انفاق در قرآن انفاق شاه کلید کمال

نویسنده : داود عارفی

مقدمه

انفاق بحث کلیدی و بسیار مهمی است و بیش ترین اهمیت آن در کاربردی بودن آن است، چه در انفاق کننده و چه در انفاق گیرنده حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: حاجت انفاق کننده به انفاق، شدیدتر از انفاق گیرنده است!(1) برای این که تأثیرات جوهری و ذاتی برای انفاق کننده دارد، ذات او را اصلاح می کند، علایق و تمایلات دنیوی را - که ریشه هر بدی است - از دل او می کند و دل را نورانی می کند و آن گاه دل صیقل یافته به کار می آید، حق را نشان می دهد و صاحب خود را به اعلی علیین می رساند.
دلی که علاقه مند به دنیا و مال آن است، اسیر می باشد. و مادام که در چاه نفس مانده، او را خبری نیست و صاحب نور و هدایتی نخواهد گردید. دیگر این که انفاق باعث نزول برکات و باز شدن درهای رحمت خداوند می شود و مطلب مهم این که برکاتی که از انفاق نصیب انسان می شود از هیچ طریق دیگری عاید او نمی گردد. مثلا هر چه نماز بخواند، کار انفاق را نمی کند، چه نماز برکات خودش را دارد و انفاق برکات خودش را. خلاصه تا انفاق نکنی برکات آن را نخواهی دانست؛ زیرا علاقه به مال فقط با بخشش و جدا کردن آن از خود از بین می رود، مثل این می ماند که گرسنه ای به شما پناه آورد و تقاضای لقمه ای غذا کند و شما به جای غذا دادن به او بروید برایش نماز بخوانید، اما او که با این کار سیر نمی شود، او گرسنه است و فقط غذا چاره درد اوست. دل ما هم همین طور به دنیا و مال آن چسبیده و چاره رهایی تنها دل کندن از مال است. و وقتی توانست مالش را ببخشد تأثیر انقلابی انفاق را در خواهد یافت، دلش از این رو به آن رو می شود، اعتمادش به خدا زیاد می گردد، باور می کند که روزی در دست اوست، باور می کند که مال دنیا ارزش دل بستن ندارد و اینها امانت دست اوست و باید دستگردان شود و نگه - داری و جمع کردن و بخل ورزیدن نشانه ایمان نیست که انشاء الله مطلب طی بررسی هایی که در آیات قرآن خواهیم نمود، کاملا روشن و اهمیت آن در کلام خدا واضح خواهید گردید و بهانه ای برای کسی نمی گذارد تا مالش را از ترس این که شاید کم شده و محتاج دیگران گردد، انفاق نکند، خیر، تمام بهانه های نفس ماده پرست و خود پرست را نقش بر آب خواهد کرد و چراغی می گردد تا شاهراه صراط مستقیم را روشن و پرنور گرداند و راهرو خود را به مقصد خواهد رسانید.
انشاء الله.
البته انفاق شامل هر انفاقی می گردد، چه انفاق مال که مشکل ترین آنها و نقطه شروع و قدم اول در انفاق است و چه انفاق علم و قدرت و ... که مراتب بعدی آن است و چه کمال انفاق که انفاق جان در راه خدا و رسیدن به لقاء الله است و مضمون عبارت عند ربهم یرزقون می باشد.
تقدیم به پیش گاه امام عارفان و قرآن ناطق، علی بن ابیطالب (علیه السلام)، امیرالمؤمنین، پرچم دار عدل و عدالت، وصی برحق رسول الله (صلی الله الیه و آله و سلم)، پدر یتیمان کوفه، ناشناس کیسه به دوش شب های تاریک، عمل کننده به تمام آیات قرآن و انفاق کننده به مساکین از هر دین و آیین، امام رئوف و مهربان بر خلق خدا و یاور مستضعفان و آن که با فقرا هم سفره می شد و از نشستن با آنان لذت می برد. سر و جانم به فدای او!
من الله التوفیق
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و مما رزقناهم ینفقون(2)
انفاق رکن تقوا
در آیه فوق، ایمان به غیب، اقامه نماز و انفاق از آن چه روزی شده، هر سه در کنار هم آمده و سه رکن اساسی تقواست. یعنی اگر کسی ایمان به غیب (ایمان به خدا و روز قیامت و ...) نداشته و به بقیه ایمان داشته باشد، فایده ای ندارد و هر چه انفاق کند بی فایده است و یا اگر نماز بخواند و انفاق نکند، باز هم فایده ندارد و متقی نیست؛ چرا که انفاق یک پایه از ایمان است.
دیگر این که در آیه آمده: از آن چه روزیشان کرده ایم و قیدی نیاورده برای کم یا زیاد بودن روزی. خیر، گفته از آن چه دارند انفاق می کنند. دقت فرمایید: دیگر این که انفاق منحصر به انفاق مال نیست، بلکه آنان از هر رزقی مانند: مال، علم، عقل، قدرت، جاه و جان خود در راه حق ایثار می کنند.(3)
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید:
اذا رزقت فانفق
هرگاه روزی داده شوی، انفاق نما.(4)
فاستبقوا الخیرات
در اعمال خیر، از هم پیشی گیرید.(5)
در کار خیر باید از یکدیگر سبقت گرفت و این یک مسابقه واقعی است؛ چون برنده آن صاحب سعادت دنیا و آخرت می شود.
قطعا یکی از مصادیق کار خیر، انفاق و کمک کردن به نیازمندان است، بعضی می گویند: حالا از کجا نیازمند واقعی پیدا کنیم؟ جواب را حضرت امیر (علیه السلام) فرموده اند که نیازمند واقعی خود ما هستیم و با دادن مالمان به دیگران طاهر می شویم و حب دنیا از دلمان زدوده می شود، والا خداوند خود روزی دهنده همه نیازمندان است و اگر ما ندهیم، خداوند به وسیله دیگری احتیاج بنده اش را تامین خواهد. کرد منتها باید دعا کنیم که خدایا این توفیق را به ما بده تا کارگزار تو باشیم و به دست ما نیاز بنده ات را را تامین بنما تا شاید نفس آلوده ما زلال شود.
فاذکرونی اذکر کم واشکروا لی و لا تکفرون(6)
پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و برای من سپاس گزاری کنید و ناسپاسی نکنید.

