فهرست کتاب


آنچه یک جوان باید بداند ویژه جوانان دانشجو

رضا فرهادیان

من کیستم؟

یکی از کنجکاوی های شما جوانان که برایتان بسیار لذت بخش است، این است که درباره خود بدانید و بدانید کیستید و کجایید و چه ویژگی هایی دارید.
آشنایی با شخصیت خودتان، به شما کمک خواهد کرد تا بهتر تصمیم بگیرید و با مشکلات و مسائل روزمره بهتر کنار بیایید و به راه حل های مناسب تر برسید و مهارت در حل مسائل زندگی پیدا کنید.
یکی از مسائل مهم دیگری که شما جوانان باید نسبت به آن آگاهی داشته باشید، این است که تصویر روشن و مشخصی از خود به دست آورید و بتوانید آن را به خوبی بیان کنید؛ زیرا این مسئله، اغلب برای بیش تر شما جوانان که می خواهید شخصیت خود را به نحوی در بین دوستان و همسالان و حتی بزرگ سالان مطرح کنید، دشوار می شود.
بنابراین، این که شما بدانید چه کسی هستید و در این سن (آغاز جوانی) چه کارها و رفتاری باید انجام دهید، حایز اهمیت است.
پس باید اولا بدانید چه ویژگی هایی دارید؟
ثانیا آگاهی پیدا کنید که ویژگی های یک فرد ممکن است در طول زمان و گذشت روزگار، تغییر کند و تکامل یابد.
ویژگی های متفاوتی که در افراد به صورت های مختلف وجود دارد و ممکن است موجب بروز رفتارها و خصلت های متفاوت آنان بشود، از این قرار است:
شخصی ممکن است ترجیح بدهد که در جمع باشد، یکی تنهایی را دوست دارد، یکی دوست دارد که فعالیت های آرام و بی سر و صدایی انجام دهد و دیگری دوستدار فعالیتهای هیجان انگیز است. یکی مطالعه را دوست دارد و دیگری به کارهای فنی و عملی علاقه مند است. یکی نگران نمرات خود است و دیگری حساسیتی نسبت به آن ها ندارد. یکی به وسیله شنیدن، چیز یاد می گیرد و دیگری به وسیله دیدن و انجام دادن کارهای عملی. یکی ترجیح می دهد که یادگیری درسی و حل تمرین ها را با گروه کار کند و دیگری دوست دارد به تنهایی کارها را انجام دهد. یکی سلطه پذیر است و دیگری هرگز سلطه دیگران را نمی پذیرد.
بنابراین، جوانان درباره این که چه کسی هستند و چه ویژگی های شخصیتی ای دارند و چه چیزی برای آنان مهم است، باید فکر کنند. باید درباره این مسئله بیندیشند که آیا در اثر گذشت زمان، همان طور که بزرگ تر می شوند، همه چیز در آنان تغییر خواهد کرد و یا این که بعضی چیزها سال ها در آنان ثابت خواهد ماند؟
در ارزیابی و بررسی خصوصیات و ویژگی هایی که در بالا ذکر شد، ممکن است شما جزو گروه اول باشید و یا جزو گروه دوم و یا این که بعضی از ویژگی های گروه اول را داشته باشید و بعضی از ویژگی های گروه دوم. مهم این است که در درجه اول، جایگاه و موقعیت خودتان را بشناسید و بدانید که چه ویژگی هایی دارید و بین خود و دیگران چه تفاوت هایی وجود دارد و همچنین این که دوست دارید جز گروه اول باشید یا دوم؟ یا هیچکدام؟
انتخاب شما بستگی دارد به این که چه چیزهایی را ارزشمند می دانید: مطالعه کردن، سخاوتمند بودن، روحیه جمعی داشتن، مستقل بودن، آزاد بودن و... جمع بین آنها چگونه است و شما چرا آنها را به عنوان یک ارزش انتخاب کرده اید. اگر به دلیل آن پی ببرید، دیگر سردرگم نخواهید بود و در طول گذشت زمان، سعی شما بر این است که صفت های خوب را در خود تقویت نمایید و پرورش دهید؛ ولی اگر به این مسائل آگاه نباشید، رفتارهای خود و دیگران برای شما نامعلوم و مسئله ساز نخواهد بود و شما درک درستی از خود و دیگران نخواهید داشت و در انتخاب موقعیت ها و دوست ها و کنار آمدن با مسائل و مشکلات برای شما دشوار خواهد بود. شما کم کم پی می برید به این که کارهایی در گذشته انجام می دادید که در اثر آگاه شدن و تحول بینش دیدگاه شما تغییر کرده و اکنون راه بهتری را انتخاب کرده اید.
