فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

توبه قصاب و دختر همسایه

قصابی شیفته دختر یکی از همسایگان خویش شد. روزی خانواده دختر را برای انجام کاری به روستای دیگری فرستادند. قصاب از پی او رفت از او کام خواست.
دختر گفت: من تو را بیش از آنچه تو من را دوست داری، دوست دارم، ولی من از خدا می ترسم!
قصاب گفت: تو از خدا می ترسی، اما من از تو می ترسم؟!
همان دم توبه کرد و برگشت. میان راه گرفتار تشنگی شدیدی شد که نزدیک بود هلاک شود. ناگهان به فرستاده یکی از پیامبران بنی اسرائیل برخورد کرد و از او کمک خواست. آن فرستاده از او پرسید: خواسته ات چیست؟
گفت: تشنه هستم.
فرستاده گفت: بیا تا از خدا بخواهیم که ابری بر ما سایه افکند تا به دهکده برسیم.
قصاب گفت: مرا کار ارزنده و خیری نیست.
فرستاده گفت: من دعا می کنم و تو آمین بگو.
فرستاده دعا کرد و قصاب آمین گفت. ابری آمد و سایه اش بر آنان افتاد تا به دهکده رسیدند. قصاب به سوی خانه خود روانه شد. پاره ابر بر بالای سر او رفت و بر او سایه افکند.
فرستاده به او گفت: تو می پنداشتی کار ارزنده ای انجام ندادی؟! من دعا کردم و تو آمین گفتی و اینک به هنگام جدایی، این پاره ابر از پی تو می آید.
قصاب ماجرای خود را به او خبر داد.
فرستاده گفت: توبه کننده در پیشگاه خداوند، جایگاه و منزلتی دارد که هیچ کس از مردم چنان جایگاه و منزلتی ندارند(189).

توبه پدری که دخترش را کشته بود

شخصی که با حضور پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم - آمد و مسلمان شد، پس از مدتی به حضور آن حضرت رسید و عرض کرد: آیا توبه من قبول است؟
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود: خداوند توبه پذیر مهربان است.
او گفت: گناه من بسیار بزرگ است!
پیامبر فرمود: وای بر تو، عفو و بخشش خدا بزرگ تر است، حال بگو بدانم گناهت چیست؟
او عرض کرد: من به یک مسافرت طولانی رفتم، همسرم باردار بود، پس از چهار سال به خانه برگشتم، همسرم به استقبال من آمد، و پس از احوال پرسی دیدم در خانه ما دخترکی رفت و آمد می کند، به همسرم گفتم: این دخترک کیست؟ (از ترس اینکه او را نکشم) گفت: دختر همسایه است، با خود گفتم لابد پس از ساعتی می رود، ولی دیدم او همچنان در خانه من است و همسرم او را پنهان می کند، به همسرم گفتم: راستش را بگو دخترک کیست؟
گفت: یادت هست وقتی مسافرت رفتی من باردار بودم، این دخترک نتیجه همان بارداری است و دختر تو است!
وقتی فهمیدم که دختر من است، شب تا صبح ناراحت بودم، که با او چه کنم و وجود او ننگ است.
سرانجام صبح زود از خواب بیدار شدم نزدیک بستر دختر رفته دیدم خوابیده. او را بیدار کردم و به او گفتم بیا با من به نخلستان برویم. بیل و کلنگ را برداشتم و براه افتادم، او نیز به دنبال من می آمد، وقتی به نخلستان رسیدیم، زمینی را در نظر گرفتم و به کندن گودالی مشغول شدم. دخترک مرا کمک می کرد و خاکها را بیرون می ریخت. وقتی که گودال به وجود آمد، پاهای دخترک را گرفتم و او را به گودال انداختم...
(اشک در چشمان پیامبر - صلی الله و علیه و آله و سلم - حلقه زد... و آن حضرت منقلب شد...)
سپس دست چپم را روی شانه او گذاشتم و به روی او با دست راست خاک می ریختم و او پا به پا می کرد و می گفت: پدرم چه می کنی؟
به او اعتنا نکردم و همچنان به کارم ادامه دادم، در این میان مقداری خاک به ریش من پاشید، او دست خود را دراز کرد و خاک ریشم را پاک نمود، در عین حال همچنان خاک بر سرش ریختم تا زیر خاک ماند.
رسول اکرم - صلی الله و علیه و آله و سلم - در حالی که اشک چشمش را پاک می کرد و گریه گلویش را گرفته بود، فرمود: اگر رحمت خدا بر غضبش پیشی نگرفته بود، هماندم انتقام آن دخترک بی گناه را از تو می گرفت(190).

