پیامبر اعظم در نهج البلاغه

نویسنده : قادر فاضلی

مقدمه

بهترین سخن در عالم سخن، از بهترینها و یا در مورد بهترینهاست.
آنجا که سخن از بهترینها در خصوص بهترینها باشد، جزو سخنان بی نظیر می گردد.
آنچه در این کتاب می آید، مصداق بارز و صادق برای یک اثر بی نظیر است، زیرا در این کتاب امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در خصوص پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بررسی خواهیم کرد.
وجود اقدس این دو گهر تابناک که در افلاک مثل و مانندی ندارد، در سلسله شریفه پاکان و خاصان جز و بهترینها هست.
از این رو وقتی گویند امیرالمؤمنین باشد و گرفتار در مورد امیر امیرالمؤمنین یعنی حضرت فخر بشر خاتم و رسولان و اشراف انبیاء یقینا آن کلام، خیر الکلام می گردد که مثل و مانندی برایش یافت نمی شود و مصداق آیه شریفه لیس کمثله شی(1) خواهد شد.
اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نمی فرمود که یا علی! خدا را نشناخت جز من و تو مرا نشناخت جز خدا و تو.
تو را نشناخت جز خدا و من باز از مطالعه قرآن و نهج البلاغه هر انسان آگاه و با انصافی خود به مضمون این کلام شریف پی می برد.
در مورد خدا و رسولش سخنان زیادی گفته شده و کتابهای فراوانی نوشته شده است ولی هیچ کدام از آنها با کتاب نهج البلاغه قابل مقایسه نیست.
بدین جهت گفته اند که امیر الکلام، کلام الامیر است.
حضرت امیرالمؤمنین در همه زمینه ها برای انسان امروز امیر است.
در ایمان امیرالمؤمنین، در عرفان امیرالعرفا، در حکمت امیر الحکما، در خلافت امیر الخلفا و در کلام امیر الکلام بوده و همتائی ندارد.
وصف پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم از دست کسی برآید که دست پرورده اوست؛ واصف پیامبر آن است که وارث اوست.
کمالات و مقامات پیامبر را هر کسی قدرت درک ندارد، از این رو قدرت درج نیز ندارد.
حقایق وجودی ذات اقدس رسول اعظم تنها برای انسان عظیم القدری چون دست پرورده او مسیر است که دل و دیده اش به دست دلبرش بوده و به برکت این تعلیم و تربیت خاص، تمام وجودش محو وجود پیامبر شد و تمام عقل و عشق را با هم جمع نمود.

ای علی که جمله عقل و دیده ای - شمه ای واگو از آنچه دیده ای
چشم تو ادراک غیب آموخته - چشمهای ناظران بردوخته
تو ترازوی احد خو بوده ای - بل زبانه هر ترازو بوده ای
باز باش ای باب رحمت تا ابد - بارگاه ماله کفوا احد(2)

فصل اول بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

الی ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لانجاز عدته، و اتمام نبوته ماخوذا علی النبیین میثاقه، مشهوره سماته کریما میلاده و اهل الارض یومئذ ملل متفرقه، و اهواء منتشره، و طرئق طوائف متشتته بین مشبه لله بخلقه، او ملحد فی اسمه، او مشیر الی غیره، فهداهم به من الضلاله، و انقذهم بمکانه مت الجهاله ثم اختار سبحان لمحمئ - صلی الله علیه و آله و سلم - لقاء ده و رضی له ما عنده، و اکرمه، عن دار الدنیا، رغب به عن مقام البلوی
فقبضه الیه کریما - صلی الله علیه و آله و سلم - و خلف فیکم ما خلفت الانبیاء فی اممها اذا لم یترکوهم هملا، بغیر طریق واضح، و لا علم قائم
قرون و اعصار به دنبال هم فرار رسیدند و به گذشته در خزیدند. نیاکان جای خود را به فرزندان باز گذاشتند.
تا آنگاه که خداوند سبحان محمد رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - را که پیمان پذیرش پیامبری او را از همه پیامبران گرفته بود، برای انجام وعده خویش و اتمام اصل نبوت مبعوث نمود، پیامبری با علامات مشهور و ولادت شریف.
در آن روزگاران که خداوند ذوالجلال خاتم الانبیا را برانگیخت، مردم روی زمین مللی پراکنده و اقوامی با تمایلات متفرق، در پیچاپیچ طرق درهم و بر هم سرگردان و حیرت زده بودند.
گروهی از آنان را تشبیه به مخلوقاتش می کردند و گروهی دیگر در اسماء مقدسش الحاد می ورزیدند.
جمع دیگری با نامهای الهی اشاره به موهومات و موجودات پست می نمودند.
خداوند سبحان آنان را به وسیله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از گمراهیها نجات داد و با موقعیت والایی که به او عنایت فرموده بود، آن گمشدگان را از سقوط به سیه چال جهالت رها ساخت.
آنگاه که ماموریت الهی خاتم الانبیا پایان یافت، خداوند ذوالجلال دیدار خود را نصیبش ساخت و او را به آن تقرب ربوبی که در انتظارش بود، نایل فرمود.
با فرا خواندن او از این دنیا به پیشگاه اقدس خود، اکرامش نمود و برای او عالم برین را به جای دمسازی با ابتلائات و کشاکش حیات طبیعی برگزیده، سرانجام او را با نهایت اکرام به بارگاه ربوبی خویش برکشید.
خاتم الانبیا همه آنچه را که پیامبران گذشته در میان امتهای خود می گذاشتند، در میان شما مسلمانان برنهاد.
رسولان الهی که از مجرای طبیعت رخت بربسته اند، هرگز امت خویش را مهمل و بدون گستردن راه روشن پیش پای مردم و بدون علایم محکم و دائم در دیدگاهشان رها نساخته اند(3).

بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم

امیرالمؤمنین علیه السلام در خصوص بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم در این جملات به چند مسئله اشاره فرموده اند: