فهرست کتاب


خورشید غایب

ثقه المحدثین میرزا حسین نوری‏ تلخیص: رضا استادی

باب هشتم: در ذکر پاره ای از زمان ها و اوقات مخصوص به امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) و تکلیف رعایا در آنها نسبت به آن جناب

عدد آنها هشت است؛
اول: شب قدر، بلکه هر سه شب مردد؛ یعنی شب 19 و 21 و 23 ماه رمضان؛
دوم: روز جمعه؛
سوم: روز عاشورا؛
چهارم: از وقت زرد شدن آفتاب تا غروب آن، در هر روز؛
پنجم: عصر دوشنبه ها؛
ششم: عصر پنجشنبه؛
هفتم: شب و روز نیمه شعبان؛
هشتم: روز نوروز.
اول: شب قدر، که شب بروز و ظهور قدر و منزلت و میمنت و سلطنت و عظمت و جلالت امام عصر (علیه السلام) است؛ در تفسیر علی بن ابراهیم به چند سند معتبر از حضرت باقر و صادق و کاظم (علیهم السلام) روایت کرده که در تفسیر آیه مبارکه فیها یفرق کل امر حکیم سوره دخان: آیه 4.فرمودند که: خداوند تقدیر می کند هر امری را از حق و باطل و آنچه می شود در این سال.
و از برای خداوند است در آن بداء و مشیت، که پیش اندازد آن چه را بخواهد و می دهد آن را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و می دهد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و می دهد آن را امیرالمؤمنین به ائمه (علیهم السلام)، تا این که می رسد به صاحب الزمان (علیه السلام) و شرط می کند در آن، بداء و مشیت و تقدیم و تاخیر را.
و نیز روایت کرده که: خداوند تقدیر می کند در شب قدر، آجال و ارزاق را و هر امری که حادث می شود، از موت و حیات، یا ارزانی و گرانی، یا خیر یا شر... نازل می شود ملائکه و روح القدس بر امام زمان (علیه السلام) و می دهند به او آنچه را که نوشتند از این امور.
و نیز روایت کرده که جناب باقر (علیه السلام) فرمود: مخفی نمی شود بر ما شب قدر، زیرا که ملائکه طواف می کنند به ما در آن شب.
و شیخ صفار در بصائر الدرجات روایت کرده از داوود بن فرقد که گفت: سؤال نمودم از او - یعنی صادق (علیه السلام) - از قول خداوند عزوجل: (انا انزلنا فی لیله القدر و ما ادریک ما لیله القدر) سوره قدر: آیات 1 و 2.؛
فرمود: نازل می شود در آنچه می شود در این سال، از موت یا ولادت.
گفتم به او: به سوی که نازل می شود؟
فرمود: به سوی که شاید باشد؟ الی من عسی ان یکون به درستی که مردم، این شب را در نماز و دعا و مسالت اند و صاحب این امر، در شغلی است؛ نازل می شود ملائکه به سوی او به جهت امور سال، از غروب آفتاب تا طلوع.
و نیز روایت کرده از عبدالله بن سنان که گفت: سوال کردم از آن جناب، از نصف شعبان؛
پس فرمود: در نزد من، از آن چیزی نیست، ولکن هر گاه شب نوزدهم از ماه رمضان شد، تقسیم می شود در آن، ارزاق، و نوشته می شود در آن، آجال، بیرون می آید در آن، برات و منشور حاج، و خداوند نظر لطف می فرماید به سوی بندگان خود؛ پس می آمرزد ایشان را، مگر شارب خمر.
پس هر گاه شب بیست و سوم شد، جدا می شود در آن، هر امر محکمی؛ آن گاه به پایان می رسد و امضا کرده می شود.
گفتم: به کی می رسد؟
فرمود: به سوی صاحب شما؛ یعنی امام شما.
در خبر حارث بن مغیره بصری فرمود: نوشته می شود در آن شب قدر، قافله حاج، و آنچه می شود در آن سال، از طاعتی یا معصیتی یا مردنی یا حیاتی...، آن گاه می افکند آن را به سوی صاحب الارض (علیه السلام).
حارت بن مغیره سوال کرد که: صاحب ارض کیست؟
فرمود: صاحب شما.
و علامه مجلسی رحمه الله علیه در زاد المعاد فرمود: از بعضی احادیث، ظاهر می شود که هر سه شب، قدرند و در شب اول، تقدیر امور می شود و در شب دوم، به کثرت دعا و عبادت، ممکن است بعضی تغییر بیابد و در شب سوم، حتم می شود و تغییر نمی یابد یا بسیار کم تغییر می یابد؛ بلا تشبیه، مانند حکم پادشاهان که اول تعلیقه می شود و تغییرش آسان است، بعد از آن ثبت دفاتر می شود و تغییرش دشوارتر است، اما به مهر آنان که مزین نگردیده، باز ممکن است تغییر بیابد، و چون به مهر آنان رسید، به منزله حتم است و تغییرش در نهایت سختی است.
و نیز در مقام ذکر مرغبات عبادت در شب قدر فرموده: چون حضرت صاحب الامر (علیه السلام) در تمام این شب، با ملائکه مقربین محشور است، و فوج فوج به خدمت او می آید و بر او سلام می کند و تقدیرات که برای او و سایر خلق شده است و بر او عرض می کنند، سزاوار نیست در چنین شبی، تاسی به امام خود نکنند و به غفلت به سر آورند.
و نیز از فوائد عبادت آن شب شمرده که: چون تقدیرات جمیع امور - از عمر و مال و فرزند و صحت و توفیق اعمال خیر و سایر امور - در این شب می شود، اصلاح تمام احوال سال، در دیوان اشقیا نوشته (شده) باشد، و در این شب، تغییر یابد و از زمره سعادتمندان نوشته شود؛ چنان که این مضمون، در اکثر دعاها و احادیث معتبره وارد شده است.
بنابر آنچه در گذشته ذکر شد - که دعا برای آن جناب را باید و قدم داشت بر دعای برای نفس خود، و در این شب مشغول است به آن امر عظیم الهی که در اخبار گذشته و غیر آن اشاره شد به آن - بهترین دعاها طلب نصرت و اعانت و حفظ الهی است برای آن جناب؛ چنان که گذشت که در شب بیست سوم، در جمیع حالات - چه در رکوع، چه در سجود و چه نشسته یا ایستاده بلکه در سایر اوقات - باید خواند آن دعا را که مضمونش پس از حمد خداوند و صلوات بر رسول و آلش (علیهم السلام)، این بود که:
بار خدایا! در این ساعت و هر ساعتی، ولی و حافظ و قائد و ناصر و راهنما و معین حجه بن الحسن المهدی (علیه السلام) باش.
پس از آن، توسل و استغاثه به آن جناب، و طلب اعانت و شفاعت در انجام آنچه می خواهد و باید به دست مبارک او جاری شود و به نظر انور او بگذرد، و تضرع و انابه، که نظر لطف و رافت خود را از بر ندارد و به وسیله ای خود را به نیکی در نزد آن جناب و ذکور نماید که او آنچه سزاوار بزرگی است، در این شب - که زمام امور به دست قدرت الهیه اوست - به او رفتار نماید.
