چهل حدیث و چهل خاطره

نویسنده : علی مریدی زاده

نماز بهترین طریق سیر سلوک و تقرب الی الله است.

نماز برتر از همه عبادت، منعکس کننده تمام واقعیات، منبع برکات و کلید گشاینده کل مشکلات، شست و شو دهنده و سوسه های شیطانی از قلب و روح عارفان و خالصان است.
نماز، بهترین راه برای رسیدن به کمال و سعادت است. زمزمه با معبود برای پویندگان مشتاق این مسیر لذت بخش است. و جدایی از آن بس مشکل و دشوار.
نماز بهترین شعار انبیا و ائمه اطهار علیهم السلام که در راه همین امر قیام نموده، به شهادت رسیدند. نماز با توجه و خلوص، انسان را از هر گونه زشتی و پلیدی و معصیت و گناه باز می دارد.
کسی که با توجه کامل بتواند با حضرت حق جل جلاله سخن بگوید و از او امر او اطاعت کند، دیگر پیروی شیطان نمی کند و بر وسواس شیطانی فائق می آید؛ در میدان جهاد اکبر پیروز و سربلند است و در واقع عاقبت به خیر می شود و کسی که در این دنیا عاقبت به خیر شود، برای او حزنی در آخرت نیست.
یکی از محبوب ترین الگوهای رفتاری و سیر سلوک معنوی در عصر حاضر حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (رحمه الله علیه) است.
او که تا آخرین لحظات عمر پر برکت خود در طریق بندگی و اخلاص و توجه به خدا گام زد و تمام وجود و هستی خود را وقف راه یگانه معبود خویش نمود.
عشق او عشقی برای نماز و دعا بود و هرگز در این راه خسته نشد، دعا و تهجدش ملکوتی و عرفانی و اشکهایش در نیمه های شب گواه بر این مطلب است که هیچ شبی را بدون نماز شب به صبح نرسانید و از مصادیق بارز کسانی بود که به تغییر قرآن کریم:
الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوه
(حج / 41)
اگر به آنان تمکن و حکومت و قدرت بخشیم، نماز را بر پای می دارند.
رضوان جاودان خدا نصیب او باد که دمی از خدا جدا نبود و هر چه داشت، از رهگذر همین پیوند و اتصال به مبدا قدرت و عظمت بود، و چیز دیگری جز ذات الهی و جذبه های قدسی، در نظرش ناچیز جلوه نمی نمود.
آنچه پیش رو دارید، آینه ای شفاف و بی زنگار از گفتار بزرگان دین و ائمه اطهار علیهم السلام است:
این مجموعه شامل چهل خاطره از زبان نزدیکان امام درباره کیفیت و حالت امام در نماز با استناد به چهل حدیث از بزرگان دین راجع به نماز و اهمیت آن است که به یاری حضرت حق جمع آوری نموده ام و آن را در اختیار جویندگان معرفت ناب اصیل اسلام قرار می دهم. امید آن دارم که مورد توجه و عنایت نمازگزاران قرار گیرد.
از خداوند منان خواستاریم که حضرتش را در جوار انبیا و اولیا، در صفت صلوه ملکوتیان بارگاهش پذیرا باشد و ما را در پیروی از آن امام توفیق عنایت فرماید.
علی مریدی زاده
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
من جدد وضوءه من غیر حدث جدد الله توبته من غیر استغفار
هر کس وضویش را بدون آنکه باطل شود تجدید کند، خداوند توبه اش را بدون استغفار تجدید می کند.
خاطره:... یکی از این نکات، نظم زندگی شخصی آن مرد بزرگ بود، نظم در خواندن روزنامه، نظم در دیدارها، نظم در خواندن نامه ها، و حتی نظم در تجدید وضو.
البته این طور نبود که شما ناگهان سراغ ایشان را بگیرید و بگویند که برای تجدید وضو رفته اند، نه، ساعت خاصی داشت. یادم است یک روز در ساختمان رو به روی بیت امام در پاریس، با دیگر برادران مشغول استخراج مطالب نوار بودیم، ناگهان یادم آمد که باید بروم، چون وقت تجدید وضوی حضرت امام بود. فکر کردم که باد دستشویی را سرکشی کنم تا تمیز و مرتب باشد.
دوست نداشتم خانه ای که مسئولیت آن با من بود، نامرتب به نظر آید. برادران گفتند: ای بابا! مگر ساعت دارد؟
اما من رفتم و نظارت کردم و اتفاقا همان لحظه هم امام آمدند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
صلاه الرجل فی جماعه خیر من صلاته فی بیته اربعین سنه قیل: یا رسول الله صلوه یوم، فقال: صلوه واحده
نماز انسان به جماعت بهتر از چهل سال نمازی است که در خانه اش (به تنهایی) بخواند. گفتند یا رسول الله یک روز؟ فرمودند: تنها یک روز
خاطره: حضرت امام به انجام نماز جماعت بسیار مفید بودند و همواره در آن شرکت می کردند؛ چه به صورت ماموم، در زمانی که بزرگانی چون مرحوم آقای خوانساری، نماز را اقامه می کردند و امام به نماز ایشان تشریف می بردند و چه به عنوان امام، به گونه ای که در دوران مبارزه نماز جماعت جزء برنامه های ایشان قرار داشت و بیشتر وقت ها در همان منزل شخصی امام، خصوصا موقع مغرب عشا، نماز جماعت به امامت ایشان تشکیل می شد. افراد فاضل و مومن نیز از این موقعیت، کمال استفاده را کرده، فضای منزل امام را با حضور خود پر می کردند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
خمس صلوات من حافظ علیهن کانت له نورا برهانا و نجاه یوم القیامه
کسی که بر نمازهای پنج گانه محافظت و مراقبت نماید، این نمازها برای او در قیامت نور و راه گشا و وسیله نجات خواهند بود.
