شیعیان حضرت علی از نگاه پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) در کتب اهل سنت

نویسنده : محمد حسن زمانی

پیش گفتار

واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا(1)
وه، چه خوش بود آن روزهای با صفایی که بزرگ قافله سالار کاروان سعادت بشری، حضرت محمد (صل الله و علیه و آله و سلم)، پرچم هدایت را برافراشته و همه ارادتمندانش فارغ از هر گونه گرایش مذهبی و فرقه ای، گرداگرد شمع وجودش حلقه زده و هنگام اقتدا به آن بزرگوار در جماعت، با صمیمیت فراوان تحقق بخش صفا کأنهم بنیان مرصوص(2) بودند.
هم چنان که اکثریت قاطع آنان در زمان خلافت امیرالمومنان، علی (علیه السلام) علی رغم اختلاف عقایدشان در خلاف سه خلیفه اول، سرتسلیم و اطاعت به بارگاه آن امام همام فرود آورده و برادرانه در کنار هم در برابر ناکثین، قاسطین و مارقین جنگیدند.
اما... اما...
باکمال تأسف، اختلاف عقاید و آرا بر اثر عوامل گوناگون، منجر به تفرقه، جدایی و دشمنی شد و امت اسلام در طول هزار سال، غافل از هشدار، انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوه و البغضاء(3) بازیخورده شیطان گشته و بیشترین توان خود را صرف کوبیدن و حذف یکدیگر کردند تا این که دیگر رمقی برای خودسازی، ارتقا و رشد جامعه اسلامی، نشر اسلام و سرکوبی دشمنان دین در آنها نمانده و اکنون گرفتار پیش بینی تلخ و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم(4) شده اند.
به حق باید اعتراف کرد که یکی از مهم ترین عوامل دشمنی پیروان مذاهب با یکدیگر، اطاعت نادرست و برداشت های غیر واقع بینانه از عقاید، رفتار و کمالات یکدیگر است. ألمسلمون اذا نعارفوا تألقوا(5) آن گاه که مسلمانان شناخت واقع بینانه به یکدیگر پپدا کنند، بین آنان الفت و دوستی برقرار شده فاذا الذی بینک و بیته عداوه کانه ولی حمیم(6) و در این هنگام دوستان مهربان خود را کشف خواهند کرد.
ولی متأسفانه برخی از نویسندگان به جای این که نقاط مثبت و مشترک مذاهب اسلامی دیگر را ترویج کنند فقط به برجسته کردن نقاط ضعیف و کم رنگ نمودن نقاط قوت پرداختند، آن هم نه به شیوه منصفانه و نقادانه و اصلاح طلبانه، بکله با بیانی تند و زننده و آزار دهنده که جز رنجیدگی خاطر و دورتر شدن طرفداران مذاهب از یکدیگر حاصلی نداشت.
