فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

توبه ابو علی شقیق بلخی

شقیق فرزند یکی از ثروتمندان بود. یک روز برای تجارت به کشوری مسافرت کرد. روزی وارد بت خانه ازدواج شد. خادم بت خانه را دید که با لباسی مخصوص و سر و صورت آرایش کرده، مشغول به خدمت است.
شقیق به او گفت: تو خدایی دانا و زنده داری! به عبادت او بپرداز که این بت هایی که منفعت و ضروری ندارد را رها کن؟
خادم پرسید: اگر انسان خدایی دانا دارد، قدرت نیز دارد که تو را در شهر خودت روزی دهد. چرا برای به دست آوردن روزی به اینجا آمده ای؟!
شقیق از سخنان خادم بیدار شد و دست از دنیا پرستی برداشت و به درگاه پروردگار توبه کرد.
روزی امام صادق - علیه السلام - از او پرسید: جوانمردی چیست؟
شقیق گفت: اگر به ما عطا شود، شکر گذاریم و اگر ما را منع کنند، صبر می کنیم.
امام صادق - علیه السلام - فرمودند: سگان مدینه اینچنین هستند.
شقیق به امام - علیه السلام - عرضه داشت: شما چگونه آن را معنا می کنید؟
امام صادق - علیه السلام - فرمودند: اگر به ما عطا شود، بر می گزینیم و اگر منع شویم، شکر گذاری خواهیم کرد(237).

توبه بشر حافی(238)

روزی حضرت موسی بن جعفر - علیه السلام - در بغداد عبورشان از کنار خانه بشر حافی افتاد. صدای ساز و آواز از خانه او شنیده می شد. در این میان کنیز بشر برای ریختن آشغال به بیرون منزل آمد.
امام هفتم - علیه السلام - فرمودند: ای کنیز! صاحب این خانه بنده است یا آزاد؟
در جواب کنیز عرض کرد: آزاد است.
حضرت فرمود: راست می گویی! زیرا اگر بنده، بود از مولای خود می ترسید.
کنیز وارد خانه شد، بشر در حالی که بر سفره شراب نشسته بود، از علت دیر کردن پرسید، پاسخ داد شخصی از در خانه عبور می کرد، از من سوال کرد صاحب این خانه آزاد است یا بنده؟ در پاسخ گفتم آزاد است.
(فرمود: آری اگر بنده بود، از آقای خود ترس داشت).
این سخن چنان اثری در قلب بشر گذاشت که هراسان با پای برهنه از منزل خارج شد و خود را خدمت امام کاظم - علیه السلام - رسانید و به دست حضرت توبه کرد و از کردار گذشته خود پوزش خواست، با چشم گریان و شرم از اعمال زشت اش، کارهای ناپسند گذشته را ترک نمود و از جمله زاهدان گشت(239).

چون قبولش کرد آن سلطان داد - افسر فقرش به تارک بر نهاد
پا برهنه چون برآمد از سرای - با قدم ها گفت کی فرخنده پای
موزه و نعلینت از این پس حرام - بعد از این بردار بی نعلین گام
پا برهنه راه پیجودی همی - زیر پا بسی خار و گل بودی همی
پا برهنه هر طرف می تاختی - سر ز پا و پا ز سر نشناختی (240)

توبه عده ای از شیعیان

برخی از شیعیان برای دیدار امام رضا - علیه السلام - به طوس آمدند و اجازه ورود خواستند.
امام - علیه السلام - به دربان فرمودند: من اکنون کار دارم و به آنان اجازه ورود ندهید.
شیعیان دو ماه پی در پی به در خانه امام آمدند و اجازه ورود خواستند. دربان پیام شان را به امام - علیه السلام - می داد، ولی آن حضرت را راه نمی دادند تا اینکه آنان به دربان گفتند از سوی ما به امام رضا عرضه بدار، ما چندین بار اجازه ورود خواستیم، ولی پاسخ منفی بوده، به هنگام بازگشت به وطن دشمنان، اگر ملاقاتی با شما نداشته باشیم ما را سرزنش می کنند، از این رو، پیش مردم شرمنده خواهیم شد.
دربان پیام را به امام - علیه السلام - دادند. آن حضرت اجازه ورود دادند.
وقتی به امام رضا - علیه السلام - رسیدند، عرضه داشتند: ای فرزند رسول خدا چه شده که به این بی مهری گرفتار شدیم؟!
امام رضا - علیه السلام - فرمودند: آیهو ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر(241)؛
هر مصیبتی که به شما رسید، به جهت اعمالی است که انجام داده اید و پروردگار بسیاری از گناهان را می بخشد.
را بخوانید. من در مورد شما از خدا و پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - و امیر مومنان و پدران پاکم پیروی کردم.
آنان گفتند: سبب چیست ای فرزند رسول الله؟!
امام - علیه السلام - فرمودند: وای به حال شما! ادعا دارید از شیعیان امیر مومنان علی - علیه السلام - هستید؟!
شیعه علی - علیه السلام - افرادی مانند امام حسن و امام حسین - علیه السلام - و ابوذر و سلمان و مقداد و عمار و محمد بن ابی بکر بودن که هرگز مخالفتی با دستورهای آن حضرت نمی کردند، اما شما وقتی می گویید ما شیعه آن حضرت هستیم، در بیشتر کارهایتان با حضرت علی - علیه السلام - مخالفت دارید و در انجام واجبات کوتاهی می نمایید و نسبت به حقوق برادران دینی سستی می کنید. آنجا که تقیه واجب است، تقیه نمی کنید و در جایی که حرام است، تقیه می کنید.
اگر به جای کلمه شیعه بگویید ما از دوستان اولیا خدا و دشمن دشمنان آنان هستیم، شما را در این گفتار رد نمی کنم، اما ادعای مقام شیعه نمودن با اعمالتان سازگار نیست. راه هلاکت را می پیمایید، مگر اینکه گذشته را جبران کنید.
شیعیان گفتند: ما درخواست آمرزش و توبه می کنیم و خود را دوستان شما و دشمن دشمنان شما معرفی می نماییم.
امام رضا - علیه السلام - فرمودند:
آفرین بر شما، ای دوستان من! آن گاه امام - علیه السلام - به آنان احترام شایانی کرد و سپس گفتند: خداوند به جهت توبه و استغفار، شما را بخشید و مشمول رحمت و لطف خاص خود قرار داد(242).