فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

هیجانات جوان

منشا بیش تر عصبانیت ها، نارضایتی ها و هیجانات جوانان، طرز تفکر و نحوه بینش و نگرش آنها در برخورد با مسائل و رویدادهاست.
وقتی به هیجانات و عصبانیت ها و برانگیختگی های خود در مواجهه با رویدادها و حوادث در طول روز بیندیشیم و عاقلانه درباره آن ها به تفکر بنشینیم، می بینیم که با برخورد صحیح و درست با آنها، می توانیم از تجارب و حوادث به نحو خوبی بهره برداری کنیم.
رویدادها و اتفاقات ناخوشایند (مثل طرد شدن از طرف دیگران، شکست خوردن، موفق نشدن در کارها و روبه رو شدن با دشواری ها) که معمولا موجب تاسف و ناراحتی ما می شوند، اگر عاقلانه درباره آن ها بیندیشیم و آن ها را درست علت یابی کنیم، نه تنها سبب عصبانیت ما نمی شوند، بلکه موجب رشد و بالندگی در برخورد با مسائل و یافتن مهارت در حل مسئله نیز خواهند شد. در نتیجه، با روحیه ای شاد و حالتی نشاطانگیز، با شوق تمام، به فعالیت روزانه خود می پردازیم و به صورتی روز افزون در کارها روندی موفقیت آمیز و پویا و حالتی شوق آمیز خواهیم داشت:
أصل العقل الفکر و ثمرته السلامه.(4)
ریشه و اساس عقل، اندیشیدن است و نتیجه اش آرامش روانی است.
تعقل و تفکر در مسائل جاری زندگی، به جوان کمک می کند تا خود را از شر هیجانات و احساسات آنی و عصبانیت های لحظه ای و زودگذر برهاند و از وحشت و خشم آزار دهنده و پریشانی های نگران کننده و دائمی و مستمر خلاص کند؛ زیرا با تفکر، نقاط مبهم و پنهان امور و حوادث، روشن و قابل تحلیل می گردد:
بالفکر تنجلی غیاهب الامور(5)
در نتیجه تفکر، پنهانی های کارها آشکارا می شود.
از آن جا که دیدگاه و طرز بینش و تلقی هر انسانی نسبت به مسائل و رویدادها، موجب بروز احساسات و هیجانات و بعضی اوقات هم عصبانیت های شدید در اوست، هر چه بینش و نگرش افراد متعادل تر، منطقی تر، روشن تر و حتی منصفانه(6) شود، هیجانات و عصبانیت های نامتعادل کاهش یافته، رفتار طبیعی تر، معادل تر و منطقی تر خواهد شد.

ساز و کار درون

اگر جوان در عمق وجود و وجدان و فطرت خویش خوب بنگرد، در خواهد یافت که معمولا پذیرش استدلال منطقی و آگاهی یافتن از علت کارها و انصاف دادن در برخوردها و واقع بینی و واقع اندیشی در موضوعات، او را در تشخیص و ارزیابی صحیح از امور و حوادث بسیار کمک می کند. مهم، فهم صحیح مسائل و دریافت درست موضوعات است و تعقل و تفکر درباره علت حوادث و رویدادها مانع بروز هیجانات افراطی، عصبانیت های نابه جا و یا رفتارهای نامناسب جنسی می شود؛ چرا که تفکر صحیح در امور خود به خود، انسان را به طرف کارهای خوب و شایسته و انجام دادن آنها به پیش می برد:
التفکر یدعوا الی البر و العمل به(7)
تفکر، انسان را به سوی نیکی و نیک رفتاری فرا می خواند.
دیدگاه ها و قضاوت های یک جانبه و یک بعدی جوان درباره رفتار دیگران (رفتاری که مورد نقد و ارزیابی قرار نگرفته) و همچنین داشتن انتظارات ثابت و کلیشه ای از افراد (به علت کم تجربگی) و حتم دانستن بایدها و نبایدهای سلیقه ای درباره رفتار دیگر انسان ها و داشتن توقعات زورمندانه (بدون مشورت و نظر خواهی از آنان) و نداشتن روحیه انعطاف پذیری، ریشه و اساس بروز هیجانات و عصبانیت های نابهنجار و رفتار نامعقولانه جوان را تشکیل می دهند.
برخی احساسات و هیجانات، با اهداف و مقاصد ما هماهنگی دارند و موجب نشاط و افزایش انگیزه ما در کارها می شوند، به طوری که کمک می کنند تا به اهداف و مقاصد ارزشمند خود دست یابیم. این گونه احساسات و عواطف را هیجانات مثبت نام می نهند.
گاهی احساسات و هیجاناتی ظهور می یابند که مانع دستیابی ما به اهداف و مقاصد ارزشمند می شوند؛ یعنی بروز آن ها همراه با حالت افسردگی، عصبانیت، نارضایتی، تاسف و فشار و خشونت است که عملا انسان را از رسیدن به اهداف و مقاصد متعالی باز می دارند. این گونه هیجانات را هیجانات منفی نام نهاده اند.

منشا احساسات و هیجانات

حال ببینیم که: منشا این هیجانات و عصبانیت ها در کجاست؟
حقیقت این است که؛ بینش و نگرش عاقلانه منجر به احساسات و هیجانات مناسب می شود و در مقابل، بینش و نگرش غیر عاقلانه و نادرست و غیر واقعی موجب احساسات و هیجانات نامناسب می شوند. به طور کلی بینش و نگرش جوان در برخورد با مسائل و رویدادها موجب بروز هیجانات و احساسات مناسب و یا نامناسب می شود. نگرش ها و بینش های انسان، معمولا پایه و اساس ارزیابی ها و قضاوت های او را در ارتباط با خود و دیگران تشکیل می دهند. نگرش ها در برخورد با مسائل و اتفاقات، دائما واکنش های هیجانی و احساسات جدیدی را خلق می کنند.
اگر ارزیابی ما همواره منفی بوده و از سوء ظن سرچشمه گرفته باشد، هیجانات و احساسات ما منفی و عصبی خواهد بود که به طبع، موجب افسردگی، اضطراب، نگرانی و بی رغبتی است و کسالت در انجام دادن کارها و تکالیف را به دنبال خواهد داشت که در نتیجه منجر به رفتار غیر عاقلانه و نامناسب می شود.
اگر ارزیابی و قضاوت ما مثبت بوده و از حسن ظن سرچشمه گرفته باشد و با تحقیق و اطلاع و اندیشه منصفانه صورت پذیرد، هیجانات و احساسات مثبت و خوبی را در پی خواهد داشت. در نتیجه، با صبر و حوصله و عشق و علاقه و دل گرمی، به کار و فعالیت می پردازیم و وظایف خود را با شور و نشاط تمام انجام می دهیم که این، طبعا منجر به رفتاری عاقلانه و متعادل خواهد شد.
بنابراین تفکر عاقلانه، سبب تعدیل هیجانات و حفظ و بقای ارزش انسان می شود و او را برای یک زندگی سعادتمند و با نشاط مهیا می سازد.