گنج معانی (مجموعه اشعار) ابوالمکارم نورالدین میرسید علی علامه فانی

نویسنده : سید محمد حسن شریعت موسوی

مقدمه

بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمده است - خلق شهری از دل و جانش خریدار آمده است
نقد هر خوبی که در گنج ملاحت جمع بود - یک به یک در حلقه آن زلف چون مار آمده است
بوسه ای ز آن لعل بر بودیم و آسان گشت کار - گرچه بر طبع حسودان نیک دشوار آمده است
گر به کار ما نظر کرد او چه باشد؟ سالها - خون دل خوردیم تا امروز در کار آمده است
پس از سال ها تلاش و کوشش، تتبع و تحقیق، توانستیم مجموعه ای کوچک و ناچیز گردآوری کرده و به اهل معنا، تقدیم کنیم.
مجموعه ای که اکنون پیش روی شماست اگر چه ظاهرا نمودی از تلاش در آن به چشم نمی خورد ولی سالیان سال فکرهایی را به خود معطوف داشت تا قطره قطره و ذره ذره از این جا و آن جا جمع آوری تا به شکلی وزین و در خود عرضه گردد.
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق - تا بگویم شرح درد اشتیاق
شرح این هجران و این خون جگر - این زمان بگذار تا وقت دگر
«گنج معانی» که حاوی گوشه ای کوچک و جرعه بس اندک از تراوشان طبع وقاد و ذوق و قریحه نقاد علامه فانی است در حالی به جامع فرهیخته شیعه عرض می گردد که حدود بیست سال از خاموش شدن چراغ زندگی ناظم آن می گذرد و با و جود آماده بودن دیوان اشعار معظم له برای چاپ و نشر هیچ اقدامی در جهت استفاده از آن اشعار عملی نشد ولی به هر حال بنا بر قاعده «المیسور لایترک بالمعسور» و «ما لایدرک کله لا یترک کله» ما نیز به همین مدت مشغول جمع آوری و تدوین این مجموعه بوده ایم تا به حمدللله و المنة اخیرا موانع مرتفع و شرایط مقتضی برای چاپ و نشر به دست آمد. اکنون ضمن حذر از اطاله کلام، بدون اتلاق وقت، در مورد مجموعه حاضر، چند نکته را یادآور می شوم:
الف) تنوع اوزان شعری و بحور عروضی: تردیدی نیست که سرودن اشعار در هر قالب و هر مضمون و محتوا نیازمند دانستن اوزان شعری و بحور عروضی می باشد. خواننده محترم می تواند با نظر انداختن به اشعار این دفتر و مطالعه و دقت در اوزان شعری و بحور عروضی که مرقوم افتاده است پی به تبحر شاعر در این حوزه ببرد. ایشان تقریبا در تمام بحور شعری شایع در زبان فارسی شعر سروده اند و نیز به شهادت غدیریه عربی و غزل سوگمندانه در رثای حضرت سید الشهدا علیه السلام در بحور شعر عرب نیز همچون ادیبی عرب زبان آگاه بوده اند.
ب) وسعت گنجینه واژگان: از آن جا که شعر آن هم شعر مذهبی که در ضمن خود تعالیم متنوعی را در بر دارد، در جهت استفاده و حظ معنوی افراد می باشد لذا کسی که پای در این عرصه می گذارد علاوه بر اطلاعات دقیق و عمیق و محققانه مذهبی، باید بیشترین میزان واژگان را در ذهن خود داشته باشد. خصوصا وقتی به ترکیب سازی و پرداخت و ایجاد تعبیرات تازه احساس می گردد. خوانده با مطالعه این اشعار به غنای واژگانی سراینده پی می برد.
این مسئله فقط به این جا ختم نمی شود بلکه زمانی که شاعر به سرودن می پردازد ترکیب واژگان باید در قالب های شعری و عروضی سازگار آید این خود قوت مضاعف می طلبد.
