فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

با آب توبه غسل داده شد

منصور بن عمار می گوید: شبی از شب ها از خانه بیرون آمدم. از در خانه ای عبور کردم. صدای مناجات جوانی را شنیدم که به این مضمون با پروردگار خود راز و نیاز می کرد: خداوند آن وقت که معصیت تو می کردم، قصد مخالفت و نافرمانی تو نداشتم، هوای نفس بر من چیره شد، شیطان مرا فریب داد، پس به خود ستم کرد و خود را گرفتار خشم تو نمودم.
چون این کلمات را از او شنیدم، سر به روزنه در نهادم و این آیه را از قرآن خواندم:یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون(256)؛
ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزم آن مرد (کافر) و سنگ است، نگه دارید. بر آن آتش فرشتگانی درشت گفتار و سختگیر مامورند. نافرمانی خدا نمی کنند، هر چه را دستور دهد و آنچه به آنها حکم شود، انجام دهند.
چون این آیه را تلاوت نمودم، صدای ناله آن جوان بلند شد، از آن خانه گذشتم، فردا صبح از آنجا عبور می کردم، صدای فریاد و ناله شنیدم.
سوال نمودم چه واقعه ای رخ داده است؟ در همین اثنا پیره زنی را دیدم که ناله و فغان می کرد و می گفت: فرزندی داشتم که شب ها از خوف الهی گریه می کرد، دیشب وقت مناجات او، کسی آمد و سر به در خانه نهاد و آیه ای از آیات عذاب الهی را تلاوت کرد. پس جوان نعره بزد و آنقدر گریه کرد تا آنکه جان به جان آفرین تسلیم داد.
منصور می گوید: گفتم: من خواندم و من سبب شدم.
رخصت می دهی که او را غسل دهم؟
گفت: آری؟
چون پارچه از روی او کنار زدم، دیدم پلاسی در گردن کرده، همین که پلاس از گردنش برداشتم، دیدم به خط سبزی بر سینه او نوشته شده است که ما این بنده را به آب توبه غسل دادیم(257).
آورده اند: ابراهیم ادهم وارد بازار شهر بصره شد. مردم نزد او آمدند و گفتند: هر چه ما دعا می کنیم، دعایمان به اجابت نمی رسد و حال اینکه در قرآن می فرماید:
ادعونی استجب لکم(258)؛
مرا (با اخلاص نیت) بخوانید تا دعایتان را اجابت کنیم.
ابراهیم ادهم گفت: از این روی که دل های شما از ده حقیقت و واقعیت مرده است.
گفتند: آن ده حقیقت چه چیز است؟!
ابراهیم ادهم گفت:
1. اینکه خدا را شناختید، ولی ولی حق را ادا نکردید؛
2. قرآن را خواندید، اما به آن عمل نکردید؛
3. گفتید ما پیرو پیامبر مکرم اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - هستیم ، ولی سنت او را ترک کردید؛
4. دشمنی با شیطان را ادا کردید، اما پیرو او شدید؛
5. بهشت را دوست داشتید، ولی کار نیکی برای رفتن به بهشت نکردید؛
6. گفتید ترس از دوزخ داریم، اما بدن های خویش را در آتش انداختید؛
7. خود را به عیب دیگران مشغول کردید و از عیب های خودتان غفلت نمودید؛
8. گفتید نسبت به دنیا خشمگین هستیم، ولی اموال دنیا را اندوخته کردید؛
9. مرگ را پذیرفتید، اما برای آن زاد و توشه تهیه ننمودید؛
10. مردگان خود را زیر خاک کردید، ولی پند نگرفتید.
از این رو، دعاهایتان به اجابت نمی رسد(259).

مناجات التائبین

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی البستنی الخطایا ثوب مذلتی و جللنی التباعد منک لباس مسکنتی و امات قلبی عظیم جنایتی فاحیه بتوبه یا املی و بغیتی و یا سولی و منیتی فو عزتک ما اجد لذنوبی سواک غافرا ولا اری لکسری غیرک جابرا و قد خضعت بالانابه الیک و عنوت بالاستکانه لدیک فان طردتنی من بابک فبمن الوذ و ان رددتنی عن جنابک فمن اعوذفوا اسفا من خجلتی و افتضاحی و الهفا من سوء عملی و اجتراحی.
اسالک یا غافر الذنب الکبیر و یا جابر العظم الکسیر ان تهب لی موبقات الجرائر و تستر علی فاضحات السرائر و لا تخلنی فی مشهد القیامه من برد عفوک و عفرک و لا تعرنی من جمیل صفحک و سترک.
الهی ظلل علی ذنوبی غمام رحمتک و ارسل علی عیوبی سحاب رافتک. الهی هل یرجع العبد الابق الی مولاه

