فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

بینش غیر عاقلانه

مشخصه های فرد دارای بینش غیر عاقلانه در برخورد با مسائل و رویدادها:
1. از نوعی نگاه زور مدارانه و غیر قابل انعطاف، تبعیت می کند؛
2.هیچ گونه نظر و سلیقه ای را نمی پذیرد و با دید منفی و سوء ظن به همه نگاه می کند؛
3. بدون محاسبه و تفکر، و عجولانه اقدام می کند؛
4. تصمیم گیری های او از یافته های نامعقول و تعصب آمیز سرچشمه می گیرد؛
5. مدام از خود و دیگران، ارزیابی و انتقاد نادرست دارد؛
6. پیش داوری های سطحی و ناآگاهانه دارد؛
7. اهداف و مقاصد خود را مبهم و پیچیده بیان می کند.

منطقی برای رفتار

ما در مواجهه با رویدادها و حوادث و اتفاقات، از خود، عکس العمل ها و رفتارهایی نشان می دهیم که ناشی از جریان تفکر و استدلالی است که در ذهن ما صورت می پذیرد و به طور خود آگاه یا ناخود آگاه، همراه با یک ارزیابی از واقعه است. اگر خوب دقت کنیم، می بینیم که در این قضاوت، یک مقدمه اول(8) به مقدمه دوم(9) و یک نتیجه نهفته است. در حقیقت، تصدیق یا عدم تصدیق هر موضوعی، با تشکیل یک قیاس در ذهن، صورت می پذیرد. حوادث، رویدادها و اتفاقات در ذهن ما یا موجب شادمانی ما می شوند و یا موجب افسردگی، دل سردی و بی علاقگی ما نسبت به کارها و انجام دادن وظایف. با توجه به بینش و تلقی ما در برخورد با واقعه، حداقل دو برداشت در ذهن ما می توان ایجاد شود. مثلا وقتی در انجام دادن کاری که با شکست روبه رو شویم، ممکن است دو نوع برداشت داشته باشیم که هر کدام، بستگی به طرز نگرش و تلقی ما از واقعه دارد: یا این که بگوییم: شکست خوردم. خیلی بد شد. افتضاح شد. من دیگر نمی توانم پیروز شوم. من دیگر به درد نمی خورم. یا این که بگوییم: شکست خوردم. خیلی بد شد؛ ولی شکست، می تواند مقدمه پیروزی باشد و هر کاری ممکن است منجر به شکست یا پیروزی شود. پس من می توانم پیروز شوم؛ زیرا امکان جبران هست. من می توانم با تلاش و پشتکار در کار، موفق شوم.
در حقیقت در برابر یک واقعه، با توجه به نگرش فرد، ممکن است دو تلقی و تفکر در ذهن، شکل بگیرد، در نتیجه موجب بروز دو نوع رفتار و عکس العمل متفاوت بشود، که این امر، بستگی به محاوره ای که ما به طور خود آگاه و یا ناخود آگاه در ذهن خودمان در برخورد با واقعه انجام می دهیم دارد. ما در حقیقت، دو نوع استدلال انجام می دهیم که منجر به رفتار درست و عاقلانه می شود؟ طبعا استدلال و قیاسی که از تفکر و اندیشه صحیح برخوردار باشد.
همه ما اگر خوب بیندیشیم، خوب هم استدلال می کنیم و اگر وقت، تفکر و اندیشه صحیح در کارهای روزانه ما نباشد، منجر به تفکر غیر عاقلانه و در نتیجه رفتار غیر منطقی خواهد شد و این امر، زندگی را بر ایمان بسیار دشوار و ناگوار می کند. به همین دلیل است که قرآن می فرماید:
و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون.(10)
و پلیدی و ناگواری از آن کسی است، که (در زندگی) نمی اندیشد.
جوان باید بداند که هیجانات و عصبانیت های و نابهنجار، ریشه در بینش و طرز تلقی او از هر واقعه و حادثه ای دارد که در اثر عدم تفکر صحیح حاصل می شوند و از نظر روانی آثار و مشخصه هایی همچون: افسردگی، اضطراب، خشم، احساس ناامنی، احساس گناه، احساس ترس، احساس گرسنگی و... دارند.
اگر ما بینش و طرز تفکر خود را اصلاح کنیم و در برخورد با مسائل و رویدادها و بروز هیجانات و احساسات، راه و روش منطقی و تفکر عاقلانه را در پیش بگیریم، دچار رفتار نامتعادل و نابهنجار نخواهیم شد و اگر به محض بروز علائم این هیجانات، به تفکر و تعقل منطقی بپردازیم، شیوه برخورد صحیح را از ناصحیح، تشخیص خواهیم داد و تنها در این صورت است که راه و روش دین را پیموده ایم و در زندگی موفق خواهیم شد؛ زیرا: تمام خوبی ها و ارزش ها فقط به تفکر و تعقل به دست می آیند و کسی که (در زندگی) تفکر نمی کند، هیچ دینی ندارد:
انما یدرک الخیر کله بالعقل، ولا دین لمن لا عقل له.(11)

حکمت وجودی احساسات و هیجانات

خداوند متعال، احساسات و عواطف و هیجانات را از روی حکمت و مصلحت در انسان قرار داده است، به طوری که اگر اینها نبودند، ما در صدد جلوگیری از خطرات و حوادث بر نمی آمدیم؛ چرا که ترس، اضطراب، گرسنگی و... باعث جلوگیری از خطر و دفع آن ادامه حیات و سلامتی در زندگی خواهند شد.
ندامت، آزردگی، برانگیختگی، خشم، ناکامی، ناامیدی و... عارضه هایی هستند که برای جلوگیری از خطر و برای این که صدمه ای به انسان وارد نشود، در وجود انسان قرار داده شده اند؛ اما اگر به طور عاقلانه و منطقی با آنها برخورد نکنیم، سلامتی جسمی و روانی ما در معرض خطر واقع می شود.
جوان باید بداند که تسلط همیشگی این حالت ها بر روح و رفتار او، سبب اختلال جسمی و روانی در او می شود.