نکته ای که شایان ذکر است این که: شاعر و ناظم گران قدر به جهت غور در آیات قرآن و احادیث خصوصا مفردات و ترکیبات زیادی از قرآن و احادیث در این دفتر حضوری فعال دارد. به عنوان نمونه واژگان می توان به: «افلح المومنون»، «مزمل»، «مدثر» و «رب السموات»، و به عنوان نمونه تعبیرات خاص به» «با مژگان جارو نمودن» و «تا شدن زانوی هوش»، و به عنوان نمونه ترکیبات خاص به» «شاهسوار قاب قوسین»، «صفر الکف» و «کشتی جهار موجه» اشاره نمود.
ج) نوعی کاربرد زبان فارسی در شعر: وقتی دو نفر فارسی زبان با یکدیگر سخن می گویند طرز جمله بندی آنان به گونه ای است که اجزای جمله هر کدام به طور دقیق در جایگاه خود واقع می شود ولی در شعر این گونه نیست بلکه شاعر مجبور است به جهت میزان شدن سخن در وزن شعر کلمات را جا به جا کند و در نتیجه نحو زبان دیگر ترتیب خود را از دست می دهد. البته این مسئله در شعر معفو است و هیچ اشکالی ندارد ولی
تبحر شاعر و آشنایی او با روح زبان و ظرافت ها و ظرفیت های آن او را به سمتی سوق می دهد که اشعار خود، به خود صورتی موافق با نحو منطقی زبان می یابد، به این ابیات توجه فرمایید:
طوفان نوح دیده گریبان زینب است - آشوب حشر موی پریشان زینب است
داغ برادران و عزیزان به نیم روز - عشری ز دردهای فراوان زینب است(1)
تا پایان قصیده تقریبا تمام ابیات به صورت نحو طبیعی و منطقی زبان فارسی است و کمتر دخل و تصرفی در ترتیب نحوی کلمات شده تا آن را با وزن عروضی سازگار سازد، این یکی از توانایی های خاص شاعر است.
نمونه ای دیگر:
با سفله هر چه بیش صفا می کنی خطاست - چون سفله در هوای خطا از صفا جداست (2)
و یا غزل اخلاقی با ایم مطلع:
بانگ خروس در سحر آوای عشق اوست - این صوت دلنواز یقین دان به یاد هووست (3)
و انبوهی از ابیات دیگر.
د) قافیه و ردیف: یکی از شگردهای شاعری و قدرت ذهن در ترتیب متقن شعر علاوه بر نظم طبعی و ترتیب نحوی کلمات، قافیه متناسب و مزین بودن شعر به ردیف می باشد. خواننده با مطالعه این اشعار در می یابد که این مزیت به خوبی در مجموعه اشعار مرعا آمده است:
ای ره عقل گم شده در طرق کمال تو - زانوی هوش تا شده در سپه جلال تو
پیر خرد به درگهت دست دعا بر آسمان - تا که خدا ببخشدش بهره ای از نوال تو (4)
نکته مهم ترین این که: آوردن برخی از قوافی در سرودن شعر بسیار سخت و سهمگین است، نقادان قدیم می گفتند قوافی شعری مانند کلمات مختوم به «ل» و «ر» و «م و «ق» و «ف» و «و» خصوصا در پیدا کردن واژگان محفوظ در ذهن نیاز به تلاش و فعالیت ذهنی بسیار دارد. از این نمونه اشعار که هم ردیف دارد و هم قوافی مختوم به حروف مشکل کم نیست و باز توجه داده می شود که واژگانی که مختوم به حروف یاد شده اند در زبان فارسی رایج بسیار کم است.
اگر به دیده زنم در فراق یار انگشت - هزار لجه خون ریزد از کنار انگشت
در این شعر علاوه بر مضمون آفرینی ردیف «انگشت» که بسیار صعب و مشکل است به کار بردن واژگان مختوم به «ر» قدری سراینده را دچار تعذر می کند و کسانی که مسلط به زبان هستند این توانایی را دارند.
و نیز در مجموعه دوازده بند مرثیه حضرت سیدالشهدا علیه السلام که به اقتفای محتشم کاشانی سروده شده توانایی سراینده کاملا آشکار است، زیرا در مقایسه این دوازده بند با دوازده بند محتشم در می یابیم که فقط در قالب شعری استفاده شده (ترکیب بند) از محتشم تبعیت شده ولی مضامین کاملا تازه و کم نظیرند و این مسئله توانایی سراینده را علاوه بر کاربرد واژگان و ترکیبات جدید، به بیان محتوای تازه معلوم می دارد.
