فهرست کتاب


امثال و حکم برای همه

میرزا ابراهیم صنیع السلطنه‏

حکایت سی و نهم ارن القرض مقراض المحبه

براستی قرض دادن و گرفتن، مقراض دوستی است
گویند میمونی حاجتمند، به خانه روباهی دولتمند رفت که قدری از موهای بلند او گرفته، پوشش زمستانی و لباس بارانی برای خود بسازد.
وقتی که ملاقات حاصل شد، عرض کرد: ای خواجه کریم جلیل! چه می شود که از دم بلند انبوه خود که از درازی جاروب زمین و از فراوانی بار سنگین است، اندکی به بنده عنایت فرمایید و بر تشکر و امتنان بیفزایید و خود را از زحمت، سبکبار و چاکر را از منت زیر بار نمایید؟ و این دینی است ثابت که ادای آن بر این ملازم است!
روباه جواب داد که: آنچه فرمودید صحیح است و متین، بلکه زیاده از این، و از عطای آن چیزی از من نمی کاهد بلکه بر حسن می افزاید، لکن مادام العمر یک موی از دم خود را، به جهت استرضای خاطر میمونی که به قرض گرفتن می رود، کم نخواهم نمود.
نتیجه
ما نباید به جهت قرض، آبروی خود را ریخته، با امید برویم و به شرمندگی رجوع کنیم.

حکایت چهلم المرء عدو لما جهله

مرد دشمن است آنچه را که نمی داند
گویند خروسی بلند همت در تلاش معاش، مردانه می شتافت و به تحصیل رزق حلال برای خود و عیال هر گوشه ای را به قوت منقار و چنگال می شکافت؛ ناگاه از میان توده خاک و خار و خاشاک، عقدی از جواهر تابناک، پنجه اش را رنجه نمود و پروین جمع به هیئت بنات النعش پراکنده رخ بگشود. خروس بی وقوف به جای آن که مشعوف شود، ملهوف گشت و حیران و آشفته و پریشان؛ که ای کاش ریزه نانی بود، نه لعل رمانی و ته مانده خوانی بود، نه در عمانی، چه که دانه جوی درسد جوع خوش تر از جواهری، و حبه ارزانی به ذائقه من از لثانی روشن، دلکش تر است.
نتیجه
لکل عمل رجال: برای هر کاری مردانی هستند.

قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری

پس ما نباید علوم خود را نزد نا اهل اظهار بداریم و توقع تحسین از ایشان داشته باشیم؛ بلکه باید آن را در موقع خود ظاهر سازیم.

حکایت چهل و یکم خیر الناس من ینفع الناس

بهترین مردم کسی است که فایده رساند دیگران را
حکایت کنند سگی خود پسند و خود خواه، در آخر کاه خفته و گاو گرسنه را به حمله و فریاد مانع از پیش آمدن می شد. گاو حلیم با حالت تسلیم دور ایستاده، با کمال تعجب و تاسف می گفت: زهی حیوان پست فطرت و خسیس طبیعت، که نه خود می خورد و نه مرا می گذارد!
حیوان به خوی حیوانی، در نفع خود حضرت غیر طلبد و انسان به سیرت انسانی در زحمت خود راحت دیگران جوید؛ و این بد فطرت را چه حالت است که سعی او در منبع خیر است مناع للخیر معتد اثیم.
نتیجه
تا بتوانیم باید به دست و زبان و جان و دل، در خیال احساس کردن باشیم نه اذیت نمودن.

گرت از دست برآید دهنی شیرین کن - مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی