دنیای جوان

نویسنده : علامه سید محمد حسین فضل الله مترجم : مجید مرادی

پیش گفته مجله پیام زن

این کتاب که (( دنیا الشباب)) دنیای جوانان نام گرفته است مجموعه ای است از چند گفتگو با آیت الله که آقایان عادل القاضی و احمد احمد ،مصاحبه گری آن را به عهده گرفتند.چاپ این کتاب در سال 1374 و از سوی مؤسسة العارف للمطبوعات - لبنان انجام شده است. دنیا الشباب از تنوع یک مصاحبه برخوردار است و یکنواختی مقاله و نوشته های معمول را ندارد اضافه بر این ، هر کدام از مباحثی که در این کتاب به چشم می خورد در پاسخ به نیازی فکری و عقیدتی طرح شده است. آیت الله فضل الله در این کتاب مباحثی ارزشمند درباره جوان و شیوه های تربیتی نسل جوان عرضه کرده است که به عنوان برخی از این مباحث اشاره می شود. در آغاز کتاب به بررسی مسأله جوان در پرتو قرآن می پردازد و تربیت ابراهیمی را به عنوان سرمشق تربیت اسلامی تشریح می کند و تجربه نوح علیه السلام و فرزندش را در مقابل تجربه ابراهیم علیه السلام و اسماعیل علیه السلام ارزیابی می کند. بررسی قصه یوسف علیه السلام از ابعاد مختلف و بررسی مساله دوستی و دوستان خوب و بد در فصل نخست کتاب به چشم می خورد در فصل های دیگر که با عناوین جوانان و نقطه عطف ،جوانان و مسؤولیت تربیتی ،جوانان و فعالیت سیاسی - اجتماعی از دید شرع ،جوانان و تجربه علامه فضل الله ،همراه است با ده ها موضوع فرعی که در عین حال اساسی اند بر می خوریم.
امید آن که خوانندگان ارجمند و به ویژه نسل جوان جامعه اسلامی و انقلابی ما از این مباحث بهره کافی ببرد.
هدف نخست از اقدام پیام زن به ترجمه این اثر ،انتشار آن برای خوانندگان مجله بود که طی 15 قسمت از آغاز سال 1376 انتشار یافت. انگیزه دیگر ارائه اثر در قالب کتابی مستقل بود که اینک تقدیم علاقه مندان می شود. بی شک شخصیت علمی فرهنگی آیت الله فضل الله و آوازه جهانی ایشان به عنوان یک شخصیت مبارزه و تاثیر گذار در صحنه لبنان و آثار ارزشمندی که تا کنون از ایشان منتشر شده است ، و نیز دیدگاه جامع و استواری که در مسائل علمی - فرهنگی دارند ،همواره دیدگاه ها و آثار ارائه شده از سوی این شخصیت اسلامی را مورد استقبال محافل علمی و نسل تشنه معارف و حقایق دینی قرار می دهد. و از آن جمله است :دنیای جوان که موضوعات متعدد و نکات راهگشایی در بر دارد. مجله پیام زن تا کنون آثار چندی از ایشان را ترجمه و منتشر ساخته است که عمده ترین آن ترجمه کتاب ارزشمند ((تأملات اسلامیه حول المرأة)) است که طی 14 قسمت در سال های 74 - 1373 با عنوان اسلام زن و کنکاشی نوین در مجله منتشر شده است.
این اثر همانند بیشتر ترجمه های یاد شده در پیام زن ،به وسیله نویسنده محترم آقای مجید مرادی که آشنایی خوبی با آثار آیت الله فضل الله دارند و آثار چندی را از ایشان به فارسی بر گردانده اند ،ترجمه شده است و اینک با بازنگری مجدد تقدیم می گردد. لازم به ذکر است که در متن اصلی کتاب صفحاتی چند به استفاده اختصاص یافته است که نیاز به بازگو کردن آن نبود. موارد اندکی از پرسش ها پاسخ ها نیز در نگاه ناشر محترم برای خوانندگان ایران ،ضرورت طرح نداشت ،چه این که مصاحبه کنندگان محترم در پایان هر بخش مجموعه ای از روایات را نیز به تناسب مباحث آورده اند که در ترجمه به اصل گفتگو پرداخته شده و از ذکر آنها خودداری شد. در این جا از محضر آیت الله فضل الله که اجازه نشر این اثر را دادند و از مترجم به خاطر تلاشی که در ترجمه این اثر مبذول داشته است ،صمیمانه سپاس گزاری می کنیم.
