فهرست کتاب


آذرخشی دیگر در آسمان کربلا

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی‏‏

بالا بردن سطح شناخت

در مقابل تبلیغات فریبنده چه باید بکنیم؟ باید شناخت، معرفت نسبت به اسلام، تشیع، خط امام حسین (علیه السلام) و امروزه خط امام خمینی (قدس السره الشریف) را تقویت کنیم. باید معرفت خود را تقویت کنیم تا دشمنان امان نیابند افکار ضد امام (قدس السره الشریف) را به نام خط امام (قدس السره الشریف) معرفی کنند. این کاری بود که معاویه کرد، دیگران کردند، امروز هم اتباع معاویه همین کارها را انجام می دهند. مواردی که امام (قدس السره الشریف) صد در صد با آن مبارزه می کرد، امروز به دروغ می گویند امام (قدس السره الشریف) دنبال همین ها بوده و همین ها را می خواسته است، آزادی را، آزادی غربی را، آزادی بی بند و باری را، و می بینید جوان هایی که تحت تاثیر این حرف ها واقع شده اند چه کارهایی می کنند. روزی من در سخنرانی پیش از خطبه ها گفتم این ها دنبال چه می گردند؟ ده ها مقاله علیه من نوشتند که این آقا دروغ می گوید، ما فقط آزادی سیاسی می خواهیم. جریان چهارشنبه سوری را دیدید که چه آزادی هایی را می خواستند. کسانی که به برگزاری جشن های چهارشنبه سوری تشویق کردند، دنبال چه می گشتند؟
می خواستند جشن تخت جمشید را هم تشکیل دهند، بودجه کلانی هم برای این کار گذاشته بودند؛ در مورد این کار ادعا می کنند همان چیزی است که امام (قدس السره الشریف) می خواست، می گویند مگر امام (قدس السره الشریف) نفرمود آزادی، استقلال؟ پس معلوم می شود که امام (قدس السره الشریف) هم همین ها را می خواست! ببینید چه مغالطه ای؟ امام (قدس السره الشریف) آزادی از دست دشمنان اسلام را می خواست، نه آزادی از خدا و دین و ارزش ها را. آنچه عمر شریف امام (قدس السره الشریف) از دوران طفولیت تا پایان عمر صرف آن شد حفظ ارزش های اسلامی بود، قیام امام (قدس السره الشریف) برای حفظ ارزش ها بود، نه برای آزاد کردن مردم از ارزش ها. امروز بعضی از مسؤولان کشور بر ما منت می گذارند، اگر بگوییم شما ارزش ها را در امور فرهنگی رعایت نمی کنید، می گویند چه ارزشی بالاتر از آزادی، ما آزادی به مردم داده ایم و این بالاترین ارزش است! این همان است که امام (قدس السره الشریف) می خواست! این سخن از همان مقوله است که معاویه به امام حسین (علیه السلام) می گفت تو داری از یزید غیبت می کنی! یزید از تو بهتر است برای این که او از تو غیبت و بدگویی نکرده است! این که می گویی یزید شارب الخمر است غیبت اوست
مغالطه این گونه است.
اگر بخواهیم تحت تاثیر این مغالطات واقع نشویم، باید شناخت خود را نسبت به دین تقویت کنیم. عزیزان من! جوانان عزیز، باید چه کار کنیم؟ باید در شبانه روز وقتی را برای مطالعه و بحث در امور دینی و معارف دینی بگذارید. دین از شکم، رفاه و ورزش کم ارزش تر نیست. برنامه ای بگذارید، جلسات مذهبی و مطالعات دینی داشته باشید، بحمدالله بعد از انقلاب کتاب های دینی زیاد نوشته شده است؛ جلسات بحث بگذارید و با هم گفتگو کنید، حتما لازم نیست مبلغ یا معلمی را دعوت کنید، مثل کتاب های مرحوم استاد شهید مطهری - رضوان الله علیه - را به بحث بگذارید، در مورد آن ها گفتگو کنید، مطالب آن را حلاجی کنید، آن گونه که طلبه ها کتاب های درسی را مباحثه می کنند؛ سطر به سطر بخوانید، برررسی کنید تا مفهوم هر بخش را به دست آورید، توضیح بدهید، بحث کنید، اگر در موردی هم ابهامی بود، فرد مناسبی را هفته ای یک مرتبه یا ماهی یک مرتبه دعوت کنید، تا برای شما توضیح دهد. اگر مطالعات دینی نداشته باشید، جلسات مذهبی هم آن چنان که باید، فعال نباشد و این گونه جلسات فقط به ایام عاشورا و امثال آن اختصاص داده شود، دشمنان اسلام و نظام هم مرتب از رادیوها و تلویزیون ها با فیلم های ویدئویی با روزنامه ها! شما را بمباردمان تبلیغاتی می کنند، در این صورت نتیجه چه می شود؟ همین می شود که می بینید. الحمد لله در توده های مذهبی ما نیست، اما در بعضی مراکز هست و اگر جلوی آن را نگیرید، یعنی خود را مجهز نکنید خدای نکرده تدریجا به درون شما نیز سرایت می کند.
برای مقابله با تبلیغات شیطنت آمیز و گمراه کننده، مطالعه و درس لازم است، و بدون آن معرفت انسان رشد نمی کند. اگر دین برای شما عزیز است، باید وقت گذاشت.
بخشی از اهمیتی که برای ورزش قائل می شوید برای دین قائل شوید، قسمتی از وقتی که جوان ها صرف تماشای فوتبال یا حضور در باشگاه های ورزشی می کنند، صرف مطالعه دینی کنند، اگر دین عزیز است باید برای آن سرمایه گذاری کرد. دین با اجبار در دل ما به وجود نمی آید، ایمان به خودی خود رشد نمی کند. عوامل اجتماعی ایمان زداست نه ایمان آفرین، مخصوصا با ارتباطات فرهنگی که امروزه برقرار شده است و با سیاست غلطی که مسؤولان فرهنگی کشور ما یا از روی جهل و نا آگاهی و یا خدای نکرده به عنوان مزدور بیگانگان اعمال می کنند، و در هر حال سیاستی را دنبال می کنند که ضد اسلام است، فرهنگ جامعه به سوی فرهنگ بی دینی و الحاد سوق داده می شود. در مقابل باید شما فعالیت علمی داشته باشید و این کار را وظیفه خود بدانید.

