فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

چرا دخترها بیش تر باید خود را بپوشانند؟

یافته های روان شناسی نشان می دهند که توسل به خودنمایی و خود آرایی، بیش تر در بین دختران رواج دارد. همچنین تجربه بشری نشان می دهد که در تصاحب قلب ها، پسر، شکار است و دخترت شکارچی! همچنان که در تصاحب جسم و وجود مادی، دختر، شکار است و پسر، شکارچی! میل دختر به خود آرایی، از این حس عشق و محبت او ناشی می شود که خداوند برای هدف متعالی پیوند همسری در طبیعت و سرشت او نهاده است.
کم تر اتفاق افتاده است که پسران، لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار ببرند. بعضی از دختران، بیش تر به حکم طبیعت خاص خود، می خواهند دلبری کنند و پسر را دلباخته خود سازند.این ویژگی، البته فرصت تفکر و انتخاب عاقلانه را از طرفین می گیرد.
بنابراین، می توان گفت که انحراف برهنگی، از انحراف های مخصوص دختران طبیعت لطیف آنان، سختگیرانه تر است. به علاوه وسایل ظریف و لطیف و ارزشمند همچون در و یاقوت و زمرد در درون صدف محفوظترند.
کسانی گفته اند که اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع می شوند و عطش آنها کم تر می شود؛ اما تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است که این چنین نیست. مگر چشم چرانی ها و رابط غیر قانونی و خشونت علیه زنان و ناامنی محیطهای اجتماعی برای دختران و بی عفتی ها در جوامع آزاد غربی، کم تر شده است؟ جسم سالم و روح زیبا و شخصیت مطلوب اجتماعی، گوهرها و سرمایه های دختران و پسران جوان اند. کدام انسان خردمند بهترین سرمایه های خویش را در معرض استفاده هر کس و ناکس قرار می دهد؟
علت بیش تر بودن پوشش قانونی دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع کامجویی جنسی نامشروع از آنان است که قطعا به دوام بیش تر کانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگی بیش تر آنها در زندگی مشترک آینده شان خواهد انجامید.
دختر و پسری که قبل از ازدواج، عفیفانه تر زیسته اند و ازدواجشان نخستین تجربه آن ها در هر گونه رابطه جنسی است، خوش بخت تر زندگی می کنند و احساس ارزشمندی بیشتری می کنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش، به سلامت زندگی آینده و سالم تر ماندن همسر آینده خود، کمک کرده اند و البته چنین خویشتنداری و عفافی از سوی پسران نیز تضمین خوبی برای زندگی آینده خود آنهاست.
شاید یک علت این که جوانان امروز در جوامع غربی از ازدواج گریزان هستند، همین باشد؛ زیرا آنان ازدواج را برای خود، یک محدودیت می دانند و اکثر کامجویی های آن ها در غیر محیط خانواده خود بوده و در غیر کادر رسمی و در جریان معاشرت های آزاد و در محیطهای خارج از خانه انجام پذیرد. طبیعی است که برای چنین کسانی، ازدواج، آغاز محرومیت است. بر خلاف فرهنگ اسلامی که در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیت و آغاز یک زندگی نوین و نیز کانون محبت و فضایی برای کمالجویی و پیشرفت دوشادوش است. برای رسیدن به چنین سعادتی است که اسلام، به صورتی جدی، مسلمانان را از دوستی و رابطه نامشروع با جنس مخالف، نهی می کند.
آیا پوشش دختران، مانع رشد آنها نیست؟
پوشش مطلوب اسلام برای دختر، مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی و یا اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست. آنچه موجب به هم ریختگی جامعه و فلج شدن نیروهای فعال اجتماع می گردد، آلوده شدن محیط کار و تحصیل و...، با آزاد گذاشتن لذتجویی ها چشم چرانی های مردان و میدان دادن به عشوه گری ها و خودنمایی های دختران در محیط عمومی است.
اگر در محیط دانشگاه، دختران، بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند، بهتر درس می خوانند، فکر می کنند و به سخن استاد گوش می دهند، یا وقتی که در کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده و با وضع نامتناسب (با کلاس و درس) نشسته باشد؟
انصافا کدام روش، التهاب را در دختران و پسران، کاهش می دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، کدام را تصدیق می کند؟
آیا اگر پسران ما در خیابان و کوچه و بازار و مدرسه و اداره و کارخانه و... با رفتارهای فریبنده و سخنان و وعده های شعار گونه و غیر واقعی، دائما در صدد یافتن دختران پاک و ساده و صمیمی جامعه باشند و هر بار، با فرو نشستن هوس ها و عشق های سطحی و خادمشان به دیگری رو کنند، آرامش و امنیتی برای دختران ما خواهد ماند؟
به تجربه ثابت شده است که هر محیطی که در آن، رفت و آمد و آمیزش کم تری میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصی افراد رعایت شده، در آن جا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشتری داشته اند و هم در کار و تحصیل، موفق تر بوده اند.

