فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

مناجات طلب توبه

به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا! با یکدلی توبه ای خالصانه و پایداری به پیمانی درست و با درخواست دلی پریشان، و گرفتاری آشکار به تو روی آوردم.
خدایا! توبه خالص و به بازگشتی با شتاب روی آوردن، و به خاک افتادن با فروتنی گناهم. پروردگار از توبه ام به پاداشی شایان استقبال کن و بازگشتی با کرامت و ریزش کیفر و برداشتن عذاب و بهره ای از بازگشت (به سوی تو) و پوشاندن گناه را از من بپذیر.
خدایا! نابود کن آنچه از گناهانم ثبت گشته، به پذیرش (توبه ام) تمام عیب هایم را به سوی آن را پرتوبخش دلم ساز و ذخیره کننده روشنایی خردم قرار ده! در حالی که شتابنده به سوی وفای به آن گردم.
پروردگارا! توبه ام را که از روی اخلاص (و یکدلی) نیتم برآید و خالص از روی درستی بینایی ام، و توجه همه جانبه نهانم، و کوشش در پاکی درونم و پا بر جایی بر بازگشتم و با شتاب به سوی فرمانت به فرمانبرداریم، بپذیر.
واجعل اللهم رب عنی بالتوبه ظلمه الاصرار وامح بها ما قدمته من الاوزار واکسنی بها لباس التقوی و جلابیت الهدی فقد جعلت ربق المعاصی عن جلدی و نزعت سربال الذنوب عن جسدی متمسکارب بقدرتک مستعینا علی نفسی بعزتک مستودعا توبتی من النکث بخفرتک معتصما من الخذلان بعصمتک مقرا بلا حول و لا قوه الا بک(262).
خدایا! از پافشاری و تاریکی بر گناه به وسیله توبه، درخشانش بنما و آنچه از پیش داشتم، از بار گناهانم نابود کن و جامه پرهیزکاری و روپوش های هدایت را به من بپوشان؛ زیرا کمند نافرمانی را از خود کنده و پیراهن گناهان را از پیکر بیرون آوردم. پروردگار! به نیروی قدرتت تکیه کرده ام. به عزتت سوگند برای خود کمک می جویم و از شکست توبه ام، خود را در حمایتت سپارنده ام. چنگ زنم از خواری به نگهداریت، در حالی که گوینده جمله لا حول و لا قوه الا بک(263) هستم.

دعای امیر مومنان علی - علیه السلام - شامل اسم اعظم

اللهم انی اسالک باسمک بسم الله الرحمن الرحیم، یا ذاالجلال و الاکرام، یا حی یا قیوم یا حی لا اله الا انت، یا من لا یعلم ما هو و لا این هو و لا حیث هو و لا کیف هو الا هو، یا ذا الملک و الملکوت یا ذا العزه و الجبروت یا ملک یا قدوس یا سلام یا مومن یا مهیمن یا عزیز یا جبار یا متکبر یا خالق یا باری.
یا مصور یا مفید، یا مدبر یا شدید، یا مبدی یا معید یا مبید، یا ودود یا محمود یا معبود، یا بعید یا قریب یا مجیب یا رقیب یا حسیب یا بدیع یا رفیع یا منیع یا سمیع یا علیم یا حکیم یا کریم یا (حلیم) یا قدیم یا علی یا عظیم یا حنان یا منان یا دیان یا مستعان.
یا جلیل یا جمیل یا وکیل یا کفیل یا مقیل یا منیل یا نبیل یا دلیل یا هادی یا بادی یا اول یا آخر یا ظاهر یا باطن (یا قائم یا دائم یا عالم) یا حاکم، یا قاضی یا عادل یا فاضل یا واصل یا طاهر یا مطهر یا قادر یا مقتدر یا کبیر یا متکبر (یا و احد).
یا احد یا صمد یا من لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد، و لم یکن له صاحبه و لا کان معه وزیر و لا اتخذ معه مشیرا و لا احتاج الی ظهیر و لا کان معه اله لا اله الا انت، فتعالیت عما یقول الجاهدون علوا کبیرا، یا عالم یا شامخ یا باذخ یا فتاح (یا مرتاح) یا مفرج، یا ناصر یا منتصر یا مهلک یا منتقم یا باعث یا وارث، یا اول (یا آخر)، یا طالب یا غالب.
یا من لا یفوته هارب یا تواب یا اواب یا وهاب یا مسبب الاسباب یا مفتح الابواب یا من حیث ما دعی اجاب، یا طهور یا شکور یا غفو یا غفور یا نور النور یا مدبر الامور، یا لطیف یا خبیر یا متجبر یا منیر یا بصیر یا ظهیر یا کبیر یا وتر یا فرد یا صمد یا سند یا کافی یا محسن یا مجمل یا معافی یا منعم، یا متفضل یا متکرم یا متفرد.
یا من علا فقهر یا من ملک فقدر یا من بطن فخبر یا من عبد فشکر یا من عصی فغفر و ستر، یا من لا تحویه الفکرو لا یدرکه بصر و لا یخفی علیه اثر، یا رزاق البشر و یا مقدر کل قدر، یا عالی المکان، یا شدید الارکان، یا مبدل الزمان، یا قابل القربان یا اذا المن و الاحسان، یا ذا العز والسلطان، یا رحیم یا رحمان.
یا عظیم الشان، یامن هو کل یوم فی شان، یا من لا یشغله شان عن شان، یا سامع الاصوات، یا مجیب الدعوات، یا منجح الطلبات، یا قاضی الحاجات، یا منزل البرکات، یا ارحم العبرات، یا مقیل العثرات، یا کاشف الکربات، یا ولی الحسنات، یا رفیع الدرجات، یا معطی المسالات، یا محیی الاموات (یا جامع الشتاب) یا مطلعا علی النیات.
یا راد ما قد فات، یا من لا تشتبه علیه الاصوات، یا من لا تضجره المسالات و لا تغشاه الظلمات، یا نور الارض و السماوات، یا سابغ النعم، یا دافع النقم، یا باری النسم، یا جامع الامم، یا شافی السقم، یا خالق النور و الظلم، یا ذا الجود و الکرم، یا من لا یطا عرشه قدم.
یا اجود الاجودین،، یا اکرم الاکرمین، یا اسمع السامعین، یا ابصر الناظرین، یا جار المستجیرین، یا امان الخائفین، یا ظهر اللاجین، یا ولی المومنین، یا غیاث المستغیثین، یا غایه الطالبین، یا صاحب کل غریب، یا مونس کل وحید، یا ملجا کل طرید، یا ماوی کل شرید، یا حافظ کل ضاله.
یا ارحم الشیخ الکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا جابر العظم الکسیر، یا فاک کل اسیر، یا مغنی البائس الفقیر، یا عصمه الخائف المستجیر، یا من له التدبیر و التقدیر، یا من العسیر علیه (سهل) یسیر، یا من لا یحتاج الی تفسیر، یا من هو علی کل شی ء قدیر، یا من هو بکل شی ء خبیر، یا من هو بکل شی ء بصیر (یا من هو علی شی ء قدیر).
یا مرسل الریاح، یا فالق الاصباح، یا باعث الارواح، یا ذاالجود و السماح، یا من بیده کل مفتاح یا سامع کل صوت، یا سابق کل فوت یا محیی کل نفس بعد الموت، یا عدتی فی شدتی، یا حافظی فی غربتی، یا مونسی فی وحدتی، یا ولیی فی نعمتی یا کنفی حین تعیینی المذاهب و تسلمنی الاقارب و یخذلنی کل صاحب.
یا عماد من لا عماد له، یا سند من لا سند له، یا ذخر من لا ذخر له، یا کهف من لا کهف له، یا رکن من لا رکن له، یا غیاث من لا غیاث له، یا جار من لا جار له، یا جاری اللصیق، یا رکنی الوثیق، یا الهی بالتحقیق، یا رب البیت العتیق، یا شفیق یا رفیق، فکنی من حلق المضیق، و اصرف عنی کل هم و غم وضیق، واکفنی شر ما لا اطیق (من اعنی علی ما اطیق).
یا راد یوسف علی یعقوب، یا کاشف ضر ایوب، یا غافر ذنب داود، یا رافع عیسی بن مریم من ایدی الیهود، یا مجیب و نداء یوسف فی الظلمات، یا مصطفی موسی بالکلمات، یا من غفر لادم خطیئته و رفع ادریس برحمته، یا من نجی نوحا من الغرق، یا من اهلک عادا الاولی و ثمود فما ابقی و قوم نوح من قبل انهم کانوا هم اظلم و اطغی و الموتفکه اهوی، یا من دمر علی قوم لوط و دمدم علی قوم شعیب.
