فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت پنجاه و سوم لا یطعم العبد الکراع فیطمع فی الذراع

مچشان بنده را پاچه، که طمع می کند به ماهیچه
گویند خارپشتی درشت، به در خانه تنگ ماران آمد، که مرا امشب در خانه خودتان راه و در سایه خود پناه دهید که یک شب هزار شب نیست. ایشان قبول نمودند و در بر رخ او گشودند. آن مهمان عزیز، داخل خانه شب بیارمید و عمدا در خواب به هر طرف می غلطید و و بدن لطیف صاحب خانه و اندام نرم اولادش را می خراشید؛ القصه تا صبح بعضی را کور و برخی را رنجور نمود، تا این که روز شد و آفتاب جهان افروز گشت. مادر اطفال با کمال وقار و ادب آمد که: ای آقای محترم! اگر وقت تشریف بردن رسیده است، قدم رنجه فرمایید و جماعتی را آسوده نمایید! خارپشت جواب داد که این منزل خاطر پسند من افتاده است، البته آن را از دست ندهم و به جای دیگر نروم، شما اگر میل دارید چند روزی توقف نمایید، مضایقه ندارم و اگر الان تشریف فرما شوید، قدم بالای چشم، مشرف فرمودید و زحمت کشیدید
نتیجه
اشخاصی که قبل از امتحان، رفیق و شریک می گیرند، ممکن است وقتی خبردار شوند که نه رفیق دارند و نه مال و نه غیر آن. پس ما باید ناشناخته را به کار خود راه ندهیم و نیازموده را محرم اسرار خود نسازیم که خطر عظیم دارد.

بر پنبه آتش نشاید فروخت - که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت

حکایت پنجاه و چهارم اذا عثرت رجلک فتحت عینک

وقتی که پایت بلغزد، چشمت باز گردد
گویند قصابی مشغول کار و سرگرم بازار بود؛ سگ پاسبان دل گوسفند را بربود. قصاب از عقب او دوید به او نرسید. فریاد زد: ای حیوان نادان! مرا منتفع ساختی و خود را در ضرر انداختی، فایده اول و آخرت همین بود؛ بعد از این، چنین واقعه اتفاق نخواهد افتاد.
نتیجه
ما باید تجربه و امتحان را، به قیمت گران ابتیاع کنیم که ما را برای ایام آتیه مطلع می سازد. پس هر ضرر و نقصانی که بر ما وارد آید یا فریبی که می خوریم، نباید که افسوس خوریم؛ زیرا که آن عملی و حکمتی یافته ایم که در همه عمر به آن منتفع خواهیم شد.

حکایت پنجاه و پنجم هلاک الزنبور فی لسعه

هلاک زنبور در گزیدن اوست
گویند زنبور، چون اراده داشت که به هر جا که نیش فرو برد آن محل را فاسد کند؛ لهذا خداوند هم به موجب اراده او، به او نیشی عطا نموده که به هر عضو فرو برد بر نیاید و در آن محل بماند تا جان هم به علاوه بر سر آن بگذارد.
نتیجه
ممکن نیست که شخصی اذیت کند و اذیت کرده نشود. پس ما نباید هیچ وقت، آزار شخصی را در خاطر بگذرانیم، که البته همان صدمه عاید ما خواهد گردید.