میثم تمار

نویسنده : جواد محدثی

میثم، آیینه حق و اسوه مقاومت

مکتب امام علی (علیه السلام) انسان ساز و تربیت کننده بود. آن کس که استعداد رشد و کمال داشت، در پرتو شخصیت والای امیرالمومنین (علیه السلام) جان می گرفت و زنده می شد و راه تعالی و شکوفایی معنوی راپیش می گرفت و به معراج انسانیت می رسید. چه بسیار، روحهایی که در چشمه سار ولایت و هدایت آن امام، تطهیر شدند و به وارستگی رسیدند و خود را فدای خدا کردند و این نشانه عظمت فکر و ایمان و دلیل حقجویی و خداخواهی و اخلاص آنان بود.
و.... اینک میثم تمار مردی از این فرزانگان و چهره ای آشنا برای طالبان ارزشهای معنوی و راهیان مسیر حق و شرف جهاد و صبر یقین!
اگر میثم، شیفته علی - (علیه السلام) - بود به خاطر حق و عدل و اسلام و فضایل علی (علیه السلام) بود؛ اگر میثم عشقی سرشار و شگفت و محبتی عمیق و زلال به مولا داشت به خاطر آن بود که آن حضرت، کمال مجسم و تبلور اسلام و قرآن ناطق و عینیت دین بود. علی دوستی میثم، به حق دوستی او بر می گشت؛ حق دوستی اش، به ایمان و عقیده و شناخت و بصیرت آن شهید مصلوب، مربوط است.
شناخت چهره بارز میثم، ما را با سیمای دین، آشناتر می کند؛و زندگینامه این زبان راستین حق و یار و وفادار امیرالمومنین، ما را به محتوای سازنده قرآن و مکتب، رهنمون می گردد؛ و حیات پر بار و شهادت پرافتخار این پرورده مکتب علی بن ابی طالب و شاگرد کلاس وحی و تعلیم انبیایی، برای ما نیز سراسر درس است و آموزش و الهام اسوه سرمشق.
شخصیت پر جاذبه این شیعه علی و پیرو حق و شهید راه فضیلت و راستی، چنان تابناک و نورانی است که در طول چندین قرن، هموار الهام بخش و درس آموز شیفتگان عدل و آزادی بوده است. کدام آزاده مکتبی و انسان شرافتمند متعهد و باطل ستیز و حق جوست که نام میثم را نشنیده باشد؟!
گرچه میثم، پیشه وری ساده در کوفه بود، اما والایی ایمان و عظمت روح و جلالت شأن و فداکاری بی نظیر و استقامت سترگ او در راه حق از او انسانی جاوید و مسلمانی نمونه ساخته است، که اوراق تاریخ را با نام خویش، مزین کرده و سندی افتخار آمیز برای آیین مقدس اسلام است که چنین فرد مهذب و ارزشمندی به شریعت، تقدیم داشته است.
و...بالاخره، میثم را باید شناخت. به دنبال این معرفت و شناخت است که زمینه پیروی تبعیت فراهم می گردد. پس از این مقدمه برویم سراغ او که ما را می خواند و طنین کلام بیدار کننده او از زبان گویایش در گوش تاریخ پیچیده است.

میثم تمار

میثم، فرزند یحیی بود. از سرزمین نهروان که منطقه ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته اند؛ او راابوسالم هم می خواندند.
ابتدا، غلام زنی از طایفه بنی اسد بود. حضرت علی (علیه السلام) او را از آن زن خرید و آزدش کرد(1). میثم، از اصحاب پیامبر به شمار آمده است(2). هر چند از جزئیات زندگی او در سالهای نخستین حیاتش و در روزگار صدر اسلام، اطلاع مبسوط در دست نیست. لقب تمار (خرمافروش) را هم از آن جهت به او می گفتند، که در کوفه خرما فروش بود.
میثم تمار، علاوه بر آن که خود، مسلمانی فداکار و پاک و شیعه ای وفادار و خالص بود، خاندانش نیز از رجال و بزرگان شیعه بود. میثم، شش پسر داشت و نوه هایی بسیار که بطور عمده، آنان هم همچون پدر در صراط مستقیم حق و تبعیت از اهل بیت و اعتقاد به ولایت و رهبری امامان معصوم بودند و بیشتر آنان در شمار راویان احادیث ائمه یاد شده اند. ائمه شیعه همه به میثم و فرزندانش اظهار محبت و علاقه کرده و از آنان تجلیل می کردند. پسران میثم، عبارت بودند از: عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و علی.
شعیب از اصحاب امام صادق (علیه السلام) و صالح از اصحاب امام باقر و امام صادق (علیه السلام) بود. حتی امام باقر (علیه السلام) به صالح فرمود: من به شما و پدرتان علاقه بسیاری دارم(3). عمران هم، از اصحاب امام سجاد و امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) بود. این گونه کلمات، هم میزان اعتبار این خانواده را نزد ائمه می رساند و هم پیوستگی و رابطه و محبت و تبعیت خاندان میثم و خود او را نسبت به امام شیعه نشان می دهد.