یا من اتخذ ابراهیم خلیلا، یا من اتخذ موسی کلیما و اتخذ محمدا صلی الله علیهم اجمعین حبیبا، یا موتی لقمان الحکمه و الوهاب لسلیمان ملکا لا ینبغی لاحد من بعده، یا من نصر ذاالقرنین علی الملوک الجبابره، یا من اعطی الخضر الحیاه ورد لیوشع بن نون الشمس بعد غروبها، یا من ربط علی قلب ام موسی و احصن فرج مریم بنت عمران.
یا من حصن یحیی بن زکریاء من الذنب و سکن عن موسی الغضب، یا من بشر زکریاء بیحیی، یا من فدا اسماعیل من الذبح، یا من قبل قربان هابیل و جعل اللعنه علی قابیل یا هازم الاحزاب، صلی علی محمد و آل محمد و علی جمیع المرسلین و ملائکتک المقربین و اهل طاعتک (اجمعین) و اسالک بکل مساله سالک بها احد ممن رضیت عنه فحتمت له علی الاجابه.
یا الله یا الله یا الله یا رحمان یا رحیم (یا رحمان یا رحیم یا رحمان یا رحیم) یا ذاالجلال و الاکرام یا ذاالجلال و الاکرام یا ذاالجلال و الاکرام) به به به به به به به اسالک بکل اسم سمیت به نفسک او انزلته فی شی من کتبک او استاثرت به فی علم الغیب عندک (و بمعاقد العز من عرشک و منتهی الرحمه من کتابک) و بما لو ان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده، سبعه ابحر ما نفدت کلمات الله (ان الله عزیز حکیم).
و اسالک باسمائک الحسنی التی بینتها فی کتابک فقلت:
(و الله الاسماء الحسنی فادعوه بها)(264). و قلت: (ادعونی استجب لکم)(265).
و قلت: (و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان اذا دعان)(266). و قلت: (یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله)(267). و انا اسالک یا الهی و اطمع فی اجابتی یا مولای کما وعدتنی و قد دعوتک کما امرتنی فافعل بی کذا و کذا.
به جای این کلمات حاجت خود را از خداوند درخواست کن، البته این دعا با طهارت و وضو خوانده شود.

...................) Anotates (.................
1) الحمدلله الذی دلنا علی التوبه التی لم نفدها الا من فضله (صحیفه سجادیه، دعای 1).
2) کل بنی آدم خطاء و خیر الخطائین التوابون (الدرالمنثور، ج 1، ص 261).
3) توبه، آیه 117.
4) همان، آیه 118.
5) نور، آیه 31.
6) کشف الغمه، ج 2، ص 101.
7) بحارالانوار، ج 6، ص 36.
8) فرقان، آیه 71.
9) اعراف، آیه 153.
10) احزاب، آیه 73.
11) مائده، آیه 39.
12) بقره، آیه 54.
13) فرقان، آیه 71.
14) قاموس قرآن، ج 1، ص 292.
15) توبه، آیه 118.
16) بقره، آیه 160.
17) ترجمه تفسیر المیزان، ج 4، ص 380، ذیل آیه 17 و 18 سوره نساء.
18) نور، آیه 31.
19) هود، آیه 90.
20) غافر، آیه 3.
21) شوری، آیه 25.
22) مریم، آیه 60.
23) فرقان آیه 71.
24) توبه، آیه 11.
25) آل عمران، آیه 89.
26) حجرات، آیه 11.
27) بروج، آیه 10.
28) آل عمران، آیه 90.
29) نساء، آیه 18.
30) سفینه البحار، ج 2، ص 74، حرف ض.
31) بحارالانوار، ج 6، ص 21.
32) همان، ص 38.
33) جامع السعادات، ج 3، ص 65.
34) وسائل الشیعه، ج 11، ص 360، باب 86، حدیث 14.
35) میزان الحکمه، ج 1، ص 543.
36) نهج البلاغه، حکمت 135.
37) صحیفه سجادیه، دعای 31.
38) رساله لقاء الله، ص 56.
39) لهوف، ص 59.
40) نهج البلاغه، کلمات قصار، 87.
41) وسائل الشیعه، ج 11، ص 354، باب 85، حدیث 11.
42) نهج البلاغه، کلمات قصار، 417.
43) اصول کافی، ج 2، ص 440.
44) بحارالانوار، ج 6، ص 19.
45) ابراهیم، آیه 44.
46) نهج البلاغه، کلمات قصار، 417.
47) همان.
48) نهج البلاغه، حکمت 371؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3 ص 376.
49) نهج البلاغه، خطبه 64
50) همان، کلمات قصار، 150
51) تحف العقول، ص 336.