مناجات توبه کنندگان

به نام خداوند بخشاینده مهربان
خدایا خطاها (و گناهان)، مرا لباس خواری پوشانیده و دوری از تو جامه بیچارگی بر تنم انداخته و جنایت بزرگ، دلم را میرانده، پس زنده اش کن به وسیله توبه و بازگشت، ای امید و مقصودم و ای مطلوب و آرزویم! به عزتت سوگند برای گناهانم جز تو بخشنده ای نمی یابم و برای شکستگیم جز تو جبران کننده ای نمی بینم و با آه ناله و فروتنی به سوی تو آمدم و با خواری به سویت روی آوردم. پس اگر تو مرا از درگاه خود برانی، دیگر به چه کسی روی آورم و اگر تو مرا از نزد خود باز گردانی، به چه کسی پناه برم! پس آه (و افسوس) از شرمندگیم و رسواییم، وای از اندوه کردار زشت و کار بدم!
از تو درخواست می کنم ای آمرزنده گناه بزرگ و ای شکسته بند استخوان شکسته که ببخشی گناهان نابود کننده ام و بپوشانی بر من زشتی های پنهانی رسوا کننده، و مرا از عرصه قیامت از نسیم جان بخش عفو و آمرزشت جدا مسازی و از (لباس) زیبایی گذشت و چشم پوشی خویش، برهنه ام ننمایی.
خدایا! سایه ابر رحمتت را بر گناهانم بینداز و باران مهربانی و لطف را برای شستشوی بدی هایم بفرست. خدایا آیا بنده فراری جزام هل یجیره من سخطه احد سواه. الهی ان کان الندم علی الذنب توبه فانی و عزتک من النادمین و ان کان الاستغفار من الخطیئه حطه فانی لک من المستغفرین لک العتبی حتی ترضی. الهی بقدرتک علی تب علی و بحلمک عنی اعف عنی و بعلمک بی ارفق بی.
الهی انت الذی فتحت لعبادک بابا الی عفوک سمیته التوبه فقلت: توبوا الی الله توبه نصوحا(260) فما عذر من اغفل دخول الباب بعد فتحه. الهی ان کان قبح الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک.
الهی ما انا باول من عصاک فتبت علیه و تعرض لمعروفک فجدک علیه یا مجیب المضطر یا کاشف الضر یا عظیم البر یا علیما بما فی السر یا جمیل الستر استشفعت بجودک و کرمک الیک و توسلت بحنانک (بجنابک) و ترحمک لدیک فاستجب دعائی و لا تخیب (فیک) رجائی و تقبل توبتی و کفر خطیئتی بمنک و رحمتک یا ارحم الراحمین(261).
به درگاه مولایش بازگردد؟ یا کسی هست که از خشم (مولایش) او را پناه دهد؟ خدایا اگر پشیمانی بر گناه، توبه است، به عزتت سوگند من از پشیمانانم و اگر آمرزش خواهی از اشتباه (گناه) را پاک کند، پس من از آمرزش خواهانم. برای توست که مرا سرزنش کنی تا خشنود شوی. خدایا به قدرتی که بر من داری، توبه ام را بپذیر و به بردباریت از من گذشت کن و به دانشی که داری با من مدارا کن.
خدایا تویی که دری از بخشش به روی بندگانت باز کردی و نامش را توبه گذاشتی و فرمودی با توبه خالصانه به سوی خدا باز گردید؛ پس عذر آن که از این در باز شده، غفلت نماید، چیست؟! خدایا گناه کردن از سوی بنده ات زشت است، ولی گذشت از تو نیکوست.
خدایا! من نخستین کسی نیستم که گناه کرده و توبه اش را پذیرفتی و خواستار احسانت شده، تو به او احسان کردی، ای دادرس بیچاره! ای برطرف کننده غم! ای بزرگ احسان! ای آگاه از احساس نهال! ای نیکوی پرده پوش (بر گناهانم)، نزد تو جود و کرمت شفیع گردانم و به مهربانیت و ترحمت توسل نمودم. پس دعایم را اجابت کن و امیدم را به نومیدی مبدل نساز و توبه ام را بپذیر و خطاهایم را به کرم و مهربانیت نابود کن. ای مهربان ترین مهربانان.