دوم: روز جمعه که از چند جهت اختصاص و تعلق دارد به امام عصر (علیه السلام)؛
یکی آن که ولادت با سعادت آن جناب در آن بوده؛ چنانکه در باب اول ذکر شد؛
و دیگر آن که ظهور موفور السرور آن حضرت در آن روز خواهد بود، و ترقب و انتظار فرج، در آن روز، بیشتر از روزهای دیگر است؛ چنانکه در برخی از اخبار، تصریح به آن شده، و در زیارت مختصه به آن جناب در روز جمعه است که:
یا مولای! یا صاحب الزمان! صلوات الله و علی آل بیتک! هذا یوم الجمعه و هم یومک المتوقع فیه ظهورک و الفرج فیه للمومنین علی یدیک....
یعنی: ای آقا من ! ای صاحب الزمان، که درود خداوند بر تو و آل بیت تو باد! این روز جمعه است و آن روز تو است که انتظار کشیده می شود در آن، ظهور تو و فرج مومنین بر دست جناب تو.
و من - ای آقای من! - در آن میهمان تو هستم و پناه آورده به تو، و تویی آقای من، کریم و از اولاد کریمان، و ماموری به پناه دادن؛ پس مرا مهمانی کن و پناه ده!....
سید بن طاووس رحمه الله علیه در جمال الاسبوع از حضرت کاظم (علیه السلام) روایت کرده که فرمود به محمد بن سنان در روز جمعه که: آیا خواندی در این روز، واجب از دعا را؟
پرسیدم کدام است؟
فرمود، بگو: السلام علیک ایها الیوم الجدید المبارک (المتبارک خ) الذی جعله الله عیدا لاولیانه المطهرین من الدنس الخارجین من البلوی المکرورین مع اولیانه المصفین من العکر الباذلین انفسهم فی محبه اولیا الرحمن تسلیما... بحار الانوار: ج 89، ص 331.
یعنی: سلام بر تو باد ای روز تازه مبارکی که گردانده او را خداوند عید از برای دوستان خود که پاک شدگانند از قذرات و بیرون شدگانند از فتنه، و رجعت کنندگانند با اولیای او (علیهم السلام) و تصفیه شدگانند از درد و کثافات عقاید و اعمال قبیحه، و بذل کنندگان جان های خود را در محبت اولیای خداوند.
علامه مجلسی رحمه الله علیه در بحار نقل کرده از کتابی قدیم، از تالیفات قدمای علمای ما که: چون نماز صبح را خواندی در روز جمعه، ابتدا کن به این شهادت، آن گاه به صلوات بر محمد و آل او (علیهم السلام) و آن دعایی است طولانی، و بعضی از فقرات آن این است:
اللهم کن لولیک فی خلقک و لیا و حافظا و قائدا و ناصرا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه منه طولا و تجعله و ذریته فیها و الائمه الوارثین و اجمع له شمله و اکمل له امره و اصلح له رعیته و ثبت رکنه و افرغ الصبر منک علیه حتی ینتقم...؛ اللهم اکفه هول عدوه و انسهم ذکره و ارد من اراده و کد من کاده و امکر بمن مکره به واجعل دائره السوء علیهم؛ اللهم فض جمعهم و فل حدهم و ارعب قلوبهم و زلزل لقداهم و اصدع شعبهم و شتت امرهم فانهم اضاعوا الصلوات و اتبعوا الشهوات و عملوا السیات و اجتنبوا الحسنات فخدهم بالمثلات و ارهم الحسرات انک علی کل شی قدیر بحار الانوار: ج 89، ص 340..
زیارت امام عصر (علیه السلام) در روز جمعه
و سید جلیل، علی بن طاووس در جمال الاسبوع این زیارت را برای حضرت حجت (علیه السلام) در روز جمعه نقل فرموده:
السلام علیک یا حجه الله فی ارضه! السلام علیک یا عین الله فی خلقه! السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون و یفرج به عن المومنین! السلام علیک ایها المهذب الخائف! السلام علیک ایها الوالی الناصح! السلام علیک یا سفینه النجاه! السلام علیک یا عین الحیاه! السلام علیک صلی الله علیک و علی آل بیتک الطیبین الطاهرین! السلام علیک عجل الله لک ما وعدک من النصر و ظهور الامر! السلام علیک یا مولای انا مولاک عارف باولیک و اخریک اتقرب الی الله تعالی بک و بال بیتک و انتظر ظهورک و ظهور الحق علی یدیک و اسال الله ان یصلی علی محمد و آل محمد و ان یجعلنی من المنتظرین لک و التابعین و الناصرین لک علی اعدائک و المستشهدین بین یدیک فی جمله اولیائک؛ یا مولای! یا صاحب الزمان! صلوات الله علیک و علی آل بیتک! هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک و الفرج قیه للمومنین علی یدیک و قتل الکافرین بسیفک و انا - یا مولای! - قیه ضیفک و جارک و انت - یا مولای - کریم من اولاد الکرام و مامور بالضیافته و الاجاره فاضعفی و اجزنی، صلوات الله علیک و علی اهل بیتک اطاهرین!.
و سید بن طاووس رحمه الله علیه بعد از نقل این زیارت می فرماید: و من این شعر را می خوانم بعد از این زیارت:

نزیلک حیث ما اتجهت رکابی - و ضیفک حیث کنت من البلاد

یعنی به هر جا که شترم متوجه شد و مرا ببرد و فرود آورد، من به در خانه احسان و نعمت تو فرود آمده ام و میهمان خوان جود و کرم جناب توام در هر شهر و دهکده که باشم این زیارت در مفاتیح الجنان محدث قمی نقل شده است..
و نیز مستحب است دعای ندبه معروفه - که متعلق است به آن حضرت، و در حقیقت، مضامین آن، سوزنده دلها، و شکافنده جگرها، و ریزنده خون، از دیدگان آنان است که اندکی از شربت محبت آن جناب نوشیده، و تلخی زهر فراق او به کامشان رسیده باشد - در روز جمعه خوانده شود، بلکه در شب آن نیز؛ چنانکه در یکی از مزارات قدیمه که مؤلف آن، معاصر سیخ طبرسی - صاحب احتجاج - است، روایت شده است.
بهترین اعمال در روز جمعه
و نیز فرمودند که بهترین اعمال در روز جمعه، گفتن: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم است، صد مرتبه بعد از نماز عصر روز جمعه، و در بسیاری از ادعیه روز جمعه، طلب نصرت و تعجیل فرج و ظهور شده است.
در اول دعای تعقیب ظهر روز جمعه است که: بار خدایا! جان مرا که وقف شده است بر تو و حبس شده است، برای فرمان تو، بخر از من به بهشت، با معصومی از عترت پیغمبر خود محزون مخزون. است به جهت مظلومی او، و نسبت داده شده به ولایت به ولایت. او که پر نمایی به او، زمین را از عدل، چنانکه پر شده از ظلم و جور.
سوم: روز عاشورا که روز سرافراز شدن حضرت حجت (علیه السلام) است از جانب خداوند عزوجل به لقب قائم؛ چنانکه شیخ جعفر بن محمد بن قولویه (رحمه الله علیه) در کامل الزیاره روایت کرده از محمد بن حمران که گفت: حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: چون شد از امر حسین بن علی (علیه السلام) آنچه شد، ناله و فریاد کردند ملائکه به سوی خداوند عزوجل و گفتند: ای پروردگار ما! چنین می کنند با حسین، برگزیده و پسر پیغمبر تو.
