عباس بن علی

جواد محدثی‏

کان عمنا العباس نافذ البصیره صلب الایمان، جاهد من ابی عبدالله (علیه السلام) و ابلی بلاء احسنا و مضی

شهیدا(26)؛
عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه اباعبدالله جهاد کرد و آزمایش خوبی داد و به شهادت رسید.
و در یکی از زیارت نامه های آن حضرت نیز بر این بصیرت و اقتدا به شایستگان اشاره شده است:
شهادت می دهم که تو با بصیرت در کار و راه خویش رفتی و شهید شدی و به صالحان اقتدا کردی(27).
بصیرت و بینش نافذ و قوی که امام در وصف او به کار برده است، سندی افتخار آفرین برای اوست. این ویژگی های والاست که سیمای عباس بن علی را درخشان و جاودان ساخته است. وی تنها به عنوان یک قهرمان رشید و علمدار شجاع مطرح نبود، فضایل علمی و تقوایی او و سطح رفیع دانش او که از خردسالی از سرچشمه علوم الهی سیراب و

اشباع شده بود، نیز در خور توجه است. تعبیرزق العلم زقا که در برخی نقلها آمده است، اشاره به این

حقیقت دارد که تغذیه علمی او از همان کودکی بوده است.
مقام فقاهتی او بالا بود و نزد راویان، مورد وثوق به شمار می رفت و دارای پارسایی فوق العاده ای بود. تعبیر برخی بزرگان درباره او چنین است:
عباس از فقیهان و دین شناسان اولاد ائمه بود و عادل، ثقه، با تقوا و پاک بود(28).
و به تعبیر مرحوم قاینی: عباس از بزرگان و فاضلان فقهای اهل بیت بود، بلکه او دانای استاد ندیده بود(29).
این سردار رشید و شهید، علاوه بر آن که خود به لحاظ قرب و منزلتی که نزد پروردگار دارد در قیامت از مقام شفاعت برخوردار است، وسیله شفاعت حضرت زهرا (سلام الله علیه) نیز خواهد بود. در روایت است:
در روز رستاخیز، آنگاه که کار سخت و دشوار گردد، پیامبر خدا، حضرت علی را نزد فاطمه خواهد فرستاد تا در جایگاه شفاعت حاضر شود. امیرمومنان به فاطمه (سلام الله علیه) می گوید: از اسباب شفاعت چه نزد خود داری و برای امروز که روز بی تابی و نیازمندی است چه ذخیره کرده ای؟ فاطمه زهرا (سلام الله علیه) می گوید: یا علی، برای این جایگاه، دستهای بریده فرزندم عباس بس است(30).
افتخار بزرگ عباس بن علی این بود که در همه عمر، در خدمت امامت و ولایت و اهل بیت عصمت بود، بخصوص نسبت به اباعبدالله الحسین (علیه السلام) نقش حمایتی ویژه ای داشت و بازو و پشتوانه و تکیه گاه برادرش سیدالشهدا بود و نسبت به آن حضرت، همان جایگاه را داشت که حضرت امیر نسبت به پیامبر خدا داشت. در این زمینه به مقایسه یکی از نویسندگان درباره این پدر و پسر توجه کنید:
حضرت عباس در بسیاری از امور اجتماعی مانند پدر قدمردانگی برافراخت و ابراز فعالیت و شجاعت نمود.
عباس، پشت و پناه حسین بود مانند پدرش که پشت و پناه حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آل و سلم)بود. عباس در جنگها همان استقامت، پافشاری، شجاعت، قوت بازو، ایمان و اراده، پشت نکردن به دشمن، فریب دادن و بیم نداشتن از عظمت حریف و انبوهی دشمن را که پدرش در جنگهای احد، بدر، خندق، خیبر و غیره نشان داد، در کربلا ابراز داشت.
عباس، همانطور که علی (علیه السلام) همیان نان و خرما به دوش می گرفت و برای ایتام و مساکین می برد، او به اتفاق و امر برادر، بسیاری از گرسنگان مکه و مدینه را به همین ترتیب اطعام می نمود. عباس، مانند علی (علیه السلام) که باب حوایج دربار پیغمبر بود و هر کس روی به ساحت او می کرد، اول علی را می خواند، باب حوایج در آستان امام حسین بود و هر کس برای رفع حوایج به دربار حسین (علیه السلام) می شتافت، عباس را می خواند.
عباس مانند پدر که در بستر پیغمبر خوابید و فداکاری کرد در راه پیغمبر، در روز عاشورا برای اطفال و آب آوردن فداکاری کرد. پدر که در حضور پیغمبر شمشیر می زد، در حضور برادر شمشیر زد تا از پای در آمد. عباس، همان طور که پدرش به تنهایی به دعوت دشمن رفت، به تنهایی برای مهلت به طرف خیل دشمن حرکت فرموده و مهلت گرفت(31).

در آیینه القاب

غیر از نام، که مشخص کننده هر فرد از دیگران است، صفات و ویژگی های اخلاقی و عملی اشخاص نیز آنان را از دیگران متمایز می کند و به خاطر آن خصوصیات بر آنها لقب نهاده می شود و به آن لقبها آنان را صدا می زنند یا از آنان یاد می کنند.
وقتی به القاب زیبای حضرت عباس می نگریم، آنها را همچون آیینه ای می یابیم که هر کدام، جلوه ای از روح زیبا و فضایل حضرت ابولفضل را نشان می دهد. القاب حضرت عباس، برخی در زمان حیاتش هم شهرت یافته بود، برخی بعدها بر او گفته شد و هر کدام مدال افتخار و عنوان فضیلتی است جاودانه.
چه زیباست که اسم، با مسمی و لقب، با صاحب لقب هماهنگ باشد و هر کس شایسته و در خور لقب و نام و عنوانی باشد که با آن خوانده و یاد می شود.
نام این فرزند رشید امیر المومنین عباس بود، چون شیر آسا حمله می کرد و دلیر بود و در میدان های نبرد، همچون شیری خشمگین بود که ترس در دل دشمن می ریخت و فریادهای حماسی اش لرزه بر اندام حریفان می افکند.
کنیه اش ابوالفضل بود، پدر فضل؛ هم به این جهت که فضل، نام پسر او بود، هم به این جهت که در واقع نیز، پدر فضیلت بود و فضل و نیکی زاده او و مولود سرشت پاکش و پرورده دست کریمش بود.
او را ابوالقربه (پدر مشک) هم می گفتند به خاطر مشک آبی که به دوش می گرفت(32) و از کودکی میان بنی هاشم سقایی می کرد(33).
سقا لقب دیگر این بزرگ مرد بود. آب آور تشنگان و طفلان، به خصوص در سفر کربلا، ساقی کاروانیان و آب آور لب تشنگان خیمه های اباعبدالله (علیه السلام) بود و یکی از مسوولیت هایش در کربلا تامین آب برای خیمه های امام بود و وقتی از روز هفتم محرم، آب را به روی یاران امام حسین (علیه السلام) بستند، یک بار به همراهی تنی چند از یاران، صف دشمن را شکافت و از فرات آب به خیمه ها آورد. عاقبت هم روز عاشورا در راه آب آوری برای کودکانم تشنه به شهادت رسید(34) (که در آینده خواهد آمد). او از تبا هاشم و عبدالمطلب و ابوطالب بود، که همه از ساقیان حجاج بودند. علی (علیه السلام) نیز آن همه چاه و قنات حفر کرد تا تشنگان را سیراب سازد. در روز صفین هم سپاه علی (علیه السلام) پس از استیلا بر آب، سپاه معاویه را اجازه داد که از آن بنوشد تا شاهدی بر فتوت جبهه علی (علیه السلام) باشد. عباس، تداوم آن خط و این مرام و استمرار این فرهنگ و فرزانگی است. در کربلا هم منصب سقایی داشت تا پاسدار شرف باشد.
لقب دیگرش قمر بنی هاشم بود. در میان بنی هاشم زیباترین و جذاب ترین چهره را داشت و چون ماه درخشان در شب تار می درخشید.
او با عنوان باب الحوائج هم مشهور است. آستان رفیعش قبله گاه حاجات است و توسل به آن حضرت، برآورنده نیاز محتاجان و دردمندان است. هم در حال حیات در رحمت و باب حاجت و چشمه کرم بود و مردم حتی اگر با حسین (علیه السلام) کاری داشتند از راه عباس وارد می شدند، هم پس از شهادت به کسانی که به نام مبارکش متوسل شوند، عنایت خاص دارد و خداوند به پاس ایمان و ایثار و شهادت او، حاجت حاجتمندان را بر می آورد. بسیارند آنان که با توسل به آستان فضل اباالفضل (علیه السلام) و روی آوردن به درگاه کرم و فتوت او، شفا یافته اند یا مشکلاتشان برطرف شده و نیازشان برآمده است. در کتابهای گوناگون، حکایات شگفت و خواندنی از کرامت حضرت اباالفضل (علیه السلام) نقل شده است(35). خواندن و شنیدن این گونه کرامات (اگر صحیح و مستند باشد) بر ایمان و عقیده و محبت انسان می افزاید(36).
یکی دیگر از لقبهای او رئیس عسگر الحسین است،(37) فرمانده سپاه حسین (علیه السلام).
او به علمدار و سپهدار هم معروف بود. این لقب در ارتباط با نقش پرچمداری عباس در کربلاست. وی فرمانده نظامی نیروهای حق در رکاب امام حسین (علیه السلام) بود و خود سیدالشهدا او را به عنوان صاحب لواء خطاب کرد که نشان دهنده نقش علمداری اوست.
عبد صالح (بنده شایسته) لقب دیگری است که در زیارتنامه او به چشم می خورد، زیارتنامه ای که امام صادق (علیه السلام) بیان فرموده است. این که یک حجت معصوم الهی، عباس شهید را عبد صالح و مطیع خدا و رسول و امام معرفی کند، افتخار کوچکی نیست.
یکی دیگر از لقبهایش طیار است، چون همانند عمویش جعفر طیار به جای دو دستی که از پیکرش جدا شد، دو بال به او داده شده تا در بهشت بال در بال فرشتگان پرواز کند. این بشارت را پدرش امیر المومنین (علیه السلام) در کودکی عباس، آن هنگام که دستهای او را می بوسید و می گریست به اهل خانه داد تا تسلای غم و اندوه آنان گردد(38).
مواسی از لقبهای دیگر اوست و اشاره به مواسات و از خود گذشتگی و فدا شدن او در راه برادرش امام حسین (علیه السلام) دارد(39).
برای عباس بن علی (علیه السلام) شانزده لقب شمرده اند(40) که هر یک، جلوه ای از روح بلند و عظمت او را نشان می دهد.
عباس در طول زندگی، پیوسته جانش را سپر حفاظت از امام زمان خویش ساخته بود و همراه امام حسین بود و از او جدا نمی شد و در راه حمایت از او می جنگید(41). سایه به سایه امام حرکت می کرد و خود، سایه ای از سیدالشهدا بود.
با آن که خود از نظر علم و تقوا و شجاعت و فضیلت، در درجه بالایی بود و الگویی مثال زدنی در این بزرگی ها و کرامتها محسوب می شد، اما خود را یک شخصیت فانی در وجود برادرش و ذوب شده در سیدالشهدا و مطیع محض مولای خود ساخته بود و آن گونه عمل می کرد تا به دیگران درس ولایت پذیری و موالات و مواسات بیاموزد و شیوه صحیح ارتباط با ولی خدا را نشان دهد.
شاید این نکته لطیف که میلاد امام حسین در سوم شعبان و میلاد اباالفضل در چهارم شعبان است، رمز دیگری از وجود سایه ای آن حضرت نسبت به خورشید امامت باشد، که در تمام عمر و همه زندگی، حتی در روز تولد هم، یک روز پس از امام حسین است و شاهدی بر این پیروی و متابعت (البته با حدود بیست سال فاصله).
در حادثه عاشورا و در آن شب موعود و خدایی هم، محافظت و پاسداری از خیمه های حسینی را بر عهده داشت و نگهبان حریم و حرمت امامت بود.
این لقبهای معنی دار و گویا، هر یک تابلویی است که فضایل او را نشان می دهد و ما را به خلوت سرای روح بلند و قلب استوار و ایمان ژرف و جان نورانی او رهنمون می شود و محبت آن سرباز فداکار قرآن و دین را در دلها افزون می سازد.
اینک که سخن از کنیه ها و لقبهای اوست، همین جا به برخی تعابیر که ائمه درباره او دارند، اشاره می کنیم:
در زیارتنامه ای که از قول امام صادق (علیه السلام) روایت شده است، به حضرت عباس (علیه السلام) چنین آمده است:
سلام بر تو، ای بنده صالح، فرمانبردار خدا و پیامبر و امیر مومنان و امام حسن و امام حسین. خدا گواه می گیرم که تو بر همان راهی رفتی که مجاهدان و شهیدان بدر رفتند: راه مجاهدان راه خدا، خیر خواهان در جهاد با دشمنان خدا، یاوران راستین اولیای خدا و مدافعان از دوستان خدا...(42).
تعبیرات بلندی را که امام صادق (علیه السلام) درباره او دارد در بخشهای پیشین نیز یاد کردیم(43).
در زیارت ناحیه مقدسه نیز که از زبان امام زمان (علیه السلام) آمده است، خطاب به او چنین دارد:
سلام بر ابوالفضل العباس فرزند امیر المومنین، آن که جانش را فدای برادرش کرد، آن که از دیروز خود برای فردایش بهره گرفت، آن که خود را فدای حسین کرد و خود را نگهبان او قرار داد، آن که دستانش قطع شد...(44).
و چه زیبا این روح مواسات و ایثار، در اوج تشنگی در شط فرات، در این شعرها ترسیم شده است:
کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام - شد در این قبله عشاق، دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد - چشم من داد از آن آب روان، تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی - تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم (45)
از بزرگترین فضیلتها و عبادتهای وی، نصرت و یاری پسر پیامبر و حمایت از فرزندان زهرای اطهر و سیراب کردن کودکان تشنه اباعبدالله الحسین (علیه السلام) بود و فداکردن جان عزیز در این راه پاک.