فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

توبه قاتل حمزه - رضوان الله علیه -

ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما(191)؛
خداوند (گناه) کسی که به او شرک می ورزد، نمی بخشد و گناهان دیگر را (به جز شرک) برای هر که بخواهد می بخشد، و کسی که به خدا شرک آرد، دروغی بافته و گناهی بزرگ انجام داده است.
به وحشی در برابر کشتن حضرت حمزه و عده آزادی داده شد، ولی آزاد نگردید (آن گاه که عموی پیامبر اکرم - صلی الله و علیه و آله و سلم - را شهید کرد) و به مکه بازگشت. خود و همفکرانش از جنایتی که مزتکب شده بودند، پشیمان شدند و نامه ای به رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - نوشتند که ما از کار خود پشیمانیم و چیزی مانع از اسلام ما نیست جز اینکه در مکه از شما شنیدیم شرک گرایی و کشتن بی گناهان و کار زشت زنا مانع توبه است، و ما همه این پلیدی ها را انجام داده ایم و اگر این سه گناه در کار ما نبود، به شما ایمان می آوردیم.
رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - آیه مبارکه الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاولئک یدخلون الجنه و لا یظلمون شیئا(192)؛
مگر آنان که توبه کرده و ایمان آوردند و کار شایسته انجام دادند، چنین کسانی وارد بهشت می شوند و ستمی بر ایشان نخواهد شد
برای وحشی و یارانش فرستاد. آن گاه که آیه را خواندند، نامه ای نوشتند به این مضمون: این شرط سخت و تکلیفی دشوار است. ما می ترسیم کار شایسته انجام ندهیم و اهل آیه نباشیم.
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - آیه شریفهان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء(193) را برای آنان فرستاد. آن گاه که آیه به دستشان رسید و آن را خواندند، بار دیگر نامه ای نوشتند که: ما می ترسیم لمن یشاء آمرزش خداوند شامل حال ما نشود.
رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - این بار آیه کریمه یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا(194)؛
(بگو:) ای بندگان من! بر خورد زیاده روی کرده اید، از رحمت خداوند نومید مباشید. بی تردید خدا همه گنهکاران را می بخشد.
برای آنان فرستاد. آن گاه که آیه را خواندند، وحشی و دوستانش اسلام را پذیرفتند و به مدینه آمدند. رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - نیز توبه آنان را پذیرفت.
پیامبر مکرم اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - از او سوال کردند: عمویم حمزه را چگونه به شهادت رساندی؟
آن گاه که جریان را شرح داد، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: غیب وجهک عنی فاننی لا استطیع النظر الیک؛
از برابر چشمانم دور شو، زیرا نمی توانم به تو نگاه کنم.
فلحق بالشام، فمات فی الخمر(195).
سرانجام وحشی به سوی شام رفت و بر اثر شراب خواری مرد. چنانچه نقل شده به جهت می گساری، چند مرتبه تازیانه خورده است؛ و برخی گفته اند: به سوی شام رفت و در سرزمین حمص با خمر از دنیا رفت.
باید توجه داشت این آیه شریفه یا عبادی الذین اسرفوا شان نزولش وحشی نیست، بلکه از قبیل تطبیق است؛ زیرا سوره زمر در سوره های مکی است و ماجرای جنگ احد در مدینه رخ داده است؛ و آیه ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء از امید بخش ترین آیات قرآن کریم است؛ چنانچه در روایتی از امیر مومنان علی - علیه السلام - آمده است: ما فی القرآن آیه ارجی عندی من هذه الایه(196).
بنابراین، راه بازگشت برای تمام گناهکاران همراه با امید است؛ چنانچه آن حضرت در روایتی دیگر می فرماید:
ما فی القرآن آیه اوسع(197) من یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم(198).
در تمام قرآن، آیه ای وسیع تر از این آیه نیست.