فرمود: پس، واداشت خداوند برای ایشان، ظل قائم (علیه السلام) را. و فرمود: به این، انتقام می کشم برای حسین (علیه السلام) از آنها که بر او ظلم کردند.
شیخ صدوق (رحمه الله علیه) در علل الشرایع روایت کرده از ابو حمزه ثمالی که گفت: گفتم به حضرت باقر (علیه السلام): یا بن رسول الله! آیا همه شما قائم به حق نیستند؟
فرمود: بلی!
گفتم: پس چرا قائم (علیه السلام) را قائم می گویند؟
فرمود: چون جدم حسین (علیه السلام) کشته شد، ناله کردند ملائکه به سوی خدای تعالی و گریه و زاری نمودند و گفتند: الهنا و سیدنا! آیا اعراض خواهی فرمود از کسی که بکشد برگزیده تو و پسر برگزیده و مختار از خلق تو را؟
پس خداوند وحی فرستاد به سوی ایشان که: قرار گیرید ای ملائکه من! قسم به عزت و جلال خود که البته انتقام می کشم از ایشان، هر چند بعد از زمانی باشد.
ان گاه خدای تعالی ظاهر نمود ائمه از فرزندان حسین (علیه السلام) را برای ملائکه؛ پس ملائکه به این مسرور شدند؛ پس ناگاه دیدند که یکی از ایشان ایستاده و نماز می کند؛ پس خدای عزوجل فرمود: به این ایستاده انتقام می کشم از ایشان.
و نیز (عاشورا) روز خروج و ظهور ان حضرت است؛ چنانکه شیخ مفید (رحمه الله علیه) در ارشاد روایت کرده از ابی بصیر که گفت: فرمود حضرت صادق (علیه السلام): منادی ندا می کند به اسم حضرت قائم (علیه السلام) در شب بیست و سوم - یعنی از ماه رمضان - و خروج می کند در روز عاشورا، و آن، روزی است که کشته شد در آن روز، حسین بن علی (علیهما السلام).
و در تفسیر علی بن ابراهیم روایت است که فرمود: آیه اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر سوره حج: آیه 39. نازل شده در شان قائم (علیه السلام) به درستی که آن حضرت، خروج نماید و مطالبه می کند خون حسین (علیه السلام) را.
در غیبت فضل بن شاذان روایت شده که شعار اصحاب آن حضرت این است: یا لثارات الحسین.
و در یکی از زیارات جامعه در سلام بر آن حضرت مذکور است:
السلام علی الامام العالم الغائب عن الابصار و الحاضر فی الامصار و الغائب عن العیون و الحاضر فی الافکار بقیه الاخیار، وارث ذی الفقار الذی یظهر فی بیت الله الحرام ذی الاستار و ینادی بشعار یا لثارت الحسین انا الطالب بالاوتار، انا قاصم کل جبار القاعم المنتظر ابن الحسن علیه و آله افضل السلام بحارالانوار: ج 102، ص 193..
و در زیارت عاشورا مکرر خواسته شده که خداوند روزی فرماید طلب خون سیدالشهدا (علیه السلام) را با امام ظاهر ناطق، مهدی منصور از آل محمد (علیهم السلام)، و مکرر ائمه و اصحاب ایشان در نثر و نظم، خود را تسلی می دادند از آن مصیبت عظیمه و رزیه جلیله به ظهور قائم آل محمد (علیهم السلام) پس روز عاشورا که هم روز ظهور آن جناب است و هم مقصد اعظم برداشتن کرب و اندوه است که آن روز آورده، اختصاصی تمام به آن جناب دارد و باید اهتمام نمود در آن - بعد از ادای مراسم تعزیت و تاسی به آن حضرت در گریه و زاری - در لعن و نفرین و طلب هلاک اعدای آل محمد (علیهم السلام) و طلب نصرت و مظفر و تعجیل برای آن جناب؛ چنان که در اعمال آداب و آن روز اشاره شده است.
چنان که در یکی از اعمال جلیله آن روز - که مشتمل است بر هزار لعن بر قاتل سیدالشهدا (علیه السلام) - از فقرات دعایی که باید در قنوت خواند این است:
اللهم ان سبلک ضائعه و احکامک معطله و اهل نبیک فی الارض هائمه کالوحش السائمه. اللهم اعل الحق و استنقذ الخلق و امنن علینا بالنجاه و اهدنا للایمان و عجل فرجنا بالقائم (علیه السلام) و اجعله لناردءا و اجعلنا رفدا... اللهم اعل کلمتهم و افلج حجتهم و ثبت قلوبهم و قلوب شیعتهم علی موالاتهم و انصرهم و اعنهم و صبرهم علی الاذی فی جنبک و اجعل لهم ایاما مشهوره و ایاما معلومه کما ضمنت لاولیائک فی کتابک المنزل فانک قلت: وعد الله الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبد لنهم من بعد خوفهم امنا بحارالانوار: ج 101، ص 311..
چهارم: از وقت زرد شدن آفتاب تا غروب آن از هر روز، مخصوص اوست بنابر تقسیمی که علما کرده اند هر روز را از طلوع فجر تا غروب آفتاب به دوازده بخش به نحوی که حسب فصول، فرقی نکند، و هر قسمی منسوب به امامی است (و ساعت آخرین از وقت زرد شدن آفتاب تا غروب آن، مختص امام زمان (علیه السلام) است).
پنجم: عصر دوشنبه.
ششم: عصر روز پنج شنبه، که در آن دو وقت، اعمال عباد عرض می شود بر امام عصر (علیه السلام)، چنان که در عصر هر امامی بر آن امام، عوض می شد، و در زمان حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن جناب، و اخبار در این باب بسیار است و در غالب آن، تصریح به عصر نشده ولکن در بعضی دیگر اشاره شده است.
شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان در ذیل آیه شریفه و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون سوره توبه: آیه 105. گفته: اصحاب ما روایت کردند که اعمال امت عرض می شود بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هر دوشنبه و پنج شنبه، پس می شناسند آنها را، و ایشانند مقصود از قول خداوند: و المومنون.
و از غرایب آن که، شیخ ابوالفتوح رازی در تفسیر خود ج 6، صاحب الزمان 109 چاپ اسلامیه. فرموده که: در اخبار آمده که اعمال امت را در هر شب دوشنبه و پنج شنبه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کنند و بر ائمه (علیهم السلام) و مراد به مومنان، امامان معصوم باشند.
و در امالی شیخ طوسی و بصایر صفار روایت است از داوود رقی که گفت: نشسته بودم در نزد حضرت صادق (علیه السلام) که ناگاه - ابتدا از پیش خود - فرمود: ای داوود! به تحقیق که عرض شد بر من اعمال شما، روز پنج شنبه؛ دیدم در آنچه عرض شد بر من از عمل تو، صله تو فلان پسر عمومیت را؛ پس این، مرا مسرور کرد؛ به درستی که می دانم که صله تو، زودتر عمر او را فانی و اجل او را قطع می کند.
