فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت صد و شانزدهم کل علم عند غیر اهله ضایع

هر علمی نزد غیر اهلش بی قدر و قیمت است
ماهی گیری را گویند که در علم موسیقی بصارت و در نواختن نی مهارت داشت؛ ماهیان را نیز مثل خود مایل به استماع آواز و ساز می پنداشت. نزدیک رود به نواختن رود و ساختن عود و تغنی و سرود می پرداخت، و هر آهنگی را بلند آوازه می ساخت، تا ماهیان مجتمع و نغمات را مستمع شوند. لیکن نغماتش را بی اثر و زحماتش را هدر می دید. خیلی متحیر بلکه متغیر شده، دام را در آب انداخت و چند ماهی را صید ساخت، بر روی خاک ریخته و مجلس رقصی از آن بی هوشان برانگیخت و خود به تماشا ایستاده، نی و عود و رود را به کنار نهاده، می گفت: عجب مخلوق نادانی هستید که خواندم نشنیدید و نواختم نرقصیدید، حالا بی ساز و نواز و بی آهنگ و آواز، مستانه به رقص بر می جهید و مرا تماشا و خود را بازی می دهید.
نتیجه
بعضی مردم که دارای علمی و صنعتی هستند گمان می کنند که آن در هر جا به کار می آید؛ لهذا آن را در غیر محل ضایع و بی فایده می سازند، چنان که ماهی گیر گمان می کرد که در ماهی نغمه و آهنگ مثل در مرغان اثر دارد.

حکایت صد و هفدهم شرط الالفه ترک الکلفه

شرط یاری در ترک دل آزاری است
جوجه بلبل نادانی، با مادر خود می گفت که: هیچ کس رفیق طریق و صدیق شفیق مثل من ندارد، و آن پرستویی خوشخو، کم آزار و خوشرو و بی تکبر، با حیا، بی تقلب و با وفا است: زشت نگوید و فتنه نجوید، سخن چینی نکند و بد بینی ندارد، خیر خواه است و آگاه، دلجوی است و دلخواه! مادرش گفت: هیچ کس بچه عزیز و نادان و بی تمیز مثل من ندارد؛ آن چه وصف نمودی تصدیق به تحقیق می نمایم و او را به آنچه ستودی زیاده از آن می ستایم؛ اما شرط دوستی، جنسیت است، ولی شما را با هم ضدیت است.

کبوتر با کبوتر، باز با باز - کند همجنس با همجنس پرواز

در یک فصل با هم نتوانید بود و در یک آشیانه نتوانید غنود، در یک هوا با هم نمی پرید و به یک آب با هم به سر نمی برید، به زودی از یکدیگر جدا و به فراق همدیگر مبتلا می شوید.
نتیجه
در دوستی و رفاقت، همیشه باید مراعات مراتب و روابط نمود، والا ثبات و دوام نخواهند داشت؛ چنانکه ایام زمستان، پرستو را از بلبل جدا می کند. پس ما نباید برای خود دوستی انتخاب کنیم که کفو و هم شان ما نباشد والا اسباب زحمت و مرارت خواهد بود و بس.

حکایت صد و هجدهم مصاحبه الجاهل تعب

هم نشینی با نادان زحمت و تعب است
ذغال فروشی را گویند، رختشویی را به همسایگی و همخانگی خود می خواند و از خوش سلوکی خود حکایت ها بر زبان می راند. رختشو به تشکر و تصدیق لب گشود و اظهار امتنان نمود که آن چه فرمودید از روی تحقیق تصدیق می کنم که فوق آن بوده اید، لیکن معذرت می خواهم که از مضرت این مصاحبت و مرافقت آگاهم، هر چه را من سفید می کنم، شما سیاهیش می نماید و آنچه را که من لطیف سازم آن را کثیف می فرمایید، زحمت یک روزه به آنی و مرارت سالی به یک ساعت زایل شود.
نتیجه
همچنین همنشین بد اخلاق، شخص را فاسد و بازار یک عمر را کاسد می نماید. احتراز از مصاحب ناجنس خیلی لازم است؛ پس ما باید همواره سعی کنیم که معاشر و رفیق خوش اخلاق کامل به جهت خود انتخاب نماییم، تا به توسط محاسن او قبایح خود را اصلاح کنیم.

صحبت نیکانت از نیکان کند - نیک چون با بد نشیند بد شود