انفاق، شکر عملی

در اینجا خداوند فرموده شکر مرا به جا آورید.
یکی از مراتب شکر، شکر عملی است. شکر به زبان نیز مرتبه ای از شکر است که اگر بدون عمل باشد نتیجه ای ندارد. پس انفاق نعمت به دیگران، شکر آن نعمت است، خواه نعمت مال باشد که باید انفاق کرد، خواه علم که باید به دیگران هم آموخت. چنان چه حضرت امیر (علیه السلام) می فرماید:
لایجوز الشکر الا من بذل ماله
شکر را جز کسی که بذل و بخشش مال خود کند، به جا نیاورد.
پس یکی از مصادیق شکر عملی مال، انفاق آنست: واشکروا لی و لاتکفرون: شکر مرا به جا آرید و کفران نکنید.
یا ایها الذین آمنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم و اشکروا لله أن کنیم ایاه تعبدون(7)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمت های پاکیزه که روزیتان کرده ایم بخورید و اگر تنها او را می پرستید، شکر خدا را به جا آورید.
باز هم در آیه در شکر روزی تاکید شده است و این که اگر او را می پرستید و عبد خدا هستید، عبد را جز اطاعت از مولا نشاید. می دانید که روزی را او داده و او به شکر و انفاق فرمان داده، لذا اگر خدا را می پرستید، فقط شکر او را به جا آورید که ولی نعمت شما است.
لیس البر أن تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب ولکن البر من آمن بالله و الیوم الآخر و الملائکه و الکتاب و النبیین و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و اقام الصلاه و آتی الزکاه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون.(8)
نیکی (تنها) آن نیست که روی خود را به جانب مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکی آن است که انسان به خدا، روز واپسین، فرشتگان، کتاب (های آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و مال (خود) را با آن که دوستش دارد به خویشاوندان (نیازمند)، یتیمان، درماندگان، در راه مانده، و مستمندان و (برای آزادی) در بندماندگان ببخشد و نماز به پا دارد و زکات دهد و آنانند که چون تعهد دهند، به عهد خود وفا کنند و در سختی و زیان و به هنگام جنگ، صابر و پایدار باشند. اینان کسانی هستند که راست می گویند و هم ایشان پارسایانند.
در هنگام تغییر قبله، بحث راجع به آن بین مردم زیاد شده بود، لذا آیه نازل شد و فرمود: خوبی آن نیست که روی خود را به جانب مشرق یا مغرب کنید یعنی (به طرف بیت المقدس نماز بخوانید یا به طرف مکه)، بلکه نیکی و خوبی در عمل نیک است که آیه آن را شرح داده و انفاق از موارد نیکی ذکر کرده که مورد بحث ماست:
اتی المال علی حبه: مال خود را در راه خدا با این که دوستش دارند می دهند؛ به خاطر این که در ایمانشان صادق و راستگو هستند و در این مواقع است که عیار ایمان مشخص می شود. و حال اگر، به خاطر ایمان و عقیده - با وجود علاقه به مال - از آن دل کنده و آن را در راه خدا بخشش کردی، به یکی از خصوصیات نیکو کاری دست پیدا کرده ای و اگر نتوانستی و علاقه به مال مانع از بذل و بخشش آن شد، بدان که هرگز آن خصوصیت در تو ایجاد نخواهد شد.
هر که شد محرم دل، در حرم یار بماند - هر که این کار ندانست، در انکار بماند
در ضمن، آیه موارد انفاق را هم شرح داده که باید به آن توجه کرده و آن را مورد مطالعه قرار داد.
و انفقوا فی سبیل الله و لا تلقوا باید یکم الی التهلکه و احسنوا آن الله یحب المحسنین(9)