نکته مهم و قابل توجه این است که منابع روایی و متون معرفتی شیعه و اهل سنت نسبت به فاصله ای که اکنون شیعیان و اهل سنت در عمل دارند بسیار به نزدیک ترند؛ زیرا نه شروع شستن دست ها از انگشتان به هنگام وضو در فقه مذاهب اربعه اهل سنت، واجب و ترک آن بطلان آور است و نه شهادت ثالثه (أشهد أن علیا ولی الله) فقه شیعه از اجزای اذان و اقامه محسوب می شود؛ نه فقه اهل سنت، سجده بر خاک و مهر را باطل می داند و نه فقه شیعه با فاصله زمانی بین نماز ظهر و عصر با مغرب و عشا مخالفت دارد و نه....
چه به جاست اگر علمای فریقین، اقدام به شناسایی، جمع آوری، تدوین و عرضه روایات و معارف مشترک نمایند، تا زمینه نزدیک شدن اندیشه های پیروان مذاهب اسلامی و تقرب علمی فراهم گردد.
نوشته حاضر گامی در همین زمینه تا عزیزان اهل سنت از تجلیل هایی که علما و بزرگان سلف اهل سنت از شیعه علی (علیه السلام) در کتاب های خویش برای قرون بعدی به یادگار گذاشته اند مطلع گردند. آنچه از علماء، روحانیان، فرهنگیان و محققان عزیز اهل سنت انتظار می رود آن است که سنت حسنه و روش آزاد منشانه و روحیه منصفانه اسلاف و نیاکان و عالمان پیش خود را الگو قرار داده و از مطرح کردن و عرضه دسته ای از احادیث شریف نبوی (صل الله علیه و آله و سلم) دوری نکنند.
این دسته از احادیث نبوی (صل الله علیه و آله و سلم) در تجلیل از شیعیان علی (علیه السلام) را بزرگانی از اهل سنت در کتاب های خویش نقل کرده اند که هیچ جای انکار مقام والا و جایگاه بلند آنان نیست؛ چهره هایی همچون: جلال الدنی سیوطی (متوفای 911)؛ حافظ، محدث و مفسر؛ ابن عساکر (متوفای 555)؛ تاریخ نویس بزرگ؛ بیهقی (متوفای 479)؛ خطیب بغدادی (متوفای 436)؛ طبرانی (متوفای 349)؛ محب الدین طبری (متوفای 694)؛ سبط ابن جوزی (متوفای 565)؛ ابن حجر (متوفای 975)؛ نورالدین هیثمی (متوفای 883)؛ گنجی شافعی (متوفای 786)؛ برزنجی شافعی؛ علامه بدخشی حنفی (قرن 12)؛ ابن حیان مصری شافعی؛ ابی نعیم اصفهانی (متوفای 430)؛ حضرمی شافعی (متوفای 1047)؛ امام احمد بن حنبل (متوفای 241)؛ ابن مغازلی شافعی (متوفای 483)؛ علامه فقیر عینی (متوفای 855)؛ جوینی حموینی (متوفای 730)؛ خطیب خوارزمی (متوفای 505)؛ حاکم حکسانی حنفی (قرن 5) و حاکم نیشابوری (متوفای 405)... که همه از مشاهیر تاریخ اهل سنت (از قرن سوم تا چهارم) می باشند و احادیث این کتاب از کتاب ها و تألیفات آنان نقل شده است.