52) بحار الانوار، ج 71، ص 307.
53) به حدیثی گفته می شود که سلسله سندش به پروردگار، یعنی معنا بر قلب پیامبر القا می شود و پیامبر خودشان لفظ را بیان می کنند.
54) الجواهر السنیه، ص 35.
55) روح المعانی، ج 26، ص 18.
56) بحار الانوار، ج 73، ص 364.
57) وسائل الشیعه، ج 11، ص 266، باب 47، حدیث 10.
58) میزان الحکمه، ج 1، ص 546.
59) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 118.
60) همان.
61) صحیفه سجادیه، دعای 31.
62) خصال، ج 1، ص 32، حدیث 57.
63) قصص، آیه 67.
64) غافر، آیه 84 - 85.
65) صحیفه سجادیه، دعای 45.
66) بقره، آیه 275.
67) صحیفه سجادیه، دعای 31.
68) کلیات سعدی، ص 61.
69) توبه، آیه 117.
70) نساء، آیه 26.
71) اصول کافی، ج 2، ص 505، باب الاستغفار.
72) وسائل الشیعه، ج 11، ص 368، باب 92.
73) اصول کافی، ج 2، ص 504، باب الاستغفار.
74) صد میدان، ص 18.
75) و قیل التوبه علی ثلاثه اقسام:
اولها التوبه و اوسطها الانابه و اخرها الاوبه.
ان من تاب خوفا من العقاب فهو صاحب التوبه.
و من تاب طمعا فی الثواب فهو صاحب الانابه.
و من تاب مراعاه للامر فهو صاحب الاوبه.
(التوبه و العفو الالهی، ص 144).

76) غررالحکم، 3571.
77) همان، 3565.
78) فروع کافی، ج 8، ص 58.
79) عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 11، باب 9.
80) یوسف، آیه 87.
81) صحیفه سجادیه، دعای 31.
82) همان، دعای 12.
83) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 118.
84) غررالحکم، 3833.
85) وسائل الشیعه، ج 7، ص 177، باب 23.
86) انفال، آیه 33.
87) گناهان کبیره، ج 2، ص 404.
88) بقره، آیه 222.
89) خصال، ج 2، ص 622.
90) صحیفه سجادیه، دعای 9.
91) اصول کافی، ج 2، ص 436.
92) بحارالانوار، ج 6، ص 21.
93) روضه الکافی، ج 8، ص 385.
94) آل عمران، آیه 135 - 136.
95) تفسیر العیاشی، ج 1، ص 222.
96) امالی صدوق، مجلس 71، ص 278.
97) اصول کافی، ج 2، ص 440، حدیث 4.
98) هود، آیه 3.
99) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 129، باب 86، حدیث 13.
100) بحارالانوار، ج 93، ص 277.
101) تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 361.
102) شوری، آیه 25.
103) صحیفه سجادیه، دعای 12.
104) اصول کافی، ج 2، ص 314.
105) لئالی الاخبار، ج 1، ص 364.
106) فرقان، آیه 70.
107) بحار الانوار، ج 6، ص 28.
108) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 129، باب 86، حدیث 12.
109) صحیفه سجادیه، دعای 12.
110) گناهان کبیره، ج 2، ص 420.
111) الجواهر السنیه، ص 78.
112) بقره آیه 186.
113) اصول کافی، ج 2، ص 69.
114) زمر، آیه 53.
115) الجواهر السنیه، ص 201.
116) ارشاد القلوب، ص 54، باب 11.
117) نساء، آیه 18.
118) سفینه البحار، ج 1، ص 127.
119) صحیفه سجادیه، دعای 31.
120) تحف العقول، ص 22.
121) بقره، آیه 222.
122) بحارالانوار، ج 6، ص 39.
123) تحریم، آیه 8.
124) عبیدالله جعفی در جنگ صفین در سپاه معاویه بود و بر ضد امیر مومنان علی - علیه السلام - جنگید.
125) مقتل الحسین مقرم، ص 189؛ سیدالشهداء الامام ابو عبدالله الحسین، ص 62.
126) حجر، آیه 43 - 44.
127) تفسیر منهج الصادقین، ج 5، ص 164.
128) بحارالانوار، ج 78، ص 81.
129) مائده، آیه 39.
130) طه، آیه 82.
131) میزان الحکمه، ج 1، ص 552.
132) میزان الحکمه، ج 1، ص 552.
133) مستدرک الوسائل، ج 12، ص 116، باب 82.
