تفسیر سوره زلزال

نویسنده : مرحوم آیت الله حاج شیخ علی آقا نجفی کاشانی (رضوان الله علیه)

مقدمه ناشر

کتاب حاضر با استفاده از درس های تف سیر مرحوم آیت الله حاج شیخ علی آقا نجفی تهیه شده است.
مرحوم آیت الله نجفی کاشانی (1365 - 1300 ه. ش) با وجود موفقیت چشمگیری که در تدریس فقه و اصول، منطق، ادبیات عرب، هیئت و نجوم قدیم در حوزه های نجف اشرف، قم و کاشان داشتند، از سال 1337 تا پایان عمر، خود را وقف مطالعه و ارائه تسییر قرآن کردند.
مشتاقان بسیاری به خصوص از طبقات تحصیل کرده و فرهنگی، از منبرهای تفسیر ایشان، که شبها پس از نماز مغرب و عشا در مسجد الحسین (میرنشانه)کاشان برقرا بود، استفاده می کرند و از چشمه های علمی و معرفتی ایشان بهره می بردند.
شیوه های تفسیری ایشان قرآن به قرآن و با استفاده از روایات و با تأکید بر نکات اخلاقی بود.
سوره زلزال در 12 جلسه از تاریخ 3/9/ 1362 تا 15/9/1362 تفسیر شده است.
برای تهیه این کتاب، ابتدا متن سخنرانی ها از نواد پیاده شد، و سپس با حافظ سبک و سیاق بیانی استاد، با ویرایش اندکی - که برای تبدیل عبارات گفتاری به نوشتاری ضروری بود - به صورت حاضر (در 12 فصل) در آمد.
عنوان گذاری و استخراج مدارک و تهیه فهرست ها توسط دفتر نشر انجام شده است.
لازم به ذکر است با توجه به تسلط شگفت انگیز استاد بر منابع حدیثی و استفاده گسترده آنها، بدیهی است این دفتر در امر استخراج مدارک نتوانسته است حق مطلب را ادا کند، و مسئولیت کاستی ها به عهده ماست.
این دفتر از انتقادات و پیشنهادات اهل نظر و خوانندگان گرامی استقبال می کند.
دفتر تنظیم و نشر آثار مرحوم آیت الله نجفی کاشانی