آشنایی میثم با علی (علیه السلام)

حضرت علی (علیه السلام) پیشتر، سرنوشت و سرگذشت میثم تمار را از زبان رسول خدا شنیده بود. میثم هم از پیش، شیفته اهل بیت و علاقه مند به آن عترت پاک بود.
اما اولین برخورد حضوری و دیدار میثم با آن حضرت در دوران خلافت امام انجام گرفت. به دنبال همین برخورد و ملاقات بود که حضرت، تصمیم گرفت میثم را از صاحبش بخرد و سپس وی را آزاد کند بالاخره با تصمیم آن حضرت، میثم به آزادی رسید.
در آن اولین ملاقات علی (علیه السلام) با میثم، چنین گفتگویی انجام گرفت:
علی (علیه السلام) پرسید: - نامت چیست؟
- سالم.
- از رسول خدا شنیدم که پدرت نام تو را میثم گذاشته است، به همان نام برگرد و کنیه ات را ابو سالم قرار بده.
- خدا و رسول و امیرالمؤمنان راست گفتند(4).
آشنایی میثم با مولایش علی - (علیه السلام) - برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود. از این رو به شاگردی در مکتب علی (علیه السلام) گردن نهاد و دریچه قلبش را به روی معارف علوی گشود و جان تشنه اش را از چشمه زلال علوم آن حضرت سیراب کرد. آن حضرت هم با مشاهده استعداد روحی و زمینه مناسب وی دانش و آگاهیهای بسیاری را به او آموخت و میثم را با اسرار و رازهای نهانی آشنا ساخت و از این رو میثم از علومی بهره مند و برخوردار بود که فرشتگان مقرب و رسولان الهی از آن آگاه بودند(5).
میثم، علم تفسیر قرآن را نزد علی - (علیه السلام) - فرا گرفت و از معارفی که از آن حضرت آموخته بود کتابی تدوین کرد که کتابش را پسرش از او روایت کرد. به همین جهت، میثم یکی از مؤلفان شیعه به حساب می آید. صاحب سر امیرالمومنین بود و آن حضرت، وی را به طریق فهمیدن حوادثی که در آینده، اتفاق خواهد افتاد، آشنا کرده بود و میثم، گاهی برخی از آنها را برای مردم، بازگو می کرد و مایه اعجاب دیگران می شد.
این دانش و آگاهی از عاقبت افراد و پیشگوییها در اصطلاح به علم اجل یا علم منایا و بلایا معروف است، که امامان معصوم به کسانی که آمادگی و استعداد و رازداری و ظرفیت و کشش آن را داشتند، می آموختند. میثم تمار، دست پرورده این مکتب بود. هر چند که اشخاص فرومایه و مغرض، یا جاهل و نادان. او را به دروغگویی متهم می کردند.
روزی ابو بصیر به امام صادق - (علیه السلام) - عرض کرد: شما چرا از یاد دادن علم به من مضایقه می کنید؟!
فرمود: چه علمی؟
- علمی که امیرالمومنین - (علیه السلام) - به میثم یاد داده بود.
- تو میثم نیستی. آیا شده است تا به حال من مطلبی به تو بگویم و تو افشا نکرده باشی؟
- نه یاابن رسول الله؟
- پس رازدار چنان علوم نمی باشی!