134) غررالحکم، 3811.
135) مفاتیح الجنان، ص 636.
136) تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 89.
137) نساء، آیه 18.
138) اعراف، آیه 153.
139) صحیفه سجادیه، دعای 40.
140) به واسطه علم و دانش، ترس از خدا حاصل می شود و به واسطه علم و دانش است که روزنه امید و اشتیاق به حضرت دوست به دست می آید و به واسطه دانش و علم است که نور محبت به خدا حاصل می شود و به واسطه معرفت است که درون آدمی پاک، و بیداری به دست می آید.

141) بحارالانوار، ج 6، ص 31.
142) صحیفه سجادیه، دعای 31.
143) اسراء آیه 25.
144) تحریم، آیه 8.
145) حضرت علی - علیه السلام - می فرماید: الاستغفار یمحو الاوزار، درخواست آمرزش، گناهان را می زداید.
146) سفینه البحار، ج 1، ص 127.
147) بحارالانوار، ج 94، ص 142.
148) مهانی الاخبار، ص 174.
149) تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 318.
150) اصول کافی، ج 2، ص 431.
151) نور، آیه 31.
152) تحریم، آیه 8.
153) ارشاد القلوب ص 55، باب 11.
154) قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس.
155) اقبال الاعمال، ص 608.
156) ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 174.
157) بقره، آیه 34.
158) همان، آیه 35.
159) اعراف، آیه 19.
160) اعراف، آیه 23.
161) بقره، آیه 37.
162) تفسیر العیاشی، ج 1 ص 59.
163) تفسیر البرهان، ج 1 ص 256.

164) تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 89.
165) یوسف، آیه 87.
166) همان، آیه 88.
167) همان، آیه 89.
168) یوسف، آیه 94.
169) تفسیر نمونه، ج 1، ذیل آیه 57 از سوره بقره و با تفاوتی اندک در تفسیر مجمع البیان، ج 1، ص 113.
170) مریم، آیه 60.
171) لجه، میان دریا.
172) عار: شرم داشتن.
173) انباز: همتا، شریک.
174) قلزم: دریا.
175) مثنوی طاقدیس، ص 249.
176) صافات، آیه 148.
177) یونس، آیه 91.
178) همان، آیه 98.
179) همان، آیه 98.
180) اعراف، آیه 98.
181) همان، آیه 133.
182) صافات، آیه 134.
183) تفسیر منشور جاوید، ج 5، ص 146.
184) بحارالانوار، ج 6، ص 23.
185) مومن، آیه 85.
186) خزینه الجواهر: ج 1، ص 364.
187) نفایس الاخبار، ص 402.
188) لئالی الاخبار، ج 1، ص 121؛ عرفان اسلامی ج 2، ص 152.
189) المحجه البیضاء، ج 5، ص 187.
190) داستان های صاحبدلان، ج 1، ص 17.
191) نساء، آیه 48.
192) مریم، آیه 60.
193) نساء، آیه 48.
194) زمر، آیه 53.
195) سعد السعود، ص 340.
196) تفسیر مجمع البیان، ج 3، ص 57.
197) همان، ج 8، ص 503.
198) زمر، آیه 53.
199) توبه، آیه 102.
200) توبه، آیه 102.
201) همان، آیه 103.
202) تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 67 و نیز به این مطالب، در تفسیر التبیان اشاره ای شده است.
203) توبه، آیه 117.
204) تفسیر التبیان، ج 5، ص 363؛ تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 79.
205) توبه، آیه 118.
206) تفسیر مجمع البیان، ج 5، ص 79؛ تفسیر صافی، ج 2، ص 387.
207) آل عمران، آیه 86.
208) همان، آیه 89 - 90.
209) تفسیر نمونه، ج 2، ص 494 و 498.
210) گروهی از یهودیان بودند که در چهار کیلومتری مدینه زندگی می کردند و با پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - پیمان بسته بودند که با دشمنان اسلام همصدا نشوند؛ ولی در جنگ خندق پیمان خود را نادیده گرفتند.
211) توبه، آیه 102 - 103.
212) تفسیر قمی، ج 1، ص 303.
213) تفسیر منهج الصادقین، ج 8، ص 109.
214) آل عمران، آیه 135 - 136.
215) من یدلنی علی هذا الشاب التائب؟
216) تفسیر صافی، ج 1، ص 384.
217) آل عمران، آیه 135.
218) خزینه الجواهر، ص 623.