جلسه اول فضیلت خواندن سوره زلزال

معرفی سوره
روایتی در فضیلت خواندن سوره
ارتباط قرائت قرآن و دعا باامور مادی و طبیعی
اثر دیگر خواندن سوره
تجسم قرآن و عمل انسان در قیامت
به سخن آمدن سوره زلزال
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم اذا زلزلت زلزالها(1) و أخرجت الارض أثقالها(2) و قال الانسان مالها(3) یومئذ تحدث أخبارها(4)بان ربک أوحی لها(5)
معرفی سوره
سوره زلزال که سوره نودونهم از سوره قرآن مجید است، در مدینه منوره نازل شد و مشتمل بر هشت آیه است.
البته بعضی از مسفرین عقیده شان بر این است که این سوره در مکه معظمه نازل شده است(1).
به هر صورت، نزول این سوره در مدینه منوره یا در مکه معظمه، شاید چندان اثر عقیدتی یا عملی نداشته باشد.
روایتی در فضیلت خواندن سوره
روایات متعدد در مورد فضیلت تلاوت سوره زلزال است که از سنی و شیعه به ما رسیده و روایات عجیبی است.
از بین روایات، دو روایات را انتخاب کرده ایم که شامل مطالب خیلی عجیب و ارزنده و آمرزنده ای است.
یکی از این دو روایت را مرحوم صدوق اعلی الله مقامه الشریف در کتاب ثواب الاعمال نقل کرده است(2).
که همه مفسرین شیعه آن را از این کتاب آورده اند، حدیث دیگر را مرحوم کلینی اعلی الله مقامه الشریف در کتاب کافی نقل کرده است(3).
کتاب قرآن از اصول کافی ابوابی دارد و از آن جمله باب فضپل القران است که در این باب روایات زیاذی از جمله این روایت شریف نقل شده است.
هر دو روایت، با دو سند مختلف، از امام ششم سلام الله علیه نقل شده است.
البته علی بن ابراهیم قمی که پیش از مرحوم صدوق بوده و خود تفسیر جالبی دارد، نیز این حدیث شریف را با سند خودش نقل کرده است.
این دو حدیث در قسمتی از متن با همدیگر مشترکند و یک مطلب را بیان می کنند ولی در قسمتهای دیگر، حدیثی که مرحوم صدوق نقل کرده با حدیثی که مرحوم کلینی نقل کرده، تفاوت دارد.
مثلا، در قسمت آخر حدیثی که مرحوم صدوق نقل کرده عبارتی هست که در حدیث کافی نیست، آن عبارت این است: کسی که سوره زلزال را در نمازهای نافله تلاوت کند و از خواندن این سوره سرد و ملول نشود به فواید بسیار می رسد.
از آن جمله، در فردای قیامت پروردگار جهان به این بنده خطاب می کند عبدی! ابحتک جنتی فاسکن منها حیث شئت و هویت لا ممنوعا و لا مدفوعا.
این خطاب، خطاب کوچک و ساده ای نیست.
اگر اوضاع و احوال قیامت را در همین حدی که قرآن و روایات اسلامی بیان کرده اند تصور کنیم و ببینیم اوضاع آنجا چگونه است و مردم در آن صحنه چه حالی هستند، اگر اندکی تأمل کنیم، اهمیت و فوق العادگی این خطاب را درک خواهیم کرد.
در آن احوال خیلی سخت و در آن شرائد، به بنده ای خطاب می شود: عبدی ای بنده من، ابحتک جنتی این بهشت و این تو.
