فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت پنجاه و هشتم کل یعمل علی شاکلته

همه کس به جهت منفعت خود کار می کند
سگی را روایت کنند که در خصوص مرغی، با گوسفندی منازعه داشتند. گرگ خونخوار و کرکس ستمکار را برای تصدیق و قضاوت تعیین نمودند. هنوز طرفین اظهار ما به النزاع را به عرض نرسانده و شهود نگذرانده بودند که فتوای حقانیت سگ صادر و نقد فی المجلس آن حکم را درباره پاره کردن گوسفند و تقسیم عادلانه بین مدعی و مصدق و قاضی در موقع اجرا گذاردند.
نتیجه
قاضی یا مصدق در حکمی که برای خود او منفعت داشته باشد تصدیق می نمایند. پس ما باید همیشه به نوعی رفتار نماییم که خود را محتاج ثالث نکنیم.

حکایت پنجاه و نهم ولیکن کل کائن کما تکون

باید باشد هر موجودی چنان که می باشد
گویند خرگوش نری همیشه از خدا مسئلت می نمود: عقل و تدبیر خرگوش ماده را؛ و همچنین ماده، چابکی و چالاکی نر را. حکیمی دانا گوید که خداوند توانا به عدالت و حکمت تمام، آلاء و نعماء را در وجودی جمع نکند و همچنین هر شی ء ای را هم از نعم و حکم خالی نگذارد.
نتیجه
ما باید بدانیم حق جل و علا به مقتضای حکمت بالغه، به هر کس هر چه سزاوار بوده عنایت فرموده؛ پس ما نباید شاکی باشیم بلکه به صمیم قلب راضی شویم. قوله تعالی: عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم یعنی بسا می شود این که کراهت دارید از چیزی و آن بهتر است برای شما؛ و بسا می شود که دوست می دارید چیزی را و آن بد است برای شما.

حکایت شصتم من یصلح الصالح لیفسده

کسی که کار منظم را اصلاح کند، هر آینه خراب می نماید آن را
آورده اند که پیره زالی، مرغی داشت که هر روزه تخمی می گذاشت.
روزی با خود تصور نمود که اگر در آب و دانه و پرورش و لانه او کوشش مضاعف نماید، آن مرغ هم تخم را مضاعف کند؛ لهذا زیاده از معمول به او خورانید و فوق مرسوم او را پرورانید، ماکیان آن قدر فربه و سمین شد که از گذراندن تخم باز ماند.
نتیجه
وقتی که عملی مرتب و منظم است ما نباید به آن دست بزنیم، مبادا آن نظم اول بر هم خورده، قادر بر ترتیب نظم ثانی نشویم.