خاطره: همان روز، نماز ظهر و عصرشان را با وضو خواندند. از یک ساعت قبل از ظهر هر کس پیش ایشان می رفت، از او می پرسید: چقدر به ظهر مانده؟ و هدفشان هم این بود که در نماز اول وقتشان تاخیری رخ ندهد. از ساعت سه و نیم بعد از ظهر احساس اضطراب عجیبی بر همه مستولی شد. کار به جایی رسیده بود که با تلاش بسیار پزشکان و کارکنان بیمارستان همه منتظر وقوع معجزه ای بودیم. هنگام مغرب، پزشکان با توجه به این حساسیت ایشان را به نماز می دانستند، صدایشان کردند و گفتند: آقا وقت نماز است. امام که از 30/1 دقیقه بعد از ظهر بیهوده شده بودند، نسبت به این صدا عکس العمل نشان دادند. همه ما شاهد آن بودیم که ایشان در آن حالت با حرکات دست و ابروها نماز مغرب را به جا آوردند.
قال صادق (علیه السلام):
رکعتان یصلیها المتعطر افضل من سبعین رکعه یصلیها غیر متعطر
دو رکعت نماز با عطر بهتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که عطر نزده است.
خاطره: جالب این بود که امام همیشه موقع نماز، عطر و بوی خوش مصرف می کردند و شاید بدون بوی خوش سر نماز نایستاده باشند. حتی در نجف هم که نماز شب را روی پشت بام می خواندند، در همان پشت بام نیز یک شیشه عطر داشتند.
قال علی (علیه السلام):
من اتی الصلاه عارفا بحقها غفرالله له
کسی که نماز را با شناخت حق آن به جا آورد، خداوند او را می آمرزد.
خاطره: امام (رحمه الله علیه) در برگزاری نماز بسیار ساده و بی تکلیف بود، به طوری که شاید برای افراد عادی و عامی هیچ امر جالب توجهی نداشت ولی برای خواص، این نوع سادگی نیز حاکی از عمق عرفان و اخلاص و صفای عبودیت امام بود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
ان الله یستحیی من عبده اذا صلی فی جماعه ثم ساله حاجه ان ینصرف حتی یقضیها
زمانی که بنده ای نمازش را به جماعت بخواند و به دنبال آن از خداوند حاجتی بخواهد خداوند متعال شرم می کند که پیش از برآورده شدن حاجت بنده اش منصرف گردد.
خاطره: امام خواندن نماز و اول وقت بودن آن را خیلی به ما توصیه می کردند و می گفتند همیشه برای فقرا و تهیدستان دعا کنید و از خدا بخواهید که آن مردم را یاری کند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
ان الله یباهی بالعبد یقضی صلوه اللیل بالنهار، یقول ملائکتی عبدی یقضی مالم افترضه علیه اشهدوا انی قد غفرت له
همانا خداوند نسبت به بنده ای که نماز شب را در روز قضا کند مباهات می کند و می فرماید: ای فرشتگان من، بنده من قضا می کند چیزی را که بر او واجب نکرده ام، گواه باشید که من او را آمرزیدم.
خاطره: از مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی (رحمه الله علیه) شنیدم که فرمودند: دیدم آقا در اتاق خود هستند و صدای گریه ایشان بلند است. از مادرم پرسیدم چه شده که آقا گریه می کند؟ مادرم فرمودند: ایشان در شبی که موفق به نماز شب و راز و نیاز با خدا نشود روز آن، چنین حالی دارد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
لا ینال شفاعتی من اخر الصلوه بعد وقتها
شفاعت من به کسی که نماز را از اول وقت خودش به تاخیر اندازد، نمی رسد.
خاطره: امام بیشتر راجع به نماز و قرآن توصیه می کردند و می گفتند که بچه ها نماز خودشان را اول وقت بخوانند تا خداوند آنها را بیشتر دوست داشته باشد.
امام همیشه نمازش را اول وقت می خواندند و هیچ موقع نمازشان را از اول وقت عقب نمی انداختند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):خیارکم اولوا النهی. قیل: یا رسول الله من اولوا النهی؟ فقال: المتهجدون باللیل و الناس نیام
بهترین شما صاحبان عقل ها هستند، عرض شد یا رسول الله! صاحبان عقل ها چه کسانی هستند؟ فرمودند: عبادت کنندگان در شب، آن گاه که مردم در خوابند.
