فهرست کتاب


خطبه حسین بن علی (علیه السلام) درمنی

, تحقیق و ترجمه محمد صادق نجمی‏

خلاصه

امر به معروف و نهی از منکر به مفهوم وسیع و معنای صحیح و دقیق آن که همان بسط عدل و داد و ریشه کن کردن ظلم و فساد است مستلزم وجود حکومت اسلامی است و اگر امر به معروف و نهی از منکر به این معنا در جامعه اجرا نگردد و حکومتی بر پایه اسلام به وجود نیاید طبیعی است که اشرار بر جامعه مسلط خواهند شد همان گونه که امیر مؤمنان علیه السلام در آخرین وصیتش فرمود: و لاتترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم اشرارکم فتدعون فلایستجاب لکم امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار بر شما مسلط می شوند سپس هر چه دعا کنید مستجاب نمی شود.

3 - خود باختگان تاریخ

بخشهای سه گانه این خطبه شریف علل تحول اجتماعی مسلمانان در طول نیم قرن، و زمینه های تسلط ستمگران و غاصبان و علت خارج شدن اهل بیت از صحنه و قدرت گرفتن معاویه بن ابی سفیان، آن هم در دهه های نخستین ظهور اسلام را، از سه بعد مختلف مورد بررسی قرار داده و در حقیقت آیه شریفه ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم را به صورتی زیبا و دلنشین و با ارائه شاهد و مصداق عینی تفسیر نموده است، در عین حال درد و رنج عمیق درونی حسین بن علی علیه السلام را نشان می دهد و برای مسلمانان عموماً و علما و روحانیان خصوصاً هشداری دایمی به شمار می رود.
حسین بن علی علیه السلام در بخش سوم از این خطبه گروهی از مسلمانان و صحابه و یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله و فرزندان آنها را که در آن مجلس تاریخی و مهم حضور داشتند مورد خطاب قرار داده است، این افراد از سرشناسان جامعه اسلامی و از شخصیتهای مذهبی و اجتماعی بودند و در میان قوم خود نفوذ داشتند و قادر بودند جامعه را به حرکت در آورند، و قول و عمل و گفتار و کردار و حرکت و سکون آنها برای آحاد ملت، الگو و سرمشق بود. آنان از جمله کسانی بودند که علی القاعده بایستی موقعیت و شخصیت خود را بشناسند و ارزش واقعی خود را دریابند و در فکر سعادت جامعه و نجات مظلومان باشند ولی در اثر رفاه طلبی و گرایش به فرار از سختیها و مرارتها و در مقابل، علاقه به زندگی دنیوی و لذایذ مادی و گاهی کودکانه و خلود الی الارض وظیفه خطیر خود را فراموش کرده اوامر و نواهی خدا را مطابق امیال خویش تفسیر و تاویل می نمودند و در کژ راهه گام می زدند.
افرادی که به اعتبار اشتهار به طرفداری حق و پاسداری فضیلت هیبت و شکوه داشتند و در دل اقویا و ضعفا دارای مهابت و مورد احترام همه طبقات بودند اما نه تنها از دین و قرآن پاسدارای نکردند و در این راه متحمل آسیب مادی نشدند و محرومیت و شکنجه و زندان را پذیرا نگشتند و با بستگان خود که همه مقدسات را به استهزل گرفته بودند به نزاع و مخاصمه برنخاستند و به حامیان دین و شکنجه شدگان در راه اسلام و تبعیدیان در راه قرآن ارجی ننهادند و برای شکسته شدن حریم اسلام و قرآن فریاد ننمودند بلکه عملاً با دشمنان اسلام مداهنه کردند و راه سازش پیش گرفتند و در نتیجه راه را برای تسلط ظالمان و تضییع حقوق ستمدیدگان هموار ساختند.
آنان اگر متوجه بودند در می یافتند که با این روش، مقدمه بزرگترین مصیبت را برای خویش فراهم آورده و اساس بدبختی و ذلت خود را پی ریزی نموده اند زیرا اگر آنان از گرد حق پراکنده نمی شدند و در خط ولایت و فرمان نبوت اختلاف نمی کردند و در راه خدا به زحمت و مشقت و حرمان موقت گردن می نهادند و از مرگ در راه حق فرار نمی کردند، قدرت اسلام و نیروی اجرای احکام اسلام در دست آنان قرار می گرفت و حدود احکام الهی به دست آنان اجرا می گردید و ستمدیدگان به دست آنان نجات می یافتند محرومان جامعه به نوا می رسیدند و ستمکاران و زورگویان درهم کوبیده می شدند. ولی اینک سستی آنان صحنه را عوض کرده و گسستن آنان از اسلام، ضعیف و ذلیلشان نموده و حکومت را در دست دشمنان قرار داده بود، دشمنانی که به دلخواه خویش با مردم رفتار می کردند و جامعه را به هر سو که روح شقاوتگرشان اقتضا می کرد سوق می دادند و فرامین خدا را تحقیر می کردند و سنت رسول صلی الله علیه و آله را به یاد اهانت می گرفتند. نابینایان و زمینگیران، فقرا و محرومان به کمترین حقوق انسانی خویش دسترسی نداشتند در هر ولایتی شخصی مستبد حاکم و در هر ناحیه ای فردی خود خواه فرمانروا بود برای کوبیدن اسلام و در هم شکستن شوکت مسلمین از تمام وسایل تبلیغی بهره می گرفتند، و حقایق آیین را تحریف می کردند و قوانین اسلام را وارونه می ساختند، حدود را تجاوز به حقوق و قصاص را جنابت، و تعزیرات را قساوت معرفی می کردند و...