توبه قاتل حمزه - رضوان الله علیه -

ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد افتری اثما عظیما(191)؛
خداوند (گناه) کسی که به او شرک می ورزد، نمی بخشد و گناهان دیگر را (به جز شرک) برای هر که بخواهد می بخشد، و کسی که به خدا شرک آرد، دروغی بافته و گناهی بزرگ انجام داده است.
به وحشی در برابر کشتن حضرت حمزه و عده آزادی داده شد، ولی آزاد نگردید (آن گاه که عموی پیامبر اکرم - صلی الله و علیه و آله و سلم - را شهید کرد) و به مکه بازگشت. خود و همفکرانش از جنایتی که مزتکب شده بودند، پشیمان شدند و نامه ای به رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - نوشتند که ما از کار خود پشیمانیم و چیزی مانع از اسلام ما نیست جز اینکه در مکه از شما شنیدیم شرک گرایی و کشتن بی گناهان و کار زشت زنا مانع توبه است، و ما همه این پلیدی ها را انجام داده ایم و اگر این سه گناه در کار ما نبود، به شما ایمان می آوردیم.
رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - آیه مبارکه الا من تاب و آمن و عمل صالحا فاولئک یدخلون الجنه و لا یظلمون شیئا(192)؛
مگر آنان که توبه کرده و ایمان آوردند و کار شایسته انجام دادند، چنین کسانی وارد بهشت می شوند و ستمی بر ایشان نخواهد شد
برای وحشی و یارانش فرستاد. آن گاه که آیه را خواندند، نامه ای نوشتند به این مضمون: این شرط سخت و تکلیفی دشوار است. ما می ترسیم کار شایسته انجام ندهیم و اهل آیه نباشیم.
پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - آیه شریفهان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء(193) را برای آنان فرستاد. آن گاه که آیه به دستشان رسید و آن را خواندند، بار دیگر نامه ای نوشتند که: ما می ترسیم لمن یشاء آمرزش خداوند شامل حال ما نشود.
رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - این بار آیه کریمه یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا(194)؛
(بگو:) ای بندگان من! بر خورد زیاده روی کرده اید، از رحمت خداوند نومید مباشید. بی تردید خدا همه گنهکاران را می بخشد.
برای آنان فرستاد. آن گاه که آیه را خواندند، وحشی و دوستانش اسلام را پذیرفتند و به مدینه آمدند. رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - نیز توبه آنان را پذیرفت.
پیامبر مکرم اسلام - صلی الله علیه و آله و سلم - از او سوال کردند: عمویم حمزه را چگونه به شهادت رساندی؟
آن گاه که جریان را شرح داد، رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمودند: غیب وجهک عنی فاننی لا استطیع النظر الیک؛
از برابر چشمانم دور شو، زیرا نمی توانم به تو نگاه کنم.
فلحق بالشام، فمات فی الخمر(195).
سرانجام وحشی به سوی شام رفت و بر اثر شراب خواری مرد. چنانچه نقل شده به جهت می گساری، چند مرتبه تازیانه خورده است؛ و برخی گفته اند: به سوی شام رفت و در سرزمین حمص با خمر از دنیا رفت.
باید توجه داشت این آیه شریفه یا عبادی الذین اسرفوا شان نزولش وحشی نیست، بلکه از قبیل تطبیق است؛ زیرا سوره زمر در سوره های مکی است و ماجرای جنگ احد در مدینه رخ داده است؛ و آیه ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء از امید بخش ترین آیات قرآن کریم است؛ چنانچه در روایتی از امیر مومنان علی - علیه السلام - آمده است: ما فی القرآن آیه ارجی عندی من هذه الایه(196).
بنابراین، راه بازگشت برای تمام گناهکاران همراه با امید است؛ چنانچه آن حضرت در روایتی دیگر می فرماید:
ما فی القرآن آیه اوسع(197) من یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم(198).
در تمام قرآن، آیه ای وسیع تر از این آیه نیست.