قصه های دلنشین 40 موضوع، 244 داستان

نویسنده : کاظم سعیدپور

به نام خدا

این مجموعه شامل: چهل موضوع، چهل آیه، یک صد و هشتاد حدیث، یک صد بیت شعر و دویست و چهل داستان است که با نگاه خاص و چینش موضوعی، تهیه و تدوین گردیده است تا نگاه مختلف به یک موضوع را برای خواننده فراهم آورد.
به طور قطع، همراهی آیه، حدیث و شعر در یک موضوع، اعتبار بیشتری ایجاد خواهد کرد و اطمینان خاطر در پذیرش، رجوع و استشهاد به آن را مستندتر می نماید و بین داستان های صحیح و خلاف واقع و عاری از حقیقت، تمایز به وجود می آورد.
داستان، بیان تجارب و خواسته ها به زبان ساده و به تصویر کشیدن ذهنی راه های طی شده است و با ایجاد باور و جایگزین کردن خواننده به جای قهرمان داستان، توانایی هایی را در آدمی به وجود می آورد، از طرف دیگر به لحاظ درک تصاویر، نقاط مثبت را در آدمی افزوده، نقاط منفی را کاهش می دهد.
تمایل به داستان خوانی، یک میل همگانی است؛ چرا که داستان هم در نقل و درک سریع مطالب و هم در شکل گیری شخصیت آدمی و تربیت افراد بسیار مؤثر و کارساز است؛ زیرا داستان تقریب به ذهن کردن و ایجاد تصاویر ذهنی اهداف و مقاصد آتی در زمان حال است.
حُسن داستان هایی با یک موضوع، تکرار شواهد و تقویت باور خواننده و ایجاد اشراف همه جانبه به واقعیت ها بوده که در توانایی اراده برای انجام و رسیدن به هدف یا منع از آن کارسازتر است.
برای جلوگیری از آثار تخریبی در خواننده و ایجاد اثر مثبت، داستان ها بر اساس اهداف اخلاقی و تربیتی گزینش شده اند و بیشتر آن ها مربوط به زندگی ائمه و معصومین علیهم السلام و اولیای کرام است که اطمینان و ضریب تأسِّی به آن ها را بالا می برد.
ذکر چند داستان درباره یک موضوع و درج آیه، حدیث و شعر در آن موجب تنوع و تطبیق با سلایق مختلف گشته، زمینه بهره گیری را برای همگان فراهم می آورد.
در پایان به دلیل معایب و کاستی های موجود در کتاب از خوانندگان محترم عذرخواهی می کنم و راهنمایی و تذکرات عزیزان را با جان و دل می پذیریم.
این کتاب را به پیشگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تقدیم می کنم و امیدوارم به لطف و کرمش پذیرا گردد و به عنوان توشه و ذخیره دار باقی مقبول افتد.
کاظم سعیدپور
تابستان 1386

1. آفات زبان

یَومَ تَشهَدُ عَلَیهِم اَلسِنَتُهُم وَ اَیدِیهِم وَ اَرجُلُهُم بِما کَانُوا یَعمَلُونَسوره نور، آیه 24.
روزی که زبان ها، دست ها و پاهایشان به آن چه انجام داده اند، گواهی دهند.
رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند:
وَ لا یَعرِفُ عَبدٌ حقیقَةَ الاِیمانِ حَتَّی یَخزُنَ لِسانَهُ.اخلاق شبّر، ص 225.
هیچ بنده ای به حقیقت ایمان پی نمی برد؛ مگر زبانش را حفظ کند.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
اَلمَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ.همان.
انسان زیر زبان خود، نهان است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
مَن خافَ النَّاسُ لِسانَهُ فَهُوَ مِن اَهلِ النَّارِ. نهج البلاغه، ص 774.
کسی که مردم از زبان او بترسند، در آتش جهنم است.

نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد که زبان بتر اندر جهان زیانی نیست.

تا مرد سخن نگفته باشد - عیب و هنرش نهفته باشد

سعدی
زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد.

دشنام

دوستی بین آن شخص و امام صادق علیه السلام موجب شده بود که وقتی مردم می خواستند از او یاد کنند به نام اصلی او توجه نداشته باشند و به او می گفتند: رفیق امام صادق علیه السلام.
روزی به همراه امام داخل بازار کفش دوزها شدند، غلام آن شخص نیز همراه ایشان بود و از پشت سر حرکت می کرد. ناگهان به پشت سر خود نگاه کرد، غلام را ندید. سه مرتبه نگاه کرد؛ اما غلام را نیافت.
مرتبه چهارم که سر خود را به عقب برگرداند غلام را دید، با خشم به وی گفت: مادر فلان! کجا بودی؟
تا این جمله از دهانش خارج شد، امام صادق علیه السلام دست خود را بلند کرد و محکم به پیشانی خویش زد و فرمود:
سبحان الله! به مادرش دشنام می دهی؟ کار ناروا به او نسبت می دهی؟ من خیال می کردم تو مردی با تقوا و پرهیزگاری. معلوم شد که ورع و تقوایی در تو وجود ندارد.
گفت: یابن رسول الله! این غلام سندی است و مادرش هم از اهل سند است. خودت می دانی که آن ها مسلمان نبودند.
امام فرمود: مادرش کافر بوده که بوده، هر قومی، سنت و قانونی در امر ازدواج دارد. وقتی طبق همان سنت و قانون رفتار کنند عملشان زنا نیست و فرزندانشان زنازاده محسوب نمی شوند.
سپس به او فرمود: دیگر از من دور شو.
بعد از آن، دیگر کسی آن دو را با هم ندید.داستان راستان، ج 1، ص 158 - 160.