فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

توبه ابو خیثمه

لقد تاب الله علی النبی و المهاجرین و الانصار الذین اتبعوه فی ساعه العسره من بعد ما کاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم(203)؛
به یقین، خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصار که در زمان دشواری از او پیروی کردند، بخشید (یعنی رحمت خود را شامل حال آنان نمود)، پس از آنکه نزدیک بود دل های دسته ای از آنان از حق منحرف شود، سپس (خداوند) توبه آنان را پذیرفت.
مفسران گفته اند: عبدالله بن خیثمه از همراهی با پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - (به سوی تبوک) تخلف ورزید؛ تا اینکه ده روز از حرکت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - گذشت.
روزی از روزها که هوا بسیار گرم بود، به خانه خود نزدیک دو همسرش آمد که هر کدام سایبان خانه اش را آراسته و آب سرد و غذایش آماده ساخته بودند. رو به آنان گفت: سبحان الله! از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - که گناهی سر نزده است. اینک در گرما و سرما سلاح خود را به دوش گرفته است و ابو خیثمه در زیر سایبان خنک و غذای آماده و میان دو خانم زیبا روی خود نشسته است! این بی انصافی است!
آن گاه گفت: سوگند به خدا با هیچ یک از شما سخنی نخواهم گفت و زیر سایبان خنک نخواهم رفت تا اینکه خودم را پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم -برسانم. بر شتر خود نشست و با سرعت به سوی تبوک حرکت کرد. دو همسرش هر چه سخن گفتند، او با آنان سخنی نگفت.
سپس مسیر را پیمود تا اینکه به تبوک نزدیک شد. مردم گفتند: سواری از راه می رسد!
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: اگر ابو خیثمه باشد بهتر است. آن گاه که نزدیک شد، مردم گفتند: یا رسول الله ابو خیثمه است.
ابو خیثمه از شتر پیاده شد و پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - سلام کرد و پاسخ سلام را شنید. ماجرای آمدنش را تعریف کرد. پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - در حق او دعا کردند.
ابو خیثمه در ابتدای کار، دلش از حق منحرف گردید و به لطف پروردگار به خود آمد و خداوند، او را در راه اسلام پایدار نمود(204).

توبه سه نفر متخلف از جهاد

و علی الثلاثه الذین خلفوا حتی اذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم انفسهم و ظنوا ان لا ملجا من الله الا الیه ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله هو التواب الرحیم(205)؛
و (نیز) آن سه نفر که (از شرکت در جنگ تبوک) باز ماندند (و پذیرش توبه آنان به تاخیر افتاد) تا آنجا که زمین با همه فراخی اش بر آنان تنگ شد و از خود به تنگ آمدند، دانستند پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست. سپس خداوند به آنان توفیق توبه داد تا توبه کنند؛ همانا خداوند توبه پذیر مهربان است.
این آیه کریمه درباره کعب بن مالک و مراره بن ربیع و هلال بن امیه فرود آمده است؛ به جهت اینکه اینان از همراهی با پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - (به سوی تبوک) و برای جهاد روی گردان شدند، اما پشیمان گشتند.
هنگامی که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - به مدینه بازگشتند، آنان نزد حضرتش آمدند و پوزش خواستند؛ ولی پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - با آن سه نفر سخن نگفتند و به تمام مسلمانان فرمودند: کسی با آنان سخن نگوید.
همه مردم، حتی کودکان آنان را ترک کردند و همسرانشان نزد رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - آمدند و عرضه داشتند: ما از آنان دوری بجوییم؟
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: خیر، ولی روی خوش هم به آنان نشان ندهید.
شهر مدینه به آن سه نفر تنگ شد؛ بنابراین، از شهر بیرون رفتند و کوه ها پناه بردند. در این مدت خانواده هایشان آب و غذا برایشان می بردند، اما با آنان هم سخن نمی شدند.
یکی از آنان به آن دو نفر گفت: مردم از ما بریده اند و کسی با ما سخن نمی گوید، پس خودمان از یکدیگر جدا شویم (و برای بدبختی خود نزد پروردگار بنالیم). هر کدام به سویی رفتند؛ پس از پنجاه روز راز و نیاز و ناله و اشک و توبه به درگاه خداوند، سرانجام پروردگار توبه آنان را پذیرفت(206).

توبه حارث بن سوید

کیف یهدی الله قوما کفروا بعد ایمانهم و شهدوا ان الرسول حق(207)؛
چگونه خداوند، جمعیتی را که پس از ایمانشان کافر شدند، هدایت می کند؟ با آنکه گواهی به حقانیت این رسول دادند.
الا الذین تابوا من بعد ذلک و اصلحوا فان الله غفور رحیم ان الذین کفروا بعد ایمانهم ثم ازدادوا کفرا لن تقبل توبتهم و اولئک هم الضالون(208)؛
مگر کسانی که پس از آن، توبه کردند و در رستگاری پیشه نمودند، در حقیقت خداوند آمرزنده مهربان است. کسانی که پس از ایمان خود کافر شدند، سپس بر کفر خدا افزودند، هیچ گاه توبه آنان پذیرفته نمی شود و آنان گمراهانند.
یکی از انصار (مسلمان مدینه) به نام حارث بن سوید دستش به خون بی گناهی به نام محمد بن زیاد آلوده گشت و از ترس مجازات، از اسلام برگشت و به مکه فرار کرد. پس از ورود به مکه، از کار خود سخت پشیمان گشت و در اندیشه فرو رفت که در برابر این جریان چه کند؟
سرانجام فکرش به اینجا رسید که یک نفر را به سوی خویشان خود به مدینه بفرست تا از پیغمبر سوال کند آیا برای او راه بازگشتی وجود دارد یا خیر؟
آیات فوق نازل شد و قبولی توبه او را با شرایط خاص، اعلام داشت. حارث بن سوید خدمت پیامبر رسید و مجددا اسلام آورد و تا آخرین نفس به اسلام وفادار ماند؛ ولی یازده نفر دیگر از پیروان او که از اسلام برگشته بودند، به حال خود باقی ماندند و در جواب حارث گفتند: ما در مکه می مانیم و به روش خود را همان را بر ضد محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - ادامه می دهیم و انتظار شکست او را داریم. اگر مقصود ما حاصل شد، چه بهتر در غیر این صورت راه توبه باز است! هر گاه بخواهیم توبه می کنیم و به سوی محمد - صلی الله علیه و آله و سلم - باز می گردیم؛ او هم توبه ما را خواهد پذیرفت(209).
این قدرت توبه را می رساند و هشداری است به همه گناهکاران که تا دیر نشده، توبه کنند و به سوی خدا بازگردند.