شما به ویژگی های خود و دوستانتان پی برده اید و از طرفی فهمیده اید که این ویژگی ها و حالات، در طول گذشت زمان، قابل تغییر و بهبود است. هر چه شما تفکر می کنید و آگاه تر و فهمیده تر می شوید، راه بهتری را انتخاب می کنید و به ارزش های بهتری دست می یابید و این خود، موجب رشد شخصیت شما می شود. بنابراین به شما این احساس دست می دهد که دایم در حال تغییر و رشد و پیشرفت هستید.
از طرفی احساس می کنید که ارزش متعالی و مطلقی وجود دارد که همواره در طول گذشت زمان برای شما ثابت و پا بر جاست. مثلا محبت به افراد ناتوان، رعایت عدالت و ظلم نکردن به دیگران، کمک به افراد نیازمند، اینها مواردی است که هر موقعیت مکانی و زمانی ای که باشید، برای شما دوست داشتنی و ارزشمند است.

مشکلات دوران بلوغ

بلوغ را پایان دوره نوجوانی و آغاز جوانی (یا بخش نخست از دوره جوانی) شمرده اند. جوانی که به دوران بلوغ وارد می شود، به فضایی تازه و تا حدی ناشناخته گام می نهد.
باید بدانیم که در این دوران، همواره در حال رشد و تغییر هستیم.
بسیار هم عادی است که با شروع این دوره، تغییرات گسترده ای در وجود ما اتفاق می افتد. این امر ممکن است برای نوجوانانی که نمی خواهند خودشان را از همسالانشان جدا و متفاوت ببینند، اضطراب آور باشد و احساس نگرانی کنند. برخی با تغییر شکل و قیافه و قد و وزن خود مشکل پیدا می کنند و در این مورد، به خود آگاهی می رسند و اغلب برای پرهیز از آزار و اذیت همسالان از آنان کناره گیری می کنند. با وجود این، برخی دیگر، به خاطر تغییرات ظاهری جسمی و باطنی روانی که پیدا می کنند، در مواجهه و ارتباط با دیگران، بسیار نگران و حساس می شوند.
در این مرحله از رشد که سالیانی چند به طول می انجامد، باید شما جوانان عزیز بدانید که اولا تغییرات رشدی ای که در شما اتفاق می افتد، عادی است و این برای همه همسالان و همکلاسی های شما نیز اتفاق می افتد. دوم این که این تغییرات ظاهری و جسمی که در طی این مرحله از رشد در شما حاصل می شود، سریع اتفاق می افتد و زمان هر فردی با فرد دیگر، متفاوت است.
در این سنین، برخی از شما از نظر قد نسبت به دیگری بلندتر و بعضی کوتاه ترند و اگر احساس کردید که بلندترین کاملا راحت باشید و احساس عادی داشته باشید؛ چون این امر مسئله مهمی در زندگی شما نیست و شما نباید احساس عجیبی بکنید و یا اگر قد شما کوتاه تر است نیز نباید احساس نگرانی کنید؛ بلکه این موضوع را کاملا عادی بدانید.
در طی سال های دوره بلوغ، بیش تر افراد، به میزان متفاوتی رشد می کنند. وزن و قد برخی سریع تر از دیگران رشد می کند و ممکن است سنگین تر و چاق تر به نظر بیایند. بعضی از جوانان چون از مسئله رشد سریع در این دوران آگاهی ندارند، به خاطر رشد دست ها، پاها و حتی بینی خود، خجالت زده و مضطرب می شوند و احساس می کنند که مشکلی دارند؛ در حالی که اگر کاملا به این امر آگاهی پیدا کنند، خواهند دانست که جریان رشد، امری زودگذر است و برای همه همسالانتان اتفاق می افتد و آنان پس از مدتی حالت عادی پیدا می کنند.