عفاف، مصونیت است

تقریبا در تمامی فرهنگ ها و جوامع، دختر، هر اندازه متین تر و با وقارتر و عفیف تر حرکت کند و خود را پوشیده تر نگه دارد و کم تر در معرض تماشای بیگانگان قرار گیرد، بیش تر مورد احترام و ارزش پسر است. حتی افراد بی بند بار هم هنگامی که سر عقل می آیند و می خواهند تشکیل خانواده بدهند، برای گزینش همسر، به دنبال دختری پاک و عفیف که تا قبل از آن با هیچ پسری رابطه نداشته باشد، می گردند.
اصولا افراد پاک و عفیف، شناخته شده اند، از دسترس آزاد افراد منحرف و آلوده، به دور هستند. قرآن می فرماید: رعایت حریم عفاف (در روابط اجتماعی) از سوی زنان، برای این است که به عفاف و پاکی شناخته شوند و از آزار و اذیت بیماردلان، به دور باشند.
(احزاب، آیه 59)
خودنمایی یا عرضه کردن خود به نامحرمان، از عزت و شکوه دختران می کاهد و علاوه بر آن که زمینه را برای نفوذ افراد آلوده و ارتباط با آنان فراهم می سازد، پسران جوان را که باید مظهر اراده و فعالیت و شجاعت و مردانگی و تصمیم باشند، به افرادی هوسباز، چشم چران و لوده و بی اراده و ضعیف، تبدیل می کنند.
البته اگر دختران در روابط اجتماعی خود در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشاند، کفش ساده به پا کنند و با چادر و مانتو و روسری مناسب به مدرسه و دانشگاه بروند، قطعا خودشان هم آرامش روانی بیشتری خواهند داشت و بهتر درس می خوانند.
چه قدر خوب است که دختر جوان مسلمان، در اجتماع، آن چنان رفتار کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از او هویدا باشد و به این صفات، شناخته شود. تنها در این صورت است که بیمار دلان (که به دنبال شکار می گردند) از او مایوس می شوند.
این، تقریبا یک اصل همیشگی است که پسران ولگرد، به دنبال دختران جلف و سبک و خودنما می گردند. این گونه دختران، گویی وضع لباس و پوشش، راه رفتن و سخن گفتنشان، معنادار است و به زبان بی زبانی می گویند: به من توجه کن! به سوی من نگاه کن! مرا تعقیب کن! و... در حالی که عفاف و رفتار و حرکات سنگین و با وقار دختر دیگر، می فهماند که دست تعرض از این حریم، کوتاه است و هیچ پسری جرئت نمی کند به او تعرض یا بی احترامی کند.
دختران خوب جامعه ما، انصاف دهنده که آیا حقیقت، جز این است؟

آسیب شناسی

آسیب شناسی شخصیت جوان، بحث بسیار مهمی است؛ حتی از شناخت اصل سرمایه وجود که همان مدت عمر انسان در این دنیا می باشد کمتر نیست. به طوری که اگر قدر نعمت جوانی را ندانیم و خوب از آن استفاده نکنیم تبدیل به نقمت می شود.(29)
خوب می دانید که همواره شخصیت ما در معرض آسیب ها و آفت های فراوانی قرار دارد و باید بسیار مواظب بود تا زندگی سعادتمندانه را تبدیل به زندگی شقاوتمندانه نکنیم و از مدت عمر و دوران زندگی خود به شکل خوبی بهره بگیریم. عموم انسان ها در هر سن و سالی که باشند همیشه در معرض آفت ها و آسیب ها قرار دارند، اما جوان شدت آسیب پذیری اش بیش تر است.
دنیا گذرگاه عجیبی است و ما که ناخواسته در این دنیا حضور پیدا کرده ایم، خوب است بدانیم که نه آمدنمان به این جهان دست خودمان بوده است و نه رفتن مان. پیدایش ما در این دنیا گذرگاهی بین عدم و وجود جاودانه است. مدت عمر ما در این دنیا بر اساس فلسفه آفرینش، پیموده مسیر رشد و کمال با اراده و اختیار عاریتی برای رسیدن به ارتقای روحی و سعادت همیشگی بوده است. اگر بدانیم که چگونه باید با عزم و اراده از این گذرگاه سخت عبور کنیم، تا پیمودن راه همواره با سلامتی و سعادتمندی باشد باید آگاه باشیم، زیرا آفت های گوناگون و تیرهای بلا از هر سو ما را نشانه گرفته اند. البته، آشنایی با این مسائل نباید جوان را مایوس یا دل زده کند بلکه باید او را با نشاط، هوشیار و بیدار نگهدارد. دنیای عجیبی است. در این دنیای زیبا و رنگارنگ و دل فریب، همه چیز به هم پیوسته و با یک دیگر آمیخته است. خوبی و بدی، زشت و زیبا، سلامتی و بیماری، ارزش و ضد ارزش، انسانیت و ضد انسانیت، معنویت و مادیت، حلال و حرام، حق و باطل، حیات و مرگ و دنیا و آخرت، خلاصه؛ دنیا معجونی است از ارزش ها و ضد ارزش ها، خیلی باید حواسمان جمع باشد که در این بازار آشفته گول شیطان(30) را نخوریم و دست خالی از این دنیا نرویم. شما در این دنیا مشغول تجارت و داد و ستد هستید، چه خوب است مواظب باشی که چه می دهی و چه می گیری، چه به دست می آوری و چه چیزی را از دست می دهی! آیا در آخر کار، سود می کنی یا زیان می بینی؟ بلاخره در پایان کار، در پایان دوره گذشت عمر جوانی و در هنگام خروج از این معرکه دنیا چه چیزی دستت را می گیرد و در مقابل، چه چیزی را از دست می دهی و چه چیزی را دریافت می کنی؟ آیا این دو با هم برابری می کند؟ در پایان چه چیزی گریبان گیرت می شود. بهتر است خوب حواست را جمع کنی، عمر می دهی، جوانی می دهی و چه می گیری!...
بسیار مهم است، توجه داشته باشی همه چیز توی این دنیا به هم پیچیده است.(31)