پاسخ عملی به این خطبه

و این بود سخن حسین بن علی علیه السلام و درد دل ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله و شقشقیه فرزند امیر مؤمنان علیه السلام و جگر گوشه فاطمه زهرا علیها السلام؛ نه تنها سخن حسین بن علی بلکه سخن همه انبیا و درد دل همه ائمه و اولیای خداست. سخن حضرت ابراهیم و سخن حضرت موسی است، سخن حضرت مسیح و سخن خاتم پیامبران است. سخن امیر مؤمنان و امام مجتبی و سخن بقیه امامان و پیشوایان معصوم است. علاوه بر آن پاسخ عملی بر این سخن را نیز انبیا و ائمه هدی داده اند و لبیک گویان بر این ندای حیات بخش در طول تاریخ، پیامبران و پیشوایان بوده اند.
آری آنان هم منادی بودند و هم لبیک گو، هم مخاطب و گوینده بودند و هم مخاطب و شنونده، هم نهیب زدند و هم حرکت کردند، هم دعوت کردند و هم اجابت نمودند، و در این راه تا آن جا استقامت ورزیدند که رفتن در میان آتش را با آغوش بازپذیرا گردیدند ولی سرانجام بر نمرودیان متمرد، فایق آمدند و اساس توحید را بنا نهادند و چندان پیش رفتند تا دشمن را به میان امواج دریا فرستادند و ملتی را از بردگی و ذلت نجات دادند و تا آن جا بر سر پیمان خود وفادار ماندند تا سرهای بریده شان در میان طشت و در مقابل دشمن، شعار پیروزی خون بر شمشیر را سر داد.
و بالاخره این افتخار بزرگ نصیب جهان شیعه گردید که ائمه و پیشوایانشان به نوشته امام راحل قدس سره در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن احکام قرآن کریم که تشکیل حکومت عدل یکی از ابعاد آن است در حبس و تبعید به سر برده و عاقبت در راه براندازی حکومتهای جائرانه و طاغوتیان زمان خود شهید شدند (101) و تا آن جا که شرایط و امکانات ایجاب می نمود مسلحانه به مصاف دشمن شتافتند که جنگ مسلحانه خونین امیر مؤمنان علیه السلام در مقابل دشمنان اسلام در سه جنگ بزرگ، و قیام دو فرزندش امام مجتبی و حسین بن علی در مقابل طاغوتهای دوران خویش معاویه معاویه بن ابی سفیان و یزیدبن معاویه از برگهای زرین تاریخ اسلام و تاریخ بشر است.