در طی این مرحله از رشد، امکان دارد تعدادی از بچه ها صورتشان جوش بزند و بعضی به خاطر آن خجالت زده شوند؛ ولی آنها که روحیه ای عادی و طبیعی دارند و به هیچ وجه از این مسئله نگران نمی شوند، بلکه به خوبی می توانند با این رویدادهای طبیعی که برای بعضی از همسالانشان اتفاق می افتد کنار بیایند.
بنابراین، از این بابت، نباید نگران باشید. حتی ممکن است اشتهای شما به خوردن غذا زیادتر شود؛ چون بدن شما رو به رشد است و احتمالا ممکن است چاق تر یا لاغرتر بشوید. با وجود این، قد شما روز به روز رو به افزایش است و پس از گذشت مدتی بدن شما کاملا متفاوت به نظر می رسد. حتی قیافه تان که ممکن است به بقیه بدنتان نامتناسب رشد کرده باشد و این مسئله سبب شده باشد که شما پیش خودتان تصور کنید که نامتناسب و یا بدقیافه هستید. به همین دلیل، این احساس به شما دست دهد که همه بدن شما درست رشد نکرده است در حالی که این امر طبیعی است و شما دیر یا زود به این مسئله آگاه می شوید و این حس را تجربه خواهید کرد. از طرفی به تدریج، با رشد موهای بدن و صورتتان (پسران) یا رشد حجمی برخی اندام ها (دختران) مواجه خواهید شد و کم کم صدای شما بم تر می شود.
این مرحله از دوران رشد و بلوغ شما بسیار مهم است؛ زیرا تغییرات جسمانی شما طی این مرحله (البته در مقایسه با مراحل دیگر زندگی شما) خیلی سریع تر رخ می دهد و این طبیعی است که احساس خجالت یا کم رویی کنید؛ اما به خاطر داشته باشید که این احساسات و حالت ها و سیر رشد برای همیشه در شما ادامه نخواهد داشت.
اگر شما همانند همسالان خود، با سرعت رشد نمی کنید، هیچ نگران نباشید، زیرا قانون الهی طوری است که هر کس در زمان متفاوتی وارد دوران بلوغ می شود و آهنگ رشد و بلوغ با تغییراتی چند و با نوسانات زمانی مختلف، صورت می پذیرد.

نقاط قوت و ضعف

در این مرحله از رشد (بخش نخست از دوره جوانی) بیش تر افراد در مرحله ای هستند که فقط همان لحظه و همان زمان حال را می بینند و بیش تر آنچه را که با آن تماس دارند و ملموس است احساس می کنند.
در نتیجه، برای آنان خیلی عادی و طبیعی است که تفکر دوگانه ای داشته باشند و خود را گاهی خوب و گاهی بد ببینند. از آن جایی که این گونه تفکر، تاثیر منفی بر توانایی ها و عملکرد نوجوان در پذیرفتن خود به عنوان یک انسان در بر دارد، مهم است که بدانند که همه همسالانی که با آنان رفت و آمد و برخورد دارند، دارای نقاط قوت و ضعف اند و این امر، در همه وجود دارد و مختص آنها تنها نیست.
بنابراین لازم است که نوجوانان در این سنین بدانند که همه افراد دارای نقاط قوت و ضعف اند و همچنین آگاهی پیدا کنند و که اصولا ما نباید یک فرد را به طور کلی و مطلق، خوب (بدون عیب) و یا بد(بدون جهات خوبی) ارزیابی کنیم. این دیدگاه، دیدگاه درست و صحیحی نیست؛ زیرا اگر شما یک مداد و یک کاغذ بردارید و در مورد خودتان (یا هر کس در مورد خودش) فکر کنید که چه نقاط مثبت و چه نقاط منفی ای دارید، می توانید نقاط مثبت و قوت و نقاط منفی و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضی، نقاط منفی و ضعف خود را فهرست کنید. حال ممکن است بعضی، نقاط قوتشان بیش تر باشد و نقاط ضعفشان کم تر.