فاسکن منها حیث شئت و هویت در هر کجا از آن که می خواهی و میلت می کشد سکونت گزین.
این خیلی عجیب است: هر جا که می خواهی انتخاب کن.
لا ممنوعا و لا مدفوعا هیچگونه منعی نیست، اگر به سویی بروی و جایی به نظرت خوب بیاید بگویند: ممنوع! یا تابلویی زده باشند که ورود ممنوع! نه، ابدا چنین نیست.
و لا مدعوفا هم چنین اگر جایی انتخاب کردی، تو را آنجا نمی رانند.
ممکن است انسان به محلی برود و آنجا را بپسندد و بار بیندازد و بساطش را پهن کند، ولی اشخاصی بیاند و او را از آنجا بلند کنند و بگویند تشریف ببرید، اما اینجا نه، لا ممنوعا و لا مدفوعا.
این نتیجه تلاوت سوره مبارکه زلزال است، البته با شرایطی که قبلا ذکر کرده ایم.
فکر نکنیم که چطور چنین چیزی می شود.
ما که این سوره را خیلی تلاوت کرده ایم و می کنیم، اما خود را در این مرتبه و در این مقام نمی بینیم، پس چطور حدیث، مطلب را این چنین بیان می کند.
به یقین سوره زلزال، با تحقق یافتن حقایقی که بیان می کند در ما و باور داشتن آن حقایق، چنین اثری دارد.
ایمان در حکم کلیدی برای باز کردن در بهشت است، اما آیا دیده اید کلیدی دندانه نداشته باشد.
ایمان شرایط و قیودی دارد، نتایج و آثاری نیز دارد.
این بخشی از روایتی بود که مرحوم صدوق نقل کرده بود.
روایتی که مرحوم کلینی نقل کرده است، روایتی خیلی عجیب وبسیار قابل دقت است.
متن این حدیث شریف را می خوانیم و در حد امکان توضیحی درباره آن عرض می کنیم تا ببینیم محتوا و مضمون این حدیث چیست.
عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: لا تملوا من قرائه اذا زلزلت حضرت صادق (علیه السلام) فرمودند: از خواندن سوره اذا زلزلت ملول و سرد نشوید، خسته نشوید.
چرا؟ فانه من کانت قرائته بها فی نوافله لم یصبه الله عزوجل بزلزله ابدازیرا کسی که در نمازها مستحبی سوره اذا زلزلت قرائت کند پروردگار جهان تا آخر عمر هیچگاه او را به سختی های زلزله گرفتار نمی کند و به زلزله نمی میراند.
ممکن است در محیطی زلزله ای بشود، ولی به قاری این سوره در نوافل صدمه ای نمی زند.
و لم یمت بها و بر فرض که در محل او زلزله شود، در اثر زلزله نمی میرد.
و لا بصاعقه به برق گرفتگی نمی میرد.
اگر در بیابانی یا در بالای کوهی باشد و آسمان برقی بزند و به چیزهایی اصابت کند و اشخاصی را بسوزاند و از بین ببرد به خواننده این سوره در نوافل اصابت نمی کند.
ولا بافه من آفات الدنیا و همچنین به پیشامدها و حوادث دیگر دنیوی نمی میرد و مرگ او را طبیعی و عادی می شود، در راه خدا و برای خدا، و گرفتار حوادث و پیشامدهای ناگوار و نکبت هایی که - نستجیر بالله - بعضی را می گیرد نمی شود.