توبه سه مرد گنهکار

و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا...(199)؛
و دیگران که به گناهان خود اعتراف کردند، و کار شایسته و بد را به هم آمیختند... .
ابو حمزه ثمانی آورده است که سه تن از انصار به نام های ابولبابه، ثعلبه و اوس از همراهی رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - به سوی تبوک تخلف ورزیدند، و آن گاه که آیه در نکوهش تخلف کنندگان از همراهی پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - فرود آمد، یقین به هلاکت خود کردند.
خود را به ستون های مسجد بستند، به همان حال بودند تا اینکه پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم -از تبوک باز گشتند و از جریان آگاه شدند. آنان نیز سوگند یاد کردند که خود را آزاد نکنند تا رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - بند از گردن آنان بردارد.
رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: من نیز سوگند یاد می کنم نخستین کسی نباشم که بند از گردن آنان بردارم تا فرمانی از سوی خدا بیاید.
آن گاه که ادامه آیه عسی الله ان یتوب علیهم ان الله غفور رحیم(200)؛
امید است خداوند توبه آنان را بپذیرد، همانا خداوند آمرزنده مهربان است.
فرود آمد، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - وارد مسجد شدند و بند از گردن آنها گشودند و ایشان آزاد شدند.
پس از مدتی به خدمت رسول اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - آمدند و گفتند: ثروت و دارایی ما بود که ما را از همراهی با شما بازداشت، آنچه داریم بپذیر و آن را صدقه بده.
پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: در این مورد دستور نیافته ام تا اینکه آیه دیگری فرود آمد:
خذ من اموالهم صدقه(201)؛
از اموال آنان صدقه ای بگیر.
و در برخی روایات پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - یک سوم از اموال آنان را پذیرفت.
و در روایتی از امام باقر - علیه السلام - آمده است: این آیه درباره ابولبابه فرود آمد؛ زیرا او در ماجرای بنی قریظه خیانت کرد و به یهودیان گفت: اگر تسلیم شوید، کشته خواهید شد(202).

توبه ابو خیثمه

لقد تاب الله علی النبی و المهاجرین و الانصار الذین اتبعوه فی ساعه العسره من بعد ما کاد یزیغ قلوب فریق منهم ثم تاب علیهم(203)؛
به یقین، خداوند بر پیامبر و مهاجران و انصار که در زمان دشواری از او پیروی کردند، بخشید (یعنی رحمت خود را شامل حال آنان نمود)، پس از آنکه نزدیک بود دل های دسته ای از آنان از حق منحرف شود، سپس (خداوند) توبه آنان را پذیرفت.
مفسران گفته اند: عبدالله بن خیثمه از همراهی با پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - (به سوی تبوک) تخلف ورزید؛ تا اینکه ده روز از حرکت رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - گذشت.
روزی از روزها که هوا بسیار گرم بود، به خانه خود نزدیک دو همسرش آمد که هر کدام سایبان خانه اش را آراسته و آب سرد و غذایش آماده ساخته بودند. رو به آنان گفت: سبحان الله! از رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - که گناهی سر نزده است. اینک در گرما و سرما سلاح خود را به دوش گرفته است و ابو خیثمه در زیر سایبان خنک و غذای آماده و میان دو خانم زیبا روی خود نشسته است! این بی انصافی است!
آن گاه گفت: سوگند به خدا با هیچ یک از شما سخنی نخواهم گفت و زیر سایبان خنک نخواهم رفت تا اینکه خودم را پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم -برسانم. بر شتر خود نشست و با سرعت به سوی تبوک حرکت کرد. دو همسرش هر چه سخن گفتند، او با آنان سخنی نگفت.
سپس مسیر را پیمود تا اینکه به تبوک نزدیک شد. مردم گفتند: سواری از راه می رسد!
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: اگر ابو خیثمه باشد بهتر است. آن گاه که نزدیک شد، مردم گفتند: یا رسول الله ابو خیثمه است.
ابو خیثمه از شتر پیاده شد و پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - سلام کرد و پاسخ سلام را شنید. ماجرای آمدنش را تعریف کرد. پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - در حق او دعا کردند.
ابو خیثمه در ابتدای کار، دلش از حق منحرف گردید و به لطف پروردگار به خود آمد و خداوند، او را در راه اسلام پایدار نمود(204).