داوود گفت: مرا پسر عمی بود خبیث و معاند؛ رسید به من بدی حال او و عیالش؛ پس، پیش از بیرون آمدن به سمت مکه، براتی نوشتم برای مخارج او، چون به مدینه رسیدم، حضرت صادق (علیه السلام) مرا به این خبر داد.
و نیز در بصائر الدرجات صفار روایت است از آن جناب که فرمود: اعمال، عرض می شود روز پنج شنبه به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام).
و در خبر دیگر فرمود: اعمال عباد عرض می شود بر پیغمبر شما هر شامگاه روز پنج شنبه؛ پس حیا کند یکی از شماها که عرض شود بر پیغمبر او، عمل قبیح.
و نیز از یونس روایت کرده که گفت: شنیدم از حضرت امام رضا (علیه السلام) که ذکر ایام می فرمودند، چون ذکر فرمود پنج شنبه را، پس فرمود که: آن روزی است که عرض می شود اعمال بر خداوند و رسولش و ائمه (علیهم السلام).
و نیز از عبدالله بن ابان روایت کرده که گفت: گفتم جناب رضا (علیه السلام) و میان من و آن جناب چیزی بود که: بخوان خدا را بر من و برای موالیان خود؛ پس فرمود: والله! که اعمال شما عرض می شود بر من در هر پنج شنبه.
سید جلیل، علی بن طاووس در رساله محاسبه النفس می گوید: من دیدم و روایت کردم در روایات متفقه از ثقات، که روز دوشنبه و روز پنج شنبه عرض می شود اعمال در آن دو، بر خداوند عزوجل، و روایت شده از اهل بیت (علیهم السلام) که در روز دوشنبه و پنج شنبه عرض می شود اعمال بر خداوند جل جلاله و بر رسول او و بر ائمه (علیهم السلام).
آن گاه از جد خود، شیخ طوسی (رحمة الله علیه) نقل کرده که در تفسیر تبیان خود فرمود: روایت شده که اعمال عرض می شود بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هر دوشنبه و پنج شنبه، پس عالم می شود به آن، و همچنین عرض می شود بر ائمه (علیهم السلام)، پس می شناسند آن را.
و پس از نقل جمله ای از اخبار بر این مضمون، از طریق اهل سنت نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: عرض می شود اعمال امت، من در هر هفته، دو مرتبه؛ روز دوشنبه و روز پنج شنبه؛ پس می آمرزد هر یک از بندگان خود را، مگر بنده ای که میان او و برادرش عدواتی باشد؛ پس می فرماید؛ بگذارید این دو را.
و نیز روایت کرده که: آن حضرت، روز دوشنبه و پنج شنبه را روزه می گرفتند، پس سبب آن را کسی از آن جناب پرسید؛ پس فرمود: اعمال بالا می رود در هر دوشنبه و پنج شنبه و دوست دارم که عمل من بالا رود در حالتی که من صائم باشم.
پس سید فرمود: سزاوار است که انسان در هر دوشنبه و پنج شنبه محافظت کند به هر طریقی در طلب توفیق، و مبادا که در این دو روز، خود را در استظهار در طاعت، مهمل بگذارد.
و در کشف المحجه به فرزندش وصیت کرده که: عرض کن حاجت خود را بر حضرت مهدی (علیه السلام) در هر روز دوشنبه و هر روز پنج شنبه از هر هفته به آن جناب، بعد از سلام بر او - به زیارت سلام الله الکامل التام (که در باب هفتم گذشت)
و بگو: یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین تا آخر کلمات شریفه که چون منقول نبود و اختصاص داشت به سادات، نقل نکردیم.
و بالجمله: آخرین این دو روز که به مقتضای اخبار مستفیضه، روز عرض اعمال است - بنا به روایت شیخ طوسی در غیبت، اولا بر حضرت حجت (صلی الله علیه و آله و سلم)، آنگاه بر خدای تعالی - و هم به حسب تقسیم ساعات روز، مختص است به آن جناب، و نیز وقت تبدیل ملائکه حفظه است - که موکلین روز، بالا روند و موکلین شب، فرود آیند - باید نهایت مراقبت و مواظبت نمود در اصلاح اعمال و تدارکات آنچه فوت شده، و رفع شواغل و موانع از توجه و تضرع و انابه، و برخاستن از مجالس اهل غفلت، و توسل به امام عصر (علیه السلام) و خواستن از آن جناب، شفاعت در اصطلاح صحایف اعمال و تبدیل سیئات آن به حسنات و تمام کردن حسنات او به فاضل حسنات خود، حسب دعای مشهور از آن جناب که برای شیعیان خود کرده بود و از خداوند خواستند که چنین کند.
و نیز در شب و روز دوشنبه و پنج شنبه سعی کند در کردن علمی خالص، که شاید به برکت آن، از مفاسد باقی در گذرند.
هفتم:
شب و روز نیمه شعبان، که ولادت با سعادت آن جناب (علیه السلام) در آن بوده و این نعمت عظیمه را خداوند، در آن به بندگانش عطا فرموده. کافی است در مقام بیان تعظیم و احترام این وقت شریف، آنچه لسان اهل البیت (علیه السلام)، عالم ربانی، سید علی بن طاووس (رحمه الله) در اقبال گفته که: بدان! مولای ما مهدی (علیه السلام) کسی است که اطباق کردند اهل صدق از کسانی که اعتماد بر ایشان هست، به این که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده امت را به ولادت آن جناب، و بزرگی انتفاع مسلمین، به ریاست او و دولت او...
هشتم:
روز نوروز که روز ظهور امام عصر (علیه السلام) است.
ولکن مخفی نماند که بودن روز خروج امام زمان (علیه السلام)، روز جمعه و نوروز و عاشورا، نه به نحوی است که در سال های بسیاری که توافق نکنند، منتظر فرج نتوان شد؛ زیرا غیر ظهور و خروج حضرت حجة بن الحسن بن علی المهدی (علیه السلام) - که حال (یعنی زمان تالیف کتاب نجم الثاقب) از عمر شریفش، هزار و چهل و چند سال می گذرد - که خواهد شد و تبدیل و خلفی در او نخواهد شد، مابقی آنچه رسیده، از نشانه ها علامات پیش از ظهور و مقارن آن، همه قابل تغییر و تبدیل و تقدیم و تاخیر و تاویل به چیز دیگر - که از اهل بیت عصمت (علیه السلام) رسیده باشد - هست؛ حتی آنها که در شمار علائم حتمی ذکر شده؛ چه ظاهراً مراد از حتیم بودن در آن اخبار، نه آن است که هیچ قابل تغییر نباشد، بلکه مراد و الله یعلم - مرتبه ای است از تاکید در آن، که منافاتی با تغییر در مرحله (ای) از انحای وجود آن نداشته باشد.
