فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت صد و سی هشتم احسن ان اردت ان یحسن الیک

نیکویی کن اگر خواهی به تو نیکویی کنند
کبوتری را حکایت کنند بر شاخه درختی نشسته، موری را دید در آب افتاده، به هیچ وسیله و حیله نمی تواند خود را از غرقاب هلاک نجات دهد. دلش بر او بسوخت و حیله ای ساخته، برگی از درخت برکند و در آب انداخت. مورچه غریق، خود را به آن کشتی نجات رساند و بر آن سوار شد و در کنار راند؛ دید صیادی آنجا ایستاده و تیر بر چله کمان نهاده، زه کشیده و بغل گشاده و سینه بی کینه کبوتر پاک دل را هدف و آن جان پاک را در شرف تلف قرار داده است. به چالاکی نزد او دوید که یاور رسید و به بی باکی چنان پای او بگزید که دستش بلرزید و تیرش بر خطا و کبوتر از مرگ رها شد.
نتیجه
هر آن که نیکی کند، نیکی بیند و هر آن که بدی نماید، بدی یابد. ما باید بدانیم که هیچ وقت محتاج بدی کردن نیستیم، زیرا که هر کاری را می توانیم بدون بدی انجام بدهیم؛ پس چه لازم است که ما با اعمال نالایقه، خود را خوار و بی مقدار کنیم؟ و چه سزای خوب و نیکویی است که ما با اشخاصی که با ما به بدی رفتار نمودند، علی رغم ایشان منتهای نیکی را به عمل آوریم.
پایان.

...................) Anotates (.................
1) مؤلف، افزون بر مقدمه، در ذیل حکایت یاد شده، نسبت به مظفرالدین شاه، مبالغه در تملق نموده بود که ذکر آن فایدتی در بر نداشت.