فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

د) در گفتار

شنیدن صدای دختر برای پسر، در صورتی که قصد لذت بردن و خوش آمدن در کار نباشد، اشکالی ندارد. در عین حال، بر اساس همان اصل روابط حداقل که گفتیم، مادام که ضرورتی در کار نباشد، ترک آن، عاقلانه تر است.
برای دختر، شایسته نیست که در سخن گفتن با پسری، صدای خود را نازک کند و به نحوی با عشوه و اطوار، سخن بگوید.
خدای متعال در قرآن، به زنان می فرماید: در حرف زدن، صدا را نازک و مهیج نکنید که موجب طمع بیمار دلان گردد(27) و امام علی (علیه السلام) می فرمود: به دختران جوان، سلام نمی کنم که مبادا پاسخ آنها دلم را به لغزش افکند.(28)

ه) در رفتار

احتیاطها و توصیه های دین مبین اسلام، مبنی بر دور نگه داشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یکدیگر، صرفا به خاطر حفظ سلامت روحی اجتماع و پاکی خانواده و عزت و شرف و تعالی آحاد شهروندان است تا حتی برای لحظه ای، فکر آلوده به ذهن پسر و دختر عفیف، راه نیابد و افکار آنها مشغول به مسائلی که وقت آن نرسیده است، نشود.
روح جوان، فوق العاده تحریک پذیر است. اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح انسان از رسیدن به جاه و مقام و ثروت سیر نمی شود، در میل جنسی (سکس) نیز چنین است.
در محیطهای آزاد و بی بند و بار، هیچ پسری از تصاحب زیبارویان و هیچ دختری از متوجه کردن پسران به خود و تصاحب قلب آنان سیر نمی شود. از طرفی، هوس، در هیچ نقطه ای توقف نمی کند و تقاضای نامحدود انسان، خواه ناخواه، انجام ناشدنی است و امکان برآوردن همه خواسته ها هیچ گاه برای بشر، میسر نیست.
دست نیافتن به آرزوها و هوس ها، در جای خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. به محیطهایی که بی بند و باری در آن ها زیاد است، بنگرید. خواهید دید که در آن محیطها، آمار بیماری های روانی و مشکلات روحی، متلاشی شدن خانواده بالاست. شاید مهم ترین علت، همین آزادی جنسی و تحریکات فراوان روانی است که به وسیله عکس ها، مجلات، فیلم ها و سی دی ها و محافل مختلط تفریحی و حتی در کوچه و خیابان و تبلیغات کالاها و مدها و... دامن زده می شود و غالبا بی پاسخ می ماند؛ چرا که تخلیه جسم و روان از این هیجانات فزاینده، عملا ممکن نیست و بدین ترتیب، پیری زودرس و روان پریشی و اختلالات روحی دیگر، پیامدهای طبیعی اینگونه محیطهاست.

