غم و شادی

نویسنده : محمود اکبری

مقدمه:

غم وشادی از مهمترین احساسات و نیازهای فطری و طبیعی انسان است که به دنبال کامیابیها و ناکامیها بر انسان عارض می شود و همه ما در زندگی، کم و بیش ان را تجربه کرده ایم.
هر ملتی با توجه به باورهایش به نحوی، غم و شادی دارد. مؤمنین به گونه ای و دیگران به صورتی دیگر. و اصولاً میزان رشد فکری و بزرگی همت و روح انسانها را می توان از غم ها و شادیهایشان شناخت و اسلام نمی خواهد جلوی این احساسات را بگیرد و غم ها و شادی ها را از بین ببرد، بلکه می خواهد به این نیازها، جهت مثبت بدهد.
طبیعی است که غم و شادی مؤمنان باید با غیر مؤمنان فرق داشته باشد. غم و شادی دیگران در چهار چوب نیازهای مادی است و در تنگناهای زندگی، شادی برایشان معنا ندارد. اما مؤمنین با دید وسیعی که نسبت به جهان و انسان دارند، دایره غم و شادی آنها بسیار وسیعتر از غم و شادی دنیا طلبان است، زیرا شادی های دنیا طلبان، ظاهری و گذرا است ،اما شادی های مؤمنان، عمیق و همیشگی است. شادی های مؤمنان محدود به این جهان نمی شود بلکه در جهان آخرت نیز در شادی و نشاط به سر می برند بر خلاف کفار و مشرکین که در عالم پس از مرگ شادی ونشاط نخواهند داشت.
و چون اینجانب مؤلف، در زمینه سیره معصومان در غم و شادی، کتاب مستقلی را مشاهده نکرده بودم لذا بر آن شدم تا مطالبی مفید و سازنده پیرامون موضوع یاد شده جمع آوری نموده و آن را به صورتی مقبول، تقدیم علاقه مندان نمایم. و این مختصر، حاصل صدها ساعت تحقیقات بنده درباره مؤضوع یاد شده می باشد. این مجموعه، شامل ده بخش به ترتیب ذیل است:
بخش اول: کلیات (شادی چیست؟)
بخش دوم: شادیهای پسندیده و ناپسندید
بخش سوم: همراه با شادیهای معصومان (علیه السلام)
بخش چهارم: شاد کردن مؤمنان و ابزار شادیها
بخش پنجم: بسوی شهر شادی
بخش ششم: شادیهای پس از مرگ
بخش هفتم: غم و اندوه
بخش هشتم: راههای درمان غم و اندوه
بخش نهم: غمهای پسندیده
بخش دهم: غم زدایی
امیدوارم این کتاب، مقبول درگاه خداوند منان قرار گرفته و برای علاقه مندان، قابل استفاده و بهره برداری باشد. والسلام
محمود اکبری

بخش اول: کلیات (شادی چیست؟)

انسان، در مقابل عوامل بیرونی و درونی، واکنش های مختلفی از قبیل شادی و خوشحالی، خشم، ترس و اندوه از خود نشان می دهد که به آنها هیجان گفته می شود این هیجانها،به عوامل پدید آورنده، دیدگاهها و اندیشه های انسان بستگی کامل دارد که گاه مثبت و گاه منفی است.
شادی حالتی است که تألمات روحی در انسان به کمترین حد خود می رسد و بر اثر آن مسرت باطنی انسان آشکار می گردد و انسان برای لحظه ای از قید غم ها آزاد می شود. شادی، احساس مثبتی است که از حس رضایتمندی و پیروزی به دست می آید.(1)
دکتر مایکل آیزنک روانشناس شادی می گوید: شادی، عبارت است از مجموع لذتهای بدون درد.(2)
شادی،آرامش خاطر و رضایت باطن است. شادی آن کیفیت زندگی است که همه، آرزوی یافتنش را دارند.(3) شادی و خرسندی، حالتی است (ظاهری بیرونی) که از آرامش خاطر و رضایت باطن حکایت می کند.
مرحوم شهید مطهری (ره) در این زمینه می فرماید: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها، انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست می دهد.و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدفها و آرزوها به انسان دست می دهد.(4)
در حقیقت، سرور و اندوه، حالتهای خاصی از لذت و رنج می باشند. لذت و رنج، گاهی در اثر برخورد مستقیم با عامل خارجی دست می دهد مانند حالت خوشی که از خوردن غذای مطبوع به دست می آید و یا حالت ناخوشی که در اثر ضربه خوردن عضوی از اعضای بدن برای انسان پیدا می شود.
شادی آن شادی است که از جان رویدت - تا درون از هر ملالی شویدت
ورنه آن شادی که از سیم و زر است - آتشی دان کاخرش خاکستر است
(ادیب)

