فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

دشمن در کجاست؟

محیط زندگانی پر از خطر است و دشمن در همه جا ایستاده و از همه جا حمله ور می شود: از جلو، از عقب، از پشت سر، از چپ و راست.(36) تنها هم نیست، با ایل و تبارش به ما حمله می کند.(37) او و دستیارانش شما را می بینند از جایی که شما آن ها را نمی بینید.(38) باید دشمن را شناخت و با انواع و اقسام مین ها و دام هایی را که کار گذاشته، آشنا شد و وسایل و ابزار و اسلحه هایی که می تواند مین ها را خنثی کند و دشمن را خلع سلاح کند، با خود برداشت و مجهز شد و با عزمی راسخ با مقابله و مبارزه با آن پرداخت.(39) و با احتیاط در زندگی(40) گام برداشت تا با آگاهی و تفکر و تدبیر و به کارگیری درست ابزار و وسایل بتوانیم معبری را برای عبور کنیم و از آفات دشمن در امان بمانیم.(41)

باور قلبی

این جا است که باید کاملا تمرکز کنیم و حواسمان را جمع کنیم. حالا که باور کردی دشمن داری، دشمن سرسخت و قسم خورده(42)! که آگاهانه در صدد حمله به شما است و هر روز با شما سر و کار دارد و شما را مورد هدف می دهد، به طوری که او شما را می بیند و شما او را نمی بینید.(43)
انسان عاقل برای هر قدمی که بر می دارد و هر حرکتی که می کند باید ببیند و برای عبور به علایم راهنمایی زندگی توجه می کند. قوانین و مقررات و دستورات را رعایت نماید، چرا که یک بی احتیاطی باعث انفجار می شود و شما را درجا متوقف می کند.

آگاهی و تذکر

شما به مقررات و علایم خوب توجه کنید، تا از این دنیا جان سالم به در ببرید. آن جایی که آگاهی نداری، نباید حرکت کنی،(44) با دقت حرکت کنی و دقیق و محتاطانه قدم برداری. سعی کنی آگاهانه حرکت کنی و دقیق و محتاطانه قدم برداری. سعی کنی آگاهانه حرکت کنی، تعقل و تفکر کنی و خود را با حدس و گمان و احتمالات با آب و آتش نیندازی. بهتر است بدانی که خیلی دشمن داری، اگر آنها را بخواهی دسته بندی کنی به دو دسته بزرگ تقسیم می شود: داخلی و خارجی؛ یعنی یکی در داخل خودت است و حتی دشمن خارجی هم به کمک آن نفوذ پیدا می کند، دشمن و اولین ماده انفجاری خودت هست! اولیش خودت هستی،(45) دشمن و اولین ماده انفجاری خود هستی،(46) از همین جا باید شروع کنی! و نفس اماره: ان النفس لاماره بالسوء الاما رحم ربی(47) که همیشه آماده است که ما را به بدی امر کند و به خوبی زمین بزند و به عنوان بخشی از وجود ما (خواسته ها و هوا و هوس هایمان) که همواره با آن قرین هستیم؛ یعنی دشمن خانگی است...(48)
تو گر با دشمن نفس هم خانه ای - ندانم چه آزرده از بیگانه ای!