ه) تناسب آهنگ اوزان اشعار با محتوی و مضمون:
جانم فدای عارض پر نور چون مهش - ای کاش می نمود ز حالم کس آگهش
او یوسف دست و دل شده دیوانه از چهش - بنگر به عاشقان جفا کش که در رهش
افتاده با تن تب دار صف به صف (5)
این شعر مخمسی است در معاشقه با حضرت ولی عصر- عجل الله تعالی فرجه الشریف-، قاعدتا شعر عاشقانه آهنگی با طنین خاص خود را می طلبد؛ یعنی عشق و طب نیازمند وزن شعری با طراوت نیز هست وزن (مفعول فاعلات مفاعیل و فاعلن) وزنی شاد و برای مضامین عاشقانه کاملا مناسب است:
دشت زمین سبزه شد، گشت زمان مشکبار - عطر فشان شد فضا، نعره زنان جویبار
چهچهه بلبل شنو بر سر بید و چنار - خنده گل طعنه زن بر رخ مسکین هزار (6)
این شعر بهاریه است و در وصف ماه پر برکت رجب که احتمالا ماه رجب با بهار تلاقی داشته است. در این شعر علاوه بر وزن شعر و آهنگ آن که متناسب با بهار و وصف ماه رجب است، استفاده از عناصر واژگانی مانند «سبزه» «عطرفشان» «چهچه بلبل» «خنده گل» «بید و چنار» «نسیم» «بوی خوش نوبهار» کاملا متناسب با شعری در وصف بهار است و طرف انگیزی شعر خواننده را به خواندن شعر تا پایان آن تشویق می نماید.
خیال ار بشکند شب ها طلسم خواب را در سر - مبادا از خواب بگریزی شوی با وهم هم بستر (7)
از آن که این شعر در معنای تفکر و شب زنده داری و بیان عروج به عالم اندیشه است پس باید آهنگ آن محکم استوار و با صلابت باشد، وزن «مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین» کاملا با این محتوا تناسب دارد.
نمونه دیگری شعری است در مرثیه حضرت علی اصغر علیه السلام:
مگر ای شاه نبینی که علی اصغر من - از عطش سوخته جان بال زند در بر من
آهنگ این شعر کاملا حزن و مرثیه متناسب است. وقتی خواننده تا آخر این مثنوی را می خواند احساس می کند هوای بازدمش در سینه باقی می ماند و بیرون نمی آید، زیرا وزن «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» باعث می شود ناخواسته واژگان مورد استفاده حالتی پیدا کنند مانند کسی که در گریه کردن و سخن گفتن کلمات را یکی یکی نا تمام باقی می گذارد، اما مقصود را می رساند.
با توجه به دیگر اشعار و دقت در آن ها در می یابیم در غالب شان این خصوصیت وجود دارد:
به یاد آورد، دم خاطر آن پیر فانی را - ز گوهرهای غلطانش بجو گنج معانی را
مطالب یاد شده مشتی از خروار بود جهت آگاهی اجمالی خواننده محترم، اما بیان ویژگی های شعری این دفتر مجالی وسیع و در خود می طلبد و در این جا به اختصار و اجمال از آن گذشتیم ودر آینده نقد فنی و ارزش گذاری ادبی این مجموعه پیش خاطر خواننده محترم قرار خواهد گرفت.
در پایان توجه به چند مطلب لازم و ضرری می نماید:
اولا:
«به اعتماد سعت اخلاق بزرگان که چشم از عوایب زیر دستان بپوشن و در افشای جرایم کهتران نکوشند کلمه ای چند به طریق اختصار در این کتاب درج کردیم و برخی از عمر گران مایه بر آن خرج... بماند سال ها این نظم و ترتیب».
ثانیا: فرض و واجب می دانم که از زحمات همه کسانیکه در تهیه این مجموعه گران بها تشریک مساعی کردند تشکر کنم از اولین گام ها تا واپسین مراحل تکمیل.
