پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

الف - خلافت در زمین

یکی از این وعده های حتمی الهی خلافت صالحین در زمین است:
وعده الله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا(4).
خدا وعده کرده است که آنان که از میان شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند را به خلافت زمین رساند همان گونه که مؤمنین قبل از شما را به خلافت رساند و دین مورد رضایت خودش را در اختیارشان قرار داده و خوفشان را به امنیت مبدل می سازد.
این وعده الهی دو شرط اساسی دارد؛ اول، ایمان به خدا، دوم صالح، هرگاه این دو شرط به طور شایسته در امتی حاصل شود وعده حتمی الهی تحقق خواهد یافت که تاریخ بشری بارها شاهد آن بوده است.
در آیه دیگر این وعده را چنین مطرح فرموده است:
ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون(5).
و یقینا در زبور نوشتیم که بعد از قرآن زمین به وراثت بندگان صالح من خواهد رسید.

ب - اجر و مغفرت الهی

علاوه بر پیروزی بر دشمن و حکمرانی صالحین بر زمین، ایمان و عمل صالح نتیجه مهم تری نیز دارد که خداوند، آن نتیجه بخشی را نیز وعده فرموده است مهم ترین نتیجه ایمان و عمل صالح مغفرت و اجر عظیم از سوی خداوند سبحان است که پیروزی عظیم و ابدی محسوب می شود.
از این رو خدا فرمود:
وعده الله الذین امنوا و عملوا الصالحات لهم مغفره و اجر عظیم(6).
خداوند وعده کرده است آنان که از میان شما ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند را بیامرزد و برایشان پاداشی عظیم خواهد بود.
تحقق این دو وعده الهی در بردارنده خیر دنیا و آخرت است: در دنیا تسلط بر زمین و استفاده از نعمتهای الهی، و در آخرت مغفرت و اجر عظیم.
مشکل اساسی در قبول این وعده است نه تحقق آن.
مردم هر شنیده ای را باور نمی کنند، خصوصا که شنیده ها خبر از آینده دور بدهد.
بدین جهت برای باروری باور مردم باید طوری اقدام کرد که دیگر دلیلی بر انکار شنیده خود از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداشته باشند.
چون ادیان الهی پیش از اسلام دچار تحریف شده بودند قدرت و استواری خود را از دست و مغلبیت ادیان گذشته نمی توانستند صدوق وعده های با آمدن رسول اعظم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و جاری شدن معجزات گوناگون از سوی وی، همه منکرین شکست خوردند و مردم عادی به راحتی توانستند به صداقت گفتار وی ایمان بیاورند.
بدین گونه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توانست تحقق وعده های الهی را در دنیا و آخرت برای همگان مدلل و مبرهن سازد به گونه ای که پیروان وی ذره ای در صداقت گفتار او شک نمی کردند و با تمام وجود یقین داشتند که:
و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی(7)
و از روی هوا و هوس حرف نمی زند، هرچه می گوید وحی ای است که بر او نازل می شود.

2. ختم نبوت

مسئله خاتمیت علاوه بر اینکه در کتابهای آسمانی قبل از اسلام بیان شده بود، قرآن کریم نیز به صراحت تمام خاتمیت نبوت توسط حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم را اعلام کرده است:
ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم البیین(8).
محمد صلی الله علیه و آله و سلم پدر هیچ یک از مردان شما نیست بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خاتم پیامبران است.
بدین جهت علی علیه السلام فرمود: و اتمام نبوته و پایان بردن نبوت او.
ارکان عقلی برای خاتمیت یک دین عبارتند از:
الف - جامعیت!
ب - کاملیت
ج - ابدیت
جامعیت یک دین، لزوم به وجود آمدن دین جدید را از بین می برد.
زیرا دین محدود و ناتمام چون قدرت پاسخگویی به همه ابعاد زندگی مردم را ندارد، از این رو نیاز به دین جامع و جدید پیش می آید.
وقتی که دین جامع بوده و همه ابعاد زندگی آدمی را مورد نظر داشته باشد دیگر نیازی به دین جدید پیش نمی آید.
کاملیت نیز رکن دیگر خاتمیت است.
دین ناقص به جهت نقص اش قابلیت بقا نخواهد داشت اما وقتی دینی از کاملیت الهی برخوردار بود دیگر جایی برای دین دیگر باقی نمی ماند.
خداوند در خصوص دین اسلام فرمود:
الیوم اکملت لک دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا(9).
امروز دینتان را تکمیل و نعمت خود را در حقتان تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.
این آیه در مورد ولایت علی علیه السلام و خلافت وی بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که دو چیز را به اثبات می رساند: اول، کامل بودن دین اسلام، دوم، رابطه ولایت با تکمیل دین.
می گوید: دین با ولایت و وصایت کامل می گردد نه با چیزهای دیگر، زیرا تاکنون احکام زیادی گفته بودیم وای ادعای کمال نکرده بودیم.
اما اکنون که ولایت را معین کرده و ولی الله را برایتان معرفی نمودیم، دین به کمال لایق خود رسید.
ابدیت، رکن دیگر کمال دین و موجب بقای آن تا ابد است.
یکی از دلایل انبعاث و ظهور ادیان جدید، تحریف یا از بین رفتن ادیان قدیم بود.
وقتی یک دین از دست تحریف و تغییر مصون بماند و تا ابد ادامه داشته باشد دیگر نیازی به دین جدید نخواهد بود.
زیرا دین جامع و کامل وقتی ابدیت یافت دیگر ظهور دین جدید لغو می گردد.
خداوند سبحان در قرآن مردم را به این مسئله مژده داده و فرمود:
انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون(10).
به یقین ما خودمان قرآن را نازل کردیم و خودمان نیز حافظش خواهیم بود.

مصطفی را وعده کرد الطاف حق - گر بمیری تو، نمیرد این سبق
من کتاب و معجزت را خافضم - بیش و کم کن راز قرآن رافضم
من تو را اندر دو عالم رافعم - طاعنان را از حدیث دافعم
کس نتاند بیش و کم کردن در او - تو به از من حافظی دیگر مجو
رو نقت را روز روز افزون کنم - نام تو بر زر و بر نقره زنم
منبر و محراب سازم بهر تو - در محبت قهر من شد قهر تو
چاکرانت شهرها گیرند و جاه - دین تو گیرد ز ماهی تا به ماه
تا قیامت باقی اش داریم ما - تو مترس از نسخ دین ای مصطفی(11)