چرا دخترها بیش تر باید خود را بپوشانند؟

یافته های روان شناسی نشان می دهند که توسل به خودنمایی و خود آرایی، بیش تر در بین دختران رواج دارد. همچنین تجربه بشری نشان می دهد که در تصاحب قلب ها، پسر، شکار است و دخترت شکارچی! همچنان که در تصاحب جسم و وجود مادی، دختر، شکار است و پسر، شکارچی! میل دختر به خود آرایی، از این حس عشق و محبت او ناشی می شود که خداوند برای هدف متعالی پیوند همسری در طبیعت و سرشت او نهاده است.
کم تر اتفاق افتاده است که پسران، لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار ببرند. بعضی از دختران، بیش تر به حکم طبیعت خاص خود، می خواهند دلبری کنند و پسر را دلباخته خود سازند.این ویژگی، البته فرصت تفکر و انتخاب عاقلانه را از طرفین می گیرد.
بنابراین، می توان گفت که انحراف برهنگی، از انحراف های مخصوص دختران طبیعت لطیف آنان، سختگیرانه تر است. به علاوه وسایل ظریف و لطیف و ارزشمند همچون در و یاقوت و زمرد در درون صدف محفوظترند.
کسانی گفته اند که اگر پسران و دختران آزاد باشند، اشباع می شوند و عطش آنها کم تر می شود؛ اما تجربه جوامع گوناگون، نشان داده است که این چنین نیست. مگر چشم چرانی ها و رابط غیر قانونی و خشونت علیه زنان و ناامنی محیطهای اجتماعی برای دختران و بی عفتی ها در جوامع آزاد غربی، کم تر شده است؟ جسم سالم و روح زیبا و شخصیت مطلوب اجتماعی، گوهرها و سرمایه های دختران و پسران جوان اند. کدام انسان خردمند بهترین سرمایه های خویش را در معرض استفاده هر کس و ناکس قرار می دهد؟
علت بیش تر بودن پوشش قانونی دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع کامجویی جنسی نامشروع از آنان است که قطعا به دوام بیش تر کانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگی بیش تر آنها در زندگی مشترک آینده شان خواهد انجامید.
دختر و پسری که قبل از ازدواج، عفیفانه تر زیسته اند و ازدواجشان نخستین تجربه آن ها در هر گونه رابطه جنسی است، خوش بخت تر زندگی می کنند و احساس ارزشمندی بیشتری می کنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش، به سلامت زندگی آینده و سالم تر ماندن همسر آینده خود، کمک کرده اند و البته چنین خویشتنداری و عفافی از سوی پسران نیز تضمین خوبی برای زندگی آینده خود آنهاست.
شاید یک علت این که جوانان امروز در جوامع غربی از ازدواج گریزان هستند، همین باشد؛ زیرا آنان ازدواج را برای خود، یک محدودیت می دانند و اکثر کامجویی های آن ها در غیر محیط خانواده خود بوده و در غیر کادر رسمی و در جریان معاشرت های آزاد و در محیطهای خارج از خانه انجام پذیرد. طبیعی است که برای چنین کسانی، ازدواج، آغاز محرومیت است. بر خلاف فرهنگ اسلامی که در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیت و آغاز یک زندگی نوین و نیز کانون محبت و فضایی برای کمالجویی و پیشرفت دوشادوش است. برای رسیدن به چنین سعادتی است که اسلام، به صورتی جدی، مسلمانان را از دوستی و رابطه نامشروع با جنس مخالف، نهی می کند.
آیا پوشش دختران، مانع رشد آنها نیست؟
پوشش مطلوب اسلام برای دختر، مانع هیچ گونه فعالیت فرهنگی و یا اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیست. آنچه موجب به هم ریختگی جامعه و فلج شدن نیروهای فعال اجتماع می گردد، آلوده شدن محیط کار و تحصیل و...، با آزاد گذاشتن لذتجویی ها چشم چرانی های مردان و میدان دادن به عشوه گری ها و خودنمایی های دختران در محیط عمومی است.
اگر در محیط دانشگاه، دختران، بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند، بهتر درس می خوانند، فکر می کنند و به سخن استاد گوش می دهند، یا وقتی که در کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده و با وضع نامتناسب (با کلاس و درس) نشسته باشد؟
انصافا کدام روش، التهاب را در دختران و پسران، کاهش می دهد و به نفع آنهاست؟ و عقل، کدام را تصدیق می کند؟
آیا اگر پسران ما در خیابان و کوچه و بازار و مدرسه و اداره و کارخانه و... با رفتارهای فریبنده و سخنان و وعده های شعار گونه و غیر واقعی، دائما در صدد یافتن دختران پاک و ساده و صمیمی جامعه باشند و هر بار، با فرو نشستن هوس ها و عشق های سطحی و خادمشان به دیگری رو کنند، آرامش و امنیتی برای دختران ما خواهد ماند؟
به تجربه ثابت شده است که هر محیطی که در آن، رفت و آمد و آمیزش کم تری میان دو جنس بوده و پوشش صحیح و حریم خصوصی افراد رعایت شده، در آن جا، پسرها و دخترها هم احساس آرامش بیشتری داشته اند و هم در کار و تحصیل، موفق تر بوده اند.