همان طور که قبلا اشاره شد اشعار مرحوم آیت الله العظمی علامه فانی قبل از فوت ایشان آماده چاپ بود، ولی بعد از رحلت ایشان بنا بر عللی تا کنون چاپ نشده است، پس مجموعه اشعار حاضر در دو بخش توسط نگارنده تنظیم شده است، به جز بخش دوم که قبلا دو بار به صورت مستقل چاپ شده، بخش اول به صورت پراکنده بوده و جمع آوری گردیده از کتاب های مختلف مثل: سوگوار یک هزار و چهارصدمین سال شهادت حضرت زهرا علیهما السلام اثر سید حجت موحد ابطحی، شراره عشق اثر حداد کاشانی- سیر الی الله و بیان الخیانه و دوازده بند اثر ناظم گرامی و نیز از مکتوبات و محفوظات مرحوم حاج مرشد عباس تولا رحمة الله و مکتوبات برخی از مربوطین که اشعار را مرحمت فرموده اند از همگی ایشان و همه عزیزانی که با نظریات، پیشنهادها، بازبینی، تشویق ها، همراهی ها، همیاری ها و همکاری ها مرا یاری کرده اند، تشکر و قدر دانی می کنم.
ثالثا: با نهایت احترام و کمال تواضع حاصل زحمات خود را تقدیم می کنم به بزرگوار مادر صبور و رنج کشیده صبیه مکرمه مرحوم علامه فانی حاجیه خانم صدیقه علامه فانی، او که به حق عاشق دلباخته حضرت معصومین علیهم السلام و منتظر گریان حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحنا فدا- و خادم صادق مکتب ولایت می باشد، امید که پذیرا باشد دوام عمر با عزت او را از یگانه پروردگار جهانیان خواهانم.
در پایان ضمن گرامی داشت خاطر آن عالم و عارف فرزنانه، و اظهار تاثر و تاسف از جای خالی آن بزرگ مرد در جمع دانشمندان فرهیخته، به عنوان حسن ختام این خطاب یکی از شاگردانش را یاد آور می شویم:
لئن کنت فی عز الولایة فانیا - فقد صرت فی دار المقامة باقیا
ایام فاطمیه حضرت زهرا علیها السلام 1430
خرداد ماه 1388 قم المشرفة
سید محمد حسن شریعت موسوی

اولین پیش نوشت(8)

بسم الله الرحمن الرحیم
از حقیر خواسته شده چند کلمه ای درباره ارادتم به مرحوم (9) آیة الله العظمی علامه فانی- طالب ثراه- بنویسم.
در این خمار به فریاد ما برس، ساقی! - که غیر رعشه کسی دست ما نمی گیرد!
سخن در باره راد مردی بزرگوار، اسوه تقوا و فضیلت، عالمی ربانی و فقیهی صمدانی و عارف و فیلسوفی آسمانی که به راستی از مفاخر علمی اسلام به شمار می رود، به میان آمده، با نگاهی کوتاه ولی عمیق، به این نتیجه می رسیم که خامه از ترسیم دورنمای دریای عظیم علمی که در روح آن بزرگوار موج می زد ناتوان است، (چرا) که اقیانوسی در کوزه جای نگیرد و آبشار در چشمه سوزان نگذرد و مادر گیتی بزرگ مردی این چنین مجمع فضایل و جامع کمالات انسانی به این آسانی در دامن خود نمی پروراند.
آری، مرا چه زهره که از ژرف و پهنای اقیانوسی سخن گویم که خود هنوز در ابتدای ساحل آن نرسیده ام، مگر نگفته اند که:
«معرف باید اجلی (از معرف) باشد (10)»؟!
علی هذا امثال این حقیر در این وادی بس نابخردیم که نظری داشته باشیم و در اطراف رادمردی سخن بگوییم که به راستی نطق ها و قلم ها عاجز در توصیف اوست، بهتر است لب فرو بسته سکوت کنم! زیرا، لااقل سکوت، زبان گویای دل است و ترجمان احساسات نهان.
اینک به ناچار هر چه کوتاه نکته در این نامه به عرض می رساند:
شخصیت آیه الله العظمی علامه فانی- طاب ثراه- ابعادش چندان زیاد است که به احصا نمی آید.