ارتباط قرائت قرآن و دعا با امور مادی و طبیعی

البته مطلبی که تا اینجای روایت ذکر شد، مطلب خوبی است.
گمان نمی کنم بتوان این مطلب را آنطوری که می خواهیم تجزیه و تحلیل کرد.
خوب، سوره اذا زلزلت چه رابطه ای با حوادث دارد که اگر شخصی بخواند گرفتار زلزله و صاعقه نمی شود و حوادث و پیشامدهای سخت و ناگوار گریبانش را نمی گیرد؟ مگر ما در جهان ماده زندگی نمی کنیم؟ مگر جهان ماده یک اسباب و علل عادی ندارد؟ وقتی زلزله سختی رخ دهد و همه بناها و ساختمانها و دیوارها را در هم فروریزد، با آن چه می شود کرد؟ هرکس آنجا باشد گرفتار می شود.
مگر می شود با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم یا با خواندن سوره اذا زلزلت جلوی حادثه را گرفت و آن را از خود دور کرد؟ این یک امر معنوی است، مگر امور معنوی در امور مادی اثر می گذارد؟ انسانی که کسالت پیدا کرد، مگر می توان به جز با داروی مناسب او را علاج کرد.
می گویند باید دنبال دارو رفت.
این کسالت یک عوارض مادی دارد، مثلا، در نتیجه هجوم و تمرکز یک گروه از میکروبها در عضوی از بدن انسان ایجاد شده است.
این میکروب مگر ورد را می فهمد، مگر دعا را متوجه می شود، مگر می شود به او گفت از این عضو بیرون برو.
میکروبها موجوداتی زنده اند، و خیلی هم جان سخت هستند و خیلی حریص در فلج کردن و از کار انداختن انسان یا عضوی از او.
باید وسیله ای، دارویی و یا سلاحی مادی پیدا کرد و با آنها مبارزه کرد و نابودشان کرد تا آن کسالت از بین برود.
اما اگر کسی چند جمله دعا بخواند، این دعا که یک سری الفاظ و ترکیبی از کلمات و جملات است چه ربطی با کشته شدن میکروب و از بین رفتن مرض دارد.
از این جهت است که خیلی از اشخاص که مدعی پایبندی به دین و مقدسات دینی و اعتقاد به معنویاتند، درباره این طور روایات که مثلا برای شفا مریضت حمد بخوان، یا برای رفع سر درد یا تب فلان دعا را بخوان، می گویند این روایات درست است، هر چند ممکن است بعضی از آنها سندهای ضعیفی داشته باشد.
البته در این روایات، روایات محکم و متعبر و صحیحی هست که به درستی آن اطمینان حاصل می شود، اما، این طور توجیه می کنند که وقتی انسان برای رفع کسالتی دعایی خواند، آن دعا مستیما اثر نمی کند و آن کسالت را از میان نمی برد، بلکه دعا به اراده پروردگار جهان سبب می شود که شخص پیش فلان پزشک برود و به خواست خدا آن پزشک هم کسالت را خوب تشخیص می دهد و دارویی تجویز می کند، دارو هم خوب و مطابق مرض در می آید و کسالت را به کلی بر طرف می کند.
این اثر دعا است.
در نتیجه خواندن دعا پروردگار جهان لطف و عنایتی می کند و اسباب و وسایل ماده را فراهم می کند و انسان به دنبال آن اسباب و وسایل می رود و به کمک آنها با مشکل یا مرض مبارزه می کند و آن را از بین می برد.
مثلا درباره سوره حمد که گفته اند اگر بر مریض بخوانی موجب شفای اوست، و حتی در بعضی روایات به قدری به این مطلب اهمیت داده اند که گفته اند اگر بر مرده ای سوره حمد را خواندی و جان به او بازگشت و زنده شد، تعجب نکن،(4).
می گویند سوره حمد مستقیما هیچ اثری ندارد، اما اسباب و مقدمات فراهم می کند تا مرض شفا یابد.
آیا واقعا مطلب این طور است؟ البته نمی خواهیم بگوییم این حرف معقول نیست.
نه اتفاقا سخن معقولی است.
ولی چرا دعا و سوره حمد یا فلان سوره قرآن یا فلان آیه خود مستقیما اثر نداشته باشد؟ چه اشکالی دارد؟ اگر یک انسان، که به حدی بزرگوار است که جهان و موجودات جهان، زنده و غیر زنده البته به خواست خدا، در فرمان اویند، به میکروب ها فرمان بدهد که از اینجا بیرون بروید و خارج شوید، چرا خارج نشوند؟ خوب خارج می شوند، هیچ مانعی ندارد.
اما من و شما نمی توانیم این کار را بکنیم.
شخصیت هایی هستند که اگر فرمان بدهند به تب که در بدن کسی هست: اخرج، بیرون شو از این بدن، تب هم فرمان ببرد و بیرون رود و احتیاجی هم به دارو نباشد.
به میکروب بگوید برو بیرون، یا اراده کند که میکروبها بمیرند و نابود شوند، چنین شود.
البته حالا نمی خواهیم در این موضوع وارد شویم و مطالبی را ذکر می کنند عرض کنیم.
بهرحال، اجمالا مطلب را به طوری جدی می توان پذیرفت که دعا یا سوره ای از سوره های قرآن به اراده پروردگار جهان مستقیما در جهان اثر می گذارد.
آن اثری که خداوند در یک بنفشه یا قرص تب بر گذاشته، این اثر را در یک آیه قرآن یا در یک دعا یا در اراده یک ولی خود هم می گذارند.
این مرد ولی اوست.
این مرد بنده اوست، اراده ای قوی و نیرومند دارد.
مردی است که جهان او را می شناسد. موجودات و ذرات او را می شناسد، چون ولایتش بر کاینات عرضه شده و همه ولایت او را بپذیرفته اند.
وقتی این طور است که با یک چنین موقعیت و اراده ای قوی و نیرومند، به اراده خود و به خواست خود جلوی حادثه ای یا پیشامدی یا چیز ناگوار را می گیرد، یا کسالتی را رفع می کند، پس چنین چیزی ممکن و معقول است.
سوره اذا زلزلت می توان چنین آثاری مادی و خارجی داشته باشد.
اما در مورد چه کسی و چه شخصی؟ با چه شرایطی و در چه حالی و با چه عقیده و ایمانی بخواند، تا چه حد با محتوای سوره زلزال خود را تربیت کرده و ساخته باشد، این حرف دیگری است.
به طور اجمال این مطلب ممکن و معقول و پذیرفتنی است، چون امام ششم ما فرموده است.