انگیزه تألیف کتاب

چند سال پیش، در سفر بلوچستان، طلبه عزیزی از اهل سنت را دیدم به دلیل آشنایی مستقیم با برخی از شیعیان و روحانیان آگاه و مخلص به آنان اظهار ارادت می کرد، اما علت بی مهری اش به عموم شیعه را متأخر بودن تاریخچه پیدایش مذهب شیعه پس از شکل گیری مذهب تسنن می دانست. علاوه بر آن که احادیث نبوی در فضیلت اهل سنت و جماعت را فرا گرفته و نقل می کرد و اظهار می داشت که نه تنها پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) از شیعیان علی (علیه السلام) تجلیل نکرده، بلکه در حدیثی مدعیان تشیع را مذمت کرده است.
به آن دوست عزیز پاسخ داد:
اولا: شکل گیری رسمی شیعه و اهل سنت پس از رحلت پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) و ماجرای تعیین خلیفه بود و هر دو مذهب پس از آن حضرت آشکار شدند. حتی در زمان حیات آن حضرت نیز تا حدودی طیف ها مشخص شده بودند.
ثانیا: اگر تقدم زمانی نشانه حقانیت یک مذهب باشد، آگاهی دارید که مذهب شیعه در زمان حیات حضرت علی (علیه السلام) تحقق پیدا کرد و مذاهب چهارگانه اهل سنت در قرن دوم و سوم که پیشویان چهارگانه اهل سنت به دنیا آمدند - شکل گرفتند؛ زیرا این همه تجیل صریح و روشن پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خود از شیعیان علی (علیه السلام نشانه وجود این طیف گرامی در بین یاران آن حضرت می باشد، علاوه بر این که شخصیت های برجسته های برجسته شیعه از یاران رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) مانند: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذیفه بن یمان، ابورافع و... در زمان آن حضرت وفاداری خود را به علی (علیه السلام) اظهار کردند. بنیان گذاران مذاهب چهارگانه اهل سنت، در قرن دوم و سوم قدم به عرصه دنیا می گذارند، مثلا: امام ابوحنیفه نعمان بن ثابت به سال 150 هجری در بغداد فوت نمود. امام مالک بن انس به سال 179 هجری در مدینه فوت نمود.
امام محمدبن ادریس شافعی به سال 204 هجری در قاهره وفات یافت. امام احمدبن حنبل به سال 241 هجری در بغداد درگذشت. اما بنیان گذار مذهب شیعه (علی بن ابی طالب (علیه السلام) ده سال قبل از بعثت پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) متولد در و طول 23 سال رسالت آن حضرت در خدمت ایشان بوده و سال چهل هجری به شهادت می رسد.
ثانیا: اگر رسول خدا (صل الله علیه و آله و سلم) - مثلا - چند مرتبه از مدعیان تشیع نکوهش کرده، بیش از چهل مرتبه از شیعیان واقعی علی (علیه السلام) تجلیل نموده و کرامت و بزرگواری آنان را به اصحاب گوشزد فرموده اند؛ سپس سه حدیث از تفسیر درالمنثور سیوطی که مشتمل بر تجلیل پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) از شیعیان علی (علیه السلام) بود برای وی خواندم و گفتم: شایسته است که عزیزان اهل سنت به این پیامبر (صل الله علیه و آله و سلم) هم عمل کرده این احادیث را نقل کنند، چرا که قرآن به پیروی از آن حضرت به عنوان بهترین الگو سفارش فرموده است: لقد کان لکم فی رسول الله أسوه حسنه(7) آن دوست فاضل - که صداقت از سیمایش مشهود بود - از شنیدن سه حدیث نبوی که برایش تازگی داشت شاید شد و گمان نمی کرد بزرگان سلف اهل سنت با این صراحت از شیعه علی (علیه السلام) تجلیل کرده باشند.
پس از آن دیدار، احساس کردم که ما از نقل این دسته احادیث شریف نبوی (صل الله علیه و آله و سلم) تا کنون کوتاهی کرده ایم و لازم است و در جبران این کوتاهی بکوشیم.
از این رو بر آن شدم تا به عنوان، چهل حدیث نبوی از کتب متعدد اهل سنت استخراج و به عنوان هدیه ای مبارک، به آستان مبارک آن حضرت و همه علاقه مندانش - اعم از شیعه و سنی - اهدا نمایم. در پایان، نکاتی را یادآور می شوم:
1. تا جایی که این حقیر تحقیق کرده تا کنونی کتابی مستقل در باره این موضوع تدوین نشده، اگر چه برخی از کتاب های مربوط، احادیث معدودی در این زمینه ثبت کرده اند.
2. این جانب علاوه بر برسی بخش های مختلف کتاب هایی که به عنوان مأخد شده، گرفته شده، و نقل به واسطه انجام نگرفته است.
4. نسبت به هر حدیثی که مأخذ متعدد در پاورقی آن آورده شده است، دقت شده که عین متن حدیث در هر یک از منابع مزبور موجود باشد.
5. نوشته حاضر فقط حاوی احادیث نبوی است که در کتب اهل سنت ثبت شده است و مطمئنا ده ها حدیث مشابه دیگر در کتب آنان موجود است که فعلا به عنوان تبرک به حدیث من حفظ علی أمتی أربعین حدیثا دعی فی السماء فقیها به ذکر چهل حدیث بسنده شده است. اگر خداوند توفیق دهد، به جمع آوری و تدوین و نشر احادیث نبوی ثبت شده در کتب حدیثی شیعه خواهم پرداخت.

قم - محمد حسن زمانی

1. عن جابر بن عبدالله قال: عند النبی (صل الله علیه و آله و سلم) فأقبل علی فقال النبی (صل الله علیه و آله و سلم):
و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه. و نزلت (ان الذین امنوا و عملوا الصلحت أولئک هم خیر البریه(8))، فکان أصحاب النبی (صل الله علیه و آله و سلم) اذا أقبل علی قالوا: جاء خیر البرایه.(9)