مجله پیام زن
دی ماه 1378 - رمضان 1420
پیش از ورود به مباحث کتاب مقدمه مصاحبه گران عادل القاضی - احمد احمد را که در ابتدای کتاب آورده اند و دارای مفید و روشنگر است مرور می کنیم. و آن گاه به اصل کتاب می پردازیم.

مقدمه مصاحبه کنندگان

شما را به رفتار نیکی با جوانان سفارش می کنیم ،چرا که آنان دل نازک ترند...)) این جمله وصیت زیبای پیامبر اسلام است.
راستی چه قدر از پدران و مربیان به این حدیث توجه داشته اند؟ و اگر عملا توجهی به این سخن داشته اند چه اندازه در برخورد با این قشر سنی که در پر بارترین مرحله عمر خود قرار دارند ،موفق بوده اند !
روان شناسان دوره جوانی در دوره بحران روانی طولانی و درگیری دورانی شدید بین محرک ها و پاسخ ها می دانند و با جزم به این که جوانان در فضایی آکنده از دلهره و حیرت و سر در گمی و دل پریشی و انفعال قرار دارند. با آنان رفتار می کنند. دانشمندان علوم تربیتی معتقدند این بحران جوانی - اگر وجود چنین بحرانی را اصلا بپذیریم - همان بحران پایه ریزی و رشد شخصیت است ،بنابراین مسؤولیت مؤسسات تربیتی است که به بالا بردن پایه های ساختمان شخصیت جوان و استحکام آن ، همت گمارند.
عالمان علوم اجتماعی نیز به جوانان از زاویه ای می نگرد که گویی آنان دچار بحران سازگاری بحران دگرگونی و بحران دگرگونی و بحران رفتاری هستند.

آیابه راستی جوانان دچار بحران هستند؟! ما را اعتقادی به این سخن نیست.

اگر اعتراف کنیم که در دوره جوانی ،دوره سختی یا بحرانی هست ،این بحران در خود جوانان نیست ،زیرا جوانان پاکدل و نیک خمیر و زلال اندیش و مستعد تفاهم با عالم و آدمند.
مشکل ،مشکل ((جوان )) نیست و جوان و جوانی بحران نیستند ،مشکل و بحران تنها مشکل و بحران درک آنان و رفتار آنان است.
آری جوان - دختر یا پسر - ذاتا سرکش نیست و طبیعتی پریشان و نا آرام و سرشتی سخت و خشن ندارد. محیط و اجتماع - خانه یا مدرسه یا خیابان یا مرکز تربیتی - گاه به خوبی نمی دانند که چگونه باید طبع لطیف و نازک جوان را جهت بخشید و به سبب همین نا آگاهی و بر خورد خشن ،طبع او را به تندی و درشتی وادار می کنند همچنین گاه به کسی که از دوره طفولیت پا به مرحله رشد گذاشته است به غلط چنان می نگرد که گویی این شخص همان کودکی است که بوده و همچنان در مرحله کودکی گام بر می دارد و از آن نگذشته است شاید زبان حال چنین افراد غیر واقع بین است که در این بیت شعر آمده است :
«لم تزل لیلی بعینیی طفلة ----- لم تزد عن أمسی الا اصبعا»
لیلی همچنان در چشم من کودک خردسال دیروز است .
که از دوشنبه تاکنون بیش از اندازه انگشتی رشد نکرده است.
وقتی قیاسی چنین نا به جا صورت می گیرد دیگر از چنین افرادی ،انتظاری به جز افزایش فشار و جا انداختن ممنوعات و نیز کشیدن شمشیر حرام های عرفی غیر شرعی نمی توان داشت. به عنوان نمونه شما پدران و مادران و مدرسان و مربیان و اصلاح جویان را توجه می دهیم که به گوشه های مجله ها و نشریه ها آن جا که عنوان راه حل می خواهم یا مشکل و راه حل یا مشاوره به چشم می خورد نگاهی بیفکند تا در یابید که مشکل بزرگ تر ،بدفهمی و بدرفتاری با جوانان است.
