فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت صد و بیست و ششم احفظ ما فی الوعاء بسد الوکاء

نگهدار آنچه را در مشگت است به سخت بستن بند او
صیادی ماهی گیر، دام در آب انداخت، ماهی کوچک به دامش آمد؛ صید چاپلوس، نصیحت به صیاد کاردان می نمود که یکبار دیگر در آب اندازم تا بی خرجی و آذوقه، در هر ماهی مبلغی گوشت به جهت شما زیاد سازم؛ حالا جثه من کوچک است و دخل شما اندک. صیاد گفت: سخنت یک نیمه راست و نیمه دیگر دروغ است، زیرا رشد می کنی و بزرگ تر و فربه تر می شوی، لیکن نه از برای من! من هم قلیل موجود را فدای کثیر موهوم نمی نمایم.
نتیجه
باید دانست که هر چه در تصرف شخص است آن را ملک حقیقی خود می توان شمرد؛ مرغ هوا مال کسی نیست، پس آنچه در دست هست با کمال توجه باید حفظ کنیم و از او غفلت ننماییم و چون از دست رفت دیگر آن را مال خود نشماریم تا باز در تصرف آید. والله اعلم...

حکایت صد و بیست و هفتم الحاسد عات علی ربه و باغ علی عباده

حسود از حکم خدا سرکش است و بر بندگان خدا نا خوش
گویند شخصی طماع و مردی حسود، هر دو به حضور سلطانی دانا رفتند که از او چیزی سؤال نمایند. سلطان فرمود: باید یکی از شما سؤال کند، من به او همان و به دیگری مضاعف آن بدهم. شخص اول به طمع افتاد که نوبت را باید به دوم داد تا هر چه اول از مال و دولت طلب نماید، دو برابر قسمت من بیفزاید! چون نوبت به حسود رسید و دو چندان یافتن رفیق را فهمید، با خود بسی پیچید و فایده را در آن دید که خواهش کند یک چشم او را بکند تا او اعور و رفیقش اعمی؛ یعنی یکی یک چشم و دیگری نابینا شود...
نتیجه
طماع همیشه دشمن خود و حسود دشمن دیگران است؛ چه بد شخصی است حسود که راضی نیست به نعمت خدا برای بندگان خدا و بی سبب دشمن خلق خدا است.

حکایت صد و بیست و هشتم البطنه تذهب الفطنه

شکم پرستی، دانایی را زایل می نماید
گویند غازان شکم پرست و کلنگان قناعت پیشه، در مزرعه ای پر دانه می چریدند و دانه بی زحمت بر می چیدند؛ اتفاقا صاحب مزرعه و برزگران برسیدند و به جانب ایشان دویدند. کلنگان سبکبار پریدند و غازان سنگین بار به جای خود خزیدند؛ اینان گرفتار شدند و مقتول، و آنان آزاد شدند و دلشاد.

شکم بند دستت و زنجیر پای - شکم بنده، نادر پرستند خدای

نتیجه
بسیار اشخاص ملاحظه می شود به واسطه شکم، خود را در مهالک و مخاطر می اندازند، یا خود را ذلیل و خوار و خفیف می سازند، چنان که گفته اند: عدو الانسان بطنه پس ما باید به قلیل خود قناعت کنیم و چشم به سفره ارباب کرم میندازیم و آبرو را فدای نان شکم نسازیم. چقدر پست فطرتند اشخاصی که عیش خود را منجر به غذای لذیذ و لباس لطیف دانسته، از لذت روحانی علم و فکر و فضایل انسانیت باز مانده اند.
اولئک کالا نعام بل هم اصل سبیلا.