به هر حال، هر کس هم نقاط قوت دارد و هم نقاط ضعف. مهم این است که ما در سنی واقع شده ایم که می توانیم به تدریج، نقاط قوت خود را اولا بشناسیم، ثانیا می توانیم با اراده ای قوی نقاط قوت را افزایش دهیم و از نقاط ضعف خویش، کم کنیم. در هر صورت، باید به این امر آگاهی پیدا کنیم که نقاط ضعف هر نوجوان و جوانی باعث نمی شود که او آدم بدی باشد و همچنین نقاط قوت هیچ کس هم سبب نمی شود که او مطلقا آدم خوبی باشد. در این مرحله، مهم این است که هر کس تا چه اندازه به فکر این است که اولا خودش را بشناسد و به نقاط قوت و ضعفش پی ببرد و در نهایت بتواند در تصمیم گیری های خود در زندگی، واقع بین باشد و مهارت حل مسائل را کسب کند.
شما باید فکر کنید که غیر از ائمه معصومین (علیه السلام) آیا کسی در دنیا وجود دارد که تمام ویژگی های او مثبت باشد؟ و آیا در دنیا کسی پیدا می شود که تمام ویژگی های او منفی باشد؟
پس حال که این طور نیست، باید این امید در شما زنده شود که حرکت تکاملی و رشدتان در صورتی تضمین شده است که سعی کنید به تدریج از نقاط ضعف خود بکاهید و به نقاط قوت خود بیفزایید و این هم، یک روز نمی شود و به زمان احتیاج دارد و باید به تدریج صورت بگیرد، تا موفقیت و سعادت حاصل شود.
شما باید این دیدگاه خودتان را اصلاح کنید که تصور نکنید شخص خوبی نیستید؛ زیرا بعضی از کارها را درست و کامل انجام نداده اید. یا این که صد در صد شخص خوبی هستید؛ چون بعضی از کارها را درست و کامل انجام داده اید! باید شما واقع بینانه فکر کنید و صادقانه بپذیرید که انسان خوبی هستید با فطرتی پاک و سالم که هنوز آلوده به فساد و یا انحراف اخلاقی نشده اید و یکی از نقاط قوت شما، قوه تعقل و تفکر شماست.
عاقلانه فکر کردن و از معیارهای دینی و به جا و به موقع استفاده کردن موجب پیشرفت و موفقیت همه انسانهای بزرگ بوده و هست؛ زیرا همه انسانهای بزرگ نیز، هم دارای نقاط قوت بوده اند و هم دارای نقاط ضعف. مهم این است که وجود نقاط ضعف سبب نگردیده که آنان از حرکت باز ایستند و خود را ناتوان احساس کنند؛ بلکه آنان همیشه دیدگاه مثبت و واقع بینانه داشته اند و این امر را در وجود خود و دیگران طبیعی دیده اند و سبب گردیده که با کمال قدرت و اراده، سعی و تلاش خود را در جهت صحیح با معیارهای دینی تطبیق دهند و احساس موفقیت کنند.
با تفکر، دیدگاه خود را منطقی کنید تا احساس رضایت نمایید.
جوانان در این دوران اغلب نسبت به اظهار نظر اطرافیان و صحبت های آنان بسیار حساس اند و به وسیله گوش دادن به آنچه که خانواده پدر و مادر یا همسالان و معلمان درباره آنان می گویند و یا با مشاهده این که دیگران چگونه نسبت به آنان رفتار و عکس العمل نشان می دهند، چیزهایی را درباره خودشان برداشت می کنند که ممکن است واقعیت نداشته باشد؛ زیرا آنان در این دوره سنی، هنوز چیزهای زیادی را تجربه نکرده اند و قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل را هنوز در خود توسعه نداده اند. این امر سبب می شود که بعضی از آنان، براداشت نادرستی از خود، پرورش دهند؛ زیرا بعضی از جوانان هنوز نمی دانند و یا بهتر بگوییم همه دیدگاه ها و جنبه های مختلف کارها را در نظر بگیرند. این موضوع برای آنان بسیار آسان است که فقط نقاط منفی و نقاط ضعفی را که درباره خودشان از دیگران می شنوند، تعمیم و گسترش دهند و تصور کنند که همه (اعم از اطرافیان، والدین، همسالان و دیگر دوستان) درباره آنان فکر می کنند که آنان، شخص مناسب و خوبی نیستند. لذا این تعمیم و گسترش تصور و پندار منفی، به طور منفی بر روی توانایی ها و حتی نقاط قوت آنان هم تاثیر گذاشته و خود را نمی پذیرند و یا دست کم می گیرند و لذا در انجام دادن کارها و وظیفه و تکالیف خود، سستی و لاابالیگری نشان می دهند.
