد - نام خود و آن علی مولای نهاد
کیست مولاء آن که آزادت کند - بند رقیت زپایت برکند
چون به آزادی نبوت هادی است - مومنان را زانبیا آزادی است
ای گروه مؤمنان شادی کنید - همچو سرو و سوسن آزادی کنید(35)

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می رود و دو وسیله بزرگهدایت را در میان مردم می گذارد.
هنوز مدت طولانی نگذشته بود که مشتی بشر بیچاره و عقب مانده به وسیله ادعای آن دین، به جوامع آن روزی مسلط می شوند و اصول انسانیت را در آن جوامع می گسترانند.
فقط به این نکته شگفت انگیز متوجه شویم که سه قزن پس از درگذشت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شهر قرطبه؛ یک ملیون، هشتاد مدرسه عمومی و کتابخانه ای دارای 600 هزار مجلد کتاب داشته است(36).
با اینکه متصدیان امور اجتماعی در دوران بنی امیه و بنی عباس به مسائل زندگی خود محوری بیشتر از ترویج واقعیات اسلام اهمیت می دادند، ترقی و تکامل فردی و اجتماعی جوامعی که اسلام را پذیرفته بودند در قرن سوم و چهارم هجری به اوج می رسد.
علم و معرفت از سقوط حتمی که در قرون وسطی پیش آمده بود، به وسیله مسلمانان نجات پیدا کرد(37).
اگر بخواهیم نقش اساسی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را در یک جمله بیان کنیم، باید بگوییم، او منجی مردم از تاریکها و هادی مردم به نور بود.
وی برای عملی کردن این نقش اساسی خود، سختیهای فراوانی را تحمل کرد و ناهمواریهای زیادی را همواره نمود، تا توانست تاریکیها را که از چپ و راست به مردم هجوم می آوردند با نور نبوتش محو سازد و مردم را به عالم روشن رهنمون شود.
از این رو علی علیه السلام در این خصوص می فرماید:
ارسله بالضیا و قدمه فی الاصطفاء فرتق به المفاتق و ساور به المغلب و ذلل به الصعوبه و سهل به الخرونه حتی سرح الضلال عن یمین و شمال.
خداوند آن حضرت را با نور فرستاد و در گزیدن بر همه مقدم داشت و شکافها را به وسیله او آسان و سختیهای راه را به وسیله او همواره فرمود تا گمراهی را از راست و چپ بر طرف ساخت(38).
بدین جهت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پرچم حق و میزان حق اند.
پیشی گرفتن از او و پس افتادن از وی هر دو نشانه گمراهی است.
تنها نشانه هدایت همراهی با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مطیع بودن از اوست.
از این امیرالمؤمنین فرمود:
ارسله بامره صادعا ناطقا و بذکره ناطقا قاطعا فادی امینا و مضی رشیدا و خلف فینا رایه الحق من تقدمها مرق و من تخلف عنها زهق و من لزمها لحق.
خداوند سبحان او را به امر خود برای اظهار حق و گویایی ذکرش فرستاد.
او رسالت را با کمال امانت ادا کرد و در حد اعلای رشد از این دنیا برست و در میان ما پرچم حق را جانشین ساخت که هر کس از آن پیشی گرفت از این دین خارج گشت و هر کس از آن عقب افتاد در هلاکت سقوط کرد و هر کس که ملتزم پیروی از او گشت به سعادت واقعی نایل آمد(39).

گواهی به رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

علی علیه السلام در چندین جای نهج البلاغه بعد از اقرار به توحید و صفات الهی، به پیامبری حضرت ختمی مرتبت شهادت داده است.
یکی از آن شهادتها عبارت زیر است:
و اشهد ان محمد آ عبده و رسوله، ارسله بالدین المشهور و العالم الماثور و الکتاب المسطور و النور الساطع و الضیاء اللامع و الامر الصادع ازاحه للشبهات و احتجاجا بالبینات و تخذیرا بالایات و تخویفا بالمثلات.
و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و رسول اوست؛ خداوند سبحان محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به جامعه انسانی فرستاد، برای ابلاغ دینی مشهور در عقول و افکار و با علایمی معروف در قرون و اعصار، با کتاب نوشته با قلم ربانی، و نوری فروزان و پرتوی فراگیر جهان، و امری روشن و جدا کننده صحت و بطلان تا با آن رسالت الهی تاریکی اشتبهات و ابهامها را از مغز و دل مردمان بزادید و با دلایل روشن حجت را بر آنان تمام کند و با آیات ربانی از سقوط در پرتگاه بر حذرشان بدارد.
و با اخطار به کیفرهایی که دامنگیر تبهکاران می گردد تهدیدشان نماید(40).
شهادت علی علیه السلام بر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ایمان به پیامبری او، به طوری که اولین به رسول الله علیه السلام از گروه مردان علی و از گروه زنان خدیجه، همسر رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده است، نشانه رشد و تعالی حضرت علی در سنین نوجوانی می باشد.
علی با این شهادت زندگی مردانه خود را آغاز کرد و با این شهادت نیز زندگی را بدرود گفت و در این مسیر نیز به شهادت رسید.
وقتی علی علیه السلام به رسالت حضرت ختمی مرتبت شهادت می دهد خداوند نیز بر شهادت داده و شهادتش را در ردیف شهادت خود و ملائکه اش قرار داده و می فرماید:
شهد الله انه لا الله الا هو و الملائکه و اولو العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم(41).
خدا شهادت داد به اینکه خدایی جز او وجود ندارد.
ملائکه و صاحبان علم نیز بر وحدانیت او شهادت دادند و به برپایی قسط قیام نمودند.
خدایی جز خدای یگانه نیست که تنها او عزیز و حکیم است.
به گفته بعضی از مفسران(42) منظور ار اولو االعلم علی علیه السلام است.
علی که به شهادت دوست و دشمن بزرگ ترین و عظیم ترین شخصیت جهان اسلام بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است؛ وقتی بر رسالت وی گواهی داده و از عمق جان به او عشثق ورزیده و تا پای جان در راه پیشبرد اهداف رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پیش می رود، این نورافشانی و جان فشانی از چنین شخصیت عظیمی نشانه صحت رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می باشد.
حضرت استاد علامه جعفری رحمه الله علیه در این خصوص می فرمایند:
با نظر به اینکه علی بن ابیطالب علیه السلام از همه استعدادهای بزرگ و معرفتهای بنادین انسان در جهان و عالی ترین کمالات برخوردار بوده است، و با نظر به آزادی روانی فوق تصوری که به وسیله آن توانسته بود از همه گونه علایق نژادی و عاطفی و احساسات خام و خودمحوری و گرفتار شدن در میان حلقه های زنجیر تاریخ و جاذبه های مقام پرستی و ثروت اندوزی خود را راها و آزاد بسازید، آن گونه تعظیم و تسلیم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، روشن ترین و قاطع ترین دلیل صدق رسالت آن پیشوای الهی است.
علی علیه السلام با آن هوش و ذکاوت و استعداد فوق العاده توام با صدق و صفا و خلوص در حد اعلا، سالیان متمادی در زندگی فردی و اجتماعی در آشکار و پنهان و در هر نوع از رویدادهای زندگی، با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بوده به همه شئون روانی و موضع گیریها و رفتار آن پیشوای معظم آگاهی و او ایمان داشته است(43).
شهادت علی علیه السلام تنها بر صدق پیامبری رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیست بلکه شهادت چندین چیز دیگر است: