فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

الف) پشیمانی

حضرت علی - علیه السلام - فرموده است:
الندم احد التوبتین(83)؛
پشیمانی یکی از دو توبه است.
و شرط اول توبه، پشیمانی از گناه است.

ب) استغفار

امیر مومنان علی - علیه السلام - می فرماید:
لا شفیع انجح من الاستغفار(84)؛
شفیعی کارآمدتر از آمرزش خواهی نیست.
در روایتی آمده است:
ان رجلا اتی الحسن - علیه السلام - فشکا الیه الجدوبه.
فقال له الحسن - علیه السلام -: استغفر الله.
و اتاه آخر فشکا الیه الفقر.
فقال له: استغفر الله.
و اتاه آخر فقال له: ادع الله ان یرزقنی ابنا.
فقال: استغفر الله.
فقلنا له: اتاک رجال یشکون ابوابا و یسالون انواعا فامرتهم کلهم بالاستغفار!
فقال: ما قلت ذلک من ذات نفسی، انما اعتبرت فیه قول الله:
استغفروا ربکم انه کان غفارا یرسل السماء علیکم مدرارا و یمددکم باموال و بنین...(85)؛
مردی نزد امام مجتبی - علیه السلام - شرفیاب شد و از قحطی و خشکسالی شکوه کرد. امام حسن - علیه السلام - به او فرمودند: (برای گناهانت) درخواست آمرزش کن.
مرد دیگر آمد و از تهی دستی نالید.
حضرت او را نیز به آمرزش خواهی فراخواند.
شخص سومی به امام - علیه السلام - عرضه داشت: دعا بفرمایید تا خداوند به من فرزندی روزی سازد.
امام - علیه السلام - همان پاسخ را دادند.
ما به آن حضرت عرضه داشتیم: چگونه برای شکایت ها و خواسته های گوناگون به همه دستور استغفار و آمرزش خواهی دادید؟! امام حسن مجتبی - علیه السلام - فرمودند: من این را از نزد خود نگفتم (بلکه درمان هر سه درد و راه نجات از مشکل بازگشت واقعی به سوی خداست) در این امر تنها سخن خداوند را منظور داشتیم، آنجا که می فرماید: از پروردگار خویش آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است تا بر شما از آسمان باران (پر برکت) پی در پی فرستد و شما را به اموال و فرزندان یاری کند... .
بنابراین، تا حالت پشیمانی برای گناهکار رخ ندهد. تصمیم جدی برای ترک گناه نخواهد گرفت و اگر تصمیم بر جبران گذشته نباشد، استغفار حاصل نمی شود؛ و در آیات و احادیث به استغفار بسیار سفارش شده است؛ چنانچه قرآن کریم می فرماید:
و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون(86)؛
خداوند عذاب کننده شان نیست (تا وقتی) آنان آمرزش می خواهند.

فضائل توبه(87)

توبه داری چهار فضیلت است:
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین(88)؛
خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد.
امیر مومنان علی - علیه السلام - فرموده است:
توبوا الی الله عزوجل و ادخلوا فی محبته، فان الله عزوجل یحب التوابین و یحب المتطهرین و المومن تواب(89)؛
به سوی خدا بازگردید و در محبتش درآیید. بی شک خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد و انسان با ایمان، بسیار توبه می کند.
و امام زین العابدین - علیه السلام - فرموده اند:
اللهم صل علی محمد و آله، و صیرنا الی محبوبک من التوبه(90)؛
خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را به سوی توبه که محبوب توست، بگردان.
و در حدیثی از امام صادق - علیه السلام - آمده است:
ان الله عزوجل یفرح بتوبه عبده المومن اذا تاب کما یفرح احدکم بضالته اذا وجدها(91)؛
خداوند شاد می شود به توبه بنده مومن اش، آن گاه که توبه کند چنانچه شما با پیدا کردن گم کرده خود، شاد می شوید.
و از امام رضا - علیه السلام - نقل شده است که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود:
مثل المومن من عندالله عزوجل کمثل ملک مقرب، و ان المومن عندالله عزوجل اعظم من ذلک و لیس شی ء احب الی الله من مومن تائب، او مومنه تائبه(92)؛
مومن نزد خدا همانند فرشته مقرب است؛ بی تردید (جایگاه) مومن نزد خداوند والاتر از آن است، و چیزی نزد خدا دوست داشتنی تر از انسان (مرد و زن) با ایمان توبه کننده نیست.
و در روایتی از امام صادق - علیه السلام - آمده است: در میان بنی اسرائیل مردی به مال دنیا آلوده نبود. شیطان صدایی زد و همه لشکریانش جمع شدند. رو به ایشان گفت: چه کسی می تواند این مرد را فریب دهد؟
یکی از آنها گفت: من.
شیطان گفت: از چه راهی او را گمراه می کنی؟
گفت: از راه زن ها.
شیطان گفت: تو نمی توانی.
دیگری گفت: او را به من واگذار کن.
شیطان گفت: از چه راهی؟
گفت: از راه شراب و خوش گذرانی.
شیطان گفت: تو هم نمی توانی.
سومی گفت: از راه کردار نیک.
شیطان گفت: تو می توانی.
شیطان نزد آن عابد آمد و در برابر او ایستاد و نماز خواند.
آن مرد عابد، می خوابید، ولی شیطان نمی خوابید و نماز می خواند. عابد استراحت می کرد، ولی شیطان عبادت می کرد.
عابد عبادت خود را نزد او کم ارزش دید به او گفت: ای بنده خدا با چه چیزی بر این همه نماز خواندن نیرو گرفتی؟
شیطان، پاسخ نداد.
دوباره سوال خود را تکرار کرد، ولی جوابی نشنید.
برای بار سوم از او سوال کرد.
جواب داد: ای بنده خدا! من گناهی کردم و از آن توبه نمودم. آن گاه که گناه به یادم می آید، بر نماز نیرومند می شوم.
عابد گفت: به من بگو چه گناهی کرده ای تا من نیز آن را انجام دهم و توبه نمایم و بر نماز نیرو بگیرم.
شیطان گفت: به شهر برو و از آن زن بدکاره سوال کن و دو درهم به او بده.
عابد گفت: من دو درهم ندارم.
شیطان از زیر پای خود دو درهم به او داد و مرد به شهر آمد و از خانه آن زن پرسش می کرد. مردم او را راهنمایی می کردند و گمان می بردند که برای پند و موعظه آن زن آمده است.
عابد دو درهم به او داد و از او کامجویی طلب کرد. زن از ماجرای او پرسید؟ عابد گزارش خود را به او گفت، ولی آن زن گفت: ای بنده خدا ترک گناه از توبه آسان تر است و چنان نیست که هر که گناه کرد بتواند توبه نماید و آن که تو را راهنمایی کرد، شیطان بوده است. به جای خود برگرد که هرگز کسی را در آنجا نمی بینی.
عابد برگشت و آن زن همان شب از دار دنیا رفت. چون صبح شد، بر در خانه اش نوشته شده بود بر سر جنازه فلانی حاضر شوید که از بهشتیان است.
مردم شک کردند و تا سه روز به سبب تردیدی که داشتند صبر نمودند و او را به خاک نسپردند. خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که بر جنازه آن زن نماز میت بخوان و به مردم بگو آنان نیز نماز بخوانند، زیرا من او را بخشیدم و بهشت را بر او واجب کردم؛ چون بنده ما را از گناه و معصیت منع کرد(93).