خاطره: ساعت ده شبی که صبحش می خواستند امام را جراحی کنند، به علت ضعف شدید امام، به ایشان خون تزریق شد. تا ساعت 11 که استراحت کردند و خوابیدند، خدمتشان بودیم. موقع نماز شب رفتم و امام را بیدار کردم. تشریف بردند وضو گرفتند و بعد از آن نماز شب مفصلی به جای آوردند که مردم، تنها یک پنجم آن را از تلوزیون مشاهده کردند.
اولین شبی بود که امام نماز شب می خواندند و چراغ اتاق روشن بود، به دلیل همین روشن بودن چراغ بود که بحمدالله توانستم مخفیانه فیلمی از امام تهیه کنیم که ملت عزیز ما لحظاتی از راز و نیاز امام را با خدا مشاهده کنند.
عن ابی عبدالله (علیه السلام):قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الا بشر المشائین فی الظلمات الی المساجد بالنور الساطع یوم القیامه
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هان! آنان که در تاریکی ها به مسجد می روند، به نور درخشان روز قیامت نوید ده.
خاطره: در پانزده سالی که ایشان در نجف تبعید بودند، حتی یک شب هم از رفتن به حرم مطهر حضرت علی (علیه السلام) و خواندن زیارتنامه سر باز نزدند، مگر این که در بستر بیماری بودند.
زمانی که ایشان در کربلا بودند، هر صبح و هر شب به حرمین شریفین جدشان حضرت امام حسین (علیه السلام) و حضرت ابوالفضل (علیه السلام) می رفتند و زیارت نامه می خواندند.
نماز شب حضرت امام از عنفوان جوانی تا پایان عمر، حتی برای یک شب هم ترک نشد.
قال الرضا (علیه السلام):
الصلوه فی جماعه افضل
نماز به صورت جماعت با فضیلت تر است.
خاطره: آن روز (روز شهادت مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی رحمه الله علیه) ما فکر کردیم که امام به نماز جماعت نمی روند، ولی دیدیم که امام سر وقت به نماز جماعت رفتند.
قال الصادق (علیه السلام):
ینبغی للامام ان یکون صلاله علی صلاه اضعف من خلفه
بر امام جماعت شایسته است که نمازش مطابق با نماز ضعیف ترین مامومین خود باشد (به عبارت دیگر، نماز را در حال جماعت طولانی نکند).
خاطره: ایشان امام (امام) در نماز جماعت، رعایت حال مامومین را می کردند، نمازشان را با تواضع و خیلی سریع می خواندند.
عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
صلاه التطوع حیث لا یراه من الناس احد مثل خمس و عشرین صلاه حیث یراه الناس
اجر نماز مستحبی دور از چشم مردم، بیست و پنج برابر نمازی است که پیش چشم مردم گزارده می شود
خاطره: حتی خویشاوندان ایشان که از پانزده سالگی با ایشان بودند، گفتند: از پانزده سالگی ایشان که ما در در خمین بودیم، آقا یک چراغ موشی کوچک می گرفتند و می رفتند به یک قسمت دیگر که هیچ کس بیدار نشود، و نماز شب می خواندند.
خانم ثقفی (همسر امام) می گویند: تا حالا نشده که من از نماز شب ایشان بیدار شدم. چون چراغ مطلقا روشن نمی کردند، نه چراغ اتاق را روشن می کردند، نه چراغ راهرو را، و نه چراغ دستشویی را، برای این که کسی بیدار نشود و هنگام وضوی نماز شب یک ابر ریز شیر آب می گذاشتند که آب چکه نکند و صدای آن کسی را بیدار نکند.
عن جعفر بن محمد عن آبائه (علیه السلام):
و فی وصیه النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام) قال: ثلاث درجات منها المشی باللیل و النهار الی الجماعات
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیتی به علی (علیه السلام) فرمودند:
سه چیز موجب (ارتقا) درجه و قرب به خداست. یکی از آن سه چیز، روز و شب قدم برداشتن به طرف نماز جماعت است.
خاطره: ایشان به نماز جماعت خیلی اهمیت می دادند و تا آن جا که ما می دیدیم، همیشه در نماز جماعت حاضر می شدند و به نماز اول وقت خیلی اهمیت می دادند.
یک بار ایشان (امام) همراه مرحوم آقا مصطفی (رحمه الله علیه) به منزل ما تشریف آوردند. ظهر که شد نگاهی به فرزندشان کردند و فرمودند: ظهر است، باید نماز بخوانیم، قبله کدام طرف است؟ و همان جا ایستادند و نماز خواندند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
امام القوم و افدهم فقدموا فی صلاتکم افضلکم
امام (جماعت) هر جمعی نماینده آن جمع در پیشگاه خداوند می باشد، پس برای امامت جماعت بهترین ها را از بین خود برگزینید.
خاطره: تا قبل از پانزده خرداد، هر وقت اهل بازار تهران خدمت آیت الله العظمی بروجردی می آمدند و امام جماعت می خواستند، ایشان فرمودند: اگر حاج روح الله امامت آن مسجد را قبول نمی کردند و می گفتند: من می خواهم طلبه باشم و درس بخوانم و درس بدهم.