افزایش سطح ایمان و معنویت

در مقابل عامل دوم و سوم یعنی تهدیدها و تطمیع ها، باید ایمان را تقویت کرد.
تاثیر پذیری درمقابل این عوامل و ترس انسان از این که در مقابل انجام ندادن فلان کار او را از اداره اخراج یا حقوقش را کم کنند، از ضعف ایمان است. مگر چنین کارهایی نکردند؟ چه تعداد روسای آموزش و پرورش و دانشگاه ها در اینم دو سال تغییر کردند؟
من نمی دانم چند نفر دیگر از رؤسای دانشگاه ها که قبلا رئیس بوده اند باقی مانده اند؟
گاهی رئیس دانشگاه با تمام کادر اداری و حتی آبدارچی عوض می شود! چرا؟ چون از این خط سیاسی نیست! استقامت داشته باشید و بگویید ما را بیرون هم بکنید دست از امام (قدس السره الشریف) بر نمی داریم. مرد باشید! تا چه زمانی می توانند با شما این گونه برخورد کنند؟ اگر این اشخاص مقاومت می کردند و خود را نمی باختند، با آن ها به این شکل رفتار نمی شد.
ما سستی کردیم، ضعف نشان دادیم تا این ستمگران بر ما مسلط شدند. اشتباه نشود، من همه دولت را نمی گویم، رگه هایی در بعضی از وزارتخانه ها و ادارات هستند که، مسیری را که همان مسیر آمریکاست دنبال می کنند، حالا یا دیگران خبر ندارند، یا آن ها را فریب می دهند و یا...
برای این که بتوانیم در مقابل تهدیدها و تطمیع ها مقاومت کنیم باید ایمان خود را تقویت کنیم. ایمان فقط با مطالعه پیدا نمی شود، بلکه تقویت ایمان با عمل است. البته معرفت قدم اول است، ولی با عمل است که ایمان رشد می کند. اگر انسان نماز نخواند، هر اندازه هم که در مورد نماز کتاب مطالعه کند ایمانش قوی نمی شود، صدها کتاب هم درباره نماز بخواند، اما نماز نخواند هرگز ایمان او قوی نمی شود؛ ایمان با عمل و تلقین تقویت می شود. ببه خود تلقین کنید که اگر اسلام از من بخواهد، من آماده مرگ هستم. نه این که اگر اسم مرگ آمد ترس و لرزه شما را فرا گیرد.
مناسب است باز هم تعلیمات سیدالشهداء (علیه السلام) استفاده کنیم. حضرت (علیه السلام) در روز عاشورا به اصحابش فرمود صبرا بنی الکرام،(80) ای آزاد زادگان! و ای شریف زادگان!
استقامت کنید فما الموت الا قنطره تعبر بکم عن البوس و الضراء الی الجنان الواسعه و النعیم الدائمه، آزاد مردی این است، اول این گونه خطاب می کند که شما فرزندان آزادگی و بزرگی هستید، بزرگ زادگان اندکی صبر کنید، این مرگ شما را از سختی، گرفتاری و پستی نجات داده و به بهشت های پهناور و نعمت های جاویدان می رساند، آیا این امر نامطلوب است؟ چرا باید از آن بترسید؟ آیا اگر کسی شما را از زندانی نجات داد و در قصر زیبایی وارد کرد، از او تشکر می کنید یا از او دلگیر می شوید؟ مرگ، شما را از این دنیایی که زندان مؤمن است، نجات داده و به قصرهای بهشتی می رساند. چنین چیزی دوست داشتنی است یا باید با آن دشمنی کرد؟ باید از آن ترسید یا باید آن را خیلی دوست داشت؟ مرگ این کار را برای شما می کند نه برای همه؛ اما برای دشمنان شما، آن را از بهشت خارج می کند و به جهنم می برد. چون همان دنیایی که در مقایسه با مقامات اخروی برای مؤمن زندان است، برای کفار با تمام بدبختی ها و گرفتاری ها بهشت است؛ چون کافر در آخرت به اندازه ای عذاب دارد که هر چه سختی در این دنیا تحمل کند، در مقابل عذاب های آن جهان باز بهشت است. مرگ، کفار را از بهشتشان خارج کرده و به جهنم می برد. ولی شما را از زندان نجات داده و به باغ پهناوری که عرضها السموات و الارض(81) می برد، باغی که پهنای آن آسمان ها و زمین را فرا می گیرد، شما را به چنین بهشتی می رساند. آیا این بد است و باید از آن منزجر باشید و بترسید؟
این که ترسیدنی نیست. سیدالشهداء (علیه السلام) اصحاب خود را با چنین سخنانی تقویت می کرد. بی دلیل نبود که آن طفل سیزده ساله گفت الموت احلی عندی من العسل،(82)
شوخی نمی کرد، تحت نظارت سیدالشهداء (علیه السلام) تقویت شده بود. من و شما هم اگر حسینی هستیم، باید با استفاده از همین تعلیمات ایمان بیاوریم به این کلمه که با ادامه راه حسین (علیه السلام) مرگ برای ما بهترین نجات دهنده است.
انسان چه مقدار باید در این دنیا خون دل بخورد، چقدر سختی تحمل کند، چقدر ظلم و ستم به نام دین و بدعت به نام قرائت جدید از دین ببینید؟ هر چه زودتر بمیریم راحت تر می شویم. والله برای بنده از این غصه هایی که انسان در جامعه می خورد، مرگ بسیار شیرین است، اگر کافر علیه انسان کاری انجام می داد، غصه نداشت؛ تحریف دین و تحریف خط امام (قدس السره الشریف) به نام احیای آثار امام (قدس السره الشریف) غصه دارد. مرگ برای ما چه ضرری دارد؟
ما از این غصه ها نجات می دهد. سیدالشهداء (علیه السلام) فرمود چه اندازه من اشتیاق به وصال جدم، پدرم و برادرم دارم! و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف(83) به همان اندازه که یعقوب به دیدن یوسف علاقه داشت، بعد از چند سال که در چاه افتاد، آن اتفاقات برایش پیش آمد و یعقوب دوری او را تحمل کرد، اشتیاق من به مرگی که مرا به جدم و پدرم برساند مثل اشتیاق یعقوب نسبت به یوسف است. حضرت (علیه السلام) با این بیانات اصحاب خود را تربیت می کرد و روحیه می داد و در نتیجه آنان برای شهادت طلبی آماده می شدند.
چگونه شد آن جوان هایی که قبل از انقلاب به واسطه تربیت های غلط شاهنشاهی در منجلاب گرفتار شده بودند، با بیانات امام (قدس السره الشریف) شهادت طلب شدند و آن حماسه ها را در جبهه ها آفریدند؟ چه عاملی موجب این تحول شد؟ سخنان حیات ببخش امام (قدس السره الشریف) بود که از عمق جان او بر می خاست، در جان ها می نشست تحول ایجاد می کرد. سعی کنیم از روش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیه السلام) این درس را هم برای خودمان و هم برای دیگران بگیریم، شهادت طلبی را تقویت کنیم، آمادگی برای مرگ در راه خدا را به صورت یک آرمان ترویج کنیم. در این صورت هیچ کس بر شما مسلط نخواهد شد.
والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته

هدف قیام عاشورا (1)

- اصلاح مفاسد، هدف اصلی قیام امام حسین (علیه السلام)
مفهوم اصلاح
تاثیر نظام ارزشی در مفهوم اصلاح
اصلاح از دیدگاه منافقان
اصلاح مطلوب
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلوه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین، ابی قاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین، اللهم کن لولیک حجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه ساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک.
شهادت مظلومانه آقا ابی عبدالله را به پیشگاه ولی عصر - عجل الله تعالی فرجه الشریف - و مقام معظم رهبری، مراجع معظم تقلید و همه شیفتگان مکتب حسینی تسلیت عرض می کنم. و از خداوند متعال درخواست می کنیم که در دنیا و آخرت دست ما را از دامن حسین (علیه السلام) کوتاه نفرماید.
طی جلسات گذشته سؤال هایی را پیرامون موضوع عاشورا و قیام ابی عبدالله (علیه السلام) مطرح کردم و در حدی که بضاعت گوینده و طرفیت مجلس اقتضا داشت عرایضی را تقدیم نمودیم. یکی از سؤال ها مهمی که درباره این قیام عظیم و بی نظیر تاریخی مطرح می شود و پیش از این نیز بارها مطرح شده و به آن پاسخ داده شده است، سؤال در مورد هدف سیدالشهداء (علیه السلام) از این حرکت است. در این باره به صورت کلی جواب هایی داده شده است که همه می دانند؛ مانند این که قیام آن حضرت برای احیای دین و اصلاح امت بوده است. اما در ذهن بسیاری از جوانان و نوجوانان ما در سایه این سؤال کلی، چند سؤال فرعی مطرح می شود و آن این که، با این حرکت سیدالشهداء (علیه السلام) چه اصلاحی صورت گرفت؟ قیام امام حسین (علیه السلام) چگونه امر به معروفی بود که باید به این صورت انجام می گرفت؟ و با این روش چگونه دین احیا می شود؟ آیا سیدالشهداء (علیه السلام) در هدف خود موفق شدند و توانستند با قیام خود، حکومت و امت اسلامی را اصلاح کنند و جلوی مفاسد را بگیرند؟ این سؤال ها در ذهن بسیاری از جوانان ما وجود دارد و گاهی آن ها را مطرح می کنند.
برای این که علت قیام سیدالشهداء (علیه السلام) را از زبان خود آن حضرت بشنویم، ابتدا چند جمله از بیانات ایشان را برای تبرک و تیمن تلاوت می کنم و پس از آن درباره بخش هایی از آن، توضیحاتی عرض خواهم کرد.