تنبیه
بر ارباب بصیرت معلوم است که چنانکه زمان های مذکوره را اختصاص است به حضرت حجت (علیه السلام) - که لازم دارد توجه و استغاثه و عمل به مراسم عبودیت، آن جناب را زیاده از سایر اوقات - بعضی از امکنه نیز هست که به ملاحظه پاره ای از اخبار عامه و خاصه - احتمال قریب دارد، بودن آن جناب را در آن جا در وقتی مخصوص؛ پس سزاوار است حاضر شدن در آن مکان، هر چند نبیند یا نشناسد آن جناب را؛ چه اقامه آن جناب در مکانی، اسباب نزول رحمت و برکات و الطاف خاصه الهیه است، و شاید به برکت مجاورت، و بودن با آن معدن خیر و برکت، لطف عام و رحمت، شامل حال او شود، هر چند مستحق نباشد؛ چنان که در بودن یا کسانی که مورد غضب و لعنت خداوندی اند، خوف شمول لعن، و دور شدن از رحمت الهیه است اگر لعن بر آنان وارد شود.
شیخ صدوق در کمال الدین فرموده: روایت است در اخبار صحیح از ائمه ما (علیه السلام) که هر کس ببیند رسول خدا یا یکی از ائمه (علیه السلام) را که داخل شده در شهری یا قریه ای در خواب خود، پس به درستی که آن، امان است برای اهل آن شهر یا قریه از آنچه می ترسیدند و حذر می کردند، و رسیدن است به آنچه آرزو داشتند و امید رسیدن آن را داشتند.
و شیخ کلینی و شیخ طوسی روایت کردند از محمد بن مسلم که گفت:
گذشت به من حضرت باقر یا حضرت صادق (علیهما السلام) و من نشسته بودم در نزد قاضی در مدینه.
فردا رفتم خدمت آن جناب؛ فرمود به من: چه مجلسی بود که دیروز تو را در آن دیدم؟
گفتم: فدای تو شوم! به درستی که این قاضی مرا اکرام می کند؛ پس بسا می شود که در نزد او می نشینم.
فرمود: چه چیزی تو را ایمن داشته از این که لعنتی فرود آید، پس فرو گیرد اهل مجلس را؟!.
و شاهد این دو مطلب در اخبار بسیار است و غرض، تنبیه بر غنیمت دانستن حضور در آن امکنه است از جمله آنهاست:
عرفات در موسوم حج، و سایر بقاع شریفه در اوقات شریفه که در شرع، ترغیب و تاکید شده در حضور آن جا در آن اوقات، و مکان تشبیع و نماز بر جنازه مومن.
که در روایت، (وعده حضور امام عصر بر سر جنازه مؤمنین داده شده).

باب نهم: در ذکر اعمال و آداب مخصوص، جهت ملاقات آن حضرت (علیه السلام)

آدابی که به برکت آنها می توان حضرت را زیارت کرد:
در ذکر اعمال و آدابی که شاید بتوان به برکت آنها به سعادت ملاقات حضرت حجت (علیه السلام) رسید؛ شناسد یا نشناسد؛ در خواب یا بیداری، و بردن بهره و فیضی از آن حضرت؛ هر چند که نباشد مگر زیادتی نور یقین و معرفت وجدانی به آن وجود معظم، که از اهم مقاصد است.
از حکایت باب یازدهم معلوم می شود که رسیدن به این مقصود، و بلوغ این مرام، در غیبت کبری ممکن و میسور (است)، بلکه مکشوف می شود که می توان به وسیله علم و عمل تقوای تام معرفت و تضرع و انبات تهذیب نفس از هر غل و غش و ریبه و شک و شبهه و صفات مذمومه، قابل تلقی اسرار، و دخول در سلک خاصان و خواص، شد و از کلمات علمای اعلام، در باب یازدهم، شواهدی ذکر می شود.
مقصود در این جا، نه بیان دست آوردن راه آن است؛ که زیاده بر ادای تمام فرایض و سنن و آداب، و ترک تمام محرمات و مکروهات و مبغوضات، به نحوی که از او خواسته اند، سایر مقدمات آن، مستور و مخفی (است) جز بر اهلش مکشوف و مبین ندارند؛ بلکه غرض، به دست آوردن راهی است که شاید به وسیله آن، در عمر خویش، نوبتی به این نعمت برسد؛ هر چند در خواب باشد.
مخفی نماند که از تامل در قصص و حکایاتی که در باب یازدهم یاد می گردد، معلوم می شود که مداومت بر عمل نیک و عبادتی مشروعه و کوشش در انابه و تضرع، در مدت چهل روز، به جهت این مقصد، از اسباب قربیه و وسیله های عظیمه است؛ چنان که رفتن چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله، یا چهل شب جمعه در کوفه، با اشتغال به عبادت، از عمل های متداوله معروفه است که بسیار از علما و صلحا دعوای تجربه کرده اند.
و نیز زیارت سید الشهدا (علیه السلام)، در چهل شب جمعه و امثال آن.
و ظاهرا مستندی مخصوص در دست ایشان نباشد - نه برای عدد مذکور و نه برای عمل - جز آنچه از کتاب سنت ظاهر می شود؛ که مدوامت بر دعا در چهل روز، در اجابت و قبول، موثر است.
در کافی روایت است که محمد بن مسلم گفت: گفتم به جناب باقر، یا صادق (علیهما السلام) که: ما می بینیم مرد که برای اوست عبادت و کوشش و خشوع، ولکن قائل نیست به حق - یعنی به امامت ائمه (علیهم السلام) - پس آیا او را هیچ منفعت می دهد؟
فرمود: ای محمد! به درستی که مثل کسانی که به امامت ائمه قائل نیستند و عبادت می کنند.
مثل اهل بیتی بود که در بنی اسرائیل بودند، که هیچ کدام از ایشان، چهل شب کوشش نمی کرد، مگر آن که چون دعا می کرد، به اجابت می رسید.
مردی از ایشان، چهل شب سعی و کوشش کرد، آن گاه دعا کرد، پس به نزد عیسی بن مریم (علیهما السلام) آمد و شکایت کرد نزد آنه جناب، از آن حالی که به آن مبتلا شده، و تقاضا کرد که برای او دعا کند، پس عیسی تطهیر کرد و دو رکعت نماز به جای آورد؛ آن گاه خدای عزوجل را خواند.
پس خداوند وحی فرستاد به سوی او که: ای عیسی! به درستی که بنده من به نزد من آمد به غیر آن در که باید از آن در درآید؛ به درستی که او ما را دعا کرد و در دلش شکی بود از تو، پس اگر ما را دعا کند تا آن که گردنش قطع شود و انگشتانش بر یزد، اجابت نمی کنم او را.
پس عیسی ملتفت او شد و فرمود: دعا می کنی خداوند را و حال آن که در دلت شکی است از پیغمبر او.
پس گفت: ای روح الله و کلمه او! این چنین بود و الله آنچه گفت؛ پس دعا کن خدا را که این را از من زایل کند.
پس عیسی دعا کرد و خداوند توبه او را قبول فرمود و پذیرفت از او.
و چون اجمالا معلوم شد ماخذ عمل معهود علما و صلحا و اخیار در مواظب چهل شب و روز چهارشنبه یا جمعه، در کوفه یا سهله یا کربلا، به جهت این مقصد عظیم، و نبودن خصوصیتی در هیچ یک از آنها، ظاهر می شود که هر کس باید به حسب مقام و حالت و مکان و زمان و قدرت خود، نظر کند به دقت و تامل، یا از دانای بصیری جویا شود که از اعمال حسنه شرعیه و آداب سنن احمدیه، کدام یک نسبت به او اولی و ارجع است که بدان مواظبت کند؛ زیرا ممکن است عملی از گفتنی ها یا کردنی ها نسبت به کسی مرجوع، و نسبت به دیگری راجح باشد؛ و بر فرض رجحان، تفاوت مراتب و درجات اعمال، بسیار است.
پس ممکن است که از کسی بذل و انفاق مال در محلش مطلوب باشد، و از دیگری تعلیم، و از دیگری نماز، و از دیگری روزه، و از دیگری زیارت، و هکذا، ولکن در همه آنها رعایت باید نمود شروط مشترکه را، چون ادای فرایض و اجتناب محرمات و طهارت مؤکول و مشروب و ملبوس و حلیت آنها، زیاده از آنچه به ظاهر می توان کرد، تخلیص نیت و غیر اینها که مقام بیان آنها نیست.
دعاهایی که به واسطه خواندن آن می توان حضرت حجت (علیه السلام) را در خواب یا بیداری دید.
و اما اعمال مخصوصه برای حاجت مذکوره؛ چه آن که مختص به امام زمان (علیه السلام) باشد، یا به مشارکت سایر ائمه، بلکه انبیا (علیهم السلام)؛ پس چند چیز از آنها مذکور می شود:
اول: سید جلیل، ابن باقی در اختیار مصباح روایت کرده از حضرت صادق (علیه السلام) که فرمود: هر کس بخواند بعد از هر نماز فریضه این دعا را، پس به درستی که او خواهد دید امام م ح م د بن الحسن (علیه السلام) را در بیداری یا در خواب:
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم بلغ مولانا صاحب الزمان اینما کان و حیثما کان من مشارق الارض و مغاربها سهلها و جبلها عنی و عن والدی و عن والدی و اخوانی التحیه و السلام عدد خلق الله، وزنه عرش الله و ما احصاه کتابه و احاط به علمه.
اللهم انی اجدد له فی صبیحه هذا الیوم و ما عشت فیه من ایام حیاتی عهدا و عقدا و بیعه له فی عنقی لا احول عنها و لا ازول ابدا.
اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه و الذایین عنه و الممتثلین لا وامره و نواهیه فی ایامه. المستشهدین بین یدیه.
اللهم فان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخر جنی من قبری موتزرا کفی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملیبا دعوه الداعی فی اللحاضر و البادی.
اللهم ارنی الطلعه الرشید و الغره الحمید و اکحل بصری بنظره منی الیه و عجل فرجه و سهل مخربه.
اللهم اشدد ازره و قو ظهره و طول عوره و اعمر اللهم به بلادک و احی به عبادک فانک قلت و قولک الحق ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلواتک علیه و آله حتی لا یظفر بشی ء من الباطل الا مزقه و یحق الله الحق بکلماته و یحققه.
اللهم اکشفت هذه الغمه عن هذه الامه بظهوره انهم یرونه بعیدا و نزیه قریبا و صلی الله علی محمد و آله بحار الانوار: ج 86 ص 61. .
دوم: شیخ ابراهیم کفعمی در النه الواقیه فرموده که: دیدم در بعضی از کتب اصحاب خود که هر کس اراده کرده دیدن یکی از انبیا و ائمه (علیهم السلام) را با سایر مردم یا فرزندان خود را در خواب، پس بخواند سوره شمس، قدر، کافرون، توحید، و معوذتین یعنی سوره ناسو و فلق.، آن گاه بخواند سوره توحید را صد مرتبه، و صلوات بفرستد بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صد مرتبه و بخواند بر طرف راست؛ پس به درستی که خواهد دید آن را که قصد کرده - ان شاء الله تعالی - و سخن خواهد گفت با آنها با آنچه می خواهد از سوال و جواب.
و دیدم در نسخه دیگر، همین را بعینه، جز آن که گفت: به جا می آورد این را هفت شب، بعد از دعایی که اولش این است: اللهم انت الحی الذی....
مخفی نماند که این دعا را سید علی بن طاووس روایت کرده در کتاب فلان السائل به اسناد خود از بعضی از ائمه (علیهم السلام) که فرمود: هر گاه اراده کردی که ببینی میت خود را، پس بخواب با طهارت، و بخواب بر طرف راست خود، و بخوان تسبیح فاطمه زهرا (علیهما السلام) را و بگو: اللهم انت الحی....
شیخ طوسی در مصباح خود فرموده: کسی اراده کرده دیدن میتی را در خواب خود، پس بگوید در وقت خواب:
اللهم انت الحی الذی لا یوصف و الایمان منه منک بدات الاشیاء و الیک تعود فما اقبل منها کنت ملجا و منجا و ما ادبر منها لم یکن له ملجا و لا منجا منک الا الیک و اسئلک بلا اله الا انت و اسئلک بسم الله ارحمن الرحیم و بحق حبیبک محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) سید النبین و بحق علی خیر الوصیین و بحق فاطمه سید نساء العالمین و بحق الحسن و الحسین الذین جعلتها سیدی شباب اهل الجنه اجمعین ان تصلی علی محمد و آله و اهل بیته و ان ترینی میتی فی الحال التی هو فیها بحار الانوار: ج 53، ص 329..
و مو مقتضای عموم اول خبر، این دعا را برای میت، حتی انبیا و ائمه (علیهم السلام) - چه زنده و چه متوقی - می شود خواند.
باید آن کسی که عمل به این نسخه می کند، تبدیل کند آخر دعا را به آنچه مناسب مقام امام زنده و پیغمبر زنده است! بلکه ظاهر آن است که اگر برای نبی یا امام - چه زنده چه متوفی - باشد، باید تغییر دهد.
و موید این مطلب آن که در کتاب تسهیل الدواء بعد از ذکر دعای مذکور، گفته که: ذکر کرده بعضی از مشایخ ما (رحمة الله علیه) که هر کس اراده کرده که ببیند یکی از انبیا یا ائمه هدی (علیهم السلام) را، پس بخواند دعای مذکور را تا آن جا که ان تصلی علی محمد و آل محمد، آن گاه بگوید: ان ترینی فلانا یعنی در این نقل به جای میتی، فلانا گفته شده که مخصوص به میت نباشد.یعنی نام آن را که خواسته، ببرد و بخواند بعد از آن، سوره شمس، لیل، قدر، کافرون، توحید و معوذتین را، آن گاه صد مرتبه سوره توحید را بخواند، پس، هر که را اراده کرده، خواهد دید و سوال می کنی از او، آنچه را قصد کرده، و جواب خواهد داد او را - ان شاء الله تعالی -.
سوم: شیخ مفید (رحمة الله علیه) در کتاب اختصاص روایت کرده از یکی از راویان، از حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) که گفت: شنیدم از آن حضرت که می فرماید: هر کسی را برای او حاجتی است به سوی خداوند تبارک و تعالی، و اراده کرده که مرا ببینید و مقام و مرتبه خود را بداند، پس غسل نماید سر شب و مناجات کند به ما (یعنی - و الله العالم - که با خدای تعالی مناجات کند به توسط ما، به این که قسم دهد او را به حق ما و متوسل شود به حضرت او به وسیله ما، که ما را به او بنماید و مقام او را در نزد ما به او نشان دهد) پس به درستی که خواهد دید ما را و می آمرزد او را خداوند به سبب ما، و پوشیده نمی شود بر او موضع و محل او (یعنی مقام او).
و یعنی گفته اند: مراد از مناجات کردن به ما، این (است) که دیدن ما را از هم خود قرار دهد و دیدن و محبت ما را ذکر نفس خود گرداند که خواهد دید ایشان را.
و این غسل مذکور در این خبر، به جهت حاجت مذکوره، یکی از اغسال مستحبه است که فقها - رضوان الله علیهم - ذکر فرمودند؛ چنانکه علامه طباطبایی، بحر العلوم (رحمة الله علیه) در منظومه خود می فرماید در ضمن غایات غسل:

و وریه الامام فی المنام - لدرک ما یقصد من مرام

و ظاهر، بلکه مقطوع این است که نظر سید بحر العلوم، به همین خبر باشد؛ چنانکه صاحب مواهب مواهب، شرح سید منظومه سید بحر العلوم است.، و غیره تصریح کردند.
و مناسب است ذکر یک عمل مختصر برای دیدن علی (علیه السلام) را در خواب؛ سید علی بن طاووس در فلاح السائل روایت کرده که از برای دیدن امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب، این دعا را در وقت خوابیدن بخواند:
اللهم انی اسئلک یا من لطفه خفی یا من له لطف خفی، خ و ایادیه باسطه لا تنقضی اسئلک بلطفک الخفی الذی ما لطفت به لعبد الا کفی ان ترینی مولای علی بن ابی طالب (علیه السلام) فی منامی بحار الانوار: ج 53، صاحب الزمان 330..
اعمالی که با انجام آن می توان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب دید
اول: در تفسیر برهان و مصباح کفعی از کتاب خواص القران منقول است که روایت کرده از حضرت صادق (علیه السلام) که: هر کس مداومت کند خواندن سوره مزمل را، می بیند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را و سوال می کند از آن جناب، آنچه می خواهد، و خداوند عطا می فرماید به او، آنچه خواسته از خیر.
دوم: کفعمی روایت کرده که: هر کس سوره قدر را در وقت زوال، صد مرتبه بخواند، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را خواب می بیند.
سوم: محدث جلیل، سید هبه الله بن ابی محمد موسوی، معاصر علامه حلی، در مجلد اول کتاب مجموع الرائق روایت کرده که: هر کس مدوامت کند تلاوت سوره جن را، می بینید پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را و سوال می کند از او، آنچه می خواهد.
چهارم: نیز در آنجا روایت شده که: هر کس سوره کافرون را در نصف شب جمعه بخواند، آن حضرت را خواهد دید.
پنجم: خواندن دعای مجیر با طهارت، هفت مرتبه وقت خواب، بعد از گرفتن هفت روز، روزه.
ششم: خواندن دعای معروف به صحیفه که روایت شده است در مهج الدعوات و غیره، با طهارت، پنج مرتبه؛ هر دو را شیخ کفعمی نقل فرموده.
هفتم: و نیز کفعمی از جناب صادق (علیه السلام) روایت کرده که: هر کس بخواند سوره قدر را بعد از نماز ظهر و پیش از ظهر، بیست و یک مرتبه، نمی میرد تا این که ببیند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را.
هشتم: و نیز از خواص القرآن نقل کرده که: هر کس بخواند در شب جمعه، بعد از ادای نماز شب، سوره کوثر را هزار مرتبه و صلوات بفرستد بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هزار مرتبه، می بیند پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب خود.
نهم: در بعضی از مجموعه های معتبره دیدم که: هر کس اراده کرده که ببیند سید انبیا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در خواب، پس دو رکعت نماز بخواند بعد از نماز عشاء به هر سوره که خواسته، آن گاه بخواند این دعا را صد مرتبه:
بسم الله الرحمن الرحیم
یا نور النور یا مدبر الامور بلغ منی روح محمد و ارواح آل محمد تحیه و سلاما.
و ادعیه و نماز و اوراد، برای این قسم حاجت بسیار است؛ ما بیشتر آنها را در فصل اول از مجلد ثانی از کتاب دارالسلام استقضا نمودیم.

باب دهم: استغاثه به حضرت (علیه السلام)

سید فضل الله راوندی در کتاب دعوات و علامه مجلسی در بحار از کتاب مجموع الدعوات تلعکبری سید علی خان در کلم الطیب از قبس المصباح روایت کرده اند از ابوالوفای شیرازی که گفت: من اسیر بودم در حبس الیاس، با ضیق حال؛ پس چنین معلوم شد بر من که او قصد قتل من کرده؛ پس شکایت کردم به سوی خداوند تبارک و تعالی، و شفیع قرار دادم مولای خود، ابی محمد، علی محمد علی بن الحسن، زین العابدین (علیه السلام) را؛ پس خواب مرا ربود.
و به روایت قبس: - پس موکلین به من گفتند که: ثصدی بدی به تو کرده پس من مضطرب شدم بنا کردم به مناجات کردن با خداوند به توسل پیغمبر و ائمه (علیهم السلام) و چون شب جمعه شد و فارغ شدم از نماز، خوابیدم..
در خواب دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) (را) که آن جناب می فرماید که: متوسل نشو به من و نه به دختر من و نه به دو پسر من از برای چیزی از متاع دنیا، بلکه از برای آخرت و آنچه را آرزو داری از فضل خدای تعالی.
و اما برادرم، ابوالحسن (علیه السلام) پس او انتقام می کشد از کسی که ظلم کرده تو را.
پس گفتم: یا رسول الله! آیا نبود که فاطمه (علیهما السلام) را ظلم کردند، پس صبر کرد، و میراث تو را غصب کردند، صبر نمود؛ پس چگونه انتقام می کشد از کسی که مرا ظلم نموده؟
پس حضرت نظر کردم به من از روی تعجب و فرمود: آن عهدی بود که به او کرده بودم و امری بود که به او، امر نمود بودم و جایز نبود برای او مگر به پاداشتن آن، و به تحقیق که ادا کرد حق را.
و الان، پس وای بر کسی که معترض شود موالی او را.
اما علی بن الحسین (علیهما السلام)، پس، از برای نجات از سلاطین و از شرور شیاطین.
و اما محمد بن علی و جعفر بن محمد (علیهم السلام)، پس، از برای آخرت و - به روایتی - آنچه خواهی از طاعت خداوند و رضوان او.
و اما موسی بن جعفر (علیهما السلام)، پس بخواه به او عافیت.
و اما علی بن موسی (علیهما السلام)، از برای نجات و - به روایتی بطلب از او سلامتی را در سفرها در بحر و بر.
و اما محمد بن علی (علیهما السلام)، بطلب به سبب ائ نزول رزق را از خدای تعالی.
و اما علی بن محمد (علیهما السلام)، از برای قضای نوافل و نیکی اخوان و آنچه بخواهی از طاعت خداوند عزوجل.
و. اما حسن بن علی (علیهما السلام)، از برای آخرت.