قال الصادق (علیه السلام):
... احب صلاه اللیل الیهم اخر اللیل
محبوب ترین (زمان برای) نماز شب در نظر آنان (متقین)، آخر شب است.
خاطره: شب قبل از حرکت امام از نجف به طرف مرز کویت در مهر ماه 1357 منزلمان دیدنی بود.
همگی حالتی غیر عادی داشتند، همه حواس من متوجه امام بود. ایشان همچون شب های قبل سر ساعت خوابیدند و مثل همیشه یک ساعت و نیم مانده و به صبح برای نماز شب برخاستند.
قال (الراوی) سمعت اباعبدالله (علیه السلام):
ان من روح الله تعالی ثلاثه: المتهجد باللیل و افطار الصائم و لقاء الاخوان
(راوی حدیث) گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند: از جمله اموری که خدای منان آنها را وسیله روح نشاط قلبی مومن قرار داده، سه چیز است:
شب زنده داری برای عبادت، هنگام افطار نمودن روزه و دیدار برادران ایمانی
خاطره: احمد آقا می گفتند: شبی در ماه رمضان، من روی پشت بام خوابیده بودم (خانه ایشان یک خانه چهل و پنج متری بود) بلند شدم و دیدم که صدا می آید. بعد متوجه شدم و دیدم که صدا می آید. بعد متوجه شدم که آقاست که در تاریکی در حال نماز خواندن است و دستهایش را به طرف آسمان دراز کرده و گریه می کند. برنامه عبادی ایشان این بود که شب تا صبح در ماه مبارک رمضان، نماز و دعا می خواندند و بعد از نماز صبح و مقداری استراحت، صبح زود برای کارهایشان آماده بودند.
عن ابی عبدالله (علیه السلام):
ما من عمل حسن یعمله العبد الا و له ثواب فی القرآن الا صلوه اللیل فان الله لم یبین ثوابها العظیم خطرها عنده
هرگاه نیکی که بنده انجام می دهد، در قرآن برای آن پاداشی ذکر شده است، مگر نماز شب که خداوند سبحان از آن نظر که پاداش آن در نزد او بسیار بزرگ بوده، ثوابش را بیان نفرموده است.
خاطره: وقتی که آقا نماز شب می خواندند صدای گریه شان بلند می شد، حال دیگری داشتند. در نمازهای روز هم همین طور حالشان دگرگون می شد. شب ها که حاج آقا مصطفی نماز شب می خواندند، بلند بلند گریه می کردند، من از روی پشت بام می دیدم، جا نمازشان را جمع نمی کردند، جا نمازشان همیشه پهن بود، مرتبا نماز می خواندند.
قال الباقر (علیه السلام):
ثلاث کفارات: اسباغ الوضوء فی السبرات و المشی باللیل و النهار الی الصلوات و المحافظه علی الجماعات
سه چیز موجب کفاره و پوشاندن (گناه) است: وضوی کامل در هوای سرد، برای نمازها قدم برداشتن در شب و روز، محافظت بر نمازهای جماعت.
خاطره: در این جا صحنه ای از عبادت ایشان را که مشهود خودم بوده است، نقل می کنم. یک سال در قم خیلی برف آمده بود (قریب به پنج، شش ذرع) به طوری که سیل نصف قم را برد.
در همان موقع، در همان وضعیت، ایشان نصف شب از دارالشفاء به مدرسه فیضیه می آمد و به هر زحمتی بود یخ حوض را می شکست و وضو می گرفت و زیر مدرس مدرسه می رفت و در تاریکی مشغول تهجد می شد. حالا چه حالی داشت؟ نمی توانم باز گو کنم. با حالت خوشی تا اذان صبح مشغول تجهد می شد. هنگام اذان به مسجد بالا سر می آمد و پشت سر آقای حاج میرزا جواد ملکی تبریزی به نماز جماعت می ایستاد و بعد بر می گشت و مشغول مباحثاتش می شد. می توانم بگویم که ایشان در امر عبادت و تهجد اگر در بین علما بی نظیر نبود یقینا کم نظیر بود.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
من حافظ علی الجماعه حیثما کان مر علی الصراط کالبرق الخاطف اللامع فی اول زمره مع السابقین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.
خاطره مطلب دیگر، مراقبت و مواظبت ایشان درباره نمازهای جماعت و زیارت ها بود. من در مدرسه فیضیه و دارالشفاء بودم و منزل ایشان، همین خانه فعلی (واقع در یخچال قاضی در قم) بود. اغلب موقع ظهر می دیدم که در مدرسه فیضیه به نماز جماعت حاضر می شدند و پشت سر مرحوم آیت الله حاج سید احمد زنجانی نماز می خواندند و هر وقت هم آقای زنجانی نبودند، ایشان می خواندند.
حتی وقتی تابستان بود و هوا خیلی گرم، نماز جماعت ایشان ترک نمی شد. زمانی هم که در صحن بزرگ تدریس می فرمودند، هر روز بعد از درس به حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشرف می شدند، و این برای هر طلبه ای ممکن نبود.