بنابراین، مهم است که در این مرحله از رشد، جوانان بدانند و آگاه شوند که اولا هر فردی اظهار نظر دیگران را با دیدگاه منفی نسبت به خود تلقی نکند و بد نپندارد. ثانیا بر فرض پندار منفی دیگران، آن را از حقیقت و واقعیت ادراک خود نسبت به خودش جدا کند.
در حقیقت، اگر در دست او گوهر باشد و تمام مردم دنیا بگویند آن گردو است، او شکی به خود راه ندهد و اگر در دست او گردو باشد همه بگویند گوهر است، در تصور او تاثیری ایجاد نشود؛ زیرا اظهار نظر دیگران، حقیقت را تغییر نمی دهد و مهم این است که ما به حقیقت مسئله توجه کنیم نه اظهار نظر دیگران؛ زیرا اظهار نظر دیگران گاهی ممکن است مطابق با واقع باشد، و زمانی ممکن است مطابق با واقع نباشد.
اصولا این موضوع اهمیت دارد که هر فردی قبل از این که به چیزی متعهد شود و در مورد مسائل، دیدگاهی را قبول کند، باید همه جنبه ها را در نظر بگیرد و همچنین در مورد افراد و اشخاص همه ویژگی های آنها را در نظر بگیرد. تنها به یک بعد توجه نکند و بقیه جنبه های دیگر فرد را فراموش کند، در این صورت قضاوت و ارزشیابی او درباره مسائل غلط خواهد بود، به عنوان نمونه به این یک مورد اتفاق نگاه کنید که چگونه عده ای نسبت به عملکرد دانش آموزی به نام علی، فقط جنبه منفی را در نظر داشتند و از سایر جنبه های مثبت او در زندگی غافل بودند.
علی آقا در یک محله شلوغ زندگی می کرد. والدین او سرمایه زیادی نداشتند. به همین خاطر او بعد از ظهرها در نجاری کار می کرد و حتی عصرها روزنامه می فروخت تا بتواند در آمد زیادی کسب کند و بتواند برای مدرسه و زندگی خانواده خود، کمک بیشتری را فراهم بکند.
به همین جهت، در مدرسه خیلی نمرات بالایی را در مدرسه ها نمی گرفت و معلمانش دایم به او گوشزد می کردند که او باید بیش تر درس بخواند تا بالاترین نمره را بگیرد.
علی این را می دانست، اما آنها باز هم مرتب حرف های خود را تکرار می کردند. پایان ثلث، هنگامی که علی نمراتش را به خانه می برد، احساس بدی داشت؛ زیرا مسئولین مدرسه از نمرات او راضی نبودند.ناظم مدرسه به او می گفت: علی تو، به جایی نمی رسی؛ مگر این که سخت درس بخوانی مربی دیگر نیز همین حرف را تکرار می کرد. دوستانش نیز همین طور. وقتی که دیگران به او می گفتند: آه چه دانش آموز ناموفقی است! به سادگی فراموش می کردند که او چه نوجوان سختکوش و مسئولیت پذیری در زندگی خانوادگی بوده است.
بنابراین، همه فقط از یک دید به علی نگاه می کردند و بقیه جنبه های مثبت علی را فراموش کرده بودند. در حقیقت، درباره شخصیت این دانش آموز، تصور تحریف شده ای در ذهن داشتند، ولی علی نسبت به کار و خدمت به خانواده خود کاملا مطمئن بود و سعی داشت با به دست آوردن امکانات در آینده به تلاش مضاعف بپردازد و گذشته را جبران بکند، هر چند که دیگران به این امر توجهی نداشتند.