فهرست کتاب


توبه از منظر قرآن و روایات

سید محمد حسین موسوی آل اعتماد

ه) یاس از رحمت الهی

عبیدالله نیشابوری نقل می کند: میان من با حمید بن قحطبه معامله ای بود. در ماه رمضان مسافرت کردم و هنگام ظهر نزد حمید بن قحطبه آمدم. طشت و تنگی آوردند، دست هایش را شست، سپس سفره ای انداختند.
حمید به من گفت چرا غذا نمی خوری؟!
گفتم: ای امیر ماه رمضان است و من مریض نیستم؛ شاید امیر عذری داشته باشد.
حمید گفت: مریض نیستم و کاملا سالم هستم. ناگهان چشمانش پر از اشک شد و گریه کرد.
گفتم: چه چیزی باعث شد گریه کنید؟
گفت: زمانی که هارون در طوس بود، شبی غلامی را فرستاد و مرا خواند، وقتی بر او وارد شدم، شمعی روشن، شمشیری برهنه و در برابرش خادمی ایستاده بود. از من سوال کرد و گفت: تا چه حدی از خلیفه اطاعت می کنی؟
گفتم: با جان و مال. اجازه داد به منزل باز گردم. مدتی نگذشت فرستاده خلیفه به نزد من آمد و گفت: امیر تو را می خواند. به نزدش رفتم. خلیفه گفت: تا چه اندازه از امیر اطاعت می کنی؟
گفتم: با جان و مال و زن و فرزند.
هارون تبسمی کرد و اجازه داد به منزلم برگردم.
برای بار سوم فرستاده قبلی نزد من آمد و گفت: امیر تو را فرا خوانده است.
به نزد او رفتم و همان سوال را تکرار کرد.
گفتم: با جان و مال و زن و فرزند و دین.
هارون الرشید خندید و گفت: این شمشیر را بگیر و هر چه این خادم به تو دستور داد اطاعت کن.
خادم مرا به خانه ای برد که در آن قفل بود. آن را باز کرد. در وسط آن خانه چاهی بود و سه اتاق در آن منزل بود که درهای آنها بسته بود. یکی از دردهای را باز کرد. بیست نفر از سادات پیر و جوان، همه در غل و زنجیر بودند.
خادم گفت: خلیفه به تو دستور می دهد آنان بکشی. خادم آنان را یکی یکی بیرون می آورد و من گردن می زدم و در چاه می انداخت. سپس در اتاق دوم را باز کرد. در آنجا نیز بیست نفر از سادات در بند بودند. خادم سخن پیشین را تکرار کرد. آن گاه در اتاق سوم را باز کرد و من نیز گردن می زدم.
نوزده نفر بدین شکل کشته شدند. تنها پیرمردی باقی ماند. او به من گفت: مرگت باد! روز قیامت در برابر جدمان رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - چه عذری داری؟ در این هنگام دستم لرزید. آن خادم با خشم به من نگاه کرد. من آن پیرمرد را نیز کشتم.
حال که من شصت نفر از اولاد رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - را کشتم، نماز و روزه برای من چه فایده ای دارد؟! بنابراین، شک ندارم که تا ابد در دوزخ خواهم بود(79).
توبه کنندگان باید بدانند:
اگر حمید بن قحطبه توبه حقیقی و واقعی می کرد و خداوند راستی او را می دانست که دیگر باز نمی گردد، آن جنایتکار را مورد رحمت خود قرار می داد و توبه اش را قبول می کرد و می بخشید؛ اما او از رحمت الهی مایوس گشت، و موفق به توبه نشد چنانچه قرآن کریم می فرماید:و لا تایئسوا من روح الله انه لا یایئس من روح الله الا القوم الکافرین(80) سرانجام لطف و عنایت و آمرزش پروردگار شامل حال این گنهکار نگردید.
امام سجاد - علیه السلام - در این زمینه می فرمایند:
و اقبل توبتی و لا ترجعی مرجع الخیبه من رحمتک انک انت التواب علی المذنبین(81)؛
توبه ام را بپذیر و مرا از درگاه رحمت خود ناامید باز مگردان؛ زیرا تو نسبت به گناهکاران آمرزنده ای.
و نیز آن حضرت فرموده اند:
سبحانک، لا ایاس منک و قد فتحت لی باب التوبه الیک(82)؛
پاک و منزهی! از تو ناامید نمی شوم (زیرا) که تو در توبه را برایم گشوده ای.

ارکان توبه

توبه دارای پنج رکن است:
1 - پشیمانی؛
2 - ترک گناهان؛
3 - جبران گذشته؛
4 - بداند در گذشته نافرمانی خدا را کرده؛
5 - استغفار (درخواست آمرزش).

الف) پشیمانی

حضرت علی - علیه السلام - فرموده است:
الندم احد التوبتین(83)؛
پشیمانی یکی از دو توبه است.
و شرط اول توبه، پشیمانی از گناه است.