حقیر گاهی به محضر پرفیض آن عالم ربانی و عارف و فیلسوف آسمانی می رسیدم و از محضرش که فیض محض بود به اندازه توانم بهره ها می بردم. روزی در بستر بیماری غنوده بودند، برای عیادت معظم له رفتم، بدیهی است ایشان وقتی سوال علمی از محضرشان می شد چنان شکفته می شدند که گویی از دریای خروشان علمی، صدفی را بخواهند به فقیری عنایت کنند. من یک سوال فلسفی از ایشان کردم با حال وجدی جواب مرا دادند، من بسیار بهره برده ولی قانع نشدم، از محضرشان اجازه خواسته مرخص شدم.
چند روز بعد در رابطه با همان سوال ها یکصد صفحه به رشته تحریر آورده به نام مستجابی نامه یا سیر الی الله برایم ارسال داشتند. من از این بزرگواری و عظمت روح و استغنای طبع بی نهایت مشعوف شده و درس گرفتم لااقل تا پایان عمر از آن کسب فیض می کنم.
ای که پنداری خموشم در وداع دوستان ! - گر زبان شمع دانی هر نگاهم ناله ای است
معظم له از آیات عظام و از اکابر فقها و متکلمین عصر خود بودند که در فقه، حکمت، فلسفه، کلام، حدیث و رجال بسیار متبحر و در اکثر علوم استاد مسلم؛ چنان چه می توان گفت:
کان عالماً بارعاً و کلیماً و ناقداً بصیراً و محققاً نحریراً من المتکمین الاجلاء و
الفقهاء الأزکیاء.... .

دومین پیش نوشت(11)

کتاب مستطاب گنج معانی که حاوی (قسمتی) از آثار منظوم مرحوم آیه الله العظمی نورالدین ابوالمکارم میر سید علی علامه فانی رضوان الله علیه است، اکنون به صورتی منقح و مصحح و به شکلی آبرومند در دست رس شما خوانند گرامی قرار دارد.
کتاب هایی از این دست- یعنی کتبی که مشحون از مدایح و مراثی معصومین علیهم السلام باشند - اگر چه به نظر می رسد که فراوان است، اما وقتی کسی قصد انتخاب داشته باشد، می بیند که در این زمینه کتبی که ارزش والایی داشته باشد و بتوان با اطمینان خاطر قطعه ای از مدایح یا مراثی آن را انتخاب کرد بسیار کم است، زیرا بسیاری از این منظومه ها یا از سوی کسانی است که فقط طبع شاعرانه ای داشته اند- و البته ایمان و اعتقاد و صمیمیت کامل، آنان را به سرودن این منظومه ها واداشته است- اما پشتوانه علمی و تاریخی، بهره ای صحیح و متکی به علوم حدیث و رجال و تاریخ نداشته اند. اینان به جهت ذوق شاعرانه و همان ایمان و اعتقاد قلبی، اشعاری که سروده اند بسیار مورد توجه قرار می گیرند، اما از نظر علمی و اسلامی نقایصی دارد که گاه باعث انحراف افکار عاشقان خاندان رسالت علیهم السلام می گردد، زیرا در جایی غلو بی مورد و در جایی دیگر تفریط ناقض غرض اعمال شده است.
از طرف دیگر عالمان متبحری هستند که در علومی از قبیل: حدیث، رجال و تاریخ مهارت دارتد و عمری در این راه کوشیده اند و به درجات علی علم و معرفت و ایمان رسیده اند، اما ذوق شاعرانه کافی در وجود آن ها ننهاده اند و آنها گمان می کنند که بدون داشتن این ودیعه الهی می توانند از شعر و شاعری در راه بیان افکار دینی و اظهار ارادت به خاندان رسالت علیهم السلام استفاده کنند و هم اینانند که- در ضمن احترام به آن ها- باید آن ها را «متشاعر» نامیده، زیرا با مطالعه اشعار اینان روشن می گردد که آنان با مطالعه اشعار شاعران قدیم، تقلید گونه ای از آثار آنان را به عنوان «شعر» عرضه کرده اند، که هرگز باعث هیجان و توجه فارسی زبانان به این چنین سخنان به ظاهر منظومی نمی شوند. در این آثار منظوم از نظر اصول فکری و اعتقادی نه غلوی مشاهده می شود و نه نقصی و کم و کاستی، اما فارسی زبانان به خواندن این منظومات رغبتی ندارند و از خواندن آن ها لذتی نمی برند.