و در راه خدا انفاق کنید و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید، که همانا خدا نیکوکاران را دوست دارد.
چگونگی انفاق
دستور مستقیم خداوند به انفاق است، بسیار روشن و واضح است.
و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه: بیان چگونگی و مقدار انفاق است، چنان چه در آیه سوم بقره آمده:مما رزقناهم از آن چه روزیتان کرده - ایم پس معلوم است که مقصود از انفاق، تمام مال یا بخش اعظم آن نیست؛ زیرا با دست خود، خود را به هلاکت انداختن است. لذا آیه میزان انفاق را شرح و بیان کرده، چنان چه در جای دیگر قرآن آمده: ولایدک مغوله نه دستت بسته باشد که هیچ بخششی نداشته باشی و نه: الی التهلکه خود را به هلاکت بیندازی و محتاج شوی.
یسالونک ماذا ینفقون قل ما انفقتم من خیر فللوالدین والاقربین والیتامی و المساکین و ابن السبیل و ما تفعلوا من خیر فان الله به علیم(10)
زمانی که از تو می پرسند چه انفاق کنند، بگو: هر مالی که می بخشید (بهتر است) به پدر و مادر، خویشان، یتمان، تنگدستان و در راه مانده انفاق کنید و هر کار خیری کنید، بی شک خدا به آن آگاه است.
علامه در المیزان می فرماید:
در این جا از مال به خیر تعبیر شده است؛ یعنی چیزی که انفاق می کنند باید خبری داشته باشد.
اهمیت انفاق برای مسلمانان روشن بوده، لذا سوال کردند: چه چیز انفاق کنیم؟ از تعبیر به خیر معلوم است که نباید مال بی ارزش و پست را برای انفاق انتخاب کرد، بلکه باید مال خوب و خیر را بخشید و علامه در مورد ما تفعلوا من خیر می فرماید:
در این جا از انفاق به خیر تعبیر شده؛ یعنی خداوند به هر انفاقی که می کنید آگاه و بهترین پاداش دهنده و بهترین جبران - کننده است: و الله ذو فضل عظیم و او دارای بخشش عظیم است. خلاصه خداوند از انفاق و بخششی که می کنید، به خیر یاد می کند. و این برکت انفاق است که خیر در خیر است و دانا و عاقل کسی که خود را از این برکات محروم نسازد.
یسالونک ماذا ینفقون قل العفو کذالک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون(11)
زمانی که از تو می پرسند چه چیز انفاق کنند، بگو: گذشت و بخشش (افزون بر نیاز) را، خداوند بدین سان آیات خود را برای شما می سازد تا بیندیشید.
در این جا مقصود از عفو، میانه روی است و اعتدال، همان معنی اضافه و بر نیاز را می رساند.
باز هم راجع به انفاق سوال شد و این سوال آن قدر اهمیت داشته که خداوند پاسخ آن را به صورت وحی و به وسیله جبرئیل برای پیامبر (صلی الله الیه و آله و سلم) آورده است و این سوال و جواب ها را قرآن نقل می کند تا در همه دوران ها و زمان ها مطرح شده و بدان ها عمل شود؛ چون قرآن راهنمای همه دوران هاست و خداوند می فرماید: ما این گونه آیات خود را برای شما بیان می کنیم، باشد که بیندیشید.
علامه در المیزان می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا انفقوا مما رزقناکم من قبل آن یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه و الکافرون هم الظالمون(12)
ای کسانی که ایمان آورده اید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن نه داد و ستدی هست و نه دوستی و نه شفاعتی، از آن که روزیتان کرده ایم انفاق کنید و (بدانید که) کافران همان ستمگرانند.