قال الصادق (علیه السلام):
شرف المومن صلاته باللیل
شرف مومن به نماز شب اوست
خاطره: هر شب راس ساعت سه بیدار می شدند و من صدای خش خش کاغذ یا مناجاتشان را می شنیدم. حتی یک بار هم به یاد ندارم که پنج دقیقه از ساعت سه بگذرد یا پنج دقیقه مانده باشد که ایشان بیدار شوند.
امیدوارم همه ما موفق به برقراری چنین نظمی در زندگی خودمان بشویم.
قال علی (علیه السلام):
تعاهدوا امر الصلاه و حافظوا علیها و استکثروا منها و تقربوا بها
مراقب نماز خود باشید و آن را حفظ کنید و زیاد (نماز مستحبی) بخوانید و به وسیله آن تقرب جویید.
خاطره: مسافرت هایی با ایشان کردیم. خدا می داند در مسافرت مشهد، اخلاق پدرانه ای نسبت به ما مبذول داشتند که هر وقت یادمان می آید، شرمنده آن روزگارهاییم که در ارض اقدس خدمتشان بودیم. در آن زمان قسمت هایی از ایران، زیر نظر دولت های روسیه و آمریکا و انگلستان بود. وقتی از ارض اقدس بر می گشتیم، بین راه روس ها برای بازرسی جلوی ماشین ما را گرفتند.
همگی پیاده شدیم و چون امام از اول تکلیف مراقب تجهد و نماز شب بوده و هیچ وقت آن را ترک نکرده بودند، بعد از پیاده شدن خواستند که نماز شب بخوانند، آن جا هم که وسط بیابان بود و آبی وجود نداشت، یک وقت نگاه کردیم، دیدیم که آبی جاری شد، ایشان آستین بالا زد وضو گرفت. نفهمیدم که بعد از ایشان هنوز آب بود یا نه!
قال علی (علیه السلام):
افضل العباده سهر العیون بذکر الله سبحانه
برترین عبادت، شب زنده داری و به یاد خداوند مشغول بودن است.
خاطره: مرحوم شیخ نصرالله خلخالی گفت: من چهل سال با امام دوست بودم، هیچ گاه ندیدم نماز شب او ترک نشود، همیشه قبل از اذان صبح بیدار بود و در حال عبادت و مناجات به سر می برد. همواره در نمازهای جماعت شرکت می کرد و به دیگران اقتدا می نمود.
عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
ما منکم من احد یخرج من بیته متطهرا فیصلی الصلوه فی الجماعه مع المسلمین ثم یقعد ینتظر صلوه الاخری الا و الملائکه تقول: اللهم اغفرله، اللهم ارحمه
هر کدام از شما که با وضو از خانه خارج شده، در نماز جماعت با مسلمین شرکت کنید و در صف جماعت به انتظار نماز بعدی بنشینید؛ عرض می کنند: خدایا یا او را بیامرز، خدایا بر او رحم کن.
خاطره: در هنگام حضور در نمازهای جماعت مسلمانان، عملا این نکته را می فهماندند که آقایان باید جماعت را حفظ کنند و طوری نباشد که خدای ناخواسته، کسی یا کسانی دور از جماعت خوانده شوند. به همین دلیل، هر روز مدتی قبل از شروع نماز جماعت حاضر می شدند و به انتظار می نشستند. با آن که خودشان مقام مقدماتی داشتند، به دیگران اقتدا می کردند و در همین فرصت کوتاه بعضی از آقایان از شمع وجودشان فیض می بردند.
کان الحسین بن علی (علیه السلام) اذا قام الی الصلوه لبس اجود ثیابه فقیل له: یابن رسول الله تلبس اجود ثیابک فقال: ان الله جمیل و یحب الجمال فاتحل لربی و هو یقول: خذوا زینتکم عند کل مسجد
حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) بهترین جامه های خود را هنگام به نماز برترین می کردند. آن حضرت سبب این کار را پرسش می کردند و ایشان در جواب فرمودند: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد پس به این جهت در پیشگاه ربویی زینت می کنم که خود فرموده است: با زینت هایتان در مساجد حاضر شوید.
خاطره: حضرت امام برای نماز بهترین جامه ها را بر تن می کردند. ایشان بعد از تطهیر گرفتن وضو، ریش مبارک خود را شانه می کردند، عطر می زدند و بعد از گذاشتن عمامه بر سرشان، به نماز می ایستادند. حتی در هنگام بیماری و در عین خونریزی با وجود زخم بزرگ شکم، در موقع نماز، تمیزترین جامه هایی را که بدون آلودگی بود، بر تن می کردند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
اذا اردت ان یحشرک الله - عزوجل - معی، فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار
چون خواهی که خداوند تو را با من محشور گرداند، در پیشگاه حق تعالی سجده هایت را طولانی کن.
خاطره: حضرت امام (رحمه الله علیه) بهضی شب ها از منزل خارج و در باغی که نزدیکی منزلشان بود، به نماز مشغول می شدند. یک شب، نزدیک اذان صبح بود که من از آن جا که محل عبورم بود، رد می شدم. شنیدم یک نفر گریه و ناله می کند. رفتم تا به کنار دیوار منزل رسیدم. دیدم آقایی سر به سجده گذاشته و با خدای خود راز نیاز می کند و در همان حال، اشک پهنای صورتش را پوشانده است. خجالت کشیدم که جلوتر بروم. کنار باغ ایستادم تا هنگام رفتن آن آقا، او را ببینم و بفهمم که کیست. وقتی که بالاخره نماز آن مرد تمام شد و از جابر خاست و رفت، خوب نگاهش کردم و دیدم که حضرت امام است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
من کثرت صلاته باللیل حسن وجهه بالنهار
هر کس بسیار نماز شب بخواند، در روز چهره او زیبا و نورانی می شود.
خاطره: در ایامی که من با ایشان بودم و توفیق خدمتگذاری داشتم، نماز شب را ترک نکردند. آقایانی که قبل از آن با ایشان بودند، حتی هم دوره ها و هم حجره های ایشان نقل می کردند که حضرت امام از اوان جوانی که مشغول تحصیل بودند، در نماز شب جدیت داشتند.
قال الصادق (علیه السلام):
انما امر لتعظیم المساجد لانها بیوت الله فی الارض
احترام به مساجد از آن روست که آنها خانه های خدا در روی زمین می باشند.
خاطره: امام در یکی از سفرهایشان که مصادف با ماه رمضان بود، در مسجدی دور افتاده، متروک و بسیار کوچک که بیش از یک اتاق گلی نداشت، به اقامه نماز جماعت می پرداختند. این در حالی بود که عده ای از علما به ایشان پیشنهاد کردند که در مسجد جامع شهر اقامه جماعت کنند، اما آن بزرگوار قبول نکردند و فرمودند: در مسجد جامع کسی هست که اقامه جماعت کند، ولی در این مسجد کسی نیست که اقامه جماعت کند، از این رو این مسجد را باید احیاء کرد.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
اذا دخلت المسجد فصل رکعتین قبل ان تجلس
هر گاه داخل مسجد شدی، پیش از آن که بنشینی، دو رکعت نماز (تحیت) بخوان.
خاطره: در واقع به انجام شعائر دینی خیلی مفید بودند. به طور مثال درباره آداب مسجد آمده که چنانکه کسی به مسجدی وارد شود، مستحب است که دو رکعت نماز به عنوان تحیت مسجد بخواند. من به این خصلت یا عادت امام (رحمه الله علیه) خیلی توجه کردم. ایشان هر وقت که به مسجد وارد می شدند، دو رکعت نماز تحیت می خواندند. مسجدی بود به نام گذر قلعه که مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی خوانساری (رحمه الله علیه) در آن جا نماز می خواندند و حضرت امام (رحمه الله علیه) به عنوان ماموم و نمازگذار در این مسجد حاضر می شدند. همان طور که شد، در غیاب آقای خوانساری، ایشان امامت می کردند. من هر دفعه دقت می کردم، متوجه می شدم که علاوه بر نافه ها، نماز تحیت مسجد را هم می خواندند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
ان البعد اذا تخلی بسیده فی جوف اللیل المظلم و نا جاه اثبت الله النور فی قلیه.
هنگامی که بنده در دل شب تاریک با مولای خود خلوت کرده، با او مناجات کند، خدا قلب او را نورانی خواهد ساخت.
خاطره: به جرات می توانم بگویم که تهجد امام به مدت هفتاد پنج سال، یعنی تا آخرین لحظه های حیاتشان، ترک نشد. نمازشان همیشه اول وقت بود. چه در دوران جوانی و چه در پس از آن، دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار می شدند و در این مدت قرآن تلاوت می کردند. خلاصه به دعا و انجام مستحبات و تهجد و... خیلی اهمیت می دادند. قبل از این کسالت اخیرشان بود که شب ها یکی از برادران پاسدار، پشت در اتاق ایشان می خوابید. یک وقت من از ایشان سوال کردم: شما که مدتی شب ها مراقب امام بودید، خاطره ای از امام دارید؟ گفت: بله شب ها امام دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار بودند. یک شب متوجه شدم امام با صدای بلند گریه می کنند. من هم متاثر شدم و شروع کردم به گریه کردن. امام برای تجدید وضو بیرون آمدند، متوجه من شدند و فرمودند: فلانی! تا جوان هستی قدر بدان و خدا را عبادت کن. لذت عبادت در جوانی است. آدمی وقتی پیر می شود، دلش می خواهد عبادت کند؛ اما حال و توانی برایش نیست...
قال موسی بن جعفر (علیه السلام):
صلوه النوافل قربان الی الله لکل مومن
انجام نافله ها (نمازهای مستحبی) هر مومنی را به خداوند نزدیک می کند.
خاطره: امام به نافله ها خیلی مقیدند. من نمی دانم از آقایان دیگر، کسی را داریم که تا این اندازه ملتزم نافله ها باشند یا نه.
نافله های ظهر، چهار نماز دو رکعتی است. ظهر که خدمت ایشان می رویم، آقا در حال خواندن نافله های ظهرند. قبل از ظهر هم اگر نتوانند نماز را نشسته بخوانند و به سجده بروند، در حرکت می خوانند (چون نافله ازدواج را می توان در حرکت هم خواند) نافله های عصر چهار نماز دو رکعتی است که مقیدند آنها را هم بخوانند. آن زمان که سالم تر بودند، نافله ها را ایستاده می خواندند، ولی حالا گاهی هنگام راه رفتن می خواند.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
من صلی خلف عالم فکانما صلی خلف رسول الله
کسی که پشت سر عالمی نماز به جا آورد، مانند کسی است که پشت سر پیغمبر خدا نماز خوانده است.