اما کتاب گنج معانی از این دو دسته نیست، زیرا ناظم دانشمند این کتاب، هم دارای ذوق و استعداد شاعرانه بی نظیری و یا لااقل کم نظیر است، و هم از پشتوانه علمی و مذهبی و تاریخی زیادی برخوردار است و انسان، با اطمینان خاطر می داند که مطالب کتاب، حقایق متقی است که از ذهن وقاد و شاعرانه عالمی متقی و دقیق و حساس بیرون آمده است، و این در کمتر کتابی از این دست مشاهده می شود.
علاوه بر این، از سراسر کتاب، آثار ایمان و اعتقاد به مبدا و معاد نمایان است و وقتی انسان این دریای صمیمیت و اعتقاد را مشاهده می کند غرق در بهجت و سرور می شود که «ای کاش من هم مانند این دریای مواج در دل خویش چنین گوهرهای ایمان و اعتقاد را داشتم و تا این حد به مبدا و معاد اعتقاد داشتم».
و با این همه از سراسر این ابیات منظوم، انفعال و شرم ساری در پیشگاه با عظمت خالق یکتا و انبیای عظام و (ائمه) معصومین علیهم السلام آشکار است؛ کسی که از سراسر وجودش ایمان و اعتقاد و عمل به احکام و دوری از گناه نمایان است، در هر قطعه ای و منظومه ای خود را گناه کار و تهی دست از مکارم اخلاقی و عبادات می داند و فقط به فضل الهی امیدوار است و از عدل او هراسان، و این نیست مگر از صفای باطن و اعتقاد و ایمان و استحضار از خشم و غضب خداوند متعال و استظهار به لطف و مهربانی پروردگار یکتا؛ و این کتاب مستطاب بیش از آن چه انسان را بر سر ذوق آورد، راهنمای فکری و اعتقادی است و از این جهت نیز کتابی است که در راستای تقویت مبادی اعتقادی و دینی بسیار موثر است.
منظومه چهارده معصوم علیهم السلام نیز در این کتاب (که قسمت دوم کتاب را تشکیل می دهد) بسیار خواندنی و مفید است، زیرا (افزون بر مطالب گذشته) چنان که می دانید: آن چه به زبان شعر و در قالب نظم باشد زودتر از نثر در حافظه جای می گیرد و از این جهت بود که در روش تعلیم و تربیت سابق، اغلب مطالب را به حالت منظوم در می آوردند و در مکتب ها و دبستان ها به اطفال و نوجوانان می آموختند، مانند نصاب الصبیان و القیة ابن مالک و تعریفات جرجانی، و فرهیختگان آن مکاتیب اکنون هم در گوشه و کنار مملکت فزون و فراوانند، از این جهت است که در این منظومه بسیار مفید، شرح حال چهارده معصوم علیهم السلام به صورتی دل پذیر در لباس نظم در آمده است، که هم موضوع را دل نشین ساخته و هم حفظ کردن آن را آسان کرده و هم برای ناظم آن، اجر اخروی و شهرت دنیوی فراهم آورده است، رحمة الله علیه و رضوانه.
آن چه در این کتاب مستطاب مایه نگرانی می باشد این است که ناظم دانشمند آن، لغات و ترکیباتی به کار برده اند که گاهی از سطح معلومات عمومی مردم عادی بالاتر است و من به دست اندرکاران چاپ کتاب توصیه می کنم؛ لغات و ترکیبات این کتاب را یا در حواشی و یا در پایان کتاب معنی کنند که خوانندگان کتاب در بعضی از موارد، در معانی و مفاهیم کتاب، معین و یاوری داشته باشند و آن شادروان خلد آشیان را به دعای خیر یاد کنند، ان شاء الله!
اصفهان- 14 مرداد 1378
دکتر محمد جواد شریعت