خود داری از انفاق کفر و ظلم است

علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) در تفسیر این آیه می فرمایند:
(معنای آیه روشن است و ذیل آن دلالت دارد بر این که امتناع و خود داری از انفاق، کفر و ظلم است.
دستور مستقیم به انفاق از آن چه خداوند روزیمان کرده، هشداری جدی است به این که تا فرصت داریم با خدا معامله کنیم.
در معامله و داد و ستد، دادن و گرفتن مطرح است، لذا خداوند انفاق را به بیع بیان کرده و ما در واقع از مال خود که همان روزی خداست، به دیگران می دهیم؛ یعنی مال خودش را به خودش می دهیم و خداوند آن قدر مهربان است که این عمل را به حساب ما گذاشته و بیع می شمارد و آن را نستحق پاداش و جایزه قرار می دهد و علاوه بر این که در دنیا روزی را فراوان و راحتی و آسایش عطا می کند، در آخرت هم پاداش ویژه: لهم ما یشاءون هر چه دلشان بخواهد، نصیب می فرماید. انشاء الله ما را هم از اهل انفاق قرار دهد.
پس به خداوند اعتماد کنیم که روزی دهنده اوست و بدانیم که با بخشش مال به دیگران، نه تنها چیزی از روزی ما کم نمی شود، و بلکه زیاد می گردد و بترسیم از این که مبادا به دستور مؤکد خداوند عمل نکرده و خدای ناکرده از اهل انفاق نباشیم و شامل ذیل آیه که کفر و ظلم است گردیم. پس پناه بریم به خدا!
من الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه والله یضاعف لمن یشاء والله واسع علیم.(13)
مثل کسانی که مالشان را در راه خدا می بخشند، چون مثل دانه - ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه ای صد دانه (باشد) و خدا برای هر کس بخواهد. (پاداشی) چند برابر می دهد و خدا وسعت بخش داناست.
برکات انفاق
قرآن، تبیان کلی شی ء است، و از آن جا که درک ما بسیار ضعیف است: خلق الانسان ضعیفا خداوند مطالب سنگین و سخت را در قالب مثال آورده تا فهمش برای عموم مردم آسان شود و چون خطاب قرآن عمومی است، پس حجت را بر همه تمام کرده است.
در این آیه می فرماید: مال کسانی که انفاق می کنند افزایش می یابد و نحوه افزایش را هم بیان کرده که اگر هر مالی را که می دهی دانه ای حساب کنی، آن دانه هفت خوشه می زند؛ نه این که هفت برابر می شود. خیر، فضل خدا زیاد و باور ما کم است. و هر خوشه روییده دارای صد دانه که اگر بخواهیم آن را با قواعد ریاضی محاسبه کنیم، یک دانه هفتصد دانه می شود و اگر بخواهیم تصوری به غیر ریاضی داشته باشیم، رشد این انفاق برای شما رشدی بابرکت و خوشه ای است؛ یعنی آثار انفاق در جای جای اجتماع و قلب و روح شما روییده و منشا کمالاتی در جان و نفس شما و آثاری در جامعه و فرد می شود که هر اثر و کمالی که به وجود می آورد، خود شامل برکات و آثار زیادی است - اللهم الرزقنا - و مثل انفاق مثل روییدنی است که اگر انفاق نکنی گویا بذر و دانه ای نکاشته ای و در نتیجه چیزی از آن کمالات و تاثیرات و تغییرات در روح و جان شما و دیگران نخواهد رویید. (دقت کنید) و دیگر این که باید به خدا اعتماد داشته باشید که اضافه کننده و چند برابر کننده است و برای هر کس بخواهد از هفتصد برابر هم بیشتر می کند؛ زیرا به هم چیز علم دارد و همه چیز در احاطه و سیطره حکومت اوست.
الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله ثم لا یتبعون ما انفقوا منا و لا اذی لهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون(14)
کسانی که مالشان را در راه خدا می بخشند، سپس به دنبال بخشش خود منت و آزاری نمی آورند، اجرشان نزد پروردگار (محفوظ) است و نه بیمی بر آنهاست و نه اندوهگین شوند.