از چنین شرایطی چه نتیجه ای به دست می آید؟
جوان - دختر یا پسر - پس از سرخوردگی از خانواده به نزدیک ترین فرد به خود که دوستان و رفیقان او باشند روی می آورد در این جاست که جوان با تجربه راه حل های اسفبار و خیالی و ناقصی همانند فیلم و رمان یا راه حل های پیشنهادی مجلات غیر اسلامی و منحرف روی می آورد. و گاه ممکن است دختر یا پسر جوان ،در ایین حالات سر در لاک خود فرو برد و با استدلال به وجود جو خفه کننده ای که با او بدفهمی و بدرفتاری کرده ارتباط خود را با جهان بیرون از خود قطع کند و در دنیای تنگ و تاریک خود با خیالات درونی و ذهنی و رؤیاهای جنسی به سر برد ،گاه با بال های رؤیا به سمت جهانی که در آن قابلیت ستایش شدن و درک شدن را می یابد به پرواز در آید و گاه به عنوان کمترین و ضعیف ترین عکس العمل به خشم و غضبی آتشین که حاکی از عزلت و ستیزه جویی و رمیدگی اوست روی آورد.
چرا ما جوانان را به اتخاذ موضعی منفی ناچار می کنیم؟!
آیا شایسته تر آن نیست که ما سینه ها و چهره ها و زبان و عقل خود را در برابر آنان گشاده و فراخ بداریم و به زبانی که آنان بفهمند به آنان بگوییم :دوستتان داریم و به سرنوشتتان می اندیشیم. ما دوست نداریم که شما تلخی خطاکاری و اشتباه را بچشید بر اساس درکی درست از زمانتان زندگی کنید. اما کسی که می خواهد راهی را بپیماید که پیش از آن نپیموده و از آن آگاهی ندارد ،شایسته است بپرسید :راه کدام است؟ و اگر چنین نکند ،گمراه و سرگردان و از راه دورتر خواهد شد. ما نمی خواهیم بر شما دیکته کنیم ،نمی خواهیم تکلیفی تکلیف آمیز بر شما بنهیم...در نصیحت ها و راهنمایی های خالصانه ما تدبیر کنید... ما از هر چه که پیرامون شما را در بر گرفته است به شما نزدیک تریم... خوشبختی شما ،خوشبختی ماست و بدبختی شما بدبختی ما... بیایید با هم دوستانه رفتار کنیم و...نقطه ای که می توان در آن به تفاهم دست یازید همین نقطه است که گفته شد : بگذارید دوستانه رفتار کنیم. این نقطه ،شاه بیت غزل تربیت نسل جوان است که ما را به حل زلال و شفاف مشکلات از راه حکمت و موعظه نیک و نه برخورد چماقی فرا می خواند.
فهم و تفاهم ،دو موضعی است که در هدایت نسل جوان ،شایسته بحث و دقت است تا آیا در محیط خانوادگی ما این شیوه رفتاری صمیمانه و دوستانه وجود دارد؟ اگر چنین است ،ما و فرزندان ما ،زندگی سعادتمندانه ای خواهیم داشت.
آیا در مدارس و انجمن ها و مراکز فرهنگی - آموزشی ما شیوه برخورد باز و کریمانه با جوانان وجود دارد؟ جوانانی که امید و آرزو و تحریک و ایمان را می طلبند. اگر چنین است پس ما امانت های گرانبهایمان را به دست های مطمئن و پاکیزه و امانتداری سپرده ایم. ما نمی خواهیم جوان ما بی پروا و بی بند و بار و تباه شد و گمراه باشد.
ما می خواهیم جوان جامعه ما سرشار از تعهد و آگاهی باشد و در جهت سازندگی و آبادانی بکوشد و به آرمان ها بیندیشد و به سوی قطع ریشه ها و رشته های وابستگی و فساد گام بر دارد ،تا جایگاه و موقعیت شایسته خود را بیابد و عزت و سعادت خود را که تنها در سایه شناخت و آگاهی اسلامی به دست می آید تضمین شده ببیند آری تنها آگاهی اسلامی است که گره های کور جامعه را حل می کند و افقی روشن فرا روی انسان ها می گذارد.