ضرورت شادی

شادی، یکی از نیازهای اساسی انسان در زندگی است.
شادی، عامل رشد و موفقیت است.
شادی، محرکی است برای کار و فعالیت بیشتر.
شادی، عاملی است برای افزایش توانایی و فعالیت سالم.
شادی، ضرورتی است که به زندگی معنا می دهد و اصولاً آفرینش جهان هستی و انسان به گونه ای است که خود به خود شادی ونشاط را برای آدمی فراهم می آورد و عواطف منفی مانند ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را بی اثر می سازد. بهار طرب انگیز با آبشارهای زیبا،گلهای رنگارنگ، دیدن صحنه طلوع خورشید زیبا، پرندگان قشنگ و نغمه خوانی آنها، باران لطیف، رویش گیاهان، رنگهای متنوع و بسیاری دیگر از پدیده های جهان برای انسان شادی آور و سرور آفرین است. در پرتو شادی، انسان می تواند خود را بسازد و بر قله های پیشرفت و تعالی دست یابد. و در اجتماع نقش سازنده خود را در زمینه های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایفا نماید:(5)
حق تو را از بهر شادی آفرید - تا ز تو آرامشی گردد پدید
پس در آرامش نمایی زندگی - وارهی از مشکلات زندگی(6)
برای یک انسان سالم، شاد بودن قاعده و غمگین بودن استثناء است.
اسلام دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه دارد، پیروان خود را به شادیهای مثبت و سازنده و امور مفرح، دعوت می نماید چرا که استفاده از امور مفرح در موقع مناسب و با رعایت حدود لازم، برای تجدید نشاط و کاستن از یک نواختی زندگی بسیار مؤثر است.
علی (علیه السلام) می فرماید:
ان هذه القلوب تمل کما تمل الأبدان فابتغوا لها طرائف الحکمة.(7)
این دلها همانند بدنها خسته و افسرده می شوند و نیاز به استراحت دارند، در این حال، نکته های زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید.
و در روایتی دیگر می فرماید:
للمؤمن ثلاث ساعات : فساعة یناجی فیها ربه و ساعة یرم معاشه و ساعة یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل.(8)
لازم است بر مؤمن شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم کند: قسمتی را برای راز و نیاز با خدا، قسمتی را برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهره برداری از لذتهای حلال و نیکو.
امام رضا (علیه السلام) فرمود: اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت برای تأمین زندگی، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیوبتان واقف سازند و بخشی را به تفریحات ولذایذ خود اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعات تفریح و شادی، نیرو، و توان انجام وظایف دیگر خود را تأمین نمایید.(9)
البته این نیاز چون نیازهای دیگر انسان، اگر مهار نشود و بی ضابطه باشد، به طور حتم، زیانهایی را به دنبال خواهد داشت، لذا باید مرز شادیها و تفریحات سالم و مشروع، از شادیهای ناروا روشن شود، پس اگر مؤمنان از شرکت در بعضی مجالس شاد، خودداری می کنند به دلیل عدم رعایت شؤونات و ظوابط اسلامی در آن مجلس می باشد بنابراین نباید تصور شود که مؤمنان از شادی و تفریح می گریزند.