خاطره: از جمله ابعاد شخصیت امام، رضوان الله تعالی علیه، مراقبت بر حضور در نماز جماعت بود و مناسب این که مرحوم آیت الله محمد تقی خوانساری (رحمه الله علیه)، یکی از مراجع بسیار بزرگ و از حیث علم و عمل نمونه بود، سابقه مبارزاتی ایشان شهرت داشت در جنگ مسلمانان عراق علیه انگلیسی ها هم شرکت کرده بود، حضرت امام، رضوان الله تعالی علیه، به طور مرتب درز نماز ایشان شرکت می جستند. این که می گویم به طور مرتب شرکت می کردند، از روی دقت می گویم، از روی مسامحه.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
علیکم بالمحافظه علی اوقات الصلوه فلیس منی من ضیع الصلوه
مراقبت از وقت هر نماز بر شما لازم است، پس هر کسی که نماز را سبک شمارد از من نیست.
خاطره: مساله دیگر نماز اول وقت بود که ایشان خیلی به آن اهمیت می دادند. روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل می کردند که اگر کسی نمازش را سبک بشمارد، از شفاعتشان مرحوم می شود. من یک بار به ایشان عرض کردم: سبک شمردن نماز شاید به معنی باشد که شخص نمازش را یک وقت بخواند و یک وقت نخواند.
گفتند: نه، این که خلاف شرع است. منظور امام صادق (علیه السلام) این بوده است که وقتی ظهر می شود و فرد در اول وقت، نماز نمی خواند در واقع به چیزی دیگری رجحان داده است.
قال الرضا (علیه السلام):
اذا دخل الوقت علیک فصلها فانک لا تدری ما یکون
هنگامی که وقت نماز بر تو وارد می شود، پس نماز را بجا آورد، براستی که نمی دانی که چه پیش خواهد آمد.
خاطره: روزی که شاه فرار کرد، ما در پاریس، در نوفل لوشاتو بودیم. پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست. خبرنگاران کشورهای مختلف آن جا بودند، خبرنگاران خارجی از آفریقا، آسیا، اروپا، و آمریکا و شاید 150 دوربین فقط صحبت امام را به طور مستقیم پخش می کردند. می خواستند ببینند که امام چه تصمیمی دارند، امام در کنار خیابان به روی صندلی ایستاده بود و همه دوربین ها بر روی امام زوم (متمرکز) شده بود. امام چند دقیقه صحبت کردند و مسایل خودشان را گفتند. من کنار امام ایستاده بودم. ایشان به من گفتند: احمد ظهر شد؟ گفتم: بله الان ظهر است. بی درنگ امام گفتند: والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته. برای اینکه نمازش را اول وقت بخوانند. یعنی در جایی که تلوزیون سراسری، هر کدام ملیون ها آدم بیننده دارد (cnn بود، bbc ، لندن بود و تمام تلویزیونها چه در آمریکا و چه در اروپا بودند.) خبرگزاری ها همه بودند (آسوشیتدپرس، یونایتدپرس، رویتر) و تمام خبرنگاران روزنامه ها، مجلات، رادیو و تلویزیون ها. در چنین موقعیت حساسی امام حرفشان را قطع کردند و سراغ نماز می رفتند.
قال الصادق (علیه السلام):
اول الوقت رضوان الله و آخر الوقت عفو الله
(نماز) اول وقت رضوان الله و موجب خشنودی خداوند است و (نماز) آخر وقت عفوالله؛ است. (یعنی خداوند با عفو و بخشش می پذیرد.)
خاطره: یک روز امام داشتند در حیاط قدم می زدند که من از کنارشان رد شدم. ایشان به من گفتند: بیا این جا. من پیش ایشان رفتم. به من گفتند: نماز ظهر و عصرت را خوانده ای؟ گفتم: نه. گفتند: زود برو نمازت را بخوان که از ثوابش کم نشود. چون خواندن نماز در اول وقت خیلی ثواب دارد.
قال الصادق (علیه السلام):
کل عین باکیه یوم القیامه الا ثلاثه: عین غضت عن محارم الله و عین سهرت فی طاعه الله و عین بکت فی جوف اللیل من خشیه الله
در قیامت همه چشم ها گریان است، مگر سه چشم، چشمی که از آنچه خداوند حرام کرده بر هم نهاده شود.
چشمی که در شب برای عبادت بیدار بماند.
چشمی که در دل شب از خوف خدا بگرید.
خاطره: یکی از استادان حوزه علمیه قم نیز نقل می کرد: قبل از این که امام به زندان و تبعید کشیده شوند، شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم، البته او هم در منزل امام زندگی می کرد و خانه جداگانه نداشت. نصف شب بود که با صدای آه و ناله از خواب بیدار شدم و با نگرانی حاج آقا مصطفی را که در کنارم دراز کشیده بود، بیدار کردم و گفتم: بلند شو و ببین در خانه تان چه خبر است. مرحوم حاج آقا مصطفی بلند شد و نشست و گوش داد و پس از آن دوباره خوابید و در همان حال گفت:
آقا مشغول تهجد است، مشغول عبادت است.