بر اساس آنچه ما از دیدگاه اسلام می فهمیم ،مرحله جوانی در بین مراحل مختلف زندگی مراحل میانین است. این دوره دوره رشد و آگاهی و ادارک است و اگر دختر یا پسر جوان شایست تحمل مسؤولیت نمی بود ،امکان نداشت که خداوند مسؤولیت تکلیف شرعی را ،که متضمن تعقل و اطاعات و پاداش عقوبت است ،بر او تحمل کند.
چه مسؤولیتی بالاتر از این که او خلیفه خدا در روی زمین باشد و وظایف و تکالیف شرعی اش را مانند سایر مکلفان انجام بدهد و مانند آنان خود را در برابر خدا مسؤول ببیند. چرا که در روز قیامت همه به طور مساوی در برابر خدا مسؤولند و بر اساس این که این فرد جوان و آن پیر ،در باره شان حکم نمی شود ،بل به اعتبار این که همه آنان به طور مساوی مکلف بوده اند.
متأسفانه واقعیتی تلخ در روش تربیتی مسلمان وجود دارد و آن این که برخی از ما کودک را در هفت سال اول رها می کنیم و در هفت سال دوم نیز همچنان وا می گذاریم و در هفت سال سوم به او مجال می دهیم تا به یله گی خود ادامه دهد ،بی آن که مراحل زندگی اش را تقسیم بندی کنیم و بر اساس اقتضای هر مرحله با او رفتار کنیم. به این ترتیب که در هفت سال دوم به او ادب بیاموزیم و در هفت سال سوم به رفاقت با او همراه شویم.
با این حال ما گاه از یاد می بریم یا خود را به فراموشی می زنیم که در مرحله پیش از بلوغ باید مقدمه و زمینه ورود آسان و روشن فرزند به عالم جوانی فراهم شود ،زیرا فرق بسیار است از کسی که چشم بسته وارد فضا می شود و طبعا همه چیز را بیگانه و نامأنوس می یابد و تا ،کسی که راه آشکار و پنهان ورود این عالم را می شناسد و آگاهی عمومی از آن دارد و آن گاه وارد آن می شود.
این فرق ،تفاوت کسی است که با فضایی هماهنگ و همساز است و کسی که برای اولین بار در آن گام می زند این مرحله پییش از بلوغ شبیه مرحله آمادگی و بازی کودکان پیش از ورود به دبستان است.
شریعت اسلامی ،عبادت بچه ممیز و پاداش گرفتن او بر این عبادت را پذیرفته است نه به لحاظ الزام و تکلیف که او ملزم و مکلف نیست بلکه از باب استحباب و نیز داوطلب شدن که استعداد قبول تکالیف سنگین را - زمانی که وقتش فرا برسد - در او پرورش می دهد.
از جهتی باید اعتراف کنیم ،مشکل تربیت پسران جوان در یک جانب و مشکل تربیت دختران جوان در جانبی دیگر قرار دارد. متاسفانه در بسیاری از خانواده های مذهبی نیز ،نگاه تحقیرآمیز به این موجود نازک و لطیف دختر است که تعیین کننده شیوه برخورد با اوست چنان که ترجیح و برتری دادن دختران و پسران امکانات تکنولوژی مدرن برخوردار و از شیوه ارزش گذاری صحیح و برخورد عادلانه بین دختر و پسر بی بهره است. برای یافتن راه حل برای مشکلاتی که گذشت و بسیاری مشکلات دیگر ،به حضرت آیت الله سید محمد حسین فضل الله پیشنهاد گفتگویی ارائه دادیم که در آن ژرفای مشکلات جوانان کاویده شود این اقدام ما از آن رو نبود که هیچ کس به این موضوع حیاتی نپرداخته است ،بلکه به این دلیل که تا آن جا که ما اطلاع داریم هیچ کدام ،صراحت و رک گویی و جرأت و جسارت نداشته اند و البته صراحت ،تاوانی و جرأت و جسارت پی آمدهایی دارد.
