فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

اندیشه، بینش و جوانی

بروز و ظهور فرآورده های جدید هنری و توسعه رسانه های تبلیغاتی و پیچیدگی مسائل ارتباطی و تنوع خواسته ها و نیازهای جوانان و حجم گسترده برنامه های خبری و تجارت جهانی محصولات فرهنگی، اکنون رفتار، خواسته ها و نیازهای جوانان عصر ما را به شکلی مشخص، نسبت به گذشته، متفاوت ساخته است. در گذشته مواد تخدیر کننده فقط در هنگام بیماری و برای درمان به کار می رفت، در حالی که امروزه بسیاری از جوانان از آن برای سرپوش گذاردن بر آلام و دردهای درونی و برای بی حس کردن خود استفاده می کنند. در گذشته کوچک ترها از بزرگ ترها حساب می بردند و بزرگی و کوچکی مطرح بود؛ اما الان جوانان ما هیچ تفاوتی بین خود و بزرگ سالان نمی بینند. آن وقت ها جوانان در کنار خانواده ها احساس آرامش و امنیت می کردند، در حالی که امروزه به خاطر مشکلات زیادی که برای خانواده به وجود آمده است و نیز نبود زبان و درک مشترک، چنین احساسی را ندارند. در گذشته دسترستی جوانان به مواد تخدیری و محصولات مبتذل فرهنگی با کندی و دشواری صورت می گرفت و متضمن گذشت از موانع مختلف و پیمودن مراحل بسیاری بود و فساد در جاهای ناپیدایی انجام می گرفت؛ اما امروزه به راحتی عوامل فساد در همه جا حتی در کوچه و خانه و بازار، دست به دست می چرخد و در عرض چند لحظه جوانان عزیز ما را گرفتار و از درس و کار و خانواده بیزار می کند. متاسفانه این، روند تهاجم فرهنگی در جامعه امروز ما و بلکه در همه جهان معاصر است.
تنها کاری که جوانان ما برای مقابله با این تهاجم می توانند بکنند، مجهز کردن خودشان به سلاح ایمان و تفکر است. حتی ایمان هم زمانی برای آنان سودمند است که همگام و همراه با تعقل و تفکر منطقی باشد.
بنابراین، جوانان ما زمانی می توانند به مبارزه با مشکلات و دشواری ها و تهاجم فرهنگی بروند که خودشان را مجهز به سلاح ایمان و تعقل و تفکر منطقی کرده باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:
لا یستعان علی الدهر الا بالعقل.(3)
بر زمان، پیروز نمی توان شد، مگر با تعقل و تفکر.

هیجانات جوان

منشا بیش تر عصبانیت ها، نارضایتی ها و هیجانات جوانان، طرز تفکر و نحوه بینش و نگرش آنها در برخورد با مسائل و رویدادهاست.
وقتی به هیجانات و عصبانیت ها و برانگیختگی های خود در مواجهه با رویدادها و حوادث در طول روز بیندیشیم و عاقلانه درباره آن ها به تفکر بنشینیم، می بینیم که با برخورد صحیح و درست با آنها، می توانیم از تجارب و حوادث به نحو خوبی بهره برداری کنیم.
رویدادها و اتفاقات ناخوشایند (مثل طرد شدن از طرف دیگران، شکست خوردن، موفق نشدن در کارها و روبه رو شدن با دشواری ها) که معمولا موجب تاسف و ناراحتی ما می شوند، اگر عاقلانه درباره آن ها بیندیشیم و آن ها را درست علت یابی کنیم، نه تنها سبب عصبانیت ما نمی شوند، بلکه موجب رشد و بالندگی در برخورد با مسائل و یافتن مهارت در حل مسئله نیز خواهند شد. در نتیجه، با روحیه ای شاد و حالتی نشاطانگیز، با شوق تمام، به فعالیت روزانه خود می پردازیم و به صورتی روز افزون در کارها روندی موفقیت آمیز و پویا و حالتی شوق آمیز خواهیم داشت:
أصل العقل الفکر و ثمرته السلامه.(4)
ریشه و اساس عقل، اندیشیدن است و نتیجه اش آرامش روانی است.
تعقل و تفکر در مسائل جاری زندگی، به جوان کمک می کند تا خود را از شر هیجانات و احساسات آنی و عصبانیت های لحظه ای و زودگذر برهاند و از وحشت و خشم آزار دهنده و پریشانی های نگران کننده و دائمی و مستمر خلاص کند؛ زیرا با تفکر، نقاط مبهم و پنهان امور و حوادث، روشن و قابل تحلیل می گردد:
بالفکر تنجلی غیاهب الامور(5)
در نتیجه تفکر، پنهانی های کارها آشکارا می شود.
از آن جا که دیدگاه و طرز بینش و تلقی هر انسانی نسبت به مسائل و رویدادها، موجب بروز احساسات و هیجانات و بعضی اوقات هم عصبانیت های شدید در اوست، هر چه بینش و نگرش افراد متعادل تر، منطقی تر، روشن تر و حتی منصفانه(6) شود، هیجانات و عصبانیت های نامتعادل کاهش یافته، رفتار طبیعی تر، معادل تر و منطقی تر خواهد شد.

ساز و کار درون

اگر جوان در عمق وجود و وجدان و فطرت خویش خوب بنگرد، در خواهد یافت که معمولا پذیرش استدلال منطقی و آگاهی یافتن از علت کارها و انصاف دادن در برخوردها و واقع بینی و واقع اندیشی در موضوعات، او را در تشخیص و ارزیابی صحیح از امور و حوادث بسیار کمک می کند. مهم، فهم صحیح مسائل و دریافت درست موضوعات است و تعقل و تفکر درباره علت حوادث و رویدادها مانع بروز هیجانات افراطی، عصبانیت های نابه جا و یا رفتارهای نامناسب جنسی می شود؛ چرا که تفکر صحیح در امور خود به خود، انسان را به طرف کارهای خوب و شایسته و انجام دادن آنها به پیش می برد:
التفکر یدعوا الی البر و العمل به(7)
تفکر، انسان را به سوی نیکی و نیک رفتاری فرا می خواند.
دیدگاه ها و قضاوت های یک جانبه و یک بعدی جوان درباره رفتار دیگران (رفتاری که مورد نقد و ارزیابی قرار نگرفته) و همچنین داشتن انتظارات ثابت و کلیشه ای از افراد (به علت کم تجربگی) و حتم دانستن بایدها و نبایدهای سلیقه ای درباره رفتار دیگر انسان ها و داشتن توقعات زورمندانه (بدون مشورت و نظر خواهی از آنان) و نداشتن روحیه انعطاف پذیری، ریشه و اساس بروز هیجانات و عصبانیت های نابهنجار و رفتار نامعقولانه جوان را تشکیل می دهند.
برخی احساسات و هیجانات، با اهداف و مقاصد ما هماهنگی دارند و موجب نشاط و افزایش انگیزه ما در کارها می شوند، به طوری که کمک می کنند تا به اهداف و مقاصد ارزشمند خود دست یابیم. این گونه احساسات و عواطف را هیجانات مثبت نام می نهند.
گاهی احساسات و هیجاناتی ظهور می یابند که مانع دستیابی ما به اهداف و مقاصد ارزشمند می شوند؛ یعنی بروز آن ها همراه با حالت افسردگی، عصبانیت، نارضایتی، تاسف و فشار و خشونت است که عملا انسان را از رسیدن به اهداف و مقاصد متعالی باز می دارند. این گونه هیجانات را هیجانات منفی نام نهاده اند.