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
من ختم له بقیام اللیل ثم مات فله الجنه
کسی که عمرش به شب زنده داری به پایان برسد، بهشت پاداش اوست.
خاطره: در مدت آشنایی با این شخصیت عالی مقام جهان اسلام، ندیدم که ایشان یک شب، نماز شب را ترک کنند. در نجف اشرف، هنگام سحر، ایشان طوری از خواب بلند می شدند و خود را برای ادای نماز شب آماده می کردند که برای اعضای خانه و من که میهمان بودم، مزاحمتی ایجاد نشود.
نماز شب خیلی به انسان توفیق می دهد و ایمان به خدا را در دل انسان زیاد می کند. حتی شب آخری که صبح آن بنا بود ایشان را عمل جراحی کنند، در تلویزیون آخرین نماز شب ایشان را دیدند. شب ها چه مناجات های جانسوز و چه آه و ناله هایی داشتند.
قال علی (علیه السلام):
سهر اللیل فی طاعه الله، ربیع الاولیاء و روضه السعداء
شب زنده داری در طاعت و عبادت خدا، بهار اولیا است و بوستان نیک بختان
خاطره: مدت پنجاه سال است که به هیچ وجه نماز شب حضرت امام ترک نشده است. حضرت امام در بیماری، در صحت، در زندان در خلاصی، در تبعید و حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب می خواندند. یک روز در قم حضرت امام بیمار شدند. به دستور اطبا می بایست به تهران منتقل می شدند. هوا بسیار سرد بود و برف می بارید. یخبندان عجیبی در جاده ها وجود داشت. حضرت امام با این که چندین ساعت در آمبولانس بودند، به مجرد این که به بیمارستان قلب منتقل شدند، باز هم نماز شب خواندند.
قال عیسی (علیه السلام):
طوبی للذین یتهجدون من اللیل. اولئک الذین یرثون النور الدائم من اجل انهم قاموا فی ظلمه اللیل
خوشا به حال کسانی که شب را برای عبادت بیدار می مانند. اینانند که به پاس شب زنده داری و عبادت خویش، وارثان نوری همیشگی هستند.
خاطره: سه ساعتی بود که از پاریس حرکت کرده بودیم. امام از جایی برخواستند که برای خواندن نماز شب به قسمت بالا بروند.
چهره عزیز ایشان عجیب نورانی شده بود. من واقعا هاله نور را در اطراف چهره امام دیدم. در آن حالت، امام با صولت و آرامشی که در اعماق جان انسان اثری ماندگار می گذاشت، برخاستند، در حالی که طرف راست عبایشان را به دست گرفته بودند، قسم می خورم که من آن هاله نور را در اطراف چهره روشن ایشان دیدم.
امام با آرامش و اطمینان برای نماز و استراحت به قسمت بالای هواپیما رفتند. اما همه ما در نهان اظطراب داشتیم و من حتی نتوانستم پلک هایم را روی هم بگذارم.
قال الصادق (علیه السلام):
و ملک الموت یدفع الشیطان عن المحافظ علی الصلوه و یلقنه شهاده اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحاله العظیمه
کسی که محافظت بر اوقات نماز می کند، هنگام مرگ ملک الموت شیطان را از او دفع می کند و شهادتین اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله را در این حالت به او تلقین میکند.
خاطره: ساعت یک ربع به یازده بود که آقا سوال کردند: ساعت چند است؟ پاسخشان را دادیم. فرمودند: من می خواهم وضو بگیرم. عرض کردیم چون وقت زیادی به ظهر مانده است، یک ساعت استراحت کنید، فرمودند: پس به آقای انصاری بگوئید: ساعت بیست دقیقه به دوازده بیاید که من می خواهم وضو بگیرم. به آقای انصاری خبر دادیم و در همان ساعت خدمت امام رسیدیم. امام وضو گرفتند و فرمودند: می خواهم نماز بخوانم.
آقای انصاری گفتند: آقا می خواهند نماز نافله بخوانند و فعلا نیازی به مهر نیست. در هر صورت امام پس از خواندن نافله نماز ظهر و عصر، همچنان با نماز خواندن (همراه با اذان و اقامه) و ذکر گفتن ادامه دادند و تقریبا ساعت دو بعد از ظهر بود که افراد خانواده را طلبیدند و با آنها صحبت کردند. سپس حاج آقا خدمت امام رسید.
از ساعت دو و نیم به بعد دیگر صدای ذکر گفتن امام نمی آید، ولی لبهایش همچنان حرکت می کرد. ساعت سه و چند دقیقه بعد از ظهر بود، در حالی که امام ذکر می گفتند، ناگهان فشار خون ایشان پایین آمد و خیلی سقوط کرد تا این که سکته کردند.
نماز امام به روایت تصویر نشانه اسکن صفحه 67، 68، 69، 70 کتاب.