و اما حجت (علیه السلام)، پس هر گاه رسید شمشیر به محل ذبح تو - و حضرت اشاره فرمود به دست خود به سوی حلق - پس استغاثه بکن به او! به درستی که در می یابد تو را و او فریاد رس است و پناه است از برای هر کس که استغاثه کند؛ بگو: یا مولای یا صاحب الزمان! انا مستغیب بک.
و به روایت دیگر فرمود: اما صاحب الزمان (علیه السلام)، پس هر گاه رسید کارد به اینجا - و اشاره فرمود به دست خود به سوی حلقش - پس از او اعانت بخواه! پس به درستی که او تو را اعانت خواهد کرد؛ پس بگو: یا صاحب الزمان اغثنی! یا صاحب الزمان ادرکنی!.
و به روایت اول: پس من در خواب گفتم: یا مولای یا صاحب الزمان انا مستغیث بک.
و به روایت دیگر: پس فریاد کردم در خواب خود: یا صاحب الزمان اغثنی! یا صاحب الزمان ادرکنی!.
و به روایت قبس المصباح صهرشتی: پس فریاد کردم در خواب: یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی! فقد بلغ مجهودی.
و به روایت اول: پس در این حال، دیدم شخصی را که فرود آمد از آسمان و در زیر پای او اسبی است و در دست او حربه ای است از نور؛ پس گفتم: ای مولای من! دفع کن از من، شر آن که مرا اذیت می کند.
پس فرمود: کار تو را انجام دادم.
چون صبح کردم، الیاس مرا خواست و گفت: به کی استغاثه کردی؟!
گفتم: به آن که او فریادرس در ماندگان است.
دعای توسل به امام زمان (علیه السلام)
در بحار از مجمع الدعوات دعایی طولانی نقل کرده از برای توسل به هر یک از ائمه (علیهم السلام) برای مطلب مذکوره به همان ترتیب، و در قبس المصباح نیز دعایی مختصر به همان طریق نقل کرده و دعای توسل به امام عصر (علیه السلام).
در دومی این است:
اللهم انی اسلک بحق ولیک و حجتک صاحب الزمان الا اعنتنی به علی جمیع اموری و کفیتنی به موونه کل موذ و طاع و باغ و اعنتنی به فقد بلغ مجهودی و کفیتنی کل عدو و هم و غم و دین، و ولدی و جمیع اهلی و اخوانی و من یعنینی امره و خاصتی، امین رب العالمین بحار الانوار: ج 94، ص 35..
ظاهر آن است که مراد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن کلام (یعنی جمله هر گاه رسید کارد به اینجا)، نه اختصاص توسل به امام عصر (علیه السلام) است در آنجا که به چنگ دشمن افتد که قصد کشتن او نموده، بلکه آن کنایه است از به نهایت رسیدن شدت امور و منقطع شدن اسباب و قطع امید از مخلوق و نماندن جای صبر و شکیبایی؛ چه از بلای دینی باشد یا دنیوی و از شر دشمن انسی باشد یا جنی؛ چنان که از دعای مزبور نیز معلوم می شود.
و چنان که تکلیف مضطر و امانده و بیچاره درمانده، استغاثه به آن جناب است، اغاثه و فریا درسی درماندگان، از مناصب الهیه آن جناب خواهد بود.
و اگر به جهت کثرت اضطراب و اضطرار، متمکن نشود درمانده مضطر از استغاثه به آن جناب به آن زبان مقال و دعای مأثور، کفایت می کند او را برای قابلیت اغاثه آن جناب، سوال به لسان حال و استعداد، با داشتن مقام تولا و اقرار به ولایت و امامت و نحصر دانستن و ساطت فیض الهی در آن وجود مقدس.
و از جمله شواهد بر این مطلب آن که از القاب خاص آن حضرت است غوث که در زیارت معتبره وارد شده و معنی آن فریادرس است و به حقیقت معنی این لقب الهی که مجرد اسم نیست، محقق نشود تا آن که صاحب آن، دارای قوه سامعه ای باشد که هر کس در هر جا به هر زبان در مقام استغاثه برآید، بشنود، بلکه دارای عملی باشد که به حالات درماندگان احاطه داشته باشد که بی استغاثه و توسل، از حالشان آگاه باشد؛ چنان که در فرمانی که برای شیخ مفید نوشتند، به این مقام تصریح فرمودند، و دارای قدرت و توانایی باشند که اگر صلاح دانست، درمانده مستغیث به لسان حال با مقال را نجات دهد و از گرداب بلا در آورد، و این مقام را شایستگی ندارد جز کسی که دارای مقام امامت باشد.
نیز موید این مقال است آنچه در میان جمیع عرب های شهری و بیابانی شهرت دارد از تعبیر کردن از آن ذات مقدس به ابوصالح و در توسلات و استغاثات و ندبه ها و شکایت ها جز به این اسم، آن حضرت را نخوانند و شعرای معروفین، مکرر در قصاید، مدایح و مراثی و ندبه ها به همین کنیه، آن جناب را ذکر می کنند و ماخذی در اخبار خاصه برای آن به نظر نرسیده جز خبری که احمد بن خالد برقی روایت کرده در کتاب محاسن از ابو بصیر از جناب صادق (علیه السلام) که فرمود:
هر گاه گم شدی در راه، پس ندا کن، یا بگو: یا صالح، یا اباصالح ارشد و نا الی الطریق رحمکم الله در محاسن برقی: ارشدانا.... رحمکما الله و در نسخه چاپی نجم الثاقب: ارشدنا.... رحمکم الله است و شاید ارشدنا.... رحمک الله باشد..
عبید بن حسن زرندی که راوی خبر است از علی بن ابی حمزه، گفت:
پس رسید به ما این بلا، پس امر نمودیم بعضی از کسانی که با ما بودند این که دور شود و ندا کند؛ پس دور شد و ندا کرد.
آن گاه آمد نزد ما؛ پس خبر داد ما را که او شنید آواز خفیفی را که گوید: راه طرف راست، یا گفت: سمت چپ؛ پس یافتم راه را چنانکه گفته بود.
و تردید در یا صالح یا اباصالح و نیز تردید در سمت راست یا چپ از راوی خبر است که سهو کرده؛ چنانکه سید علی بن طاووس در کتاب امان الاخطار بعد از نقل خبر از محاسن، به این مطلب تصریح فرموده.
و شیخ برقی در کتاب مذکور، از پدر خود - محمد بن خالد برقی - نقل کرده که او در سفری با جمعی، از راه کج شدند.
گفت: پس ما این کار را کردیم، پس راه را به ما نشان دادند.
رفیق ما - یعنی آن که کناره کرد و آن دعا را خواند - شنید صدای نازکی را که می گوید:
راه طرف راست است؛ پس مرا خبر داد و به آن جماعت خبر نکرد؛ پس گفتم: طرف راست را بگیرید! پس شروع کردیم به رفتن به طرف راست.
و شاید که چنین فهمیدند یا به دست آوردن که: صالح یا اباصالح اسم یا کنیه امام عصر (علیه السلام) است؛ چنان که بعضی حکایات معلوم می شود که این مطلب، میان شیعه، معهود بود.
پس معلوم شد که راهنمای در بیابان، و دستگیر گوشدگان که به عنوان اباصالح خوانده می شود، همان غوث اعظم، ولی عصر، صاحب الزمان (علیه السلام) است.