اما آیا حقیقت همچنان در صدف حلزونی ای پوشیده و بسته خواهد ماند و از آفتابی شدن بیمناک خواهد ماند؟! تا کی؟
ما معتقدیم پوشاننده حقیقت و بازی کردن با آن - چه کم و چه زیادش - جرمی مسلم است کسانی که از طرح حقیقت در فضایی آزاد می ترسند ،نسل جوان را از ثبات قدم بر پایه ای استوار ،که ورودشان را به آفاق گسترده میسر می کند ،محروم می کنند. این آفاق گسترده را اسلام هیچ گاه نبسته است و گناه بر گردن کسانی است که به بهانه های گوناگون بر آن قفل زدند. خوشبختانه امروزه شجاعت کافی را در عالمان راستینی که اهمیت این مرحله را در یافته اند سراغ داریم. اینان آستین همت را بالا زده اند تا علم خود را به مردم عرضه و ابراز دارند. با علامه فضل الله چهره به چهره در برابر حقیقتی ایستادیم که اگر چه دوره غیبتش طولانی بوده اما اینک تمام اصالت و گرمای صداقت و عظمت موضوعش آماده مطرح شدن به شکلی واقع بینانه است.
با علامه فضل الله تومار بحث را گستردیم تومار بحث از جوانانی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله درباره شان سفارش کرده است.
همراه ایشان در آیاتی از قرآن کریم که از جوانان در موقعیت پدر فرزندی و پیامبری و موقعیت فرزندی و دوستی و... سخن گفته است سیر کردیم.
آن گاه با ایشان باب سن بلوغ و نوجوانی را با بررسی دقیق ترین و مفصل ترین ویژگی ها و شؤون آن گشودیم حتی آنچه را معمولا با حیا و شرم یا در گوشی و در جلسات خاص و محدود گفته می شود مطرح کردیم.
نظر ما این است که مسؤولیت پرورش و ساختن ابعاد شخصیت جوانان ،مسؤولیتی مشترک است که همه تلاش ها و تجربه ها را به هماهنگی فرا می خواند. ما در این گفتگو درباره مسایل ریشه ای تربیت جوانان صحبت کردیم. از نقش معلم و مربی مسلمان شروع کردیم ،از تقلید ،خود باختگی ،پاداش و سزا ،غرب زدگی و پرورش و فرهنگ جنسی سخن گفتیم.
در عین حال ما از بعد فعالیت سیاسی - اجتماعی جوان غافل نبوده ایم و در یکی از نشست ها نظر علامه فضل الله را در باره مسایل سیاسی ،اجتماعی و دانشجویی جویا شدیم.
ما چنان حساب می کردیم که بحث ما در چارچوب های عام و وسیع همچنان ناقص خواهد بود ،از این رو ،برای تکمیل بحث مسیری فقهی را در جوانب مختلف شریعت بویژه مسایل مربوط به جوانان پیمودیم تا جواب هایی دریافت کنیم که مشکلات فراوانی را که محل جدل و مناقشه واقع شده است و بسیاری از آنها در نهایت حل نشده است حل کند.
از آیت الله فضل الله درباره غنا و موسیقی و مدل گرایی و آلات لهو و حتی فال گیری با فنجان و ستاره ها و بسیاری از موارد ابتلای جوانان که به ذهنمان خطور کرد ،پرسیدیم. این گفتگو در فاصله ای دو ساله انجام شد و تقصیر کند بودن گام ها از خود ماست.
از ایشان پرسیدیم :جوانی خود را چگونه گذرانیده اند و در جوانی خود را چگونه ساخته اند و شیوه تربیتی ای که درباره دختران و پسران جوان خود در پیش گرفته اند چه بوده است؟ با این سؤالات مرحله ای دیگر از مراحلی که ادعای استیفای تمام و کمال آن را نداریم تکمیل می شود.
هر چند تلاش کردیم تا نواقض را به طور کلی بر طرف کنیم و نقاط ضعف را تماما به قوت بدل کنیم نشد. این حقیقتی است که از گام نخست ،خود را آماده اقرار و اعتراف بدان کرده ایم. از این رو بر آن شدیم تا پس از پایان هر مرحله ای از مراحل جذاب گفتگو ،مجموعه ای از روایت مرتبط با موضوع بحث را به پیوست به خوانندگان جوان تقدیم کنیم. در پایان کتاب نیز مجموعه ای از فتاوای جوانانه - اگر این تعبیر درست باشد - را که نظرهای فقهی آیت الله فضل الله است افزودیم...
احمد احمد - عادل القاضی