219) شخصی به نام ماعز خدمت رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - آمد و به کار ناشایستی اقرار کرد، پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - دستور دادند سنگسارش کنند. از گودال فرار کرد. فردی به نام زبیر با استخوان شتری او را روی زمین انداخت.
مردم رسیدند و او را کشتند. ماجرا را به پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - خبر دادند. آن حضرت فرمود: چرا او را رها نکردید، زیرا خود به گناه خویش اقرار کرده بوده.
(فروغ کافی، ج 7، ص 185؛ وسائل الشیعه، ج 28، ص 101).
220) مامور مالیات.
221) سفینه البحار، ج 1، ص 512، ماده رجم.
222) مراد حجدالاسود است.
223) یعنی نسبت به پدرش بی احترامی و بی ادبی نموده است.
224) ر .ک: ص 170.
225) مهج الدعوات، ص 153.
226) وسائل الشیعه، ج 9، ص 338، باب 14، حدیث 6.
227) توبه آغوش رحمت، ص 144 - 152، (با تلخیص).
228) شوری، آیه 23.
229) اسراء، آیه 26.
230) انفال، آیه 41.
231) احزاب، آیه 33.
232) لهوف، ص 74.
233) کشف الغمه، ج 2، ص 726.
234) حدید، آیه 16.
235) روضات الجنات، ج 6، ص 19.
236) در مورد سرگذشت اصحاب الاخدود روایات متعددی آمده است، مثلا در تفسیر مجمع البیان به هفت مورد اشاره شده است.
واژه اخدود به معنای خندق یا گودال بزرگ است.
ذونواس آخرین پادشاه حمیر (قبیله ای از قبایل معروف یمن) بود به آیین یهود درآمد، و گروه حمیر نیز از او پیروی کردند. او نام خود را یوسف نهاد و مدتی بر این متوال گذشت، سپس به او خبر دادند که در سرزمین نجران (در شمال یمن) هنوز گروهی بر آیین نصرانیتند. هم مسلکان ذونواس او را وادار کردند اهل نجران را مجبوربه پذیرش آیین یهود کند. او به سوی نجران حرکت کرد و ساکنان آنجا را جمع نمود و آیین یهود را بر آنان عرضه داشت و اصرار کرد آن را پذیرا شوند، ولی آنها ابا کردند و حاضر به قبول شهادت شدند، اما حاضر به صرف نظر کردن از آیین خود نبودند.
ذونواس دستور داد گودال عظیمی کندند و هیزم در آن ریختند و آتش زدند. گروهی را زنده زنده به آتش سوزاند و گروهی را با شمشیر کشت و قطعه قطعه کرد، به طوری که عدد کشته شدگان و سوختگان به آتش به بیست هزار نفر رسید.
(تفسیر نمونه، ج 26، ص 338).

237) روضات الجنات، ج 4، ص 107.
238) حافی به معنای پا برهنه است، زیرا پای برهنه از پی امام هفتم - علیه السلام - رفت و با این حال توبه کرد؛ از این رو، به بشر حافی ملقب شد.
239) روضات الجنات، ج 2، ص 130.
240) مثنوی طاقدیس، ص 255.
241) شوری، آیه 30.
242) بحارالانوار، ج 68، ص 159.
243) نقل شده است: به هنگام شب، زنجیری به گردن می انداخت و عبادت می کرد، از این رو، به ادهم شناخته شد.
244) انبان، کیسه.
245) زخارف، زبورها.
246) تنمه المنتهی، ص 212؛ روضات الجنات، ج 1، ص 140.
247) داستان دوستان، ج 2، ص 260.
248) فرقان، آیه 12.
249) معراج السعاده، ص 508.
250) محجه البیضاء، ج 7، ص 267؛ تذکره الاولیاء، ص 405.
251) مطففین، آیه 14.
252) ژارشاد القلوب، ص 55، باب 11.
253) انعام، آیه 28.
254) منطق الطیر، ص 153.
255) صحیفه سجادیه، دعای 31.
256) تحریم، آیه 6.
257) انیس اللیل، ص 233.
258) مومن، آیه 60.
259) روضات الجنات، ج 1، ص 149؛ تفسیر مجمع البیان، ج 2، ص 279.
260) تحریم، آیه 8.
261) بحارالانوار، ج 91، ص 142.
262) بحارالانوار، ج 91، ص 117.
263) هیچ قدرت و توانایی نیست، جز به قدرت تو.
264) سوره اعراف: 180.
265) سوره غافر: 6.
266) سوره بقره: 186.
267) سوره زمر: 53.